معماي زمستان سرد و سناريوي «شوك درماني وارونه»
در ادبيات حكمراني انرژي «پيشبينيپذيري» نخستين قرباني بحرانهاي غافلگيركننده است؛ اما ناترازي گاز در ايران مدتهاست از دايره اتفاقات غيرمترقبه خارج شده و به يك تقويمِ منظم و فرساينده تبديل شده است.
گلناز پرتوي مهر |
در ادبيات حكمراني انرژي «پيشبينيپذيري» نخستين قرباني بحرانهاي غافلگيركننده است؛ اما ناترازي گاز در ايران مدتهاست از دايره اتفاقات غيرمترقبه خارج شده و به يك تقويمِ منظم و فرساينده تبديل شده است. اگر تا پيش از اين، تقاطع ناترازي گاز صرفا با شروع اولين موج سرماي آذرماه و افت فشار در خطوط لوله شمال و شمالشرق كشور لمس ميشد، دادههاي ميداني و فني اخير نشان ميدهد كه زمستانِ پيشرو، شكنندهترين پاييز و زمستان يك دهه اخير در موازنه هيدروكربوري كشور خواهد بود.
براساس برآوردهاي فني و ارزيابي خسارتهاي اخير در زنجيره بالادست، وارد آمدن آسيب به تأسيسات و خطوط تغذيهكننده پارس جنوبي عملا افتي در حدود ۲۰ درصد از ظرفيت توليد روزانه گاز كشور را رقم زده است؛ شكافي عميق كه جبران و احياي مهندسي آن بر اساس روندهاي متعارف پروژههاي فراساحلي و تأسيسات خشكي، افقي دو تا سه ساله را طلب ميكند. اين بدان معناست كه سيستم انرژي كشور در ورود به فصل سرد سال، نه با يك شكاف فصلي ناشي از افزايش تقاضا، بلكه با يك كسري ساختاري در سمت عرضه روبروست. اين رخداد، ضرورت گذار فوري از انفعال مديريتي به برنامهريزي تهاجمي و هدفمند در بخش تقاضا را پيش از وزش بادهاي پاييزي اجتنابناپذير ميسازد.
تصور تقليلگرايانهاي در اقتصاد كلان وجود دارد كه ناترازي گاز را صرفاً به سرد شدن رادياتورهاي بخش خانگي يا كاهش رفاه كوتاهمدت شهروندان خلاصه ميكند. اما واقعيتِ ژئوپليتيك و صنعتي انرژي ايران روايت ديگري دارد: ناترازي گاز، پيشزمينه مستقيم فلج صنعتي و خاموشي شبكهاي است.
هماكنون بيش از ۸۱ درصد از برق كشور توسط نيروگاههاي حرارتي توليد ميشود كه سوخت پايه و استراتژيك آنها گاز طبيعي است. با كاهش فشار گاز در شبكه سراسري ناشي از هجوم تقاضاي خانگي، ديسپاچينگ ملي ناگزير به قطع سهميه گاز نيروگاهها و صنايع انرژيبر (فولاد، پتروشيمي و سيمان) ميشود. نتيجه اين جابهجايي سوخت، تحميل مازوتسوزي با تمام هزينههاي گزاف زيستمحيطي، استهلاك تجهيزات و در گام بعد، قطعي برنامهريزيشده برق و خوابيدن چرخ توليد در كارخانههاست.
اين زنجيره، در حقيقت آسيب به ارزش افزوده صنعتي، اشتغال پايدار و ارزآوري كشور است. هنگامي كه آسيبپذيري شبكه در استانهاي انتهاي خطوط انتقال، نظير گلستان، مازندران و خراسانها تشديد ميشود، امنيت شبكه به نازكترين تار موي خود ميرسد. از اين رو، هرگونه موكولكردن تصميمگيري به روزهاي برفي، به معناي پذيرش ريسك افت فشار بحراني و قطعي گسترده در نقاط پيراموني شبكه است.
طي سالهاي گذشته، جرياني تكبعدي همواره تنها نسخه مديريت ناترازي را در «شوكدرماني قيمتي» و جهش تعرفه گاز جستوجو كرده است، با اين فرض ناصواب كه مصرف بالاي بخش خانگي صرفا محصول رفاهزدگي و بيمبالاتي رفتاري مشتركان است. اما آمارها و تحليلهاي اقتصاد رفتاري و دادههاي مصرف، پرده از يك واقعيت ساختاري برميدارند:
همگرايي مصرف در طبقات درآمدي: بررسي دادههاي كنتورخواني و دهكهاي هزينهاي نشان ميدهد كه ميانگين مصرف گاز در بخش عمدهاي از دهكهاي درآمدي تفاوت فاحش و نجومي ندارد؛ بهطوري كه مصرف دهك دهم تفاوت چشمگيري با ميانگين دهك ششم ندارد. اين امر نشان ميدهد كه بخش اعظم گاز مصرفي در خانهها، نه براي مصارف لوكس، بلكه براي حداقل گرمايش بقا در ساختمانهايي با بهرهوري انرژي نزديك به صفر سوزانده ميشود.
اگر شوك قيمتي عمومي راهكار نيست و توسعه ميادين بالادستي نيز در كوتاهمدت ممكن نيست، شاهكليد عبور از زمستان سخت پيشرو در كجاست؟ پاسخ در گذار از رويكرد سنتي كنتورخواني به مدلهاي نوين خدمات انرژي نهفته است: فعالسازي فوري شركتهاي كارور انرژي. شركتهاي كارور انرژي، حلقهاي مفقوده در نظام مهندسي و مالي انرژي كشورند. اين مجموعهها با تكيه بر مدلهاي تأمين مالي مبتني بر عملكرد، بدون نياز به تحميل هزينه اوليه سنگين بر دوش خانوار يا دولت، وارد چرخه مصرف ميشوند. ماموريتهاي فوري اين بازيگران در آستانه پاييز شامل موارد زير است:
مميزي و مداخله سريع در موتورخانهها: تنظيم مشعل، رسوبزدايي، نصب سيستمهاي كنترل هوشمند محيطي و عايقكاري لولههاي انتقال آب گرم در مجتمعهاي مسكوني و اداري با دوره بازگشت سرمايه كمتر از چند ماه.
طرح جايگزيني تجهيزات كمبازده: تعريف سازوكار تعويض بخاريهاي فرسوده با مدلهاي راندمان بالا (هرمتيك و فندار هوشمند) از طريق گواهيهاي صرفهجويي انرژي. مميزي حرارتي صنايع خرد و گلخانهها: كاهش هدررفت در كانوكشنها، بهينهسازي مشعلهاي صنعتي و بهرهگيري از بازيافت حرارتي در زنجيرههاي توليدي پيش از آغاز محدوديتهاي فصلي. اين مدل، يك معادله «برد-برد - برد» است: خانوار بدون افت آسايش حرارتي با قبضهاي سبكتر روبرو ميشود؛ بخش خصوصي در يك بازار سرمايهپذير به فعاليت اقتصادي و اشتغالزايي ميپردازد؛ و دولت با آزاد كردن ميليونها مترمكعب گاز در روز، شبكه را از مرز فروپاشي نجات داده و سوخت پايدار صنايع و نيروگاهها را تضمين ميكند.
ناترازي گاز ايران يك مساله چندوجهي مهندسي، مالي و اجتماعي است كه با بيانيهخواني و توصيههاي اخلاقي در تلويزيون در ديماه حل نخواهد شد. تقويم به ما يادآوري ميكند كه فرصت طلايي اجراي طرحهاي مميزي، انعقاد قراردادهاي كاروري، تنظيم سامانههاي ديسپاچينگ و آمادهسازي خطوط فرعي رو به پايان است.
دولت و وزارت نفت بايد در حركتي هماهنگ، بسته سهگانه «مداخلات فني كارورها در بخش تقاضا«اصلاح تعرفهاي نقطهزن و غيرشوكآور براي پرمصرفهاي افراطي» و «تخصيص هوشمند سوخت جايگزين به نيروگاهها» را بدون فوت وقت به مرحله اجرا برسانند. هر روز تأخير در شهريور، به معناي خاموش شدن يك خط توليد، افتادن شعله يك نيروگاه و سرد شدن خانهها در انتهاي خطوط انتقال در دي و بهمن خواهد بود. زمستان امسال، آزمونِ عقلانيت پيشدستانه در حكمراني انرژي كشور است.