ركوردشكني زير سايه ريسك

۱۴۰۵/۰۶/۲۲ - ۰۰:۲۳:۱۰
کد خبر: ۴۰۲۸۹۳

هفته گذشته بازار سرمايه مسيري پرخبر، پرحادثه، پراتفاق و البته پرحجم را آغاز كرد و به پايان رساند؛ هفته‌اي كه حجم معاملات، گردش اخبار و مجموعه اتفاقات رخ‌ داده در آن، نشان از شرايطي كاملا متفاوت با هفته‌هاي قبل داشت.

هابيل خاوري

هفته گذشته بازار سرمايه مسيري پرخبر، پرحادثه، پراتفاق و البته پرحجم را آغاز كرد و به پايان رساند؛ هفته‌اي كه حجم معاملات، گردش اخبار و مجموعه اتفاقات رخ‌ داده در آن، نشان از شرايطي كاملا متفاوت با هفته‌هاي قبل داشت. اين هفته را مي‌توان از آن جهت مهم دانست كه بازار پس از رشدهاي اخير و ايجاد سقف‌هاي جديد در اكثر نماگرها، تا حدودي عيار اصلي خود را نشان داد و مشخص كرد كه در شرايط فعلي تا چه اندازه توان ادامه مسير را دارد.

به نظر مي‌رسد هفته آينده نيز بازار را در شرايطي آغاز خواهيم كرد كه آرامش نسبي به تنگه هرمز بازگشته است. البته تحولات لبنان و يمن همچنان در اوج خود قرار دارد و فضاي سياسي و منطقه‌اي همچنان با ريسك‌هاي مختلفي همراه است، اما نكته مهم اينجاست كه فضاي عمومي بازار در هفته گذشته، فضاي جنگي نبود. حتي در طول معاملات، خبرهايي درباره پيشنهادات جديد امريكا نيز مطرح مي‌شد، اما بازار واكنش متفاوتي نسبت به گذشته به اين اخبار نشان داد. از سوي ديگر، تحولات بورس كالا و بازارهاي جهاني نيز به عنوان محرك‌هاي قوي، انگيزه‌هاي بنيادي مثبتي را در بازار ايجاد كردند. در هفته گذشته، دلار نيما نيز يك چراغ سبز پررنگ ديگر به صنايع نشان داد و دلار ۲۲۵ هم تا حدودي تثبيت شد. مجموع اين عوامل باعث شد بازار در شرايطي قرار بگيرد كه هم از منظر سياسي نسبت به گذشته آرام‌تر شده بود و هم از منظر بنيادي، سيگنال‌هاي مثبتي دريافت مي‌كرد.

در طول معاملات نيز شايعاتي درباره نامه مهم سازمان بورس به صندوق‌هاي اهرمي مطرح شد. اين صندوق‌ها كه مدتي از ليدري بازار فاصله گرفته و از صدر معاملات دور افتاده بودند، بار ديگر به جايگاه قبلي خود بازگشتند و شوك خوبي به بازار وارد كردند. در نهايت اما آنچه به عنوان گل سرسبد و اتفاق مهم بازار در هفته گذشته مطرح شد، گذر شاخص از مرز ۷ ميليون واحد بود؛ گويي بازار از يك هفت‌خان عبور كرد و وارد دنياي ديگري شد.البته مدت‌هاست كه بازار نسبت به عدد شاخص، حساسيت و شرايط خاص گذشته را ندارد، اما به هر حال عبور از ۷ ميليون واحد يكي از رويدادهاي مهم بازار به شمار مي‌رود. مهم‌ترين دستاورد رواني بازار در هفته گذشته چيزي جز فتح قله ۷ ميليوني شاخص نبود؛ قله‌اي كه به سرعت و در همان ابتداي كار به دست آمد و تا حدودي خيال همه را راحت كرد.اعداد اينچنيني براي بازار تا حدودي ماهيت گذشته خود را از دست داده‌اند و ديگر آن اثرگذاري سابق را ندارند. شايد بتوان گفت با توجه به شرايط نوساني متغيرهاي اقتصادي، بسياري ديگر به اين اعداد اهميت گذشته را نمي‌دهند. عبور از اين محدوده از بعد رواني شايد جنبه بيروني خوبي براي بازار داشته باشد، اما در دل بازار، ۶ ميليون، ۷ ميليون و حتي اعداد بالاتر، چندان مطرح نيستند و آنچه اهميت دارد، بازدهي است.

با اين حال، رسیدن شاخص به   ۷ ميليون يك فتح مهم براي اهالي بازار محسوب مي‌شود؛ بازاري كه تا همين چند وقت پيش همه درباره آن نسخه مي‌پيچيدند و بسياري نگران بودند كه پس از جنگ چه اتفاقي براي بازار رخ خواهد داد. ترس از بازگشايي بعد از جنگ، مدت‌ها سرمايه‌گذاران را رها نمي‌كرد، اما حالا همين بازار يكه و تنها بالاترين بازدهي را در مقايسه با ساير بازارها ايجاد كرده و يكي‌يكي در حال پشت سر گذاشتن آنهاست.بازار طي سال‌هاي گذشته روزهاي تلخ و سخت زيادي را سپري كرده تا امروز به اين نقطه رسيده است؛ جايي كه از قله ۷ ميليوني مي‌تواند مسير طي ‌شده را تماشا كند.

شايد تنها كاركرد عدد ۷ ميليون براي بازار اين باشد كه جنبه بيروني اين ماجرا را تقويت كند. منظور از جنبه بيروني چيست؟ منظور اين است كه عبور شاخص از اين محدوده مي‌تواند شرايط خوبي را براي هوشيار كردن و بيدار كردن جريان پول بيروني رقم بزند؛ پولي كه همچنان در حال نظاره كردن بازارهاست. گذر شاخص از ۷ ميليون اين قدرت‌نمايي را براي بازار سرمايه به همراه خواهد داشت.

البته كاركرد تكنيكالي شاخص نيز تا حدودي همچنان زنده و پابرجاست، اما آنقدر گام‌هاي بازار طي اين روزها و اين مدت محكم، استوار و سريع بوده كه مقاومت‌ها يكي پس از ديگري فتح مي‌شوند و عملا كسي جرات مقاومت‌سازي براي اعداد شاخص را ندارد. همين حالا برخي چارتيست‌ها عدد ۷ ميليون و ۲۰۰ هزار واحد را براي بازار مطرح مي‌كنند، اما بازاري كه روزي نزديك به ۲۰۰ هزار واحد رشد مي‌كند، چنين مقاومت‌سازي‌هايي برايش چندان معنا ندارد.

رشد شاخص و ارزش بازار را بايد در كنار ارزش دلاري آن سنجيد. بازار سرمايه در سال‌هاي گذشته همواره در محدوده ۸۰ ميليارد دلار يك كف قطعي زده و در حوالي ۱۱۰ ميليارد دلار نيز عرضه‌هاي بيشتري را تجربه كرده است. در عين حال، درجا زدن ارزش بازار در محدوده ۱۰۰ ميليارد دلار نشان مي‌دهد كه شايد شاخص از بعد اسمي رشد چشمگيري داشته باشد، اما دارايي سهامداران به دلار و از منظر ارزش دلاري چندان جابه‌جا نشده است.

به عبارت ديگر، بسياري از سهامداران نتوانسته‌اند تورمي را كه بيرون از بازار و در ساير دارايي‌ها شكل گرفته است، پوشش دهند. بنابراين اگرچه عبور شاخص از ۷ ميليون واحد يك اتفاق مهم رواني و بيروني براي بازار محسوب مي‌شود، اما براي سنجش واقعي وضعيت بازار بايد همچنان به بازدهي، ارزش دلاري و قدرت پوشش تورم توجه داشت.

به هر حال، با عبور شاخص از ۷ ميليون يك چراغ سبز قوي و محكم براي بازار روشن شد و شرايط خوبي را شاهد بوديم. اما بايد سراغ بازاري برويم كه محكم و قوي گام برمي‌دارد و هم به واسطه نبود خبر خاصي از تحولات و اتفاقات و هم به دليل نشانه‌هاي بنيادي قوي از دلار، مسير مثبتي را پيش گرفته است. تحولات دلار در نهايت خود را به دو شكل نشان خواهد داد؛ نخست در بورس كالا كه با رشد تقاضا و قيمت محصولات مي‌توان اثر آن را مشاهده كرد و دوم در گزارش فروش شركت‌ها كه نرخ تسعير را بالا خواهد آورد.

البته رشد دلار خط‌كش ارزندگي بازار را نيز به‌طور كلي تغيير خواهد داد، اما اگر بخواهيم فعلا روي همين دو اثر تمركز كنيم، به خوبي مي‌توانيم تحولات بورس كالا را در معاملات شمش يا ورق فولادي مشاهده كنيم؛ جايي كه رقابت، قيمت شمش را به بالاي ۷۰ مي‌رساند و ورق نيز حجم سنگين تقاضا و معاملات را ثبت مي‌كند.

اينجاست كه به نقطه‌اي مي‌رسيم كه معتقديم هر بار اين تحولات، بخشي از نگراني بازار را كاهش مي‌دهد و بازار را مصمم‌تر به صعود و فتح قله‌هاي بالاتر مي‌كند.وقتي بازار در چنين شرايط و فضايي و با اين مختصات از نرخ ارز و معاملات قرار مي‌گيرد، بايد بتواند شرايط قيمتي فعلي را با توجه به فضاي بنيادي توجيه كند. اين توجيه‌پذيري، در وهله نخست آلارمي است كه از دل گزارش‌ها به بازار داده مي‌شود. شما نگاه كنيد؛ اگر گزارش‌هاي مرداد اينچنين قوي، محكم و خوب نبود، بازار حال امروز را داشت؟ قطعا نداشت. همين موضوع براي گزارش شهريور نيز رخ خواهد داد و اهميت ويژه‌تري خواهد داشت، چراكه گزارش‌هاي شهريور در واقع جمع‌بندي گزارش‌هاي فصل تابستان و گزارش ميان‌دوره‌اي خواهد بود.به واقع، اگر قرار باشد با اين تحولات دلار و اين وضعيت بورس كالا، همچنان جو مثبت در فروش شركت‌ها را تجربه كنيم و گزارش‌هاي شهريور نيز مانند مرداد به بازار برسد، احتمالا تابستان طلايي و گزارش‌هاي ميان‌دوره‌اي تكرار خواهد شد و يك پالس مثبت ديگر براي ادامه روند بازار به وجود خواهد آمد.

بنابراين بايد اذعان داشت كه معاملات بورس كالا و رشد دلار نيما، اگر بتوانند خود را در گزارش‌هاي ميان‌دوره‌اي و ماهانه شركت‌ها به عرصه ظهور برسانند، حركات بازار نه‌تنها عجيب نيست، بلكه از منظر بنيادي نيز مي‌تواند قابل توجيه باشد.

البته يك نكته در لابه‌لاي فضاي فعلي بازار كاملا روشن است و آن هم هيجان است.معاملات روزهاي سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته تا حدودي ناشي از هيجان بيش از اندازه جريان پول تازه‌وارد بود و روند صف خريد زدن در اين چند روز نيز همين وضعيت را نشان مي‌داد. به اين دليل كه وقتي صحبت از هيجان مي‌شود، بايد هر دو سمت ماجرا را ديد. اگر همين امروز يا فردا به واسطه يك رويداد يا يك خبر، همه‌ چيز ناگهان از صف خريد به صف فروش تبديل شد، نبايد تعجب كرد، چراكه اين هيجان نيز بخشي از روند فعلي بازار شده است.اينكه اين هيجان براي بازار خوب است يا بد، فعلا موضوع بحث نيست. در حال حاضر، در سمت مثبت ماجرا، هيجان كمك زيادي به بهبود و ترميم چهره قديمي بازار مي‌كند، اما مشكلات و مصائب خود را نيز دارد. معاملات چند روز قبل بخشي از اين موضوع بود و قفل شدن اينچنيني معاملات در دو، سه روز گذشته نيز بخش ديگري از آن را نشان داد. در واقع، طي چند روز اخير مي‌توان دو روي سكه هيجان را در بازار مشاهده كرد؛ از يك سو هجوم جريان پول و صف‌هاي خريد و از سوي ديگر، در صورت تغيير شرايط، احتمال شكل‌گيري عرضه‌هاي سنگين.از طرفي، محدوديت‌هاي دامنه نوسان نيز شرايط خاص خود را ايجاد كرده است؛ محدوديت‌هايي كه اجازه مي‌دهد به راحتي فرد ريسك به ريوارد خود را با اين دامنه محدود و با عرضه‌ها كنترل كند. نكته ديگر، ترس از تكرار اتفاقات گذشته است كه باعث مي‌شود با كوچك‌ترين اتفاقي اين هيجان فوران كند و شاهد عرضه‌هاي چشمگير و رنج‌هاي عجيب باشيم. در حاشيه اين تحولات، بسياري كه از رشد بازار جا مانده‌اند، منتظر ديدن روي منفي بازار هستند و در اين ميان آژانس را بهانه مي‌كنند.در مورد خبرهاي آژانس و تصميم‌گيري‌ها در بازار بايد گفت كه آژانس زماني براي بازار حكم يك لولو را داشت. گزارش بد آژانس مي‌توانست ذهن بازار را به هم بريزد و فضاي معاملات را كاملا تغيير دهد. اما به نظر مي‌رسد حالا بازار از اين لولو نيز تا حدودي عبور كرده است، چرا كه در مرحله‌اي قرار دارد كه هجوم جريان پول و تغيير نگاه سرمايه‌گذاران، بخشي از زمينه‌سازي آن را شكل داده است. حتي رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت نيز به نظر ديگر اتفاق عجيبي براي بازار نيست.قرار بود در حد اعلاي خود تحريم وضع شود؟ بايد بگويم كه ما الان در محاصره‌ايم؛ تحريم چيست؟يا مثلا قرار بود جنگ آغاز شود؟ ما جنگ را پشت سر گذاشتيم؛ آن هم دو مرحله شديد. به نظر مي‌رسد موضوع آژانس ديگر آن حساسيت قبل را براي بازار ندارد. اما يك نكته در اين ميان وجود دارد؛ بازار به هر حال از تحولات سياسي و افزايش ريسك‌ها فراري است. ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت از اين جهت مي‌تواند نقطه منفي و عامل ايجاد جو منفي براي بازار باشد كه چراغ سبزي براي حمله مجدد به ايران تلقي شود. اين تنها بخشي از فضاي بازار ما براي اثرپذيري و اثرگيري از موضوع آژانس است كه مي‌تواند اهميت بيشتري پيدا كند. در غير اين صورت، اين موضوع ديگر مساله‌اي نيست كه بخواهد ذهن بازار را به شكل جدي درگير كند يا به يك چالش عجيب براي بازار تبديل شود. از طرف ديگر، برخي در مورد افزايش دامنه نوسان صحبت مي‌كنند. بايد گفت كه اين فضا و اين شرايط نبايد ما را براي تصميماتي عجيب گول بزند.همين حالا بازار در خريدهاي ريز و درشت خود از عدم قطعيت‌هاي سياسي و محاصره اقتصادي كه وجود دارد، رنج مي‌برد و نمي‌تواند چشم‌انداز روشني از آينده داشته باشد. افزايش دامنه نوسان يعني افزايش سرعت رشد و در طرف مقابل، افزايش سرعت كاهش؛ موضوعي كه مي‌تواند شرايط را دشوارتر و پرريسك‌تر كند.به نظر مي‌رسد فعلاً منطقي‌ترين حالت، تا زمان روشن شدن ابعاد و اتفاقات سياسي و كاهش ريسك‌ها، همين پيش رفتن روي دامنه نوسان فعلي باشد. البته به نظر مي‌رسد براي شروع افزايش دامنه نوسان مي‌توان سراغ صندوق‌هاي اهرمي رفت. اما كليت بازار فعلا روي اين دامنه سوار شده و جريان پول نيز اگر مي‌بينيد مشتاقانه در پي حضور در اين بازار است، به اين دليل بوده كه همين دامنه نوسان باعث شده بازار طي اين مدت جذاب باقي بماند. به‌طور كلي، اگر قرار است بازار سرمايه ميزبان جريان پول بيروني باشد و اگر قرار است اتفاقات سال ۹۹ تكرار نشود و سرمايه‌گذاران به شكلي غيرمستقيم راهي بازار شوند و پول خود را در هر سهم يا هر پروژه‌اي وارد نكنند، بايد بتوانيم از صندوق‌ها و ابزارهايي كه ايجاد كرده‌ايم، اعاده حيثيت كنيم.بايد بتوانيم از اين ابزارها دفاع كنيم و نقش آنها را در بازار سرمايه جدي‌تر بگيريم. در چنين شرايطي، صندوق‌ها مي‌توانند مسيري براي ورود جريان پول به بازار باشند، بدون اينكه سرمايه‌گذار مستقيما و بدون شناخت كافي وارد تك‌سهم‌ها شود. بازار امروز در نقطه‌اي ايستاده كه فتح ۷ ميليون واحد را پشت سر گذاشته، از بسياري از مقاومت‌هاي رواني عبور كرده، سيگنال‌هاي مثبتي از دلار و بورس كالا دريافت مي‌كند و در انتظار گزارش‌هاي ماهانه و ميان‌دوره‌اي شركت‌هاست. اما در كنار تمام اين نقاط مثبت، نبايد از هيجان موجود در بازار و ريسك‌هاي سياسي غافل شد. بازار اگرچه از بسياري از نگراني‌هاي گذشته عبور كرده، اما همچنان نسبت به افزايش ريسك‌هاي سياسي حساس است و همين موضوع مي‌تواند در صورت وقوع يك اتفاق غيرمنتظره، سمت‌وسوي جريان پول را تغيير دهد. در نهايت، شايد مهم‌ترين نكته براي ادامه اين مسير آن باشد كه بازار بتواند در اين اعداد تثبيت شود. فتح ۷ ميليون واحد به خودي خود پايان مسير نيست، بلكه مي‌تواند آغاز مرحله‌اي باشد كه در آن بازار بايد نشان دهد رشد اخير تنها حاصل هيجان و جريان پول تازه‌وارد نبوده و پشت اين حركت، گزارش‌هاي مالي، تحولات بورس كالا، نرخ ارز و بهبود متغيرهاي بنيادي نيز قرار دارد.اگر اين اتفاق رخ دهد، مي‌توان انتظار داشت بازار نه صرفا به واسطه عدد شاخص، بلكه بر اساس بازدهي و بهبود ارزش دارايي سهامداران، مسير خود را ادامه دهد. اگر قرار است جريان پول بيروني وارد بازار سرمايه شود و تجربه تلخ سال ۹۹ تكرار نشود، مسير منطقي‌تر آن است كه اين پول از طريق ابزارها و صندوق‌ها وارد بازار شود؛ نه اينكه دوباره شاهد هجوم مستقيم سرمايه‌گذاران به هر سهم و پروژه‌اي باشيم.در چنين شرايطي، دفاع از صندوق‌ها و ابزارهاي مالي و بازگرداندن اعتبار آنها، بخشي از مسير توسعه بازار سرمايه خواهد بود؛ بازاري كه حالا از قله ۷ ميليوني عبور كرده و بايد بتواند در اين اعداد بايستد و تثبيت شود.

بیمه ملت