گزارش «تعادل» از زمستانِ ۱۸۰ يورويي

برق اروپا روي موجِ گاز و جنگ سُر مي‌خورد

۱۴۰۵/۰۶/۲۹ - ۰۰:۵۵:۵۰
کد خبر: ۴۰۳۸۱۴

اروپا هنوز به زمستان نرسيده، اما بازار برقش عملاً وارد فصل سرما شده است؛ نه با دماي هوا، بلكه با دماي قيمت‌ها. عددي كه اين روزها از بورس انرژي اروپا بيرون آمده- بيش از ۱۸۰ يورو به ازاي هر مگاوات‌ساعت براي تحويل ژانويه در آلمان فقط يك ركورد روي كاغذ نيست.

گلناز پرتوي مهر| 

اروپا هنوز به زمستان نرسيده، اما بازار برقش عملاً وارد فصل سرما شده است؛ نه با دماي هوا، بلكه با دماي قيمت‌ها. عددي كه اين روزها از بورس انرژي اروپا بيرون آمده- بيش از ۱۸۰ يورو به ازاي هر مگاوات‌ساعت براي تحويل ژانويه در آلمان فقط يك ركورد روي كاغذ نيست. اين عدد، يك هشدار است؛ هشداري شبيه همان زنگ خطرهايي كه در بحران انرژي سال‌هاي گذشته، دير شنيده شد و گران تمام شد. وقتي قيمت برق عمده‌فروشي نسبت به مدت مشابه سال قبل بيش از ۶۰ درصد بالا مي‌رود، معني‌اش اين است كه اروپا در حال خريدن «آرامش زمستاني» با چك گاز است؛ چكي كه اين‌بار ممكن است برگشت بخورد.

اين جهش قيمتي در مركز ثقل اقتصاد اروپا مخصوصا آلمان از دو جهت مهم است: اول اينكه آلمان به عنوان بزرگ‌ترين اقتصاد صنعتي قاره، مصرف‌كننده بزرگ برق و گاز است و هر تكانه‌اي در اين نقطه، مثل سنگي است كه در آب مي‌افتد و موجش تا صنايع ايتاليا، كارخانه‌هاي اروپاي مركزي و حتي بازارهاي مالي مي‌رسد. دوم اينكه قيمت ژانويه، قيمت «ترس» است؛ بازار در ژانويه نه فقط برق مي‌خرد، بلكه سناريو مي‌خرد: سناريوي كمبود، رقابت، اختلال عرضه و تصميم‌هاي اضطراري.

اما موتور اصلي اين جهش چيست؟ پاسخ كوتاه: گاز طبيعي. پاسخ دقيق‌تر: رابطه تنگاتنگ قيمت برق اروپا با قيمت گاز، به‌خصوص در روزها و ساعات اوج مصرف. در بسياري از كشورهاي اروپايي، نيروگاه‌هاي گازي همان واحدهايي هستند كه در لحظات حساس وارد مدار مي‌شوند و قيمت نهايي برق را تعيين مي‌كنند. بنابراين وقتي قيمت گاز بالا مي‌رود، برق هم با تأخير اندك و شدت زياد بالا مي‌كشد؛ به‌خصوص وقتي بازار مطمئن نيست ذخاير زمستاني با چه سرعتي پر مي‌شوند و چه مقدار از عرضه در ميانه راه ممكن است دچار اختلال شود.

خبر بلومبرگ كه از مسير تسنيم نقل شده، روي يك حلقه مهم دست مي‌گذارد: اروپا براي پر كردن ذخاير گاز، سخت‌تر از قبل نفس مي‌زند. اين گزاره، يعني فشار سمت عرضه و رقابت سمت تقاضا هم‌زمان فعال شده‌اند. كشورهاي اروپايي براي رسيدن به سطح مطلوب ذخيره‌سازي پيش از زمستان، وارد رقابت مستقيم در بازار LNG مي‌شوند؛ رقابتي كه در آن پاي خريداران آسيايي هم وسط است. نتيجه، يك مزايده پنهان است: هر كس بيشتر بپردازد، محموله را مي‌برد. اين همان نقطه‌اي است كه انرژي از «كالا» به «امنيت» تبديل مي‌شود و قيمت‌ها .

در اين ميان، عامل ژئوپليتيك مثل يك كاتاليزور عمل كرده است. گزارش اشاره مي‌كند كه جنگ عليه ايران و بسته شدن تنگه هرمز مسير انتقال بخشي از محموله‌هاي انرژي را مختل كرده و دسترسي اروپا به عرضه گاز قطر را تحت تاثير قرار داده است. اهميت اين بخش در اين است كه اروپا در سال‌هاي اخير، براي كاهش آسيب‌پذيري خود، به LNG بيشتر تكيه كرده و قطر يكي از ستون‌هاي اصلي بازار جهاني LNG است. هر اختلالي در مسيرهاي صادراتي يكي از تامين‌كنندگان كليدي، حتي اگر در كوتاه‌مدت «حجم واقعي» زيادي را حذف نكند، مي‌تواند «پريميوم ريسك» را به قيمت‌ها اضافه كند. بازار انرژي هميشه با واقعيت كار نمي‌كند؛ با انتظار از واقعيت كار مي‌كند.چرا تنگه هرمز اينقدر حساس است؟ چون گلوگاه است؛ گلوگاه يعني جايي كه جايگزينِ سريع ندارد. در زمان‌هاي عادي، بازار مي‌تواند با تغيير مسير حمل، جابه‌جايي محموله، يا تغيير تركيب تامين‌كنندگان شوك‌ها را هضم كند. اما وقتي گلوگاه تحت فشار قرار مي‌گيرد، بازي عوض مي‌شود: هزينه حمل بالا مي‌رود، زمان تحويل نامطمئن مي‌شود، و مهم‌تر از همه، شركت‌ها و دولت‌ها مجبور مي‌شوند براي «اطمينان» پول بيشتري بپردازند. اين همان چيزي است كه نهايتاً خود را در قيمت برق ژانويه نشان مي‌دهد.از زاويه اقتصاد كلان، افزايش قيمت برق در آلمان يك پيام دوم هم دارد: تورم مي‌تواند دوباره از مسير انرژي برگردد. اروپا در ماه‌هاي گذشته تلاش كرده بود از موج تورمي انرژي فاصله بگيرد، اما انرژي در اين قاره فقط يك رديف هزينه نيست؛ ورودي زنجيره توليد است. وقتي برق گران مي‌شود، هزينه توليد فولاد، شيشه، سيمان، مواد شيميايي و حتي صنايع غذايي بالا مي‌رود. بعد اين افزايش هزينه، با كمي تاخير، وارد قيمت كالاها مي‌شود. نتيجه، فشار بر قدرت خريد خانوار و سخت‌تر شدن سياست‌گذاري پولي است: اگر بانك‌هاي مركزي بخواهند با تورم بجنگند، رشد را كندتر مي‌كنند؛ و اگر بخواهند رشد را نجات دهند، تورم از در پشتي برمي‌گردد.

يك لايه پايين‌تر، اين شوك انرژي اثر صنعتي هم دارد. اروپا پيش‌تر هم با مساله «رقابت‌پذيري انرژي» روبرو بوده است: توليدكننده اروپايي بايد با توليدكننده‌اي رقابت كند كه انرژي ارزان‌تر دارد. وقتي برق و گاز جهش مي‌كنند، برخي كارخانه‌ها يا توليد را كاهش مي‌دهند يا شيفت‌ها را كم مي‌كنند يا سرمايه‌گذاري‌هاي جديد را عقب مي‌اندازند. اين نقطه‌اي است كه بحران انرژي از «قبض» به «اشتغال» وصل مي‌شود.در سطح سياست عمومي، احتمالاً دوباره همان بحث‌هاي آشنا پررنگ مي‌شود: بسته‌هاي حمايتي براي خانوار، سقف‌گذاري قيمت، يا سازوكارهاي مداخله در بازار برق. اما تجربه بحران قبلي نشان داد اين نسخه‌ها اگرچه در كوتاه‌مدت ضربه را كم مي‌كنند، در بلندمدت هزينه‌هاي سنگين بودجه‌اي و سيگنال‌هاي غلط به بازار مي‌دهند. از آن طرف، اگر حمايتي نباشد، فشار اجتماعي بالا مي‌رود و دولت‌ها در زمستان با سياست‌زدگي انرژي روبرو مي‌شوند. بنابراين اروپا وارد يك دوگانه قديمي مي‌شود: «حفاظت از مردم» در برابر «حفظ كاركرد بازار».

در نهايت، افزايش ۶۰ درصدي قيمت برق، فقط يك اتفاق مقطعي نيست؛ نشانه اين است كه امنيت انرژي اروپا هنوز روي زمينِ سفت نايستاده و با هر موج ژئوپليتيك يا اختلال در LNG، دوباره لغزنده مي‌شود. شايد در تابستان، بازارها با خيال راحت‌تر نفس بكشند، اما زمستان زمان حسابرسي است: حساب ذخاير، حساب مسيرهاي تامين، حساب قراردادها و حساب تصميم‌هايي كه در سال‌هاي گذشته گرفته شد يا به تعويق افتاد.اروپا حالا در آستانه فصل سرد، برق را با «ترس» قيمت‌گذاري مي‌كند: ترس از كمبود گاز، ترس از رقابت جهاني بر سر LNG، و ترس از اينكه يك گلوگاه مثل هرمز، به جاي يك مسير حمل‌ونقل، به يك عامل تعيين‌كننده براي قبض‌هاي زمستاني تبديل شود. عدد ۱۸۰ يورو شايد فردا بالا و پايين شود، اما پيامش روشن است: زمستان هنوز نيامده، اما بازار انرژي اروپا از همين حالا پالتوي بحران را پوشيده است.

بیمه ملت