چرا سوت كارخانه‌ها به صدا در نمي‌آيد؟!

۱۴۰۵/۰۷/۱۹ - ۲۳:۵۹:۱۷
کد خبر: ۴۰۶۶۸۸

چند روز از درگذشت مهندس محسن خليلي مي‌گذرد. كارآفرين و صنعتگرِ تشكل‌گراي عاشق ايراني كه فقدانش بي‌شك ضايعه‌اي بزرگ براي ميهن‌مان در اين روزهاي سخت و خطير است.

حسين حقگو

چند روز از درگذشت مهندس محسن خليلي مي‌گذرد. كارآفرين و صنعتگرِ تشكل‌گراي عاشق ايراني كه فقدانش بي‌شك ضايعه‌اي بزرگ براي ميهن‌مان در اين روزهاي سخت و خطير است. واكنش فعالان و تشكل‌هاي اقتصادي و صنعتي و بعضي از رجال سياسي هر چند قابل توجه و تقدير است، اما شايد هنوز نه در حد و اندازه‌هاي جايگاه بي‌بديل اين بزرگمرد . 

اي بسا فقدان چنين شخصيت بي‌نظيري كه بيش از هفت دهه عمر كاري و حرفه‌اي و لحظه لحظه زندگي شخصي خود را از زماني كه خود را شناخت، صرف پيشرفت و توسعه اين سرزمين و كاهش رنج و درد اين مردم كرد، در هر جامعه‌اي بسيار بيش از اين برجسته مي‌شد و سوت كارخانه‌ها در كشور براي اداي احترام به او به صدا در مي‌آمدند و مرگ‌شان نقطه عطفي قلمداد مي‌شد براي نگاه دوباره به خود و راهي كه اقتصاد و صنعت و نظام حكمراني در مسير پيمودن آن است.

 اين سخن نه از منظر نياز و توقع چنان رفتگاني به چنين تجليل‌ها و گراميداشت‌هايي، بلكه پيام به كساني است كه در گوشه گوشه اين سرزمين خشت بر خشت مي‌نهند و ايران عزيزمان را مي‌سازند. از كشاورزان و معدنكاران و كارگران پروژه‌هاي عمراني و صنعتي و... كه در سخت‌ترين شرايط و دورافتاده‌ترين نقاط ميهن مشغول كارند تا فعالان اقتصادي و صنعتي كه در محيط‌هاي كارخانه‌اي و نهادهاي حرفه‌اي و تشكلي و... بار سنگين ناملايمات شديد تحريم‌ها و جنگ و فضاي كسب و كار نامناسب و... را بر دوش مي‌كشند تا مانع تعطيلي بنگاه‌ها و بيكاري كاركنان و كمبودهاي كالايي و خدماتي و...شوند. 

مهندس خليلي در دلنوشته‌اي از زندگي خود اهميت «كار» را چنين شرح مي‌دهد: «هر انساني را شايد بتوان در مفهومي «معنا» كرد. يكي را در «اعتراض» و «عصيان» و ديگري را در «اطاعت» و «پيروي». يكي را در «جود» و «بخشش» و ديگري را در «خست» و «تنگ‌نظري»، يكي را در «بطالت» و «روزمرگي» و ديگري را در «تلاش» و «خلاقيت» و... و من اما خود را در مفهوم «كار» معنا مي‌كنم. «كار» در معناي «ساختن» و «خلق كردن». براي من «كار» معناي «بودن» و دليل «بودن» است. دليل حيات و تداوم آن. چنانكه از 12 سالگي در كارگاه كوچكم در محوطه خانه پدري با ابزاري كه گرد آورده بـودم در حـد بضاعتم محصولات مختلف فلـزي مي‌ساختم. آري سلامت و سعادت جوامع در گروي كار است، فراسوي ساخته‌هاي طبيعت آنچه از نظر مي‌گذرد يا امكاني كه در اختيار ماست و حتي ارزشي كه تجلي مي‌كند حاصل و زاييده «كار» است.» 

مهندس خليلي عالي‌ترين شكل «كار» و «ساختن» را در قالب «توليد صنعتي» معنا مي‌كرد. قالبي كه از طريق تضمين حقوق و آزادي‌هاي اساسي در بازاري آزاد و رقابتي و با دولت پاسخگو و شهروند مسوول فراهم مي‌آيد. مولفه‌هاي كه متاسفانه جامعه ايران در ضعف آنها بسيار در رنج است. چنانكه «پروژه»‌اي شدن امر توسعه و فروكاهش آن به پروژه‌هاي آمرانه «زيرساختي» و كاربرد «مصرف‌شدگي» و نه برآمده و محصول خلاقيت و اراده آزاد انسان ايراني و سازوكار دمكراتيك و درهم تنيده با زندگي اجتماعي سبب بي‌تفاوتي بعضي از هموطنانمان به اثرات ويرانگر جنگ تجاوزكارانه اخير و تهديد نابودي زير ساخت‌هاي اقتصادي شده است.

سويه ديگر ماجرا يعني ضعف ساختاري حكمراني اقتصادي در برقراري محيط مناسب براي كار و فعاليت آحاد اجتماعي، مساله «روياي ايراني» است . متاسفانه بايد پذيرفت روياي بسياري از ايرانيان همچون حاكمان با نفت گره خورده و بر ساخته «توهم نفتي» است. اينكه به واسطه منابع نفتي و گازي و معدني و... ملتي ثروتمنديم و كمتر نياز به كار و تلاش داريم و كافي است اين منابع را درست و عادلانه تقسيم و توزيع كنيم و...؛ دولتي كه متكي به درآمدهاي نفتي و شبه نفتي است و برنامه‌هاي تخيلي مي‌نويسد (چشم‌انداز 1404 و قدرت اول منطقه شدن و رشدهاي 8 درصدي برنامه‌هاي توسعه و...) و مردمي كه وجود منابع طبيعي را براي توسعه‌يافتگي كافي مي‌پندارند و رويابافي مي‌كنند، دوسويه توسعه نايافتگي‌اند .

 اين، آن دوگانه‌اي بود كه روح و روان محسن خليلي را بسيار مي‌آزرد و تمامي عمر در تلاش بود تا از طريق تشكل‌گرايي و ارتقاي آگاهي‌ها فردي در قالب كار جمعي، زبان مشترك بين فعالان اقتصادي و دولت را بيابد و «توليد ثروت» را جايگزين «توزيع ثروت» در روياي ايراني كند تا «از گذشته رها شويم و كار كنيم، كار، كار، كار.» (آنتوان چخوف - باغ آلبالو) 

 آيا در فقدان چنين بزرگمردي نبايد به پا خاست و سوت كارخانه‌ها را به صدا در آورد و نه در زبان و كلام، بلكه در عمل و ايجاد فضاي عشق و صلح و آشتي و نه جنگ و تضاد و ستيز در داخل و خارج اين سرزمين به او اداي احترام كرد و بسترهاي پيشرفت و توسعه ايران عزيز را ساخت، آنچنانكه محسن خليلي عاشقانه و دردمندانه در مسير تحقق آن كوشيد؟! 

بیمه ملت