چشم‌انداز بلندمدت بازار بورس و فرصت‌های پیش‌رو

۱۴۰۵/۰۶/۱۸ - ۰۰:۲۵:۳۴
کد خبر: ۴۰۲۴۵۱

در حال حاضر، جدای از نوسانات کوچک و بزرگ کوتاه‌مدت، دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به آینده بسیاری از بازارهای مالی، به‌خصوص بازار بورس، شکل ‌گرفته است.

علی فراقی

در حال حاضر، جدای از نوسانات کوچک و بزرگ کوتاه‌مدت، دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به آینده بسیاری از بازارهای مالی، به‌خصوص بازار بورس، شکل ‌گرفته است. همین موضوع باعث شده پرسش‌های متعددی درخصوص مسیر آینده بازار، میزان بازدهی احتمالی، ریسک‌های پیش‌رو و همچنین بهترین زمان برای ورود یا افزایش سرمایه‌گذاری در بازار مطرح شود. بدیهی است هر چه بازه زمانی مورد بررسی طولانی‌تر شود، تعداد و تنوع عوامل اثرگذار نیز افزایش پیدا می‌کند. در یک تحلیل حرفه‌ای نمی‌توان صرفا با بررسی وضعیت فعلی بازار، درباره آینده چند ساله آن تصمیم‌گیری کرد. برای دستیابی به یک دیدگاه منطقی، ابتدا باید شرایط کوتاه‌مدت بازار، روند شاخص‌ها، رفتار نقدینگی، وضعیت صنایع و عوامل اثرگذار بر قیمت‌ها را بررسی کرد و سپس در مرحله‌ای جداگانه، متغیرهای بنیادی و کلان اقتصادی موثر بر چشم‌انداز بلندمدت بازار را مورد ارزیابی قرار داد. در واقع، تحلیل بلندمدت زمانی می‌تواند اعتبار بیشتری داشته باشد که برآیند چندین عامل مختلف باشد؛ عواملی مانند وضعیت اقتصاد کلان، تورم، نرخ ارز، سیاست‌های پولی و مالی، قیمت کالاهای جهانی، وضعیت سودآوری شرکت‌ها، ارزش‌گذاری بازار، جریان نقدینگی، سیاست‌های اقتصادی و حتی ریسک‌های سیستماتیک؛ بنابراین، هرچه افق سرمایه‌گذاری بزرگ‌تر باشد، لازم است دامنه متغیرهای مورد بررسی نیز گسترده‌تر شود. با این ‌حال، اگر بخواهیم تمام این موارد را در ساده‌ترین و خلاصه‌ترین شکل ممکن جمع‌بندی کنیم، می‌توان گفت بازار بورس در یک افق زمانی بلندمدت، در بخش قابل‌توجهی از پارامترهای خود ظرفیت ایجاد بازدهی مثبت را دارد. این موضوع صرفا به شاخص کل محدود نمی‌شود و می‌توان آن را در بسیاری از شاخص‌های بازار، رفتار نقدینگی، صنایع مختلف و حتی تعداد زیادی از نمادهای بورسی مشاهده کرد. البته نکته بسیار مهم این است که رشد بازار در سال‌ها و ماه‌های اخیر را نباید لزوما به معنای پایان کامل روندهای نزولی گذشته تلقی کرد. در بسیاری از بخش‌های بازار، آنچه تاکنون اتفاق افتاده بیشتر شبیه شکست تدریجی روندهای نزولی چند ساله، تغییر ساختار حرکتی، ایجاد کف‌های معتبر، تشکیل نواحی حمایتی و تلاش برای تثبیت در سطوح جدید قیمتی بوده است. به‌ عبارت ‌دیگر، بخش قابل‌توجهی از بازار هنوز در حال عبور از یک دوره فرسایشی طولانی است. بسیاری از نمادها و صنایع پس از تجربه افت‌های سنگین، مدت قابل‌توجهی را صرف ساختن کف، تثبیت قیمت و بازسازی روند کرده‌اند؛ بنابراین، در چنین شرایطی نمی‌توان تمام رشدهای شکل‌ گرفته را صرفا یک حرکت هیجانی یا کوتاه‌مدت دانست، بلکه در بسیاری از موارد، بازار در حال تلاش برای تغییر روندهای بزرگ‌تر و ورود به یک ساختار جدید است. از همین منظر، در یک افق سرمایه‌گذاری بلندمدت، اصلاح‌های قیمتی لزوما تهدید محسوب نمی‌شوند و در بسیاری از مواقع می‌توانند فرصت‌هایی برای ورود مجدد، افزایش وزن سرمایه‌گذاری یا بهبود ترکیب سبد باشند. البته منظور از هر اصلاح، خرید بدون توجه به ارزش‌گذاری و شرایط سهم نیست. اصلاح زمانی می‌تواند به فرصت تبدیل شود که قیمت، وضعیت بنیادی شرکت، روند کلی صنعت و شرایط نقدینگی در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته باشند.

   نقش ریسک‌های سیستماتیک

در کنار تمام این موارد، نمی‌توان از ریسک‌های سیستماتیک بازار چشم‌پوشی کرد. بازار بورس همواره تحت‌تاثیر مجموعه‌ای از ریسک‌های سیاسی، اقتصادی، تصمیمات سیاستگذار، تغییر قوانین، نرخ بهره، نرخ ارز و سایر متغیرهای کلان قرار داشته است. این ریسک‌ها نیز در دوره‌های مختلف با شدت و شکل متفاوتی بر بازار سایه انداخته‌اند. در بسیاری از مواقع، همین ریسک‌های سیستماتیک باعث شده‌اند روند صعودی بازار با تاخیر شکل بگیرد یا رشد قیمت‌ها به‌ جای یک حرکت سریع و قدرتمند، به‌ صورت فرسایشی و مرحله‌ای اتفاق بیفتد. همچنین ممکن است یک صنعت یا حتی یک شرکت از نظر بنیادی شرایط مناسبی داشته باشد، اما به دلیل افزایش ریسک‌های کلان، برای مدت طولانی با فشار فروش و کاهش ارزش معاملاتی مواجه شود. با این ‌حال، نکته مهم در بررسی بلندمدت این است که ریسک‌های سیستماتیک اگرچه می‌توانند زمان‌بندی رشد بازار را تغییر دهند، اما لزوما نمی‌توانند ظرفیت ارزش‌آفرینی تمام شرکت‌ها و صنایع را برای همیشه ازبین ببرند. در طول دوره‌های مختلف، بارها شاهد بوده‌ایم که بازار پس از پشت سر گذاشتن دوره‌های سنگین رکود، اصلاح یا فرسایش، مجددا توانسته خود را بازیابی کند. درنتیجه، سرمایه‌گذاری بلندمدت بیش از آنکه صرفا به دنبال پیش‌بینی دقیق تک‌تک اتفاقات آینده باشد، باید بر شناسایی دارایی‌های ارزشمند، مدیریت ریسک و استفاده صحیح از دوره‌های ضعف بازار متمرکز باشد.

    اهمیت زمان ورود و مدیریت سرمایه

یکی از مهم‌ترین نکاتی که می‌تواند تفاوت بسیار زیادی درنتیجه نهایی یک سرمایه‌گذاری بلندمدت ایجاد کند، نحوه ورود به بازار است. ممکن است دو سرمایه‌گذار هر دو یک سهم یا صنعت یکسان را برای یک دوره پنج‌ ساله انتخاب کنند، اما به دلیل تفاوت در قیمت خرید، نحوه ورود، مدیریت سرمایه و رفتار آنها در زمان اصلاح‌ها، درنهایت بازدهی کاملا متفاوتی به دست آورند. به همین دلیل، برای سرمایه‌گذار بلندمدت صرفا انتخاب یک سهم مناسب کافی نیست. قیمت خرید نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. ورود در محدوده‌های جذاب قیمتی می‌تواند حاشیه امنیت بیشتری ایجاد کند و در صورت تحقق سناریوی صعودی، نسبت ریسک به بازده مطلوب‌تری دراختیار سرمایه‌گذار قرار دهد. از این منظر، یکی از توصیه‌های مهم به سرمایه‌گذاران بلندمدتی، شکار بازار در زمان استراحت‌های قیمتی و اصلاح‌های منطقی است؛ نه اینکه صرفا در زمان افزایش هیجان و رشد سریع قیمت‌ها اقدام به ورود سنگین کنند. در واقع، بسیاری از بازدهی‌های بزرگ بازار نه در زمان‌هایی که همه از رشد قیمت‌ها صحبت می‌کنند، بلکه در دوره‌هایی ساخته شده‌اند که بازار با کمبود توجه، ترس، بی‌اعتمادی یا رکود معاملاتی مواجه بوده است. البته تشخیص چنین موقعیت‌هایی نیازمند بررسی دقیق شرایط بازار است و نمی‌توان هر کاهش قیمتی را یک فرصت سرمایه‌گذاری تلقی کرد.

    رفتار نقدینگی؛ یکی از نشانه‌های مهم بازار

یکی دیگر از متغیرهایی که می‌تواند در کنار تحلیل قیمت و وضعیت بنیادی موردتوجه قرار گیرد، رفتار نقدینگی است. ورود و خروج پول، تغییر ارزش معاملات، افزایش حجم معاملات، تغییر رفتار خریداران و فروشندگان و همچنین جابه‌جایی نقدینگی میان صنایع مختلف، در بسیاری از مواقع می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت فعلی بازار دراختیار سرمایه‌گذار قرار دهد. اگرچه هیچ شاخص یا پارامتری نمی‌تواند آینده را با قطعیت پیش‌بینی کند، اما ترکیب چندین نشانه می‌تواند احتمال تشخیص نقاط مناسب ورود و خروج را افزایش دهد. به عنوان ‌مثال، زمانی که اصلاح قیمت با کاهش فشار فروش، افزایش تدریجی تقاضا، بهبود ارزش معاملات و ورود نقدینگی همراه شود، می‌توان آن را با دقت بیشتری نسبت به یک کاهش قیمت صرفا هیجانی بررسی کرد. همین موضوع در افق بلندمدت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا سرمایه‌گذار می‌تواند به ‌جای تلاش برای پیش‌بینی تمام نوسانات روزانه، از این نشانه‌ها برای بهبود میانگین قیمت خرید و چینش سبد سرمایه‌گذاری خود استفاده کند.

    تفاوت بازدهی یک سرمایه‌گذاری ساده  با سرمایه‌گذاری هوشمندانه

در بلندمدت ممکن است بسیاری از نمادهای ارزنده، صرفا به دلیل گذشت زمان، بازدهی مناسبی ایجاد کنند، اما تفاوت بسیار مهمی میان «نگهداری یک دارایی» و «مدیریت فعال یک سرمایه‌گذاری بلندمدت» وجود دارد. سرمایه‌گذاری که در تمام مسیر بدون توجه به قیمت و شرایط بازار صرفا یک سهم را نگهداری می‌کند، ممکن است از رشد بلندمدت آن بهره‌مند شود؛ اما سرمایه‌گذاری که علاوه بر انتخاب درست، اصلاح‌ها، نقاط حمایتی، جریان نقدینگی، وضعیت صنعت و شرایط کلی بازار را نیز تحت‌نظر دارد، می‌تواند با مدیریت بهتر سرمایه، بازدهی نهایی خود را به شکل محسوسی افزایش دهد. به همین دلیل است که در نمودارهای هفتگی و ماهانه برخی نمادها، تفاوت میان یک سرمایه‌گذاری معمولی و یک سرمایه‌گذاری همراه با مدیریت صحیح ورود و خروج می‌تواند بسیار قابل‌توجه باشد. گاهی تنها چند تصمیم درست در طول یک دوره چند ساله می‌تواند نتیجه نهایی سرمایه‌گذاری را به شکل چشمگیری تغییر دهد.

بیمه ملت