تهران در تله خشكسالي
تهران در حالي وارد فصل بارش ميشود كه كسري بارش و كاهش ذخاير آبي، همچنان يكي از جديترين چالشهاي زيستمحيطي و زيرساختي پايتخت به شمار ميرود.
تهران در حالي وارد فصل بارش ميشود كه كسري بارش و كاهش ذخاير آبي، همچنان يكي از جديترين چالشهاي زيستمحيطي و زيرساختي پايتخت به شمار ميرود. اگرچه احتمال بهبود بارشها در پاييز ميتواند بخشي از فشار موجود بر منابع آب را كاهش دهد، اما دادههاي اعلامشده از سوي سازمان هواشناسي نشان ميدهد مساله تهران صرفاً كمبود بارش در يك سال نيست؛ بلكه انباشت چند سال خشكسالي و برداشت سنگين از منابع زيرزميني، وضعيت را به مرحلهاي رسانده كه حتي يك سال با بارش نرمال نيز براي بازگشت منابع آبي به شرايط عادي كافي نخواهد بود. احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي كشور، در تشريح آخرين وضعيت بارشها ميگويد: عمدتاً بارشهاي فلات مركزي زير نرمال بوده و بهخصوص استان تهران و استانهاي مجاور تهران با كمبارشي شديدي مواجه بودهاند. تهران حدود ۴۰ درصد كمبارشي دارد؛ يعني از ميزان بارشي كه بايد تا پايان سال آبي دريافت ميكرد، حدود ۶۰ درصد آن تأمين شده است. اين ارقام نشان ميدهد تهران با يك شكاف قابل توجه ميان بارش مورد انتظار و بارش واقعي مواجه است. اهميت موضوع زماني بيشتر ميشود كه عملكرد سال جاري را در كنار سال گذشته قرار دهيم. به گفته وظيفه، وضعيت امسال تقريباً مشابه سال گذشته بوده است؛ با اين تفاوت كه بارش تهران در سال جاري اندكي بهتر از سال قبل گزارش شده است.
دو سال بارندگي كمتر از نياز يك كسري انباشته
مقايسه دو سال اخير تصويري روشنتر از عمق بحران ارايه ميكند. وظيفه درباره وضعيت سال گذشته ميگويد: سال گذشته نيز حدود ۵۰ درصد بارش استان تهران تأمين شد. بنابراين امسال و پارسال در مجموع ۹۰ درصد بارش مورد انتظار يك سال را دريافت نكردهايم.
اين جمله به معناي آن نيست كه تهران طي دو سال تقريباً بدون بارش بوده است؛ مساله اصلي فاصله ميان بارش واقعي و ميزان بارشي است كه براي حفظ تعادل منابع آبي مورد انتظار بوده است. به بيان ديگر، بارندگيهاي رخداده نتوانستهاند كسري ايجادشده در منابع را جبران كنند.
به گزارش مهر، وظيفه در توضيح اين وضعيت اضافه ميكند: به عبارت ديگر، اگر دو سال گذشته را در نظر بگيريم، تنها حدود ۱۰ درصد بيشتر از بارش مورد انتظار يك سال را دريافت كردهايم و ۹۰ درصد بارش مورد انتظار دو سال را نگرفتهايم. اين مقايسه نشان ميدهد بحران آب تهران را نميتوان تنها با مقايسه بارش يك فصل يا حتي يك سال ارزيابي كرد. وقتي كسري بارش در چند سال متوالي روي هم انباشته ميشود، آثار آن از سطح كاهش روانآبها و ذخاير سدها فراتر ميرود و به منابع آب زيرزميني نيز منتقل ميشود.
تهران تنها نيست خشكسالي در كمربند مركزي كشور
تهران در اين وضعيت تنها نيست. بخش بزرگي از فلات مركزي ايران، بهويژه استانهاي پيرامون تهران و كوير مركزي، شرايط مشابهي را تجربه كردهاند. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي ميگويد: در نتيجه، با كمبود شديد منابع آبي، بهخصوص در استان تهران، مواجه هستيم و استانهاي مجاور نيز شرايط مطلوبي ندارند. در ميان استانهايي كه بيش از ديگر مناطق درگير اين روند هستند، سمنان، اصفهان، يزد، قم، مركزي و قزوين قرار دارند. وظيفه درباره تداوم اين وضعيت ميگويد: استانهاي سمنان، اصفهان، يزد، قم، مركزي و قزوين از جمله مناطقي هستند كه بهشدت در معرض خشكسالي قرار دارند و تقريباً ششمين سال پياپي است كه اين مناطق دچار خشكسالي هستند. مقايسه اين مناطق با بخشهايي از غرب و جنوب كشور نشان ميدهد بحران بارش در ايران توزيع يكساني ندارد. در حالي كه فلات مركزي و دامنههاي جنوبي البرز با كسري بارش مواجهاند، بخشهايي از غرب كشور شرايط بهتري داشتهاند. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي كشور درباره مناطق غربي كشور ميگويد: مناطق غربي، يعني استانهايي كه در زاگرس و بهخصوص در غرب زاگرس واقع شدهاند، امسال شرايط بارندگي بدي نداشتند. با اين حال، حتي در اين مناطق نيز همه استانها به شرايط نرمال نرسيدهاند. به گفته او، استانهايي مانند چهارمحالوبختياري، كهگيلويهوبويراحمد و فارس بارشهايشان نرمال نشده، اما با نرمال فاصله زيادي ندارند.
در مقابل، وضعيت برخي استانهاي غربي و شمالغربي بهتر بوده است. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي كشورتوضيح ميدهد: برخي استانها مانند ايلام، كرمانشاه، كردستان و حتي استانهاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي، بارندگي بيش از نرمال داشتند و همين مساله باعث شد كه تا حدودي درياچه اروميه جان بگيرد.
اين تفاوت منطقهاي اهميت زيادي دارد؛ زيرا نشان ميدهد بارش مناسب در بخشي از كشور لزوماً به معناي حل بحران آب در كل كشور نيست. حتي اگر يك حوضه آبريز با بارشهاي مطلوب مواجه شود، اين آب الزاماً نميتواند كسري منابع حوضهاي ديگر را جبران كند.
جنوب كشور؛ تصويري متفاوت از تهران
در جنوب كشور نيز شرايط با فلات مركزي تفاوت دارد. وظيفه ميگويد: مناطق جنوبي مانند بوشهر و هرمزگان شرايط مطلوبي داشتند. در خوزستان نيز بارندگي بسيار خوب بوده است. به گفته او، حتي بخشهايي از جنوبشرق كشور نيز بارشهاي مناسبي دريافت كردهاند: حتي مناطق جنوبشرق كشور از جمله سيستانوبلوچستان، خراسان جنوبي و كرمان نيز بارشهاي خوبي داشتند.
اين وضعيت در مقايسه با تهران نشان ميدهد بحران بارش در ايران بيشتر از آنكه يك پديده يكنواخت ملي باشد، ماهيتي منطقهاي و حوضهاي دارد. از همين رو، افزايش بارش در يك منطقه الزاماً به معناي بهبود وضعيت منابع آب در تهران يا ساير مناطق كمبارش نيست.
وظيفه در جمعبندي اين تفاوت جغرافيايي تأكيد ميكند: در مقابل، خراسان رضوي و همچنين مناطقي از سمنان، تهران تا قزوين، يعني مناطق واقع در جنوب البرز و استانهاي پيرامون كوير مركزي، شرايط بارشي مناسبي نداشتند و مدتهاست، بهويژه طي چندين سال گذشته، با خشكسالي مواجه هستند. بنابراين در اين مناطق با تنش آبي و بحران آبي مواجهيم.
آيا پاييز پربارش ميتواند تهران را نجات دهد؟
يكي از مهمترين پرسشها درباره ماههاي آينده اين است كه آيا افزايش بارش پاييزي ميتواند شرايط تهران را تغيير دهد يا خير. پاسخ سازمان هواشناسي، ضمن اشاره به امكان كاهش فشار، با بازگشت كامل منابع آب فاصله دارد.
رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي كشور ميگويد: اگر امسال بارندگيهاي پاييزي در اين مناطق نرمال شود و حتي احتمال بارش بيش از نرمال نيز وجود داشته باشد، اين وضعيت ميتواند كمآبي را تا حدودي تخفيف دهد، اما به معناي پرآب شدن منابع نيست. تفاوت ميان «كاهش كمآبي» و «پرآب شدن منابع» در اينجا كليدي است. بارش ميتواند بخشي از نياز جاري را تأمين كند، روانآب ايجاد كند و در شرايط مناسب بخشي از آب را به منابع زيرزميني منتقل كند؛ اما براي جبران كسري چندساله، صرفاً يك فصل پربارش كافي نيست.
مساله اصلي زير زمين است
شايد مهمترين بخش هشدار سازمان هواشناسي، نه درباره بارش آينده، بلكه درباره وضعيتي باشد كه در زير سطح زمين شكل گرفته است. در سالهاي خشكسالي، براي تأمين نيازهاي مختلف، فشار بيشتري بر چاهها و منابع آب زيرزميني وارد شده است. در نتيجه، حتي افزايش بارش نيز لزوماً به معناي بازگشت سريع اين ذخاير نيست.
وظيفه در همين زمينه هشدار ميدهد: در سالهاي خشكسالي، از منابع آب زيرزميني بهشدت برداشت كردهايم و سطح سفرههاي آب زيرزميني بسيار پايين رفته است. به همين دليل، حتي اگر سال آينده از نظر بارندگي سالي نرمال باشد، آثار آن بر منابع زيرزميني ممكن است تدريجي و محدود باشد. او ميگويد: بنابراين حتي اگر سال نرمالي از نظر بارش داشته باشيم، اين ميزان بارندگي ميتواند در صورت مراقبت و رعايت الگوي مصرف، تا حدودي به تغذيه سفرههاي آب زيرزميني كمك كند.
اين بخش از اظهارات وظيفه يك تفاوت مهم ميان «بارش» و «منبع آب» را روشن ميكند. باران يك ورودي به چرخه آب است، اما تبديل آن به ذخيره قابل اتكا به عواملي مانند شدت بارندگي، وضعيت خاك، پوشش گياهي، ميزان تبخير، ظرفيت آبخوانها، روانآب و مهمتر از همه ميزان برداشت انسان بستگي دارد.
بحران تهران؛ مسالهاي فراتر از يك فصل باراني
مجموع اين دادهها نشان ميدهد وضعيت آبي تهران را نميتوان تنها بر اساس پيشبيني بارش پاييز ارزيابي كرد. تهران با كسري بارش حدود ۴۰ درصدي، دو سال متوالي بارندگي كمتر از نياز و افت سطح سفرههاي زيرزميني مواجه است؛ در حالي كه مناطق گستردهاي از فلات مركزي نيز همزمان دورهاي طولاني از خشكسالي را تجربه ميكنند. در سوي ديگر، برخي مناطق غربي، شمالغربي، جنوبي و جنوبشرقي كشور در سال جاري بارشهاي نرمال يا بيش از نرمال داشتهاند. همين تفاوت منطقهاي نشان ميدهد افزايش بارش در مقياس ملي، بهتنهايي تضميني براي حل بحران آب تهران نيست. بنابراين، حتي در سناريويي كه پاييز پربارش باشد، مساله اصلي تهران همچنان پابرجاست: چگونه بايد كسري انباشته منابع آب جبران شود، فشار بر سفرههاي زيرزميني كاهش يابد و مصرف آب با ظرفيت واقعي منابع موجود هماهنگ شود؟
بر اساس توضيحات سازمان هواشناسي، بارش بهتر ميتواند بخشي از فشار را كاهش دهد، اما براي بازسازي منابعي كه طي سالهاي خشكسالي تخليه شدهاند، به زمان و مديريت مصرف نياز است. در چنين شرايطي، مساله آب تهران ديگر صرفاً به «چقدر باران ميبارد» محدود نميشود؛ بلكه به اين پرسش گستردهتر گره خورده است كه از آبي كه ميبارد، چه ميزان وارد منابع پايدار ميشود و چه ميزان پيش از آنكه به ذخيره تبديل شود، مصرف يا از چرخه منابع قابل دسترس خارج ميشود.