نسخه سن‌پترزبورگ براي نجات بازار انرژي ايران

۱۴۰۵/۰۶/۰۵ - ۰۱:۰۹:۰۵
کد خبر: ۴۰۰۸۹۰

در تلاطم‌هاي ژئوپليتيك كنوني و با گذار اقتصاد جهاني به سمت نظم‌هاي چندقطبي، مفهوم «امنيت انرژي» از يك كالاي استراتژيك ساده، به ستون فقراتِ قدرت ملي بدل شده است.

در تلاطمهاي ژئوپليتيك كنوني و با گذار اقتصاد جهاني به سمت نظمهاي چندقطبي، مفهوم «امنيت انرژي» از يك كالاي استراتژيك ساده، به ستون فقراتِ قدرت ملي بدل شده است. در اين ميان، پرسش اساسي پيش روي اقتصادهاي متكي به منابع انرژي همچون ايران و روسيه اين است: «چگونه ميتوان در عين حفظ استقلال ملي، از دام قيمتگذاريهاي دستوري ناكارآمد رهايي يافت و به بازيگران اصلي در بازارهاي منطقهاي تبديل شد؟»

پاسخ به اين پرسش كليدي در كانون گفتوگوهاي اخير «ايگور آرتميف»، مديرعامل بورس بينالمللي كالاي سنپترزبورگ (SPIMEX) نهفته است. آرتميف كه به عنوان يكي از استراتژيستهاي كليدي توسعه بازارهاي متشكل در اوراسيا شناخته ميشود، در گفتوگويي اختصاصي با بورس انرژي ايران، نقش «بورسهاي انرژي» را نه فقط به عنوان پلتفرمهاي معاملاتي، بلكه به عنوان «موتورهاي تحولگراي اقتصادي» بازتعريف كرده است. اين گزارش با نگاهي به محورهاي كليدي اظهارات او، به بررسي اين مساله ميپردازد كه چگونه تعامل فني و زيرساختي ميان تهران و سنپترزبورگ ميتواند به مثابه يك «نقشه راه نجات» براي بخش انرژي ايران عمل كند.

 

  پايان عصر قيمتگذاريهاي دستوري گذار به بلوغ اقتصادي

بسياري از اقتصادهاي در حال توسعه، از جمله بخشهايي از صنايع ايران، دهههاست كه با چالش «قيمتگذاري دولتي» دستوپنجه نرم ميكنند. مديرعامل SPIMEX در تحليل خود از اين پديده، نگاهي ساختاري دارد. از منظر او، بازارهاي متشكل انرژي در تقابل مستقيم با اقتصادهاي دستوري قرار دارند؛ چرا كه اين بازارها «محيطي شفاف و رقابتي ايجاد ميكنند كه در آن قيمتها بهصورت عيني و بر اساس عرضه و تقاضاي واقعي شكل ميگيرند.»اين جمله اگرچه ساده به نظر ميرسد، اما يك دگرگوني پارادايميك را طلب ميكند. آرتميف استدلال ميكند كه وقتي قيمت يك حامل انرژي (نفت، گاز يا فرآوردههاي پالايشي) به صورت دوري و دولتي تعيين ميشود، «سيگنالهاي قيمتي» براي سرمايهگذاران و مصرفكنندگان مخدوش ميشود. وقتي سيگنال مخدوش باشد، «تخصيص منابع» بهينه نخواهد بود. براي نمونه، پروژههاي زيرساختي بلندمدت در صنايع انرژيبر ايران كه معمولاً به دليل نبودِ پيشبينيپذيري هزينههاي انرژي، با توقف يا كندي مواجه ميشوند، نيازمند «شاخصهاي قيمتي شفاف» هستند. آرتميف در اين باره ميگويد: «براي صنايع سرمايهبر كه پروژههاي بلندمدت زيرساختي را اجرا ميكنند، چنين شاخصهايي اهميت ويژهاي دارند. اين شاخصها دقت پيشبيني هزينههاي آينده انرژي را افزايش ميدهند، كيفيت برنامهريزي مالي را بهبود ميبخشند و ريسكهاي مرتبط با تصميمهاي سرمايهگذاري را كاهش ميدهند.» به بيان سادهتر، بورس انرژي ايران با تبديل شدن به يك مرجع قيمتي (Price Discovery Center)، ميتواند ريسك «نامعلوم بودن هزينههاي آينده» را براي پروژههاي بالادستي و مياندستي صنعت نفت و گاز ايران از بين ببرد. اين امر يعني ورود نقدينگي بخش خصوصي كه مدتهاست به دليل ابهام در بازگشت سرمايه از اين بخش گريزان بوده است.

 

  رقابت بين حاملهاي انرژي؛ ابزار پنهان بهينهسازي مصرف

يكي از درخشانترين بخشهاي گفتوگوي مديرعامل SPIMEX، اشاره به مفهوم «رقابت بين حاملهاي انرژي» (Interfuel Competition) است. در اقتصادهاي سنتي، معمولاً دولتها با ارايه يارانههاي پنهان يا قيمتگذاريهاي غيرواقعي براي منابع مختلف انرژي، ساختار مصرف را دچار اعوجاج ميكنند. آرتميف به درستي اشاره ميكند كه وقتي بازار آزاد باشد، «مصرفكنندهاي كه به سازوكارهاي مبتني بر بازار دسترسي دارد، ميتواند قيمت منابع مختلف انرژي را به سرعت و بهطور كارآمد مقايسه كرده و درباره نحوه استفاده از آنها تصميمهاي آگاهانه بگيرد.» اين دقيقاً همان چيزي است كه اقتصاد ايران براي خروج از بحران ناترازي انرژي به آن نياز دارد. در حال حاضر، به دليل فقدان يك بازار رقابتي شفاف بين گاز و ساير فرآوردهها، صنايع ايران دليلي براي تغيير سوخت يا افزايش بهرهوري ندارند. وقتي قيمت واقعي در بورس كشف شود، كارخانهها و نيروگاهها ناچار ميشوند به سمت «گزينههاي بهينهتر» سوق پيدا كنند. اين مكانيسمِ «جابهجايي مصرفكنندگان از يك بازار به بازار ديگر»، باعث ميشود قيمت حاملهاي انرژي نه با دستور، بلكه «در سطحي متوازن نسبت به يكديگر» باقي بماند. اين يعني افزايش رقابتپذيري اقتصاد ملي، بدون نياز به بخشنامههاي دستوري دولت. در واقع، بازار بورس انرژي ميتواند نقش «تنظيمگر هوشمند» را ايفا كند كه با ايجاد تعادل بين عرضهكنندگان و خريداران، بهرهوري ملي را به صورت خودكار ارتقا ميدهد.

 

  شبكه اوراسيايي؛ چرا همكاري تهران و سنپترزبورگ حياتي است؟

در شرايطي كه تحريمهاي ظالمانه عليه اقتصاد ايران و روسيه محدوديتهايي را در بازارهاي جهاني ايجاد كرده است، آرتميف به نكته راهبردي ديگري اشاره ميكند: «بورس انرژي ايران شريك ماست و ما از سطح همكاري حرفهاي خود با اين بورس بسيار قدرداني ميكنيم.»پيوستن بورس انرژي ايران به «انجمن بينالمللي بورسهاي كالا و معاملات آتي» نه يك اتفاق نمادين، بلكه يك حركت ژئواكونوميك است. در دنياي فعلي، تجارت انرژي به سمت «اتحاديههاي منطقهاي» حركت ميكند. همكاري ميان تهران و سنپترزبورگ ميتواند بستر لازم براي ايجاد يك «پلتفرم معاملات مشترك» در منطقه اوراسيا را فراهم كند.اين همكاري دو دستاورد كليدي براي طرف ايراني دارد: ۱-افزايش نقدشوندگي بازار صادراتي: با مشاركت شركتهاي خارجي در معاملات بورس انرژي، بازار صادراتي ايران از انحصار خارج شده و با تنوعبخشي به خريداران، «قدرت چانهزني» ايران افزايش مييابد. اين مشاركت، ريسك بازار را تقسيم كرده و تنوع سبد مشتريان را براي محصولات پتروشيمي و پالايشي تضمين ميكند.

۲- استانداردسازي معاملات: همسويي با استانداردهاي SPIMEX به بورس انرژي ايران كمك ميكند تا سازوكارهاي خود را با استانداردهاي بينالمللي تطبيق دهد، كه اين امر پيشنياز اساسي براي جذب سرمايهگذار خارجي در دورانهاي آتي است. انتقال دانش فني و تجربيات بورس سنپترزبورگ در مديريت نوسانات بازار، دارايي ارزشمندي است كه ميتواند سطح مديريت بازار ايران را چندين پله ارتقا دهد.

 

  ديپلماسي انرژي در عصر «شفافيتِ بورسي»

آرتميف به درستي استدلال ميكند كه زيرساختهاي بورسي ميتوانند به عنوان ابزاري عملي براي پيشبرد همكاريهاي بينالمللي مورد استفاده قرار گيرند. چرا؟ چون «معاملات بورسي كه بر پايه قواعد مشترك و رويههاي شفاف انجام ميشوند، شرايط مساعدي براي همكاري متقابلاً سودمند فراهم ميكنند.»در ديپلماسي انرژي، «شفافيت» يك دارايي است. كشورهاي همسايه و شركاي تجاري ايران، اگر بدانند كه ميتوانند از طريق يك پلتفرم استاندارد و بدون اما و اگرهاي سياسي، انرژي مورد نياز خود را خريداري كنند، ريسك كمتري را متحمل ميشوند. بورس انرژي ايران با تبديل شدن به اين «پلتفرم خنثي و حرفهاي»، ميتواند به بازوي اصلي ديپلماسي انرژي كشور تبديل شود. وقتي معاملهگر خارجي در بورس ايران حضور پيدا ميكند، ديگر معاملهگرِ يك دولت نيست، بلكه عضوي از يك بازار است كه قواعد شفافي دارد. اين «تفكيك فضاي اقتصادي از فضاي سياسي»، كليد موفقيت در دور زدن محدوديتهاي ناعادلانه است. بورس انرژي نه تنها خريدار را جذب ميكند، بلكه به دليل «شفافيت در كشف قيمت»، اعتماد جامعه جهاني را به استانداردهاي تجاري ايران جلب ميكند.

 

  شاخصسازي؛ از «بازار كالا»

تا «مرجعيت داده»

شايد عميقترين توصيه مديرعامل SPIMEX در اين مصاحبه، ضرورت راهاندازي و تقويت «شاخصهاي تركيبي قيمت انرژي» باشد. آرتميف با معرفي تجربه موفق SPIMEX در راهاندازي «آژانس ملي قيمتگذاري»، عملاً نقشه راهي براي بورس انرژي ايران ترسيم ميكند.او ميگويد: «شاخصهاي قيمت صرفاً نشاندهنده قيمت يك منبع انرژي خاص نيستند؛ بلكه ماهيتاً به عنوان دماسنج فعاليت اقتصادي عمل ميكنند.» در واقع، اگر ايران بخواهد در تجارت منطقهاي اثرگذار باشد، بايد از مرحله «معاملهگري» به مرحله «مرجعيت داده» (Data Authority) برسد.وقتي بورس ايران بتواند شاخصهاي قيمت فرآوردههاي نفتي و پتروشيمي خود را در سطح منطقه (مثلاً در بين كشورهاي حاشيه خليج فارس، درياي خزر و اوراسيا) منتشر كند، عملاً به «مرجع قيمتگذاري منطقهاي» تبديل ميشود. اين يعني قدرت! يعني ساير بازيگران منطقه، قيمتهاي خود را با معيارهاي بورس انرژي ايران تنظيم ميكنند. ايجاد يك ديتاسنتر قدرتمند از معاملات واقعي (اعم از بورس و خارج از بورس) همان كاري است كه روسيه با آژانس ملي قيمتگذاري خود انجام داده و به بازاري در عمدهفروشي تا خردهفروشي دسترسي پيدا كرده است. اين، همان «قدرت نرم اقتصادي» است كه ايران ميتواند با بهرهگيري از تجربه شركاي روسي به دست آورد. در عصر دادهمحور، كسي كه «مرجع قيمتگذاري» باشد، قواعد بازي را تعيين ميكند.

 

  بورس انرژي به مثابه خاكريزِ دفاع اقتصادي

در پايان، بايد گفت كه گفتوگوي ايگور آرتميف، فراتر از تعارفات ديپلماتيك رايج، يك «فراخوان براي اصلاح ساختاري» است. بورس انرژي ايران امروز در نقطهاي حساس از تاريخ اقتصاد ايران ايستاده است.

براي مديران بازار سرمايه و سياستگذاران انرژي، پيام آرتميف واضح است: «توسعه بازارهاي متشكل، نه يك انتخاب، بلكه ضرورتِ بقا در جهان پرنوسان انرژي است.» ايران براي اينكه بتواند به بازيگري اثرگذار در زنجيره تأمين انرژي جهان و منطقه تبديل شود، بايد زيرساختهاي بورس خود را به گونهاي تجهيز كند كه نه تنها بستري براي عرضه كالا، بلكه محلي براي كشف واقعي قيمت، مديريت ريسك پروژههاي زيرساختي و جذب سرمايهگذار بينالمللي باشد.

همكاري با SPIMEX ميتواند «ميانبر» ايران براي رسيدن به اين بلوغ باشد. استفاده از تجربيات روسها در پيادهسازي شاخصهاي قيمت، جذب معاملهگران خارجي و ايجاد شفافيت در زنجيره عرضه، ميتواند بورس انرژي را از يك نهاد داخلي، به يك وزنه اثرگذار منطقهاي تبديل كند. در دنياي جديد، «اطلاعات و قيمتهاي شفاف»، گرانبهاتر از خودِ بشكههاي نفت هستند. اگر ايران بتواند از طريق بورس انرژي، «مرجعيت قيمتي» خود را در بازار فرآوردههاي پالايشي و پتروشيمي تثبيت كند، عملاً ديپلماسي انرژي خود را به سطح بالاتري ارتقا داده است.

سخن آخر اينكه، زمان آن رسيده است كه بخش انرژي ايران با تكيه بر ابزارهاي بازار سرمايه، حصارهاي ناشي از نگاههاي دستوري را بشكند و با استفاده از مدلهاي آزموده شدهاي نظير آنچه در SPIMEX اجرا شده است، به سوي يك اقتصاد رقابتي حركت كند. اين «تغيير نگاه»، كليدِ طلايي براي باز كردن گرههاي كور اقتصادي و تقويت تابآوري ملي در برابر شوكهاي بيروني است. بورس انرژي نه فقط يك نهاد اقتصادي، كه خط مقدم نبرد براي استقلال اقتصادي است؛ جايي كه شفافيت، به قدرت بدل ميشود و بازار، عدالت را برقرار ميكند. آينده اقتصاد انرژي، نه در راهروهاي وزارتخانهها، بلكه در تابلوهاي معاملاتي بورسهاي شفاف رقم خواهد خورد.

بیمه ملت