نفت پس از تسلط بر باب‌المندب

۱۴۰۵/۰۶/۲۲ - ۰۰:۲۵:۰۶
کد خبر: ۴۰۲۸۹۴

در دنياي درهم‌ تنيده سياست و اقتصاد، «ادراك بازار» گاهي از واقعيت‌هاي ميداني نيز قدرتمندتر عمل مي‌كند.

محمود خاقاني

در دنياي درهم‌ تنيده سياست و اقتصاد، «ادراك بازار» گاهي از واقعيت‌هاي ميداني نيز قدرتمندتر عمل مي‌كند. در حالي كه منطقه خاورميانه تحت تأثير تنش‌هاي مداوم در تنگه هرمز و زيرساخت‌هاي انرژي، روي لبه تيغ حركت مي‌كند، تغيير رويكرد ديپلماتيك دولت چهاردهم و شخص مسعود پزشكيان به «لنگرگاه ثبات» در بازارهاي انرژي تبديل شده است. اگر امروز شاهد جهش‌هاي وحشتناك در قيمت نفت نيستيم، محصول مستقيم سياست تنش‌زدايي و عقلانيتي است كه تهران را از «عاملِ ناامني» به «شريك امنيت» تبديل كرده است؛ سياستي كه اگر غايب بود، اقتصاد جهان و به تبع آن اقتصاد ايران، امروز در گرداب التهاب غرق مي‌شد.

بازار نفت، بازارِ ترس و طمع است. در لحظاتي كه تهديدهاي امنيتي بر سرِ شريان‌هاي حياتي انرژي جهان سايه مي‌افكند، معامله‌گران نه بر اساس «توليد و مصرف»، بلكه بر اساس «سناريوهاي جنگي» قيمت‌گذاري مي‌كنند. وقتي اخبارِ حملات پهپادي در يمن يا انسدادهاي احتمالي در تنگه هرمز منتشر مي‌شود، اولين چيزي كه در ذهنِ بازار جهاني نقش مي‌بندد، نه «كمبود عرضه»، بلكه «ريسك ژئوپليتيك» است. در گذشته‌اي نه چندان دور، هر تنش كوچكي در منطقه، فاكتور «ريسك ايران» را در قيمت نفت فعال مي‌كرد و قيمت‌ها را با شتابي نگران‌كننده به سمت كانال‌هاي غيرمتعارف مي‌برد. اما امروز، معادله در حال تغيير است.

۱-ديپلماسي به مثابه «حق بيمه» براي بازار نفت: تغيير رويكرد ديپلماتيك دولت چهاردهم در اجلاس‌هاي اخير (بريكس و شانگهاي)، فراتر از يك مانور سياسي، يك «سياست‌گذاري اقتصادي» هوشمندانه است. دكتر پزشكيان در سخنراني‌هاي خود آگاهانه بر يك كليدواژه تمركز كرده است: «تأمين امنيت جمعي». اين پيام كه «ايران بخشي از مشكلِ انرژي نيست، بلكه بخشي از راهكارِ امنيتِ آن است»، در اتاق‌هاي فكرِ وال‌استريت و بازارهاي لندن به درستي شنيده شد.

اگر اين موضع‌گيري‌هاي صريح در جهت تنش‌زدايي وجود نداشت، بازار انرژي به محض شنيدن اولين صداي انفجار در زيرساخت‌هاي عربستان يا اولين گزارش از فعاليت انصارالله در باب‌المندب، دچار «شوك عرضه» مي‌شد. فقدانِ يك ديپلماسي فعال، خلأيي ايجاد مي‌كند كه دلالانِ جنگ و حاميانِ سناريوهاي تهاجمي پر مي‌كنند. اما اكنون، با استراتژي دولت چهاردهم، اين پريميومِ ريسك(Risk Premium)يا همان هزينه سياسي اضافه، تا حد زيادي از قيمت نفت حذف شده است.

2- سناريوي هولناك «عدمِ تنش‌زدايي»:براي درك اهميتِ اين سياست، كافي است جهاني بدونِ ديپلماسي دولت چهاردهم را تصور كنيم. اگر تهران همچنان بر طبلِ تقابلِ كامل مي‌كوبيد و سيگنال‌هاي دوپهلوي امنيتي مخابره مي‌كرد، هر تحركي در منطقه به مثابهِ «جنگِ گسترده» تفسير مي‌شد. در آن صورت، قيمت نفت نه در محدوده ۱۰۰ دلار، كه احتمالاً با نرخ‌هاي بسيار بالاتري نوسان مي‌كرد.

اين التهاب نفتي، دو پيامدِ فاجعه‌بار براي ايران داشت: 

الف) انزواي كاملِ ديپلماتيك: وقتي بازار نفت به دليلِ رفتارهاي ايران ملتهب شود، اجماعِ جهاني عليه كشورمان (حتي توسط متحدانِ غيررسمي) به راحتي شكل مي‌گيرد.

ب) فشارِ مضاعف بر اقتصادِ ملي: التهابِ نفت، تورمِ وارداتي را به كشور تحميل مي‌كند. مديريتِ اقتصادِ داخلي در شرايطي كه نفتِ جهاني دچارِ شوك‌هاي قيمتي غيرمنطقي است، عملاً غيرممكن مي‌شود.

3- جنگِ عقلانيت با «خودتحريمي داخلي»: نكته تلخ اينجاست كه اين موفقيتِ استراتژيك در عرصه ديپلماسي، با «كارشكني‌هاي داخلي» مواجه شده است. در حالي كه رييس‌جمهور در هند و در اجلاس بريكس تلاش مي‌كند تصويرِ ايرانِ صلح‌طلب را تثبيت كند، برخي جريان‌هاي تندرو در مجلس و رسانه‌هاي خاص، با اظهارنظرهاي راديكال و اصرار بر «مصادره موفقيت‌هاي منطقه‌اي»، عملاً در حالِ خنثي كردنِ اين دستاورد هستند.

اين رفتارهاي ناهماهنگ، «سيگنال‌هاي متناقض» به بازار مي‌فرستد. بازارِ نفت براي آرامش نياز به «ثباتِ در گفتار» دارد. وقتي دولت يك چيز مي‌گويد و برخي تريبون‌هاي داخلي چيزِ ديگري، بازار دچارِ سردرگمي مي‌شود و اين سردرگمي، موتورِ تورم و نوسان است. كساني كه در داخل كشور با ادعاي انقلابي‌گري به دنبالِ تخريبِ ديپلماسي دولت هستند، در واقع آدرسِ اشتباهي به دشمن مي‌دهند و هزينه اين بي‌تدبيري را مردم با تورم و ناامني اقتصادي مي‌پردازند.

جمع‌بندي: امنيتِ انرژي؛ نيازِ حياتي ايران: 

ديپلماسي تنش‌زداي دولت چهاردهم، نه از سرِ ضعف، كه از سرِ درك درستِ واقعيت‌هاي اقتصادي است.

ايرانِ امروز بيش از هر زمانِ ديگري به ثباتِ درآمدهاي نفتي نياز دارد و اين ثبات، تنها در سايه «امنيتِ منطقه‌اي» تأمين مي‌شود. تنش‌زدايي، تنها يك انتخابِ سياسي نيست؛ يك ضرورتِ وجودي براي اقتصادِ ايران است. اگر دولتِ پزشكيان توانسته است از وقوعِ يك «توفانِ نفتي» جلوگيري كند و قيمت‌ها را در مدارِ تعادل نگاه دارد، به دليلِ همان عقلانيتي است كه جريانِ راديكالِ داخلي سعي در ترورِ آن دارد. حقيقت اين است: هر كسي كه تيشه به ريشه اين ديپلماسي تنش‌زدا مي‌زند، در حالِ تيشه زدن به ريشه اقتصادِ ملي و معيشتِ مردم است. بازار نفتِ جهان، بيش از هر چيز به شنيدنِ صداي صلح از تهران نياز دارد؛ صدايي كه امروز به لطفِ دولتِ چهاردهم، بلندتر از هميشه شنيده مي‌شود.

بیمه ملت