چرا سقف‌شكني دلار شتاب گرفته است؟

۱۴۰۵/۰۷/۰۸ - ۰۰:۱۸:۰۲
کد خبر: ۴۰۵۲۰۳

در روزهايي كه نرخ ارز مدام در حال افزايش است، يافتن پاسخي براي اين پرسش كه چرا سقف‌شكني دلار تا اين اندازه شدت گرفته است؟ داراي اهميت است. اساسا در اقتصاد ايران، دلار ديگر تنها يك متغير پولي نيست، بلكه به دماسنج اعتماد و امنيت رواني جامعه تبديل شده است.

محمدرضا منجذب

در روزهايي كه نرخ ارز مدام در حال افزايش است، يافتن پاسخي براي اين پرسش كه چرا سقف‌شكني دلار تا اين اندازه شدت گرفته است؟ داراي اهميت است. اساسا در اقتصاد ايران، دلار ديگر تنها يك متغير پولي نيست، بلكه به دماسنج اعتماد و امنيت رواني جامعه تبديل شده است.

اگر در گذشته، اقتصاد كشور پس از هر شوك ارزي، فرصتي براي تنفس، بازسازي ذخاير و انطباق نسبي داشت، امروز اين بازه‌هاي زماني به‌‌ شدت كوتاه‌تر شده‌اند. نگاهي به روند حركتي نرخ ارز نشان مي‌دهد كه فاصله ميان جهش‌ها به‌طور محسوسي كاهش يافته است. اين كوتاه‌تر شدن دوره‌ها، نه يك نوسان گذرا، بلكه نشانه ورود به يك «چرخه تشديدشونده ارزي» است؛ چرخه‌اي كه هر بار با شدت بيشتر و عمق فرسايشي‌تر، پيكر نحيف اقتصاد را هدف قرار مي‌دهد. اما بايد ديد موتور محرك ناترازي‌ها شامل چه مواردي است: 

اول) كسري بودجه و تحريم: ريشه اين چرخه را بايد در تقارن دو عامل «كسري بودجه مزمن» و «محدوديت‌هاي تحريمي» جست‌وجو كرد. دولت براي جبران كسري بودجه در شرايطي كه درآمدهاي نفتي تحت تاثير تحريم‌هاست، ناگزير به استقراض غيرمستقيم و افزايش پايه پولي روي مي‌آورد. اين خلق پولِ بدون پشتوانه، موتور تورم را روشن نگه مي‌دارد. در سوي ديگر، تحريم‌ها با محدود كردن عرضه ارز و ايجاد فضاي رواني مبهم، هر تنش سياسي را به يك شوك ارزي تبديل مي‌كنند. در واقع، اين دو عامل مانند دو تيغه قيچي عمل مي‌كنند كه ارزش پول ملي را مي‌برند.

دوم) دلار؛ از ابزار مبادله تا سنگر دفاعي: يكي از تحولات خطرناك در سال‌هاي اخير، تغيير ماهيت دلار در ايران است. دلار كه زماني ابزار اصلي واردات كالا بود، اكنون به «كالا»يي براي حفظ ارزش دارايي تبديل شده است. برآوردها حاكي از حبس شدن ۵۰ ميليارد دلار ارز خانگي در گاوصندوق‌ها و پستوهاست. وقتي ارز به يك دارايي نقدشونده تبديل مي‌شود، تقاضا براي آن ديگر از منطق تجارت پيروي نمي‌كند، بلكه تابعي از «ترس از آينده» و «انتظارات تورمي» است. در اين شرايط، دلار نقش سپر دفاعي را براي مردم بازي مي‌كند تا در برابر كاهش قدرت خريد، به نوعي ايمني نسبي دست يابند.

سوم) حلقه بازخورد مخرب: اين وضعيت، يك حلقه بازخورد خودتحقق ‌يابنده ايجاد كرده است. هر جهش قيمت ارز، انتظارات تورمي را يك پله بالاتر مي‌برد. اين انتظارات باعث مي‌شود مردم براي خريدهاي آتي يا حفظ ارزش دارايي، تقاضاي بيشتري براي دلار ايجاد كنند. تقاضاي بيشتر، فشار را بر بازار ارز افزايش داده و منجر به جهش بعدي مي‌شود. اين چرخه معيوب، دقيقا همان چيزي است كه «چرخه تشديدشونده» ناميده مي‌شود؛ جايي كه هر شوك، پيش‌زمينه و سوختِ شوك بعدي را فراهم مي‌كند.

چهارم) كاهش تاب‌آوري اقتصاد: پرسش اساسي اين است: چرا فواصل زماني ميان جهش‌ها مدام كوتاه مي‌شود؟ پاسخ در «فرسايش ذخاير دفاعي» نهفته است. هر شوك ارزي، بخشي از ذخاير ارزي و اعتبار سياستگذار را مي‌بلعد. اقتصاد با هر جهش، ضعيف‌تر و آسيب‌پذيرتر مي‌شود. وقتي ناترازي‌ها درمان نمي‌شوند، اقتصادِ نحيف‌شده، توان مقابله كمتري در برابر شوك بعدي دارد. به همين دليل است كه هر بار، «عمق اصلاحات» (پس از هر سقف‌شكني) بيشتر مي‌شود و اقتصاد بسيار سريع‌تر از قبل، در برابر تكانه‌ها تسليم مي‌شود. ما در حال حاضر در نقطه‌اي هستيم كه اقتصاد براي رسيدن به نقطه فروپاشي يا جهش بعدي، به زمان كمتري نسبت به گذشته نياز دارد.

اما مساله اين است كه بايد از از مسكن‌‌هاي مقطعي گذر كرد و روندهايي ايجاد كرد كه ثبات‌هاي پايدار شكل دهد. آنچه امروز در بازار ارز شاهد هستيم، نتيجه انباشت ناترازي‌هاي ساختاري است كه از دهه‌ها قبل آغاز شده و اكنون به نقطه جوش رسيده است. كسري بودجه، نظام ارزي ناكارآمد و دلاري شدنِ تدريجي اقتصاد، حلقه‌هاي زنجيري هستند كه اقتصاد ايران را به عقب مي‌كشند. تا زماني كه اين ناترازي‌هاي ساختاري درمان نشوند، سياست‌هاي «دستوري» يا مسكن‌هاي موقتي نظير ارزپاشي يا محدوديت‌هاي انتظامي، تنها فنر دلار را فشرده‌تر مي‌كنند. اين فنر هر بار با فاصله كوتاه‌تر و شدت تخريبي بيشتري رها خواهد شد. زمان آن رسيده است كه سياستگذار به ‌جاي تمركز بر نشانه‌ها، به درمان بيماري اصلي در قلب ساختار اقتصادي كشور همت گمارد؛ پيش از آنكه فواصل ميان جهش‌ها، به صفر مطلق ميل كند.

بیمه ملت