اقتصاد ايران و دورنماي توسعه روابط با همسايگان

۱۴۰۵/۰۷/۰۷ - ۰۰:۵۹:۴۲
کد خبر: ۴۰۵۰۸۸

يكي از وعده‌هاي بنيادين رييس‌جمهور پزشكيان در ايام انتخابات سال 1403، توسعه روابط با همسايگان و بهبود مناسبات ارتباطي در سطح منطقه بود.

بهمن اكبري

يكي از وعده‌هاي بنيادين رييس‌جمهور پزشكيان در ايام انتخابات سال 1403، توسعه روابط با همسايگان و بهبود مناسبات ارتباطي در سطح منطقه بود. راهبردي كه هر چند در جنگ‌هاي تحميلي اخير با دشواري‌هايي روبه‌رو شد، اما نمي‌توان انكار كرد كه دولت همواره پيگير تحقق آن بود. در شرايطي كه ايران با فشارهاي اقتصادي و تحريم‌هاي گسترده‌اي روبه‌‌رو است، يكي از مهم‌ترين مسائل سياست خارجي فقط چگونگي مواجهه با دشمنان نيست، بلكه چگونگي كاهش انزواي ارتباطي و افزايش گزينه‌هاي كشور نيز محسوب مي‌شود. از اين نگاه، حضور يك مقام ايراني در مراسم رسمي سفارت يك كشور همسايه را مي‌توان نقد كرد، اما تبديل آن به نشانه فاصله گرفتن از آرمان‌‌ها يا بي‌‌احترامي به شهدا، نيازمند استدلال و شواهدي فراتر از اصل حضور در يك مراسم است. نقد اخير برخي رسانه‌هاي اصولگرا عليه دولت چهاردهم و معاون رييس‌جمهور در خصوص ارتباط با سفارت عربستان، بر اين فرض استوار است كه با توجه به اختلافات و منازعات منطقه‌‌اي، به‌ويژه تحولات يمن و مواضع مورد اختلاف ايران و عربستان، شركت مقام‌هاي ايراني در مراسم روز ملي عربستان با منافع جبهه مقاومت و منافع ايران سازگار نيست. اين نگراني را نمي‌توان ناديده گرفت؛ اما ميان «نقد سياست‌هاي عربستان»، «نقد سطح حضور يك هيات ايراني» و «نفي اصل ارتباط ديپلماتيك» بايد تفكيك كرد. در عرف روابط بين‌الملل، حضور در يك مراسم رسمي الزاما به معناي تاييد همه سياست‌هاي كشور ميزبان نيست. همان‌گونه كه مذاكره با يك دولت به معناي پذيرش همه مواضع آن نيست، شركت در مراسم رسمي نيز لزوما به معناي چشم‌‌پوشي از اختلافات سياسي، تاريخي يا منطقه‌اي ايران با عربستان يا هر كشور ديگري در منطقه نيست. البته سطح، زمان و تركيب هيات مي‌تواند حامل پيام سياسي باشد و از همين زاويه، نقد درباره اينكه چه مقامي، در چه سطحي و با چه ملاحظه‌اي در چنين مراسمي شركت كند، كاملا قابل طرح است. اما يك پرسش مهم‌تر وجود دارد: آيا ايران در شرايط تحريم و فشار اقتصادي، بايد دامنه ارتباطات خود را محدودتر كند يا گسترده‌تر؟ تحريم زماني آسيب‌‌زاتر مي‌شود كه فشار خارجي با انزواي ارتباطي در داخل منطقه نيز همراه شود. ايران براي كاهش آسيب‌پذيري اقتصادي خود، به بازارهاي منطقه، مسيرهاي ترانزيتي، همكاري‌هاي انرژي، تجارت، سرمايه‌گذاري، مناسبات بانكي و كانال‌هاي سياسي نياز دارد. هيچ رابطه‌اي به‌تنهايي تحريم را برطرف نمي‌كند؛ اما هر رابطه‌اي كه بتواند گزينه‌هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي ايران را افزايش دهد، بالقوه بخشي از ظرفيت ملي براي مديريت فشار است. از اين منظر، ديپلماسي همسايگي يك انتخاب تشريفاتي نيست، مي‌تواند بخشي از راهبرد كاهش آسيب‌پذيري كشور باشد. همسايه را نمي‌توان از نقشه حذف كرد، حتي اگر با او اختلافات جدي داشته باشيم. اتفاقا ديپلماسي زماني معنا پيدا مي‌كند كه اختلاف وجود دارد؛ در شرايط توافق كه گفت‌وگو چندان دشوار نيست. البته اين استدلال به معناي ناديده گرفتن يمن، فلسطين يا ساير مسائل مورد اختلاف نيست. حمايت از حقوق ملت‌ها و داشتن مواضع اصولي، با حفظ كانال‌هاي گفت‌وگو و رابطه با دولت‌هاي منطقه الزاما در تعارض نيست. همچنين «هم‌سرنوشتي منطقه‌اي» كه مورد تاكيد رهبري فرزانه انقلاب است؛ به معناي «هم‌موضعي سياسي» نيست. ممكن است دو كشور درباره پرونده‌هاي مهمي اختلاف داشته باشند، اما همزمان در امنيت خليج‌فارس، تجارت، انرژي، زيارت، ترانزيت و ثبات منطقه منافع مشتركي پيدا كنند. حتي اگر گزارش‌ها و ادعاهايي درباره نقش مستقيم يا غيرمستقيم عربستان در اقدامات نظامي اخير عليه ايران مطرح شده باشد، چنين ادعاهايي بايد جداگانه و با اسناد قابل بررسي ارزيابي شود. نقل يك گزارش رسانه‌اي، هر قدر معتبر باشد، به‌تنهايي جايگزين ارزيابي مستقل شواهد نيست. سياست خارجي را نمي‌توان بر پايه جمع‌بندي‌هاي قطعي از ادعاهاي اثبات ‌نشده بنا كرد. از سوي ديگر، اگر گفته مي‌شود حضور مقام ايراني در مراسم با هماهنگي نهادهاي ذي‌ربط و با هدف تامين منافع ملي و تقويت روابط منطقه‌اي صورت گرفته است، مطالبه منطقي اين نيست كه پرونده را با يك «بله» يا «خير» ببنديم، بلكه بايد پرسيد منافع ملي مورد نظر دقيقا چه بوده و چگونه سنجيده خواهد شد؟ آيا اين تعامل به افزايش تجارت، تسهيل ترانزيت، كاهش موانع اقتصادي، همكاري انرژي، امنيت دريايي يا كاهش تنش منطقه‌اي منجر مي‌شود؟ اين همان جايي است كه بايد از «ادعا» به «شاخص» رسيد. اگر حضور در يك مراسم صرفا به عكس و تعارف محدود شود، ارزش راهبردي آن محل سوال است؛ اما اگر چنين ارتباطاتي در چارچوب يك سياست منسجم‌تر براي كاهش تنش، گسترش تجارت و افزايش قدرت انتخاب ايران تعريف شود، نمي‌توان اصل ارتباط را به معناي عدول از اصول دانست. 

 مساله امروز ايران فقط حفظ دوستان نيست؛ كاهش فاصله با رقيبان و حتي مديريت رابطه با مخالفان نيز بخشي از هنر حكمراني در شرايط فشار است. كشور قدرتمند كشوري نيست كه با همه اختلاف داشته باشد؛ كشوري است كه حتي در شرايط اختلاف، گزينه‌هاي بيشتري براي عمل در اختيار داشته باشد. بنابراين، نقد حضور مقام‌هاي ايراني در مراسم رسمي عربستان مي‌تواند از منظر سطح و ملاحظات آن مطرح باشد؛ اما تبديل يك حضور ديپلماتيك به داوري درباره وفاداري افراد به آرمان‌ها، نيازمند دلايل بسيار فراتر از اصل حضور است. نه آرمان‌ها را بايد قرباني ديپلماسي كرد و نه ديپلماسي را قرباني برداشتي كرد كه هر ارتباطي را نشانه عقب‌نشيني مي‌بيند. ايران در شرايط تحريم بيش از هميشه به شبكه‌اي از روابط، نه شبكه‌اي از گسست‌ها نياز دارد. خروج از انزوا به معناي تسليم نيست؛ همان‌گونه كه گفت‌وگو به معناي اعتماد نيست و تعامل به معناي تاييد نيست. هنر سياست خارجي آن است كه بدون چشم‌پوشي از اصول، از هر كانال مشروع براي افزايش قدرت انتخاب، كاهش هزينه‌هاي تنش و گسترش منافع ملي استفاده كند.

بیمه ملت