هزينه حمل برخي مواد اوليه دارويي تا 7 برابر شده و زمان تامين از هفته‌ به ماه‌ها رسيده است

دارو در محاصره

۱۴۰۵/۰۷/۰۷ - ۰۰:۵۱:۰۷
کد خبر: ۴۰۵۰۸۱

زنجيره تامين دارو در ايران همزمان با چند چالش جدي مواجه شده است؛ محدوديت در مسيرهاي حمل‌ونقل هوايي و زميني، افزايش چشمگير هزينه جابه‌جايي مواد اوليه، دشواري تامين ارز و فشار بر نقدينگي شركت‌هاي دارويي، مجموعه‌اي از ريسك‌ها را ايجاد كرده كه مي‌تواند در نهايت بر قيمت، موجودي و دسترسي به دارو اثر بگذارد.

تعادل |

زنجيره تامين دارو در ايران همزمان با چند چالش جدي مواجه شده است؛ محدوديت در مسيرهاي حمل‌ونقل هوايي و زميني، افزايش چشمگير هزينه جابه‌جايي مواد اوليه، دشواري تامين ارز و فشار بر نقدينگي شركت‌هاي دارويي، مجموعه‌اي از ريسك‌ها را ايجاد كرده كه مي‌تواند در نهايت بر قيمت، موجودي و دسترسي به دارو اثر بگذارد. اظهارات سه فعال حوزه تجارت و صنعت دارو نشان مي‌دهد كه مشكل فعلي صرفا به يك حلقه از زنجيره تامين محدود نيست. از يك سو، محدوديت‌هاي حمل‌ونقل، زمان و هزينه انتقال محموله‌ها را افزايش داده و از سوي ديگر، تغييرات ارزي و نياز روزافزون به نقدينگي، توان شركت‌ها براي تامين مواد اوليه و دارو را تحت فشار قرار داده است.

 

    هزينه حمل؛ فشار مضاعف بر صنعت دارو

داوود رنگي، نايب‌رييس كميسيون مديريت واردات اتاق بازرگاني، محدوديت‌هاي ايجادشده در حمل‌ونقل هوايي را يكي از نگراني‌هاي جدي تجارت خارجي، به‌ويژه در حوزه دارو مي‌داند. به گفته او، ايران در حوزه پروازها و هواپيماهاي باربري با محدوديت‌هاي شديدي مواجه است و امكان حمل مستقيم برخي كالاهاي حساس از جمله دارو و واكسن وجود ندارد. در چنين شرايطي، بخشي از محموله‌ها ناچارند ابتدا در كشورهايي مانند تركيه يا جمهوري آذربايجان تخليه و سپس از طريق حمل‌ونقل زميني وارد ايران شوند. اين تغيير مسير براي كالاهاي عادي ممكن است صرفا به معناي افزايش زمان و هزينه باشد، اما براي محصولات حساس به دما، مساله پيچيده‌تر است. رنگي به‌طور مشخص به واكسن‌هاي مورد استفاده در صنعت مرغداري اشاره كرده كه بايد در زنجيره سرد منتقل شوند. انتقال اين محموله‌ها و باز كردن بسته‌بندي در مسير مي‌تواند امكان حفظ شرايط استاندارد حمل را از بين ببرد. از نگاه او، اختلال در ورود چنين واكسن‌هايي حتي مي‌تواند بر توليد تخم‌مرغ كشور اثر بگذارد. در حوزه داروهاي انساني نيز حساسيت مشابهي وجود دارد. داروهاي خاص، از جمله برخي داروهاي مورد استفاده بيماران مبتلا به سرطان، نيازمند حمل سريع و رعايت شرايط مشخص نگهداري هستند و هرگونه وقفه در مسير انتقال مي‌تواند ريسك تامين آنها را افزايش دهد. رضا سيدحسيني، فعال صنعت دارو، تصوير ديگري از همين بحران ارايه مي‌كند؛ تصويري كه در آن، محدوديت‌هاي حمل‌ونقل مستقيما به افزايش هزينه‌هاي شركت‌ها تبديل شده است. به گفته او، فعاليتشان به دليل ارتباط با فرآوري پلاسماي انساني، نيازمند رعايت الزامات ويژه در حمل و نگهداري است. پلاسماي جمع‌آوري‌شده براي فرآوري و پالايش به آلمان ارسال مي‌شود و پس از توليد دارو، محصول نهايي به ايران بازمي‌گردد. بسته‌شدن مرزها و دشواري عبور كاميون‌ها در مقاطعي باعث شده انجام اين فرآيند با اختلال مواجه شود. در چنين شرايطي، هزينه حمل و بيمه محموله‌هاي دارويي و پلاسمايي به گفته حسيني در برخي موارد به دو تا سه برابر شرايط عادي رسيده است؛ هزينه‌اي كه در نهايت فشار بيشتري بر نقدينگي شركت‌ها وارد مي‌كند. از سوي ديگر، بخش قابل‌توجهي از واردات دارو از اروپا، به‌ويژه آلمان، از مسير زميني انجام مي‌شود. اين مسير در شرايط عادي امكان انتقال محموله‌ها در بازه‌اي حدود ۱۵ تا ۲۰ روز و با رعايت زنجيره سرد را فراهم مي‌كند، اما هرگونه اختلال در مرزهاي زميني مي‌تواند اين مسير را با مشكل مواجه كند.

 

    زمان تامين از 2 هفته به چند ماه رسيده

علي شريف‌اعلم، معاون زنجيره گروه دارويي تامين، ابعاد ديگري از مشكل حمل‌ونقل را مطرح مي‌كند. بر اساس تجربه‌اي كه او از وضعيت اخير محموله‌هاي مواد اوليه ارايه كرده، هزينه حمل برخي محموله‌ها نسبت به گذشته تا حدود هفت برابر افزايش يافته است؛ با اين حال افزايش هزينه لزوما به معناي تضمين رسيدن محموله به مقصد نيست. يكي از نمونه‌هاي مورد اشاره، محموله‌اي از چين است كه پس از تغيير چندباره مسير، ابتدا با مشكل پذيرش در بندر مقصد مواجه شده و سپس در مسير زميني نيز امكان عبور آن فراهم نشده است. در چنين وضعيتي، علاوه بر هزينه‌هاي حمل، ارزش محموله نيز با گذشت زمان افزايش مي‌يابد و سرمايه شركت براي مدت طولاني‌تري درگير مي‌ماند. اين مشكل زماني اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه بخش بزرگي از مواد اوليه دارويي به دليل حجم و تناژ بالا اساسا امكان حمل هوايي نداشته باشند. اين مواد عمدتا از طريق كشتي جابه‌جا مي‌شوند و در صورت اختلال در مسيرهاي دريايي، استفاده از مسيرهاي زميني يا ريلي به عنوان جايگزين مطرح مي‌شود. نتيجه اين تغيير مسير، افزايش قابل‌توجه زمان تامين است. به گفته شريف‌اعلم، ممكن است محموله‌اي كه پيش از اين حدود دو هفته‌اي به مقصد مي‌رسيد، اكنون سه تا چهار ماه در مسير باشد. چنين فاصله‌اي مي‌تواند مستقيما بر موجودي مواد اوليه و در مرحله بعد بر توليد و عرضه دارو اثر بگذارد.

 

    بحران حمل‌ونقل  در كنار بحران ارز و نقدينگي

مشكل زنجيره تامين تنها به مسير انتقال كالا محدود نمي‌شود. هر سه روايت، به شكلي مستقيم يا غيرمستقيم، به مساله تامين ارز و نقدينگي نيز اشاره دارند. مديرعامل بيودارو تامين ارز را يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي فعلي شركت‌هاي دارويي مي‌داند. تغيير مسير تامين ارز از نرخ‌هاي ترجيحي به نرخ‌هاي بالاتر، ميزان نقدينگي مورد نياز شركت‌ها را افزايش داده است. به اين ترتيب، شركتي كه براي خريد يك ميزان مشخص دارو يا ماده اوليه به ارز نياز دارد، اكنون براي تامين همان مقدار كالا بايد منابع ريالي بسيار بيشتري در اختيار داشته باشد. اين فشار در صنعتي كه حجم نياز ارزي آن بالاست، اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. از نگاه سيدحسيني، اگر دسترسي شركت‌هاي دارويي به منابع بانكي و ساير ابزارهاي تامين مالي بهبود پيدا نكند، برخي شركت‌ها ممكن است در ماه‌هاي آينده براي ادامه فعاليت با مشكلات جدي مواجه شوند. در اين ميان، مساله فقط تامين داروي نهايي نيست؛ مواد اوليه نيز نيازمند ارز هستند و هرگونه تاخير در تامين مالي مي‌تواند به تعويق در سفارش‌گذاري، توليد و واردات منجر شود. شريف‌اعلم نيز تغيير مسير تامين ارز را عاملي براي افزايش نياز شركت‌ها به نقدينگي مي‌داند. در شرايطي كه تامين ارز از مسيرهاي مختلف انجام مي‌شود، منابع مالي بيشتري براي خريد مواد اوليه مورد نياز است و همين مساله فشار بر سرمايه در گردش شركت‌ها را افزايش مي‌دهد.

 

    از افزايش هزينه

تا احتمال افزايش قيمت دارو

تجمع اين مشكلات در نهايت مي‌تواند هزينه تمام‌شده دارو را افزايش دهد. افزايش چندبرابري هزينه حمل، افزايش هزينه تامين ارز، رشد نياز به سرمايه در گردش و طولاني‌شدن زمان خواب سرمايه، همگي عواملي هستند كه هزينه فعاليت شركت‌هاي دارويي را بالا مي‌برند. سيدحسيني احتمال افزايش قيمت دارو در ماه‌هاي آينده را منتفي نمي‌داند و تغييرات نرخ ارز و محدوديت‌هاي موجود در مسير تامين را از عوامل موثر بر اين روند عنوان مي‌كند؛ هرچند درباره ميزان افزايش قيمت، عدد مشخصي ارايه نشده است. در كنار قيمت، مساله مهم‌تر مي‌تواند استمرار تامين باشد. به گفته او، مشكلات موجود ممكن است تمايل برخي شركت‌هاي بزرگ دارويي خارجي را براي همكاري مستقيم كاهش دهد و بخشي از تامين به مسيرهاي واسطه‌اي منتقل شود. چنين مسيري معمولا به معناي افزايش پيچيدگي و هزينه بيشتر در زنجيره تامين است.

 

    آيا خطر كمبود دارو جدي‌تر مي‌شود؟

هشدار درباره احتمال كمبود دارو در هر سه روايت به شكل‌هاي متفاوتي ديده مي‌شود. رنگي بر حساسيت دارو و واكسن‌هاي خاص و ضرورت انتقال سريع آنها تاكيد دارد. سيدحسيني از احتمال تشديد كمبود برخي داروها در صورت سخت‌تر شدن شرايط سخن مي‌گويد و شريف‌اعلم نيز طولاني‌شدن زمان تامين مواد اوليه از چند هفته به چند ماه را عاملي مي‌داند كه در صورت تداوم مي‌تواند موجودي دارو را تحت تاثير قرار دهد. در عين حال، اين اظهارات به معناي وقوع قطعي كمبود سراسري دارو نيست. بخشي از شركت‌ها پيشاپيش تلاش كرده‌اند با افزايش ذخاير مواد اوليه و موجودي انبارها، ريسك اختلال در آينده را كاهش دهند. بنابراين، شدت اثرگذاري اين بحران به عواملي مانند مدت تداوم محدوديت‌ها، امكان بازشدن مسيرهاي حمل، دسترسي شركت‌ها به ارز و نقدينگي و ميزان ذخاير موجود بستگي دارد. در مجموع، اظهارات فعالان صنعت دارو نشان مي‌دهد محدوديت‌هاي حمل‌ونقل تنها به افزايش زمان جابه‌جايي محموله‌ها محدود نمي‌شود، بلكه با بالا بردن هزينه‌هاي حمل و بيمه، نياز شركت‌ها به نقدينگي را افزايش داده و همزمان دشواري تامين ارز را تشديد كرده است. تداوم اين شرايط مي‌تواند هزينه تامين مواد اوليه و دارو را افزايش دهد و با طولاني‌تر شدن زمان ورود محموله‌ها، ريسك كاهش موجودي و اختلال در تامين برخي اقلام دارويي را بيشتر كند. در نهايت، افزايش هزينه‌هاي زنجيره تامين مي‌تواند فشار بيشتري بر قيمت دارو وارد كند و دسترسي به برخي اقلام را با چالش مواجه سازد. در اين ميان، مساله اصلي فقط گران‌تر شدن حمل يك محموله يا طولاني‌تر شدن زمان رسيدن آن نيست. هنگامي كه محموله‌اي چند برابر گران‌تر حمل مي‌شود، اما همچنان احتمال نرسيدن آن وجود دارد، شركت دارويي با مجموعه‌اي از ريسك‌هاي همزمان مواجه مي‌شود؛ ريسك‌هايي كه مي‌توانند سرمايه در گردش، برنامه توليد و توان تامين مستمر دارو را تحت تاثير قرار دهند. از سوي ديگر، دارو با بسياري از كالاهاي تجاري تفاوت دارد. براي برخي محصولات امكان تغيير مسير، توقف در مقصد واسطه يا افزايش زمان حمل وجود دارد، اما دارو، واكسن و مواد حساس به دما تابع الزامات خاصي هستند و نمي‌توان هميشه آنها را با همان انعطاف كالاهاي معمولي جابه‌جا كرد. در چنين شرايطي، آنچه فعالان صنعت دارو بر آن تاكيد دارند، تنها صدور دستورالعمل نيست، بلكه «فراهم‌كردن امكان عملي تامين مالي، تسهيل عبور محموله‌ها، حفظ مسيرهاي حمل‌ونقل و ايجاد هماهنگي ميان نهادهاي دولتي و بخش خصوصي» است، زيرا ادامه فعاليت زنجيره تامين دارو به توان عبور همزمان از چند گلوگاه وابسته شده است؛ گلوگاه‌هايي كه از حمل‌ونقل آغاز مي‌شوند، به ارز و نقدينگي مي‌رسند و در نهايت مي‌توانند خود را در قيمت و دسترسي مردم به دارو نشان دهند.

 

بیمه ملت