استعفاي معلمان؛ مساله‌اي كه آمارها مي‌توانند پاسخ دهند

۱۴۰۵/۰۷/۱۳ - ۰۱:۲۴:۰۸
کد خبر: ۴۰۵۸۲۰

در روزهاي اخير، ادعاي استعفاي گسترده معلمان بار ديگر به يكي از موضوعات مورد توجه افكار عمومي تبديل شده است؛ ادعايي كه ابتدا در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي بازتاب پيدا كرد و سپس واكنش وزارت آموزش‌وپرورش را به دنبال داشت.

در روزهاي اخير، ادعاي استعفاي گسترده معلمان بار ديگر به يكي از موضوعات مورد توجه افكار عمومي تبديل شده است؛ ادعايي كه ابتدا در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي بازتاب پيدا كرد و سپس واكنش وزارت آموزش‌وپرورش را به دنبال داشت. وزارت آموزش‌وپرورش ضمن رد اين ادعا، اخبار منتشرشده درباره استعفاي گسترده معلمان را فاقد انطباق با واقعيت دانسته و تأكيد كرده است كه نمي‌توان اظهارات افرادي را كه حتي ارتباطي با جامعه فرهنگيان ندارند، به كل معلمان كشور تعميم داد. وزير آموزش‌وپرورش نيز با اشاره به فعاليت صدها هزار كلاس درس و حضور معلمان در مدارس، بر نبود شواهدي براي تأييد استعفاي گسترده فرهنگيان تأكيد كرده است. با اين حال، تكذيب يك خبر الزاماً به معناي پايان يافتن مساله نيست. وقتي يك ادعا در جامعه با سرعت بالا منتشر و بازنشر مي‌شود و بخشي از افكار عمومي نيز آمادگي پذيرش آن را پيدا مي‌كند، پرسش مهم‌تر اين است كه چرا چنين روايتي براي جامعه باورپذير شده است؟ پاسخ اين پرسش را نمي‌توان صرفاً در چند ويدئو يا پست منتشرشده در شبكه‌هاي اجتماعي جست‌وجو كرد؛ همانطور كه نمي‌توان تنها با يك تكذيب رسمي، درباره وضعيت واقعي معلمان قضاوت كرد.

واقعيت اين است كه جامعه فرهنگيان در سال‌هاي اخير با مجموعه‌اي از مسائل اقتصادي و شغلي مواجه بوده است؛ از كاهش قدرت خريد و افزايش هزينه‌هاي زندگي گرفته تا دغدغه مسكن، فشار كاري، كمبود نيروي انساني و نگراني درباره آينده شغلي. در چنين شرايطي، حتي اگر آمار رسمي افزايش قابل توجه استعفا را تأييد نكند، مساله رضايت شغلي و انگيزه ادامه خدمت همچنان موضوعي قابل بررسي است. از همين رو، پاسخ دقيق به ادعاي استعفاي معلمان بيش از آنكه به تكذيب يا تأييدهاي شفاهي نياز داشته باشد، به آمار نياز دارد؛ آمار استعفا، ترك خدمت، بازنشستگي، ماندگاري نيروها و مهم‌تر از همه، سنجش مستمر رضايت شغلي معلمان. داده‌هايي كه مي‌توانند مشخص كنند آنچه در فضاي مجازي درباره خروج معلمان از حرفه مطرح مي‌شود، يك موج رسانه‌اي است يا نشانه‌اي از مساله‌اي عميق‌تر در نظام آموزش‌وپرورش. محمد رضاخواه، كارشناس آموزش و پرورش در پاسخ به تكذيبه وزير آموزش و پرورش مي‌گويد: طبيعي است كه اظهارات افراد فاقد ارتباط با جامعه فرهنگيان نمي‌تواند به‌تنهايي مبناي قضاوت درباره وضعيت معلمان قرار گيرد؛ اما در مقابل، صرف اشاره به تعداد كلاس‌هاي در حال فعاليت نيز نمي‌تواند به‌تنهايي ادعاي افزايش يا كاهش استعفاي معلمان را تأييد يا رد كند. استمرار فعاليت مدارس و برگزاري كلاس‌ها لزوماً به معناي نبود استعفا، ترك خدمت يا كاهش رضايت شغلي معلمان نيست. اما چه شده است كه موضوع استعفاها در جامعه اينقدر پر رنگ شده است؟ فشارهاي معيشتي در ماه‌هاي اخير باعث شده تا باور‌پذيري چنين ادعايي با انتشار چند كليپ در فضاي مجازي بيشتر شود، يعني جامعه آمادگي پذيرش چنين اخباري را دارد، بنابراين با صرف تكذيب كردن يا مثال‌هاي نقض آوردن مانند كاري كه وزير آموزش و پرورش كرد، نمي‌توان بر جامعه اثر گذاشت. اگر چنين ادعايي فاقد پشتوانه آماري است، بهترين پاسخ، ارايه داده‌هاي رسمي و قابل بررسي است. وزارت آموزش و پرورش از طريق مركز منابع انساني و امور اداري، اطلاعات مربوط به نيروي انساني، ترك خدمت، بازنشستگي، استعفا و ساير اشكال خروج از خدمت را در اختيار دارد. مي‌توان با بررسي روند اين شاخص‌ها در يك بازه چندساله، براي مثال ۱۰ سال گذشته، مشخص كرد كه تعداد استعفاهاي معلمان در سال‌هاي اخير چه روندي داشته و آيا با افزايش معناداري مواجه بوده و به اصطلاح آماري انحراف معيار آن در سال جاري بيش از حد بوده است يا خير. از سوي ديگر، نمي‌توان مساله استعفا يا كاهش رضايت شغلي را جدا از شرايط اقتصادي جامعه بررسي كرد. در يك سال گذشته، افزايش نرخ ارز و به دنبال آن افزايش قابل توجه هزينه‌هاي زندگي، فشار معيشتي بر كاركنان دولت را تشديد كرده است. اين مساله براي معلمان اهميت بيشتري دارد؛ زيرا سطح درآمد بسياري از معلمان در مقايسه با بخش قابل توجهي از كاركنان دولت پايين‌تر است و در شرايط تورمي، كاهش قدرت خريد مي‌تواند مستقيماً بر كيفيت زندگي، رضايت شغلي و انگيزه ادامه كار آنان اثر بگذارد. بنابراين، حتي اگر ادعاي «استعفاي گسترده معلمان» از نظر آماري تأييد نشود، اين موضوع نبايد به معناي ناديده گرفتن فشارهاي معيشتي و كاهش احتمالي رضايت شغلي تلقي شود. ممكن است بخش قابل توجهي از معلمان به دلايل اقتصادي يا محدوديت‌هاي موجود همچنان در مدارس مشغول به كار باشند، اما همزمان از شرايط شغلي و معيشتي خود ناراضي باشند. اين دو واقعيت لزوماً با يكديگر در تعارض نيستند. از اين منظر، شايد ضروري‌تر از واكنش به هر موج رسانه‌اي، ايجاد يك نظام منظم براي سنجش وضعيت جامعه فرهنگيان باشد. وزارت آموزش و پرورش مي‌تواند به‌صورت سالانه و حتي در شاخص‌هاي مهم به شكل دوره‌اي، نظرسنجي‌هاي استاندارد و علمي از معلمان انجام دهد و ميزان رضايت شغلي، وضعيت معيشتي، قدرت خريد، شرايط مسكن، امنيت شغلي، انگيزه ادامه خدمت، تمايل به ترك شغل و مهم‌ترين دغدغه‌هاي آنان را اندازه‌گيري كند. نتايج اين نظرسنجي‌ها مي‌تواند علاوه بر ارايه به مراجع تصميم‌گير و بالادستي، در چارچوبي شفاف و با رعايت ملاحظات آماري و محرمانگي، منتشر شود. در اين صورت، به جاي آنكه وضعيت جامعه فرهنگيان بر اساس چند اظهارنظر در فضاي مجازي يا چند واكنش رسمي ارزيابي شود، مجموعه‌اي از داده‌هاي مستمر و قابل مقايسه در اختيار مديران، كارشناسان و افكار عمومي قرار خواهد داشت. بنابراين جامعه فرهنگيان بيش از تكذيب يا تأييدهاي كلي، به داده‌هاي دقيق، شفاف و  قابل سنجش نياز دارد.  اگر تعداد استعفاها افزايش نيافته است، انتشار روند آماري آن در سال‌هاي گذشته مي‌تواند بسيار بيشتر از يك تكذيب شفاهي  به رفع ابهام كمك كند و اگر رضايت شغلي يا وضعيت معيشتي معلمان در حال كاهش است، نظرسنجي‌هاي منظم مي‌تواند اين مساله را پيش از تبديل شدن به يك بحران گسترده آشكار كند. وزارت آموزش و پرورش، به عنوان متولي اصلي نظام تعليم و تربيت كشور، بهتر است در مواجهه با چنين موضوعاتي تا حد امكان از ادبيات داده ‌محور استفاده كند. واقعيت جامعه فرهنگيان را نه مي‌توان با چند پست در فضاي مجازي اثبات كرد و نه با يك تكذيب شفاهي ناديده گرفت؛ اين واقعيت بايد با داده‌هاي مستمر، علمي و قابل سنجش اندازه‌گيري شود.

بیمه ملت