صبر يا تعقيب قيمت؟
در بررسي حاضر، نگاهي به يك فرآيند ورود به بازارها خواهيم داشت؛ فرآيندي كه شايد بتوان آن را يكي از سادهترين، قابل دركترين و در عين حال كاربرديترين روشها براي ورود به بازارهايي دانست كه قصد داريم نقدينگي خود را وارد آنها كنيم.
در بررسي حاضر، نگاهي به يك فرآيند ورود به بازارها خواهيم داشت؛ فرآيندي كه شايد بتوان آن را يكي از سادهترين، قابل دركترين و در عين حال كاربرديترين روشها براي ورود به بازارهايي دانست كه قصد داريم نقدينگي خود را وارد آنها كنيم. هدف اصلي از چنين رويكردي، تلاش براي كاهش احتمال شناسايي زيان و در مقابل، افزايش احتمال كسب بازدهي مناسب از سرمايه است. شايد در نگاه نخست، اين موضوع بسيار ساده به نظر برسد؛ اما تجربه بازارهاي مالي نشان داده است كه نحوه ورود به يك بازار، گاهي به اندازه انتخاب خود بازار اهميت دارد. حتي در شرايطي كه يك دارايي از لحاظ بنيادي يا تكنيكال گزينه مناسبي براي سرمايهگذاري باشد، ورود در قيمت نامناسب و تحت تاثير هيجانات ميتواند نتيجه يك سرمايهگذاري صحيح را نيز تغيير دهد. اولين موردي كه ميتوان به آن توصيه كرد، صبر است. شايد صبر يكي از كليشهايترين عباراتي باشد كه در بازارهاي مالي بارها و بارها شنيدهايم، اما واقعيت اين است كه صبر كردن در نواحي حساس بازار ميتواند يكي از مهمترين ابزارهاي يك معاملهگر و سرمايهگذار باشد. صبر به معناي كنار كشيدن هميشگي از بازار يا از دست دادن فرصتها نيست، بلكه به اين معناست كه براي ورود، شرايط مناسبتري را نسبت به شرايط هيجاني و نامطمئن جستوجو كنيم. گاهي بهترين معامله، معاملهاي است كه انجام نميدهيم، چراكه منتظر ماندن براي شكلگيري يك موقعيت مناسب ميتواند نسبت ريسك به بازده سرمايهگذاري را به شكل قابلتوجهي بهبود دهد. براي درك بهتر اين موضوع، ميتوان بازارهاي ارز و طلاي اقتصاد كشور در هفته جاري را مثال زد. در اين مدت، خصوصا در بازار ارز و طلا، شاهد يك جنبش اساسي و ناگهاني بوديم كه باعث شد قيمت طلا مجددا به اعداد بالاتر از ۲۰ ميليون تومان و قيمت دلار نيز به محدوده بالاتر از ۲۰۰ هزار تومان برسد. فارغ از بررسي عوامل بنيادي و خبري موثر بر اين حركت، اگر در چنين شرايطي نگاه دقيقتري به رفتار تكنيكال قيمت، حجم معاملات و جريان نقدينگي داشته باشيم، ميتوان نشانههايي از ورود پولهاي خرد و در مقابل، خروج قابل توجه بخشي از پولهاي کلانتر را مشاهده كرد. اين موضوع به تنهايي به معناي قطعي بودن اصلاح قيمت نيست، اما ميتواند يك هشدار مهم براي سرمايهگذار باشد؛ به خصوص زماني كه قيمت پس از يك حركت سريع و هيجاني وارد محدودههايي ميشود كه از لحاظ تكنيكال با افزايش عرضه مواجه هستند. از سوي ديگر، حتي پس از انتشار اخبار منفي و ايجاد هيجانات جديد در بازار، ميتوان اين احتمال را در نظر گرفت كه بخشي از اثر خبر، پيش از انتشار رسمي آن در قيمتها منعكس شده باشد؛ موضوعي كه در ادبيات بازار از آن با مفهوم «پيشخور شدن خبر» ياد ميشود. بنابراين در چنين شرايطي يك سرمايهگذار منطقي الزاما به دنبال خريد در اولين نقطه و با بيشترين حجم ممكن نيست. برعكس ميتواند منتظر بماند تا بازار يا يك اصلاح قيمتي مناسب ايجاد كند يا در صورت ادامه روند صعودي، پس از شكلگيري كفهاي بالاتر، تثبيت قيمت و تاييد ادامه روند، در قيمتهاي بالاتر اما با ريسك كمتر اقدام به ورود كند..
متاسفانه يكي از رفتارهايي كه در چنين شرايطي بارها در ميان سرمايهگذاران خرد مشاهده ميشود، ورود هيجاني به بازار است. برخي افراد پس از مشاهده رشد سريع قيمت و با تصور اينكه «اگر همين حالا وارد نشوم، فرصت براي هميشه از دست خواهد رفت»، اقدام به خريد در بالاترين و پرريسكترين نقاط ميكنند. اين رفتار زماني خطرناكتر ميشود كه فرد با تمام سرمايه خود يا حتي با پول قرضي، وام و منابعي كه براي هزينههاي ضروري زندگي در نظر گرفته شده است وارد بازار شود. در چنين شرايطي، مساله تنها انتخاب قيمت نامناسب نيست، بلكه مديريت سرمايه نيز از اساس ناديده گرفته شده است. سرمايهگذاري اصولي بايد به شكلي انجام شود كه حتي در صورت حركت خلاف انتظار بازار، فرد توانايي مديريت موقعيت خود را داشته باشد. ورود با تمام سرمايه در يك نقطه، عملا انعطافپذيري سرمايهگذار را از بين ميبرد و امكان خريد در قيمتهاي پايينتر را نيز از او ميگيرد. نتيجه چنين رفتاري را ميتوان در اتفاقي كه طي روز معاملاتي سهشنبه ۳ شهريورماه رخ داد، مشاهده كرد؛ حركتي كه در نهايت باعث شد بخشي از سرمايهگذاران خرد با زيان مواجه شوند. البته چنين اتفاقي موضوع جديدي در اقتصاد و بازارهاي مالي نيست. در دورههاي مختلف، بارها شاهد آن بودهايم كه سرمايهگذاران خرد در زمان اوج هيجان وارد بازار شدهاند و پس از پايان موج اوليه، با اصلاح قيمت و كاهش ارزش دارايي خود مواجه شدهاند. در نهايت، اگر بخواهيم تمام اين موارد را در يك جمله خلاصه كنيم، ميتوان گفت كه در اكثر مواقع، صبر براي ورود در نواحي اصلاح شده ميتواند يكي از منطقيترين تصميمات سرمايهگذاري باشد. البته هميشه نميتوان انتظار داشت كه بازار دقيقا مطابق انتظار ما اصلاح كند. گاهي به دليل ورود نقدينگي جديد، اخبار مثبت، تغييرات بنيادي يا ايجاد يك روند قدرتمند، قيمت بدون اصلاح عميق به حركت صعودي خود ادامه ميدهد. در چنين شرايطي، اصرار بر خريد در پايينترين قيمت ممكن نيز ميتواند باعث از دسترفتن فرصت شود. راهكار منطقي ميتواند اين باشد كه در صورت ادامه حركت صعودي، منتظر تثبيت قيمت، تشكيل كف بالاتر و تاييد ادامه روند باشيم و سپس با حجم مناسبتري وارد بازار شويم. بنابراين، دو سناريوي اصلي براي ورود را ميتوان در نظر گرفت:
۱. ورود در اصلاح
انتظار براي كاهش قيمت و رسيدن دارايي به محدودههاي حمايتي يا نواحي جذابتر و سپس ورود به صورت پلهاي.
۲. ورود پس از تثبيت
در صورتي كه اصلاح عميقي شكل نگيرد، انتظار براي تثبيت قيمت و مشاهده نشانههاي ادامه روند و سپس ورود در قيمت بالاتر اما با ريسك تكنيكي كمتر، مثال بيتكوين در محدوده ۶۰ هزار دلار. براي درك بهتر اين موضوع ميتوان به بيتكوين در محدوده ۶۰ هزار دلار نيز اشاره كرد. در آن مقطع، بازار پس از چند ماه روند نزولي، در محدوده ۶۰ هزار دلار با يك دوراهي مهم مواجه شده بود. از يك طرف، اين محدوده نشانههايي از كفسازي و حمايت مناسب را نشان ميداد و از طرف ديگر، روند نزولي شكل گرفته در ماههاي قبل همچنان پابرجا بود. در چنين شرايطي، شايد يكي از منطقيترين تصميمات اين بود كه سرمايهگذار براي ورود با حجم بالا عجله نكند و دو سناريو را در نظر داشته باشد. در سناريوي اول، منتظر اصلاح بيشتر و ورود قيمت به زير محدوده ۶۰ هزار دلار بماند تا در صورت مشاهده واكنش مناسب خريداران، بتواند در قيمتهاي جذابتر اقدام به خريد پلهاي كند. در سناريوي دوم، اگر قيمت بدون اصلاح عميق شروع به رشد كرد، به جاي تعقيب هيجاني قيمت، منتظر تشكيل كف و سقف بالاتر، تثبيت قيمت و تاييد تغيير ساختار روند بماند و سپس در اعداد بالاتر، اما در شرايط ايمنتر وارد بازار شود. ممكن است در نگاه اول، اختلاف چند درصدي ميان قيمت ورود اوليه و قيمت ورود پس از تاييد روند، چندان مهم به نظر نرسد؛ اما مساله اصلي در سرمايهگذاري حرفهاي، تنها يك معامله نيست. تكرار مداوم تصميمات درست، مديريت ريسك و صبر براي ورود در موقعيتهاي مناسب است كه در بلندمدت تفاوتهاي بسيار بزرگي در نتيجه نهايي ايجاد ميكند.