اصلاح حجم‌مبنا با هدف افزايش نقدشوندگي بورس

۱۴۰۵/۰۶/۲۹ - ۰۱:۱۶:۰۴
کد خبر: ۴۰۳۸۲۲

فرمول حجم‌مبناي پويا در بازار سرمايه بار ديگر در مسير اصلاح قرار گرفته است؛ اين‌بار قرار است «ضريب صف» يا آلفا به اين فرمول اضافه شود تا پرشدن حجم‌مبنا تسهيل شده و بخشي از محدوديت‌هايي كه در مسير نقدشوندگي و كشف قيمت ايجاد مي‌شود، كاهش يابد.

فرمول حجممبناي پويا در بازار سرمايه بار ديگر در مسير اصلاح قرار گرفته است؛ اينبار قرار است «ضريب صف» يا آلفا به اين فرمول اضافه شود تا پرشدن حجممبنا تسهيل شده و بخشي از محدوديتهايي كه در مسير نقدشوندگي و كشف قيمت ايجاد ميشود، كاهش يابد. با اين حال، كارشناسان بازار سرمايه معتقدند اگرچه اصلاح فرمول حجممبنا ميتواند بخشي از مشكلات موجود را تعديل كند، اما ريشه برخي از چالشهاي بازار را بايد در ساختار معاملاتي و بهويژه دامنه نوسان ثابت جستوجو كرد. حجممبنا طي سالهاي گذشته يكي از مهمترين ابزارهاي مورد استفاده در بازار سرمايه ايران براي كنترل معاملات و جلوگيري از شكلگيري قيمتهاي غيرواقعي بوده است؛ با اين حال، نحوه عملكرد اين ابزار همواره محل بحث فعالان بازار سرمايه بوده است. منتقدان معتقدند در برخي شرايط، حجممبنا ميتواند سرعت حركت قيمتها به سمت تعادل را كاهش دهد و در كنار محدوديتهايي مانند دامنه نوسان، زمينه ايجاد صفهاي خريد و فروش و كاهش نقدشوندگي برخي نمادها را فراهم كند. در همين راستا، اصلاح فرمول حجممبنا در دستور كار قرار گرفته است. بر اساس اين تغيير، قرار است «ضريب صف» يا آلفا به فرمول حجممبناي پويا اضافه شود؛ تغييري كه هدف آن تسهيل پرشدن حجممبنا و افزايش كارايي اين ابزار در نمادهاي مختلف است.

 

    چرا فرمول حجممبنا نيازمند اصلاح است؟

محمدصادق غزنوي، معاون عمليات بازار فرابورس ايران، درباره ضرورت اصلاح فرمول حجممبنا با وجود بهبودهايي كه در سازوكار فعلي ايجاد شده، به بررسي ميزان پرشدگي حجممبنا در گروههاي مختلف نمادها اشاره كرده است. بررسي جداگانه نمادهاي نقدشونده و كمتر نقدشونده نشان ميدهد نرخ پرشدگي حجممبنا در ضعيفترين دهك اين دو گروه به ترتيب ۸۶ و ۶۵ درصد است. اين اختلاف نشان ميدهد اگرچه سازوكار فعلي در بسياري از نمادها عملكرد قابل قبولي دارد، اما همچنان در نمادهاي كمتر نقدشونده، فاصله معناداري ميان حجم معاملات و حجممبناي موردنياز وجود دارد. همين تفاوت، زمينه بررسي مجدد فرمول حجممبنا را فراهم كرده است؛ بهويژه آنكه اصلاح جديد قرار است تمركز بيشتري بر نمادهاي كمتر نقدشونده داشته باشد. اضافهشدن «ضريب صف» يا آلفا نيز در همين چارچوب مطرح شده تا سازوكار محاسبه حجممبنا انعطاف بيشتري پيدا كند و در شرايط مختلف معاملات، امكان پرشدن حجممبنا سادهتر شود. در واقع، مساله اصلي اين است كه يك فرمول واحد نميتواند الزاماً رفتار تمام نمادها را به يك شكل پوشش دهد. تفاوت در ميزان نقدشوندگي، حجم معاملات، تعداد سهامداران و شرايط عرضه و تقاضا باعث ميشود برخي نمادها بهراحتي حجممبناي خود را تكميل كنند، در حالي كه برخي ديگر با مشكل مواجه شوند.

 

    ماموريت بورس؛ شفافيت و نقدشوندگي

فردين آقابزرگي، كارشناس بازار سرمايه، در تحليل اين موضوع معتقد است رسالت اصلي بورس، ايجاد شفافيت، انتشار اطلاعات و فراهمكردن امكان بهرهبرداري منصفانه تمامي ذينفعان از اطلاعات است؛ در كنار اين موارد، افزايش سطح نقدشوندگي و حركت به سمت يك بازار كارا نيز از اهداف مهم بازار سرمايه محسوب ميشود. به گفته اين كارشناس بازار سرمايه به نبض بورس، افزايش نقدشوندگي يكي از موضوعاتي است كه مستقيماً با كارايي بازار ارتباط دارد. هرچه امكان خريد و فروش داراييها با سرعت و هزينه مناسبتر فراهم باشد، قيمتها نيز ميتوانند در فاصله زماني كوتاهتري به سمت تعادل حركت كنند. آقابزرگي تأكيد ميكند كه اين موضوع از اصول و وظايف نهاد ناظر، يعني سازمان بورس، است و اركان بازار سرمايه نيز طبيعتاً در چارچوب سياستهاي كلان اين نهاد فعاليت ميكنند. از نگاه اين كارشناس، افزايش نقدشوندگي ميتواند منافع مختلفي براي سهامداران و ساير ذينفعان بازار داشته باشد. يكي از مهمترين اين آثار، بهبود فرآيند كشف قيمت است؛ چراكه وقتي معاملات روانتر انجام شوند، فاصله ميان عرضه و تقاضا سريعتر تعديل شده و قيمت ميتواند در مدت زمان كوتاهتري به سطح تعادلي خود نزديك شود.

 

    نقدشوندگي بيشتر؛ كشف قيمت سريعتر

يكي از مهمترين كاركردهاي بازار سرمايه، كشف قيمت است. قيمت سهام بايد در تعامل ميان عرضه و تقاضا شكل بگيرد و هر عاملي كه مانع از اين فرآيند شود، ميتواند سرعت تعديل قيمت را كاهش دهد. آقابزرگي در توضيح اين موضوع ميگويد اگر فرض كنيم بازار در نهايت به سمت قيمت و ارزش ذاتي حركت ميكند، هرچه اين فرآيند سريعتر و روانتر انجام شود، شرايط براي كشف قيمت مناسبتر خواهد بود. در حال حاضر نيز ابزارها و سازوكارهاي مختلفي براي كمك به اين فرآيند مورد استفاده قرار ميگيرند، اما از نگاه اين كارشناس، مساله مهمتر از اصلاح يك ابزار خاص، توجه به ريشه مشكلاتي است كه در فرآيند معاملات ايجاد شده است. به بيان ديگر، اگر يك محدوديت معاملاتي خود زمينه ايجاد محدوديت ديگري را فراهم كند، اصلاح محدوديت دوم به تنهايي نميتواند مشكل اصلي را برطرف كند.

 

    دامنه نوسان؛ حلقه ديگر زنجيره محدوديتها

يكي از مهمترين موضوعاتي كه در اين ميان مورد توجه قرار ميگيرد، دامنه نوسان است. آقابزرگي معتقد است بخشي از مشكلات فعلي بازار از سازوكارهايي ناشي ميشود كه با هدف كنترل معاملات ايجاد شدهاند، اما در شرايط خاص ميتوانند نتيجه متفاوتي داشته باشند. او براي توضيح اين مساله به دامنه نوسان اشاره ميكند و ميگويد بازار سرمايه ايران در فرآيند بوميسازي سازوكارهاي معاملاتي، محدوديتهايي مانند دامنه نوسان سهدرصدي را تجربه كرده است؛ محدوديتهايي كه در برخي شرايط ميتوانند به قفلشدن قيمتها و تشكيل صفهاي خريد و فروش منجر شوند. در چنين شرايطي، اگر قيمت يك سهم به دليل افزايش تقاضا امكان رشد متناسب با شرايط بازار را نداشته باشد، سفارشهاي خريد در صف باقي ميمانند. همين اتفاق در سمت فروش نيز ميتواند رخ دهد. نتيجه چنين وضعيتي، كاهش نقدشوندگي و فاصله گرفتن فرآيند كشف قيمت از شرايط طبيعي بازار است.

 

    دامنه نوسان پويا؛ راهكار جايگزين؟

آقابزرگي بر اين باور است كه بحث اصلي، حذف كامل محدوديتها نيست، بلكه بايد به سمت دامنه نوسان پويا حركت كرد. به گفته او، در بورسهاي مختلف جهان نيز از سازوكارهاي پويا براي كنترل نوسانات و كمك به كشف قيمت استفاده ميشود. تفاوت اصلي چنين سازوكاري با دامنههاي ثابت در اين است كه محدوديتها ميتوانند متناسب با شرايط بازار تغيير كنند. در چنين مدلي، به جاي آنكه يك محدوديت ثابت براي تمام نمادها و تمام شرايط معاملاتي اعمال شود، ميتوان شرايط معاملات، حجم دادوستد و رفتار عرضه و تقاضا را در تعيين ميزان محدوديتها لحاظ كرد. از اين منظر، اصلاح حجممبنا و اضافهكردن ضريب صف ميتواند بخشي از مسير اصلاح سازوكار معاملاتي باشد؛ اما به اعتقاد اين كارشناس، اگر قرار باشد بازار در نهايت به سمت افزايش كارايي حركت كند، لازم است مجموعه ابزارهاي معاملاتي نيز به صورت هماهنگ مورد بازنگري قرار گيرند.

 

    آيا ضريب صف ميتواند

مشكل حجممبنا را حل كند؟

اضافهشدن ضريب صف يا آلفا به فرمول حجممبناي پويا را ميتوان تلاشي براي نزديكتر كردن اين ابزار به شرايط واقعي معاملات دانست. بهويژه آنكه دادههاي ارايهشده درباره نرخ پرشدگي حجممبنا در نمادهاي كمتر نقدشونده نشان ميدهد اين گروه همچنان با چالش بيشتري مواجه هستند. با اين حال، اين تغيير را نبايد به عنوان راهحلي مستقل براي تمام مشكلات نقدشوندگي بازار در نظر گرفت. اگر يك سهم به دليل محدوديت دامنه نوسان وارد صف شود، اصلاح فرمول حجممبنا به تنهايي الزاماً نميتواند مشكل قفلشدن معاملات را برطرف كند. به همين دليل، موضوع حجممبنا بايد در كنار ساير اجزاي سازوكار معاملاتي بررسي شود. حجممبنا، دامنه نوسان، عمق بازار، ميزان نقدشوندگي و سرعت كشف قيمت، مجموعهاي بههمپيوسته هستند و تغيير در يكي از اين متغيرها ميتواند بر عملكرد ساير بخشها اثر بگذارد.

 

    اصلاح فعلي؛ مسكن يا تغيير ساختاري؟

آنچه اكنون در دستور كار قرار گرفته، ميتواند گامي براي كاهش بخشي از مشكلات موجود باشد. تسهيل پرشدن حجممبنا بهخصوص در نمادهاي كمتر نقدشونده، در صورت اجراي صحيح، ميتواند به افزايش رواني معاملات و كاهش برخي موانع موجود كمك كند. با اين حال، آقابزرگي معتقد است اين اصلاح را بايد بيشتر در چارچوب يك اقدام تعديلي ديد تا پايان مسير اصلاحات بازار. از نگاه اين كارشناس، بخشي از مشكلات فعلي نتيجه سازوكارهايي است كه در گذشته براي مديريت بازار طراحي شدهاند. بنابراين اگر هدف نهايي، افزايش واقعي نقدشوندگي، بهبود كشف قيمت و حركت سريعتر قيمتها به سمت تعادل و ارزش ذاتي باشد، اصلاحات بايد از سطح تغيير فرمول يك ابزار فراتر رود. در نهايت، اضافهشدن «ضريب صف» به فرمول حجممبناي پويا را ميتوان تلاشي براي كاهش يكي از گرههاي موجود در معاملات دانست؛ اما موفقيت اين تغيير به نحوه اجرا و همچنين هماهنگي آن با ساير مقررات معاملاتي وابسته است. مساله اصلي بازار سرمايه تنها پرشدن حجممبنا نيست؛ بلكه چگونگي طراحي يك سازوكار معاملاتي است كه در آن، قيمتها بتوانند بدون ايجاد صفهاي طولاني و محدوديتهاي غيرضروري، در تعامل ميان عرضه و تقاضا كشف شوند. از اين منظر، اصلاح فرمول حجممبنا ميتواند يك گام باشد، اما براي رسيدن به بازاري نقدشوندهتر و كاراتر، بررسي همزمان دامنه نوسان و ساير محدوديتهاي معاملاتي نيز اهميت خواهد داشت.

 

بیمه ملت