روايت شهرداري از تهران بحران‌زده

وقتي پايتخت، جا كم مي‌آورد

۱۴۰۵/۰۶/۰۵ - ۰۱:۱۷:۰۵
کد خبر: ۴۰۰۸۹۷

تهران در روايت مديريت شهري، شهري تاب‌آور اما همزمان تشنه، گرفتار كمبود زمين، دست‌وپنجه‌نرم‌كننده با ساماندهي دستفروشان و نيازمند آرامستاني تازه است؛ شهري كه شهرداري براي آن از توسعه ناوگان و فضاي سبز تا كنترل قيمت‌ها و مديريت پسماند برنامه دارد.

تهران در روايت مديريت شهري، شهري تاب‌آور اما همزمان تشنه، گرفتار كمبود زمين، دست‌وپنجه‌نرم‌كننده با ساماندهي دستفروشان و نيازمند آرامستاني تازه است؛ شهري كه شهرداري براي آن از توسعه ناوگان و فضاي سبز تا كنترل قيمت‌ها و مديريت پسماند برنامه دارد. اظهارات داوود معظمي گودرزي، تصويري از پايتختي ارايه مي‌كند كه بحران‌هاي متنوعي را هم‌زمان تجربه مي‌كند.با اين حال، پرسش اصلي اينجاست: آيا اين پروژه‌ها ريشه بحران‌هاي تهران را هدف گرفته‌اند يا صرفاً پاسخ‌هايي مقطعي به فهرستي بلند از مشكلات‌اند؟گودرزي «افزايش تاب‌آوري شهر» را دومين اولويت مديريت شهري معرفي مي‌كند و مي‌گويد: بايد تهران را براي مردم به شهري تاب‌آور تبديل كنيم تا شهروندان بتوانند در كنار يكديگر با استقامت و آرامش زندگي كنند. او تاب‌آوري را «ايجاد شهري پيشرفته، ايمن و بدون خلل» تعريف مي‌كند.اين تعريف در نگاه نخست اميدواركننده است، اما مساله اينجاست كه تاب‌آوري فقط به معناي توان واكنش به بحران نيست. شهري تاب‌آور بايد در شرايط عادي نيز بتواند خدمات پايدار، زيرساخت مناسب، حمل‌ونقل كارآمد، محيط‌زيست سالم و دسترسي عادلانه به امكانات را تضمين كند. معاون شهردار براي توضيح عملكرد مديريت شهري به تجربه جنگ ۱۲ روزه اشاره مي‌كند و مي‌گويد بسياري از كسبه بازار پس از آن تجربه، در صورت وقوع جنگ ۴۰ روزه ديگر شهر را ترك نمي‌كردند؛ چراكه به گفته آنان، شهرداري عملكرد مثبتي داشته است.اين روايت البته يك نكته مهم دارد: سنجش تاب‌آوري تهران نبايد فقط به شرايط جنگي محدود شود. بحران آب، آلودگي، فرسودگي زيرساخت‌ها، ترافيك، پسماند و تأمين زمين نيز آزمون‌هاي واقعي تاب‌آوري شهر هستند.

 

    مديريت بحران يا جبران عقب‌ماندگي؟

گودرزي مي‌گويد از روز دوم جنگ ۱۲ روزه، بازسازي و سازماندهي نيروي انساني و ماشين‌آلات آغاز شد و پس از جنگ نيز روند متوقف نشد. به گفته او، بيش از ۳۳۰ دستگاه به ناوگان شهرداري اضافه شده و تجهيزات در ۱۱ نقطه تهران دپو شده است. همچنين چهار هزار نفر در قالب «قرارگاه مردمي» به كار گرفته شده‌اند.او اولويت عمليات را نيز روشن مي‌كند: در جريان جنگ، نخستين اولويت ما نجات مردم، سپس آواربرداري و در ادامه پاكسازي معابر بود.

    ادعاي كاهش قيمت

و يك علامت سوال بزرگ

يكي از مهم‌ترين محورهاي سخنان معاون شهردار، سياست عرضه كالاهاي اساسي با قيمت پايين‌تر است. گودرزي مي‌گويد شهرداري وعده داده بود كالاهاي اساسي را «حداقل ۲۰ درصد ارزان‌تر» عرضه كند و بر اساس گزارش بانك مركزي، برنج ۳۰ درصد، گوشت ۲۰ تا ۳۰ درصد و حبوبات ۳۵ درصد ارزان‌تر از ساير مراكز عرضه مي‌شوند.او حتي رقم كلي‌تري ارايه مي‌كند و مي‌گويد: قيمت‌ها در بازارهاي ميوه و تره‌بار به‌طور متوسط ۴۶ درصد پايين‌تر از ديگر مراكز شهر است.اين ادعا اگر دقيق و قابل راستي‌آزمايي باشد، بازارهاي شهرداري را به يكي از مهم‌ترين ابزارهاي سياست رفاهي مديريت شهري تبديل مي‌كند. اما همين‌جا يك خلأ مهم وجود دارد: كاهش قيمت بايد در كنار كيفيت، دسترسي جغرافيايي، تنوع كالا و سهم واقعي بازارهاي شهرداري از خريد خانوار سنجيده شود. صرفاً پايين‌تر بودن قيمت در يك شبكه محدود، لزوماً به معناي كاهش هزينه سبد مصرفي كل شهروندان نيست.

 

    بحران آب؛ بزرگ‌ترين تناقض

توسعه فضاي سبز

شايد مهم‌ترين هشدار موجود در سخنان گودرزي، مربوط به فضاي سبز باشد. او صراحتاً مي‌گويد: دغدغه اصلي ما تأمين آب براي آبياري است. در عين حال، مديريت شهري از توسعه بوستان‌ها، پروژه روددره فرحزاد، تملك باغ‌ها و افزايش سرانه فضاي سبز سخن مي‌گويد. گودرزي اعلام كرده سرانه فضاي سبز به بيش از ۱۵ متر براي هر نفر رسيده و در پروژه روددره فرحزاد، فاز نخست به مساحت ۵۴ هكتار به بهره‌برداري رسيده است.اما پرسش اساسي اين است كه توسعه فضاي سبز در شهري با بحران آب تا چه حد بايد ادامه پيدا كند و اين توسعه بر چه الگوي گياهي و مصرف آبي استوار خواهد بود؟ پاسخ شهرداري، تغيير الگوي آبياري است. گودرزي مي‌گويد: رويكرد ما اين است كه طي دو سال آينده استفاده از چاه‌ها براي آبياري را به‌طور كامل كنار بگذاريم. همچنين قرار است شش تصفيه‌خانه بزرگ، سه تا توسط شهرداري و سه تا توسط آبفا، احداث شود تا آبياري با پساب انجام گيرد.اين وعده از نظر زيست‌محيطي مهم است، اما موفقيت آن وابسته به اجراي واقعي زيرساخت تصفيه و انتقال پساب است. اگر اين پروژه‌ها به تأخير بيفتند، توسعه فضاي سبز مي‌تواند خود به مصرف‌كننده منابع آبي كمياب تبديل شود.

 

    دستفروشان؛ حذف نمي‌كنيم

اما نظم مي‌دهيم

يكي ديگر از بخش‌هاي قابل توجه سخنان معاون شهردار، رويكرد جديد به دستفروشان است. گودرزي تأكيد مي‌كند: ما به دنبال حذف دستفروشي نيستيم، بلكه هدفمان ساماندهي آن است. در محور ۱۵ خرداد، به گفته او، دستفروشان پس از پايان فعاليت كسبه، يعني از ساعت پنج بعدازظهر، مي‌توانند فعاليت كنند؛ مشروط بر رعايت نظم و انضباط.او حتي دستفروشي را «يك فرصت براي شهر و كشور» توصيف مي‌كند و مي‌گويد: اگر بخواهيم دستفروشان را‌برداريم، در واقع صورت مساله برداشته مي‌شود و ما به دنبال روش قهري نيستيم.اين تغيير ادبيات قابل توجه است؛ زيرا دستفروش ديگر صرفاً «مزاحم نظم شهري» معرفي نمي‌شود، بلكه بخشي از اقتصاد شهري به حساب مي‌آيد. با اين حال، تجربه بازارچه سرمد نشان مي‌دهد ايجاد فضاي رسمي بدون تضمين مشتري الزاماً موفق نيست. خود گودرزي نيز مي‌گويد: اگر مردم با ما همراهي نكنند، كاري انجام نمي‌شود. بنابراين مساله فقط مكان دادن به دستفروش نيست؛ شهرداري بايد بتواند ميان حقوق كسبه، عابران، ساكنان و معيشت دستفروشان تعادل برقرار كند.

 

    وقتي قبر هم به بازار آنلاين مي‌رود

شايد عجيب‌ترين بخش نشست خبري، بحث فروش قبر در ديوار باشد. گودرزي درباره فروش قبر توسط اشخاص مي‌گويد: آن چيزي كه به ما مربوط مي‌شود، قيمت مشخص دارد. او همچنين تأكيد مي‌كند: روز دفن‌هاي ما هزينه‌اي ندارد و كل فرآيند شايد حدود دو ميليون تومان شود.در عين حال، معاون شهردار اذعان مي‌كند: بهشت زهرا (س) ورودي در مساله فروش قبر توسط اشخاص ندارد، اما بايد برويم و ببينيم چگونه مي‌شود اين مساله را نظارت كنيم.همين اعتراف، مهم‌تر از رقم اعلام‌شده است. وقتي فروش قبر در فضاي غيررسمي شكل مي‌گيرد و مديريت شهري مي‌گويد «بايد ببينيم» چگونه بر آن نظارت كند، مشخص است كه ميان واقعيت بازار و سازوكار نظارتي شكافي وجود دارد.مساله با امامزاده‌ها پيچيده‌تر مي‌شود. گودرزي از تفاهم با اوقاف خبر مي‌دهد و مي‌گويد: «قيمت‌ها را بايد كنترل كنيم.» همچنين تأكيد مي‌كند كه پيش از اين امامزاده‌ها زيرنظر شهرداري نبوده‌اند، اما پس از تفاهمنامه، اقداماتي براي كنترل قيمت و خدمات انجام خواهد شد.

 

    تهران حتي براي مرگ هم زمين ندارد

كمبود زمين فقط مساله ساخت‌وساز و فضاي سبز نيست؛ بهشت زهرا نيز به نقطه‌اي رسيده كه مديريت شهري از ضرورت تملك زمين جديد سخن مي‌گويد. گودرزي مي‌گويد: بهشت زهرا با محدوديت زمين و فضاي دفن مواجه است و به همين دليل ناچاريم به سمت تملك زمين‌هاي جديد برويم.چند نقطه براي احداث آرامستان بررسي شده، اما هركدام با مخالفت يا مانع مواجه شده‌اند. حتي زميني در محدوده اتوبان شوشتري به دليل مسائل پدافند غيرعامل كنار گذاشته شده است. گودرزي خلاصه وضعيت را چنين بيان مي‌كند: هر زميني كه پيدا مي‌كنيم، در نهايت با يك مساله مواجه است.اين جمله شايد بهترين توصيف از بحران زمين در تهران باشد؛ شهري كه براي توسعه بوستان، آرامستان، زيرساخت و خدمات عمومي با يك مشكل مشترك روبرو است: زمين محدود و پرهزينه.

 

   تهران در مسير اصلاح

روايت معاون شهردار تهران تصويري از مديريتي ارايه مي‌دهد كه تلاش مي‌كند تهران را همزمان در چند جبهه مديريت كند: بحران، آب، زمين، پسماند، اقتصاد شهري، فضاي سبز و نظم اجتماعي. نقطه قوت اين روايت، ارايه اعداد و پروژه‌هاي مشخص است؛ اما نقطه ضعف آن، فاصله ميان وعده و سنجه قابل ارزيابي عملكرد است.تهران براي «تاب‌آوري» فقط به ناوگان جديد و قرارگاه نياز ندارد؛ به سياست‌هاي پايدار و قابل سنجش نياز دارد. براي توسعه فضاي سبز فقط زمين نمي‌خواهد؛ آب پايدار مي‌خواهد. براي ساماندهي دستفروشان فقط بازارچه نمي‌خواهد؛ مشتري و مدل اقتصادي مي‌خواهد. و براي بازار قبر فقط اعلام قيمت كافي نيست؛ نظارت شفاف لازم است.شايد مهم‌ترين پرسش پيش روي مديريت شهري همين باشد: تهران چقدر پروژه جديد نياز دارد و چقدر اجراي دقيق، شفاف و قابل ارزيابي پروژه‌هايي كه پيش‌تر وعده داده شده‌اند؟

 

بیمه ملت