اينترنت ماهوارهاي در تقاطع امنيت و ارتباطات
اظهارات رييس مركز ملي فضاي مجازي درباره استارلينك، بار ديگر اين پرسش را پيش كشيده است كه مواجهه ايران با اينترنت ماهوارهاي قرار است در مسير توسعه فناوري و ايجاد گزينههاي ارتباطي جديد براي كاربران دنبال شود يا عمدتاً بر پايه مقابله و محدودسازي استوار باشد.
اظهارات رييس مركز ملي فضاي مجازي درباره استارلينك، بار ديگر اين پرسش را پيش كشيده است كه مواجهه ايران با اينترنت ماهوارهاي قرار است در مسير توسعه فناوري و ايجاد گزينههاي ارتباطي جديد براي كاربران دنبال شود يا عمدتاً بر پايه مقابله و محدودسازي استوار باشد. رييس مركز ملي فضاي مجازي از موفقيت ايران در از كار انداختن مديريتشده پايانههاي استارلينك در ديماه سال گذشته خبر داد و گفت كشور علاوه بر آن عمليات، ابزارهاي ديگري نيز براي شناسايي و جلوگيري از فعاليت اين پايانهها در اختيار دارد؛ ادعايي كه در كنار بحثهاي مطرحشده درباره تنظيمگري، امنيت سايبري و تداوم فعاليت كسبوكارهاي اينترنتي، تصوير پيچيدهاي از آينده مواجهه ايران با اينترنت ماهوارهاي ترسيم ميكند.
اينترنت ماهوارهاي و بهطور مشخص استارلينك، بار ديگر به يكي از مهمترين موضوعات بحث درباره آينده فضاي مجازي ايران تبديل شده است؛ اينبار نه صرفاً از منظر دسترسي به اينترنت، بلكه در قالب يك مساله امنيتي و فني. سيدمحمدامين آقاميري، دبير شوراي عالي و رييس مركز ملي فضاي مجازي، در همايش سكوهاي اينترنتي اعلام كرد كه ايران براي نخستينبار توانسته است پايانههاي استارلينك را در جريان تحولات ديماه سال گذشته از كار بيندازد؛ ادعايي كه به گفته او رسانههاي غربي نيز در همان مقطع آن را تأييد كردهاند. آقاميري البته موضوع را به همان عمليات محدود نكرد و گفت ايران ابزارهاي ديگري نيز براي مقابله با استارلينك در اختيار دارد. به گفته او، كشور از نظر فني براي مواجهه با تهديدهاي احتمالي مرتبط با اينترنت ماهوارهاي آمادگي دارد و فناوريهاي مورد نياز براي شناسايي و جلوگيري از فعاليت پايانههاي استارلينك توسعه يافته است. اين اظهارات در شرايطي مطرح ميشود كه استارلينك طي سالهاي اخير به يكي از جديترين نمونههاي تغيير معماري دسترسي به اينترنت تبديل شده است؛ سرويسي كه برخلاف شبكههاي سنتي، براي ارايه ارتباط به كاربران وابستگي مستقيمي به زيرساختهاي زميني داخل كشور ندارد. همين ويژگي، اينترنت ماهوارهاي را هم به يك فناوري ارتباطي و هم به موضوعي در حوزه حاكميت، امنيت و تنظيمگري تبديل كرده است. ادعاي آقاميري درباره موفقيت ايران در از كار انداختن پايانههاي استارلينك، اگرچه از منظر توان فني و دفاع سايبري قابل توجه است، اما يك پرسش مهمتر را نيز مطرح ميكند: در مواجهه با فناوريهايي كه مرزهاي جغرافيايي و زيرساختي سنتي اينترنت را تغيير دادهاند، سياستگذاري ايران قرار است بيشتر بر «مقابله» استوار باشد يا «تنظيم و مديريت»؟
از تنظيمگري سنتي تا فضاي مجازي در حال تغيير
بخش مهمي از سخنان آقاميري در همايش، به همين مساله تنظيمگري اختصاص داشت. او معتقد است فضاي مجازي ديگر مجموعهاي از بخشهاي جدا از هم نيست و محتوا، خدمات و زيرساخت در آن به يكديگر گره خوردهاند. در نتيجه، الگوي سنتي تنظيمگري كه هر بخش را جداگانه مديريت ميكرد، نميتواند پاسخگوي پيچيدگيهاي امروز باشد. از نگاه رييس مركز ملي فضاي مجازي، تنظيمگري سنتي در برابر اين تحولات با يك دوگانه روبرو شده است؛ از يك سو سختگيري بيش از حد ميتواند به كسبوكارها آسيب بزند و از سوي ديگر، تساهل بيش از اندازه ممكن است به «تسخير تنظيمگر» و تضعيف وظايف حاكميتي در حوزههايي مانند امنيت و حريم خصوصي منجر شود. اين مساله درباره فناوريهايي مانند استارلينك اهميت بيشتري پيدا ميكند. اينترنت ماهوارهاي اساساً بخشي از قواعد مرسوم ارتباطات زميني را به چالش ميكشد. در چنين شرايطي، صرفاً تلاش براي جلوگيري از فعاليت پايانهها نميتواند پاسخگوي تمام ابعاد مساله باشد؛ همانطور كه رها كردن كامل اين حوزه نيز ميتواند نگرانيهاي امنيتي و حاكميتي ايجاد كند. به بيان ديگر، چالش اصلي تنها اين نيست كه آيا ميتوان يك پايانه را از كار انداخت يا نه؛ مساله بزرگتر اين است كه اگر فناوري ارتباطي جديدي امكان دور زدن بخشي از زيرساختهاي موجود را فراهم كند، سياستگذار چگونه بايد با آن مواجه شود.
ادعاي «خاموش كردن» پايانهها و يك سوال بزرگتر
آقاميري در سخنان خود تأكيد كرد عمليات از كار انداختن پايانههاي استارلينك «كاملاً موفق» بوده و آن را يكي از ابزارهاي ايران براي مقابله با اين فناوري دانست. او همچنين گفت ابزارهاي ديگري براي شناسايي و جلوگيري از فعاليت اين پايانهها در اختيار كشور قرار دارد. اين بخش از اظهارات رييس مركز ملي فضاي مجازي از آن جهت اهميت دارد كه نشان ميدهد نگاه حاكميتي به استارلينك صرفاً به عنوان يك سرويس ارتباطي نيست. در اين نگاه، اينترنت ماهوارهاي ميتواند در شرايط بحراني به يك ابزار بالقوه براي عبور از محدوديتهاي ارتباطي تبديل شود و به همين دليل، مقابله فني با آن بخشي از آمادگي سايبري كشور تلقي ميشود. با اين حال، در چنين رويكردي يك نكته نبايد ناديده گرفته شود: افزايش توان فني براي مقابله با يك فناوري الزاماً به معناي حل مساله آن فناوري نيست. تجربه سالهاي اخير در حوزه فناوري نشان داده است كه فناوريهاي ارتباطي دايماً در حال تغييرند و هر راهكار محدودكنندهاي ممكن است در برابر نسخه جديدتر يك فناوري، كارايي متفاوتي داشته باشد. از همين رو، اگر استارلينك از منظر امنيتي يك چالش محسوب ميشود، در كنار توسعه ابزارهاي مقابله، شناخت دقيقتر ابعاد اقتصادي، ارتباطي و اجتماعي اين فناوري نيز اهميت دارد. بهخصوص آنكه جذابيت اينترنت ماهوارهاي تنها به امكان عبور از محدوديتهاي زميني خلاصه نميشود و موضوعاتي مانند دسترسي در مناطق محروم، ارتباط در زمان بحران و تابآوري شبكه نيز بخشي از مزاياي بالقوه آن هستند.
جنگ اخير و آزمون تابآوري سايبري
اظهارات آقاميري درباره استارلينك در بخش ديگري از سخنان او درباره حملات سايبري در جريان جنگ اخير معنا پيدا ميكند. رييس مركز ملي فضاي مجازي گفت حملات سايبري از نخستين ساعات آغاز جنگ عليه كشور شروع شد و بخش قابل توجهي از اين حملات با همكاري متخصصان، دستگاههاي اجرايي، نهاد هماهنگكننده و كسبوكارهاي فضاي مجازي مهار شد. او البته پذيرفت كه در چند مورد نيز مهاجمان توانستند آسيب ايجاد كنند، اما تأكيد كرد هدف اصلي اين بوده كه خدمات مورد نياز مردم متوقف نشود و آثار حملات به حداقل برسد. در چنين شرايطي، اهميت زيرساختهاي ارتباطي جايگزين نيز بيشتر ميشود. بحرانها نشان ميدهند كه اينترنت فقط يك ابزار مصرفي براي كاربران نيست؛ بلكه به زيرساختي حياتي براي بانكداري، تجارت، خدمات عمومي، اطلاعرساني و ارتباطات تبديل شده است. از اين منظر، استارلينك را ميتوان همزمان از دو زاويه ديد: يك تهديد بالقوه در نگاه امنيتي و يك فناوري بالقوه براي افزايش تابآوري ارتباطي. سياستگذار ناگزير است ميان اين دو تصوير تعادل ايجاد كند.
امنيت سكوها؛ قرار است كاربر هم ناظر باشد
يكي ديگر از محورهاي سخنان آقاميري، رتبهبندي امنيتي سكوها بود. او اعلام كرد نخستين مجموعه در حوزه پيامرسانها رتبهبندي شده و نتايج آن پس از تكميل فرايندهاي مربوط به اطلاع عموم خواهد رسيد. هدف اعلامشده اين طرح، ايجاد رقابت امنيتي ميان سكوها و فراهم كردن امكان انتخاب آگاهانهتر براي مردم است؛ به اين معنا كه كاربر بداند اطلاعات شخصي و داراييهاي خود را با چه سطحي از ريسك در اختيار يك پلتفرم قرار ميدهد. اين ايده در صورت اجراي شفاف ميتواند گامي مثبت باشد؛ زيرا امنيت را از موضوعي صرفاً فني و پشتصحنه به معياري قابل مشاهده براي كاربر تبديل ميكند. با اين حال، اثربخشي آن به نحوه انتشار شاخصها و استقلال فرآيند ارزيابي وابسته است. رتبهبندي امنيتي زماني ميتواند اعتماد ايجاد كند كه معيارهاي آن روشن، قابل سنجش و تا حد امكان قابل راستيآزمايي باشند.
از بيمه سايبري تا «باگبانتي»
آقاميري همچنين از تغيير رويكرد نسبت به امنيت سايبري خبر داد و گفت حدود دو سال است رويكرد اقتصادي به امنيت در كشور آغاز شده است. بيمه سايبري و توسعه برنامههاي «باگبانتي» از جمله اقداماتي بود كه او به آنها اشاره كرد. بيمه سايبري ميتواند بخشي از هزينههاي ناشي از حوادث امنيتي را مديريت كند و با ايجاد انگيزه اقتصادي، كسبوكارها را به سرمايهگذاري بيشتر در امنيت سوق دهد. برنامههاي باگبانتي نيز با استفاده از ظرفيت متخصصان براي شناسايي آسيبپذيريها، ميتوانند پيش از سوءاستفاده مهاجمان، ضعفهاي امنيتي را آشكار كنند. اين رويكرد از اين جهت اهميت دارد كه امنيت سايبري ديگر صرفاً وظيفه دستگاههاي دولتي نيست. همانطور كه سردار وحيد مجيد، رييس پليس فتا، نيز در اين همايش تأكيد كرد، توزيع امنيت ميان بخش خصوصي، دانشگاه و صنعت ضروري است.
وقتي ۳۹ درصد جرايم سايبري
كلاهبرداري است
رييس پليس فتا در اين همايش اعلام كرد كلاهبرداري ۳۹ درصد جرايم سايبري كشور را تشكيل ميدهد. به گفته او، برداشتهاي غيرمجاز اينترنتي كه پيشتر در رتبه نخست قرار داشت، با اقداماتي مانند رمز پويا كاهش يافته و اكنون كلاهبرداري سهم بيشتري از جرايم سايبري دارد. اين آمار نشان ميدهد مساله امنيت فضاي مجازي فقط در سطح حملات پيچيده دولتي يا تهديدهاي زيرساختي خلاصه نميشود. بخش بزرگي از كاربران روزانه با تهديدهايي مواجهاند كه مستقيماً به دارايي و اطلاعات آنها مربوط ميشود. مجيد همچنين از ضعف اوليه برخي پلتفرمها در مواجهه با بحران خبر داد و گفت پس از برگزاري رزمايش و ارايه توصيههاي لازم، يكي از پلتفرمهاي داراي كلانداده توانسته زمان اجراي اقدامات ضروري را به كمتر از يك ساعت برساند.
تنظيمگري بايد سريعتر از فناوري حركت كند
رييس پليس فتا همچنين بر ضرورت سرعت عمل تنظيمگر در مواجهه با فناوريهاي نوظهور تأكيد كرد. به گفته او، ميان ظهور يك فناوري و فراگير شدن آن فاصلهاي وجود دارد و هرچه تنظيمگر سريعتر وارد عمل شود، مشكلات كاربران و كسبوكارها كمتر خواهد شد. اين نگاه با بحث اصلي آقاميري درباره «تنظيمگري همگرا» ارتباط مستقيم دارد. اما يك نگراني همچنان پابرجاست: سرعت عمل تنظيمگر نبايد صرفاً به معناي سرعت در وضع محدوديت باشد. اگر قرار است تنظيمگري متناسب با تحولات فناوري باشد، بايد بتواند همزمان از امنيت، حقوق كاربران، توسعه كسبوكارها و نوآوري حمايت كند. اظهارات نيما قاضي، رييس انجمن تجارت الكترونيك، نيز از زاويهاي ديگر همين پيچيدگي را نشان ميدهد. او درباره گسترش تحريم گواهيهاي امنيتي SSL هشدار داد و تأكيد كرد راهكارهاي فني بهتنهايي براي حل اين مشكل كافي نيستند و بخشي از مساله نيازمند پيگيري سياسي و اداري است.
مساله فقط استارلينك نيست
در نهايت، سخنان آقاميري درباره استارلينك را نميتوان جدا از تصويري كه ساير سخنرانان همايش از وضعيت فضاي مجازي ارايه كردند، تحليل كرد. از يك سو، كشور در حال توسعه ابزارهاي مقابله با تهديدهاي سايبري و اينترنت ماهوارهاي است و از سوي ديگر، كسبوكارها با چالشهايي مانند تحريم زيرساختهاي امنيتي، نبود پروتكل روشن براي شرايط جنگي و ضعف سواد ديجيتال كاربران مواجهاند. استارلينك در اين ميان تنها يك فناوري نيست؛ نمادي از تغييري بزرگتر در معماري اينترنت است؛ تغييري كه در آن مرز ميان زيرساخت، خدمات، امنيت و حاكميت روزبهروز كمرنگتر ميشود. آقاميري بر توان فني ايران براي مقابله با اين فناوري تأكيد كرده است. اكنون پرسش مهمتر اين است كه در كنار اين توان فني، چه برنامهاي براي مديريت واقعيت جديد اينترنت وجود دارد. اگر قرار است فضاي مجازي با تنظيمگري جديد و همگرا اداره شود، اين سياست بايد بتواند ميان امنيت و دسترسي، حاكميت و نوآوري و مقابله با تهديد و استفاده از فرصتهاي فناوري تعادل برقرار كند. در غير اين صورت، حتي موفقيت در از كار انداختن يك فناوري نيز ممكن است تنها يك پيروزي مقطعي در برابر موجي باشد كه با سرعت بيشتري از راه خواهد رسيد.