واگرايي دلار و بورس
بازار سرمايه در روزهاي اخير در شرايطي به مسير صعودي خود ادامه داده كه نرخ دلار نيز روند افزايشي خود را حفظ كرده است؛ موضوعي كه باعث شده واگرايي ميان رفتار دلار و بورس نسبت به گذشته تا حدي تغيير كند.
بازار سرمايه در روزهاي اخير در شرايطي به مسير صعودي خود ادامه داده كه نرخ دلار نيز روند افزايشي خود را حفظ كرده است؛ موضوعي كه باعث شده واگرايي ميان رفتار دلار و بورس نسبت به گذشته تا حدي تغيير كند. در گذشته معمولا ميان اين دو بازار نوعي واگرايي مشاهده ميشد، اما اكنون با توجه به رشد نرخ نيما، بازار سرمايه نيز توانسته است همزمان با افزايش نرخ دلار، روند صعودي خود را ادامه دهد و به نوعي البته با كمي تاخير، خود را با شرايط جديد نرخ ارز تطبيق دهد.
در روزهاي اخير، با وجود آنكه دلار توانسته روند صعودي خود را حفظ كند، شاخص بورس نيز رشد كرده است. اين در حالي است كه در گذشته افزايش نرخ دلار الزاما به معناي واكنش همزمان بازار سرمايه نبود و حتي در برخي مقاطع شاهد نوعي واگرايي ميان اين دو بازار بوديم. اما اكنون افزايش نرخ نيما نيز در كنار رشد دلار قرار گرفته و همين موضوع ميتواند زمينهاي براي تطبيق بيشتر بازار سرمايه با نرخ ارز ايجاد كند.
از سوي ديگر، دلار طي يكي، دو روز اخير مقداري نوساني شده است، اما همچنان انتظارات تورمي و اثر نرخ دلار بر درآمد شركتها ميتواند در بازار باقي بماند. به همين دليل، حتي در شرايطي كه نرخ ارز در كوتاهمدت با نوسان مواجه شود، اثر آن بر انتظارات فعالان بازار و همچنين درآمد شركتها همچنان قابل توجه است. در همين شرايط، اگر روند ورود نقدينگي به بازار نيز ادامه پيدا كند، ميتوان گفت كه فعلا تقاضا در بازار سرمايه دست بالا را دارد. بر همين اساس، اگر شرايط فعلي ادامه پيدا كند، بازار سرمايه ميتواند اعداد بالاتري را نيز ببيند. ورود نقدينگي به بازار و غلبه تقاضا بر عرضه، در كنار رشد نرخ دلار و نرخ نيما، عواملي هستند كه ميتوانند به تداوم حركت بازار كمك كنند. البته در كنار اين موارد، نميتوان ريسكهاي موجود در بازار را ناديده گرفت؛ ريسكهايي كه طي چند ماه گذشته نيز بازار سرمايه با آنها درگير بوده است.
در چنين شرايطي، براي ارزيابي دقيقتر وضعيت بازار، صرفا دنبال كردن شاخص كل بورس كافي نيست و بايد رفتار شاخص هموزن و همچنين ارزش معاملات نيز به دقت مورد پيگيري قرار گيرد، چراكه در روزهاي گذشته مواردي ديده شد كه شاخص بورس در محدوده مثبت قرار داشت، اما در بسياري از سهمها اتفاق قابل توجهي رخ نميداد. بنابراين ممكن است رشد شاخص كل به تنهايي تصوير كاملي از وضعيت معاملات و شرايط كلي بازار ارايه نكند و بررسي شاخص هموزن و ارزش معاملات بتواند تصوير دقيقتري از ميزان مشاركت سهمها و جريان نقدينگي در بازار ارايه دهد. در اين ميان، صحبتهايي نيز در برخي گروهها، از جمله گروه بانكي، درباره افزايش نرخ دلار مطرح است. همانطور كه اشاره شد، اثر افزايش نرخ ارز تنها به يك گروه محدود نميشود و در گروههاي ديگر نيز ميتوان آثار آن را مشاهده كرد. با اين حال، در كنار عوامل مثبت موجود در بازار، همچنان ريسكهايي وجود دارد كه فعالان بازار بايد آنها را در نظر داشته باشند.
يكي ديگر از موضوعاتي كه در اين شرايط مطرح شده، افزايش نرخ بنزين است. افزايش نرخ بنزين به صورت سنتي در گذشته نيز در مقاطعي با اثر مثبت بر بازار سرمايه همراه بوده است. به عبارتي هر زماني كه افزايش نرخ بنزين اتفاق افتاده، به صورت سنتي شاهد تاثير مثبت آن بر بازار سرمايه بودهايم و اين موضوع نيز ميتواند يكي از متغيرهايي باشد كه در تحليل شرايط فعلي بازار مورد توجه قرار گيرد.
اما پرسش مهم اين است كه آيا بازار سرمايه در ادامه مسير خود وارد يك روند اصلاحي خواهد شد يا خير؟ در پاسخ به اين پرسش بايد به رفتار فعالان فعلي بازار نيز توجه كرد. به نظر ميرسد افرادي كه اكنون در بازار سرمايه حضور دارند، با سرمايهگذاراني كه در سال ۱۳۹۹ وارد بورس شدند، تفاوت قابل توجهي دارند. در سال ۱۳۹۹ گروهي از افراد كه آشنايي چنداني با بورس نداشتند، وارد بازار شدند و بعد از مدتي نيز از بازار خارج شدند. در واقع، بخش قابل توجهي از آن گروه ديگر در بازار حضور ندارند. افرادي كه اكنون در بازار باقي ماندهاند، افرادي هستند كه ريسكهاي موجود، از جمله ريسك جنگ را پذيرفتهاند و با وجود اين ريسكها در بازار ماندهاند. در همين رابطه، صحبتي از آقاي احمد تبريزي مطرح ميشود كه عنوان ميكند فعالان بازار در واقع «آينده را ميخرند».
اين نگاه ميتواند بخش مهمي از رفتار فعلي بازار را توضيح دهد. افرادي كه اكنون در بازار ماندهاند، علاوه بر رشد فعلي شركتها كه ميتواند تحت تاثير تورم و افزايش نرخ دلار باشد، به آينده شركتها نيز توجه دارند. در واقع، اگر شرايط پساجنگ را در نظر بگيريم، اين احتمال وجود دارد كه وضعيت شركتها بهتر شود و علاوه بر رشدي كه اكنون به دليل تورم و افزايش نرخ دلار اتفاق ميافتد، در دوره پس از جنگ، رشد اقتصادي و واقعي نيز بتواند به كمك شركتها بيايد.
بنابراين در شرايط فعلي بازار سرمايه، همزمان بايد به روند دلار، رشد نرخ نيما، ورود نقدينگي، وضعيت تقاضا، شاخص هموزن و ارزش معاملات توجه كرد و در كنار اين عوامل، ريسكهاي موجود را نيز در نظر داشت. در صورتي كه شرايط فعلي حفظ شود و تقاضا همچنان در بازار غالب باشد، امكان مشاهده اعداد بالاتر براي شاخص و بازار وجود دارد؛ هر چند همچنان احتمال اصلاح و نوسان نيز بخشي از رفتار طبيعي بازار خواهد بود.