گلوگاههای پاکستان در مسیر تجارت ایران
در شرایطی که تجارت دریایی ایران با محدودیتهای تازهای مواجه شده، بار دیگر گزینههای زمینی و ریلی برای حفظ جریان تجارت خارجی مورد توجه قرار گرفتهاند.
تعادل |
در شرایطی که تجارت دریایی ایران با محدودیتهای تازهای مواجه شده، بار دیگر گزینههای زمینی و ریلی برای حفظ جریان تجارت خارجی مورد توجه قرار گرفتهاند. در این میان، پاکستان به عنوان یکی از مسیرهای جایگزین مطرح شده است؛ کشوری که به دلیل موقعیت جغرافیایی میتواند بخشی از مسیرهای تجاری ایران را پوشش دهد. با این حال، ضعف زیرساختهای ریلی پاکستان، تفاوت استانداردهای حملونقل ریلی دو کشور و اختلاف قابل توجه ظرفیت شبکههای حمل بار، این پرسش را مطرح میکند که آیا پاکستان واقعا میتواند بخشی از نقش امارات در تجارت خارجی ایران را بر عهده بگیرد؟ وابستگی تجارت خارجی ایران به تعداد محدودی از شرکای تجاری و مسیرهای مشخص، در شرایط بحران آسیبپذیری بیشتری ایجاد میکند. پاکستان میتواند بخشی از بار تجاری ایران را جابهجا کند، اما محدودیت ظرفیت ریلی، تفاوت عرض ریل، نیاز به جابهجایی مضاعف کالا، مشکلات مرزی و تفاوت ساختار تجارت دو کشور نشان میدهد این مسیر در شرایط فعلی نمیتواند جایگزین کاملی برای تجارت دریایی یا نقش امارات باشد. بنابراین، کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی صرفا با انتقال کالا از یک مسیر به مسیر دیگر ممکن نیست و به توسعه همزمان چند مسیر تجاری، افزایش ظرفیت ریلی و جادهای، رفع گلوگاههای مرزی و کاهش هزینههای لجستیکی نیاز دارد. در غیر این صورت، جایگزین کردن یک مسیر تجاری با مسیری که زیرساخت و ظرفیت کافی ندارد، ممکن است به جای حل مشکل، زمان و هزینه تجارت را افزایش دهد؛ هزینهای که در نهایت میتواند به قیمت کالاها و هزینه زندگی خانوارها منتقل شود.
پاکستان چقدر میتواند
جای امارات را بگیرد؟
تجارت ایران و پاکستان در سالهای گذشته فاصله قابل توجهی با تجارت ایران و امارات داشته است. از سال ۱۳۹۶ تا پایان سال ۱۴۰۴، ارزش صادرات ایران به پاکستان بهطور میانگین حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال بوده و متوسط واردات ایران از این کشور نیز حدود نیم میلیارد دلار ثبت شده است.در ده ماهه سال گذشته نیز پاکستان تنها حدود ۴ درصد از صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده و سهم این کشور از واردات ایران نیز نزدیک به یک درصد بوده است. همین ارقام نشان میدهد که حتی پیش از محدودیتهای اخیر نیز پاکستان سهم بسیار کوچکتری از تجارت خارجی ایران نسبت به امارات داشته است.این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که نقش امارات در تجارت خارجی ایران را در نظر بگیریم. امارات تنها یک شریک تجاری معمولی برای ایران نبوده است، بلکه طی سالهای گذشته بخشی از کالاهای صادراتی ایران از طریق این کشور به بازارهای دیگر بازصادر شدهاند. از سوی دیگر، امارات در دوره تحریمها به یکی از کانالهای مهم برای انجام مبادلات مالی و تجاری ایران تبدیل شده است.بنابراین جایگزین کردن امارات با کشوری مانند پاکستان صرفا به معنای پیدا کردن یک مقصد یا مبدا جدید برای کالاهای ایرانی نیست. آنچه باید جایگزین شود، بخشی از یک شبکه تجاری، لجستیکی و مالی است که طی سالها شکل گرفته و نقش مهمی در تجارت خارجی ایران داشته است.
ساختار تجارت ایران و پاکستان
ساختار تجارت دو کشور نیز تفاوت قابل توجهی با الگوی تجارت ایران و امارات دارد. بخش عمده صادرات ایران به پاکستان را محصولاتی مانند کالاهای پتروشیمی، مواد شیمیایی و محصولات معدنی تشکیل میدهند. در مقابل، بخش قابل توجهی از واردات ایران از پاکستان به محصولات کشاورزی و دامی اختصاص دارد.برنج یکی از مهمترین اقلام وارداتی ایران از پاکستان است و بیش از ۷۰ درصد ارزش واردات ایران از این کشور را به خود اختصاص میدهد. به این ترتیب، الگوی تجارت میان دو کشور تا حد زیادی بر مبادله کالاهای مشخص و محدود استوار است.در سوی دیگر، سبد کالاهای وارداتی ایران از امارات تنوع بسیار بیشتری دارد. کالاهایی مانند تلفنهای هوشمند، ذرت دامی، طلای خام و دانههای روغنی در میان اقلام مهم وارداتی از امارات قرار دارند. بخشی از این کالاها نیز از طریق سازوکار بازصادرات وارد بازار ایران میشوند.این تفاوت نشان میدهد که نمیتوان انتظار داشت تمام تجارتی که در شرایط عادی از مسیر امارات انجام میشود، به سادگی به مسیر پاکستان منتقل شود. بخشی از کالاها، به دلیل ماهیت، حجم، ارزش، سرعت مورد نیاز برای تحویل و نحوه تامین مالی، اساسا به شبکهای متفاوت از حملونقل و تجارت نیاز دارند.
مشکل فقط مرز نیست
یکی از مهمترین پرسشها در بررسی مسیر پاکستان این است که آیا شبکه حملونقل این کشور توان پذیرش حجم بالایی از کالاهای ورودی از ایران را دارد یا خیر؟
برای پاسخ به این پرسش باید ظرفیت شبکه راهآهن دو کشور را با یکدیگر مقایسه کرد. راهآهن پاکستان در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حدود ۷.۸ میلیون تن بار جابهجا کرده است. این میزان حتی از ظرفیت ثبتشده در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ نیز کمتر است و نشان میدهد که شبکه ریلی پاکستان در سالهای اخیر با محدودیتهای قابل توجهی در بخش حمل بار مواجه بوده است.
یکی از شاخصهای مهم برای سنجش توان واقعی شبکه ریلی، «تنکیلومتر» است. این شاخص علاوه بر میزان بار، مسافتی را که بار طی کرده نیز در نظر میگیرد و به همین دلیل تصویر دقیقتری از ظرفیت شبکه برای جابهجایی کالا در مسافتهای طولانی ارائه میدهد.
تنکیلومتر شبکه ریلی پاکستان در حال حاضر حدود ۷.۷ میلیارد ثبت شده است. در ایران اما شرایط کاملا متفاوت است. شبکه ریلی کشور در سال ۱۴۰۳ بیش از ۴۰ میلیون تن بار جابهجا کرده؛ رقمی که بیش از پنج برابر میزان بار جابهجاشده در شبکه ریلی پاکستان است. تنکیلومتر شبکه ریلی ایران نیز حدود ۲۹ میلیارد ثبت شده است. این اختلاف نشان میدهد که شبکه ریلی ایران از ظرفیت بسیار بزرگتری برای حمل بار برخوردار است، اما در مسیر تجارت با پاکستان، ظرفیت طرف ایرانی تنها بخشی از مساله خواهد بود.به عبارت دیگر، حتی اگر ایران بتواند بخشی از ظرفیت شبکه ریلی خود را برای افزایش تجارت با پاکستان اختصاص دهد، محدودیت ظرفیت راهآهن پاکستان میتواند به یک گلوگاه جدی تبدیل شود. در چنین شرایطی، افزایش عرضه بار از سوی ایران الزاما به معنای افزایش متناسب حجم تجارت نخواهد بود و ممکن است بخش مهمی از کالاها در سمت پاکستان با محدودیتهای حمل و جابهجایی مواجه شوند.
تفاوت استاندارد ریلی؛ یک مانع فنی دیگر
علاوه بر محدودیت ظرفیت، مسیر ریلی ایران و پاکستان با یک مانع فنی مهم نیز روبهرو است؛ تفاوت عرض ریلهای دو کشور.به دلیل تفاوت استانداردهای ریلی، قطارهای پاکستانی تنها امکان پیشروی تا محدوده زاهدان را در خاک ایران دارند و پس از آن، برای ادامه مسیر نیاز به جابهجایی بار وجود دارد. این موضوع به معنای انتقال مجدد کالا از یک وسیله حمل به وسیلهای دیگر است.جابهجایی مضاعف بار نه تنها زمان حمل را افزایش میدهد، بلکه هزینههای لجستیکی، احتمال آسیب به کالا و پیچیدگی عملیات حمل را نیز بیشتر میکند. بنابراین حتی در صورت وجود ظرفیت کافی در دو طرف مرز، تفاوت استاندارد ریلی همچنان میتواند سرعت و صرفه اقتصادی این مسیر را تحت تاثیر قرار دهد.از سوی دیگر، ترکیب بار در شبکه ریلی دو کشور نیز با نیازهای تجارت خارجی ایران یکسان نیست. بخش بزرگی از بار جابهجاشده در شبکه ریلی ایران را مواد معدنی تشکیل میدهد و سهم محصولات نفتی در این شبکه محدودتر است.در پاکستان نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و حدود ۴۰ درصد بار ریلی این کشور را زغالسنگ تشکیل میدهد. بنابراین شبکه ریلی دو کشور در شرایط فعلی عمدتا برای حمل برخی کالاهای عمده و مشخص مورد استفاده قرار میگیرد و هنوز برای انتقال حجم بسیار بالایی از کالاهای تجاری، نفتی و کالاهایی که بتوانند جایگزین بخش قابل توجهی از تجارت دریایی شوند، آمادگی کافی ندارد.
پاکستان یک مسیر جایگزین است
نه جایگزین تجارت دریایی
مجموع این عوامل نشان میدهد که تجارت ریلی با پاکستان میتواند در شرایط فعلی به عنوان یکی از مسیرهای جایگزین مورد توجه قرار گیرد، اما بعید است این مسیر بتواند در کوتاهمدت یا حتی در مقیاس گسترده، جایگزین تجارت دریایی ایران شود.حجم نسبتا محدود تجارت ایران و پاکستان در مقایسه با تجارت ایران و امارات، ظرفیت پایینتر شبکه ریلی پاکستان، تفاوت استانداردهای ریلی، نیاز به جابهجایی مضاعف کالا و همچنین تفاوت ساختار کالاهای مبادلهشده، همگی موانعی هستند که توسعه سریع این مسیر را دشوار میکنند.البته این به معنای بیاهمیت بودن مسیر پاکستان نیست. در شرایطی که دسترسی ایران به برخی مسیرهای اصلی تجارت بینالمللی محدود شده، حتی افزایش ظرفیت یک مسیر کوچکتر نیز میتواند به کاهش فشار بر سایر مسیرها کمک کند. پاکستان میتواند بخشی از تجارت ایران را جذب کند و به عنوان یک مسیر مکمل در کنار سایر گزینههای زمینی، ریلی و دریایی مورد استفاده قرار گیرد.
اما تفاوت میان «مسیر جایگزین» و «جایگزین تجارت دریایی» باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد. یک مسیر جایگزین لزوما ظرفیت آن را ندارد که در همان مقیاس، سرعت و هزینه مسیر اصلی فعالیت کند.
افزایش تعرفه
چالش تازه برای تجارت ایران و پاکستان
در همین شرایط، تجارت ایران و پاکستان با چالش دیگری نیز مواجه شده است. ريیس اتاق ایران و پاکستان از افزایش تعرفه واردات برخی کالاهای ایرانی به پاکستان خبر داده است؛ تصمیمی که میتواند هزینه صادرات کالاهای ایرانی به این کشور را افزایش داده و رقابتپذیری صادرکنندگان ایرانی را تحت تاثیر قرار دهد.عبدالحکیم ریگی، ريیس اتاق مشترک ایران و پاکستان، با اشاره به افزایش تعرفههای وارداتی پاکستان اعلام کرده که در حال حاضر تعرفه برخی از کالاهای صادراتی ایران افزایش یافته و لازم است بهطور دقیق مشخص شود که این افزایش شامل چه محصولاتی و با چه نرخهایی اعمال میشود.به گفته او، در تجارت میان دو کشور بخشی از کالاها مشمول توافقات ترجیحی هستند و نرخ تعرفه آنها بر اساس همین توافقات تعیین میشود. با این حال، افزایش اخیر تعرفهها میتواند شرایط فعالیت تجار و صادرکنندگان دو کشور را دشوارتر کند.ريیس اتاق مشترک ایران و پاکستان تاکید کرده است که افزایش تعرفه بدون تردید میتواند بر رقابتپذیری کالاهای ایرانی در بازار پاکستان اثر بگذارد و هزینه صادرات را افزایش دهد. به همین دلیل، موضوع از سوی اتاق مشترک ایران و پاکستان در حال پیگیری و رایزنی است.این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که ایران در شرایط فعلی بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین تجارت خارجی نیاز دارد. افزایش هزینه صادرات به پاکستان، درست در زمانی که این کشور به عنوان یکی از مسیرهای جایگزین مطرح شده، میتواند جذابیت اقتصادی این مسیر را کاهش دهد.
تجارت آزاد؛ راهکاری برای کاهش موانع
ریگی با اشاره به هدفگذاری پیشین ایران و پاکستان برای افزایش حجم مبادلات تجاری، بر ضرورت کاهش موانع موجود و ایجاد یک چارچوب پایدار برای تجارت دو کشور تاکید کرده است.
به گفته او، تجارت آزاد میان ایران و پاکستان میتواند یکی از مهمترین راهکارها برای رسیدن به این هدف باشد. اتاق مشترک ایران و پاکستان نیز موضوع تجارت آزاد میان دو کشور را در دستورکار خود قرار داده و در حال رایزنی و پیگیری این مساله است.البته اجرایی شدن تجارت آزاد میان دو کشور به تصمیم دولتها و طی شدن مراحل قانونی در مجالس دو کشور نیاز دارد. در صورت تحقق چنین توافقی، بخشی از موانع تعرفهای موجود کاهش خواهد یافت و صادرکنندگان و واردکنندگان دو کشور میتوانند در محیطی شفافتر و قابل پیشبینیتر فعالیت کنند.کاهش تعرفهها میتواند از یک سو هزینه تجارت را پایین بیاورد و از سوی دیگر انگیزه فعالان اقتصادی برای استفاده از ظرفیتهای بازار پاکستان را افزایش دهد. با این حال، حتی در صورت رفع موانع تعرفهای، مشکلات زیرساختی و لجستیکی همچنان به عنوان یکی از محدودیتهای اصلی مسیر باقی خواهند ماند.
کامیونهای متوقفشده در مرز
در کنار بحث تعرفهها و تجارت آزاد، وضعیت کامیونهای متوقفشده در مرز پیشین، از توابع شهرستان راسک در استان سیستان و بلوچستان، نیز به یکی از مسائل فوری تجارت دو کشور تبدیل شده است.ريیس اتاق مشترک ایران و پاکستان درباره این کامیونها تاکید کرده است که افزایش تعرفه به معنای ممنوعیت تجارت نیست و باید هرچه سریعتر وضعیت کامیونهای متوقفشده در مرز مشخص شود تا روند ترخیص و جابهجایی کالاها با مشکل بیشتری مواجه نشود.این مساله نشان میدهد که چالش تجارت ایران و پاکستان تنها به سیاستهای کلان یا ظرفیت راهآهن محدود نیست و حتی در سطح عملیات مرزی و حمل جادهای نیز مشکلاتی وجود دارد که میتواند سرعت جریان کالا میان دو کشور را کاهش دهد. از نگاه فعالان اقتصادی، حل مشکلات فوری مانند تعیین تکلیف کامیونهای متوقفشده و روشن شدن وضعیت تعرفههای جدید ضروری است، اما در بلندمدت، آنچه اهمیت بیشتری دارد، ایجاد یک سازوکار پایدار برای توسعه تجارت میان دو کشور است.