تأثيرات جنگ رمضان بر ژئوپليتيك انرژي جهان
يك كارشناس حوزه راهبرد انرژي با اشاره به اختلال در عبور انرژي و تأثير آن بر صنايع جهاني پس از اعمال مديريت ايران بر تنگه هرمز، گفت: ميزان عبور نفت خام، فرآوردههاي نفتي، الانجي و هليوم بهطور قابلتوجهي مختل شد كه اين اختلال نهتنها كشورهاي صادركننده، بلكه مصرفكنندگان انرژي در سراسر جهان را با مشكل مواجه كرد.
يك كارشناس حوزه راهبرد انرژي با اشاره به اختلال در عبور انرژي و تأثير آن بر صنايع جهاني پس از اعمال مديريت ايران بر تنگه هرمز، گفت: ميزان عبور نفت خام، فرآوردههاي نفتي، الانجي و هليوم بهطور قابلتوجهي مختل شد كه اين اختلال نهتنها كشورهاي صادركننده، بلكه مصرفكنندگان انرژي در سراسر جهان را با مشكل مواجه كرد.
احسان حيدري در نشست هسته پژوهشي سياست خارجي چندهمسايگي دانشگاه فردوسي مشهد با موضوع تاثيرات جنگ رمضان بر ژئوپليتيك انرژي جهان، اظهار كرد: پيش از ورود به اصل موضوع جنگ رمضان، لازم است اشارهاي به سندي به نام «سند راهبرد امنيت ملي سال ۲۰۲۵ ايالاتمتحده امريكا» داشته باشيم. اين سند تقريباً دو ماه و نيم تا سه ماه پيش از شروع جنگ ۴۰ روزه منتشر و در آن، چهار خط قرمز براي خاورميانه تعيين شد؛ عدم تسلط دشمن آشكار كه منظورشان جمهوري اسلامي ايران است، بر منابع انرژي خليجفارس، بازماندن آبراهههاي مهم منطقهاي ازجمله تنگه هرمز و درياي سرخ، عدم وجود گروههاي مقاومت كه تهديدي براي امريكا و منافع آن در منطقه خاورميانه به شمار روند و مهمتر از همه، در امان ماندن رژيم صهيونيستي، اين چهار خط قرمز را تشكيل ميدهند.
وي با بيان اينكه تنگه هرمز نهتنها براي منطقه بلكه براي تمام جهان يك تنگه كاملاً استراتژيك محسوب ميشود، گفت: پيش از جنگ رمضان، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ ميليون بشكه نفت و فرآوردههاي نفتي از اين تنگه عبور ميكرد و عمدتاً به كشورهاي آسيايي از جمله هند، چين و ساير كشورهاي آسياي شرقي صادر ميشد. همچنين، يكپنجم تجارت جهاني الانجي (LNG)، ۳۰درصد تجارت كود اوره كه پايه كشاورزي امروز جهان است، ۲۰درصد تجارت كودهاي آمونياك و فسفات، 8درصد تجارت آلومينيوم جهان كه عمدتاً در بحرين به دليل سوخت ارزان متمركز است و نيز ۵۰درصد گوگرد جهان از مسير تنگه هرمز عبور ميكرد. اين كارشناس حوزه راهبرد انرژي همچنين با اشاره به اهميت حياتي تنگه بابالمندب، بيان كرد: اين تنگه بيشتر براي اروپاييها حائز اهميت است، زيرا انرژي صادراتي از تنگه هرمز بايد از بابالمندب عبور كند، وارد درياي سرخ شود و از كانال سوئز به سمت اروپا برود. در صورت بستهشدن بابالمندب، كشتيها بايد مسافتي ۱۴ تا ۲۰ روز بيشتر را از جنوب آفريقا و دماغه اميدنيك طي كنند تا به بازارهاي جهاني، عمدتاً اروپا برسند. همچنين، باتوجه به تحريمهاي روسيه در سال ۲۰۲۲ و شروع جنگ اوكراين، وابستگي امريكا و اروپا به الانجي آسيا بهويژه قطر در خليجفارس بيش از پيش شده است كه اهميت بابالمندب را براي اروپاييها دوچندان ميكند.
حيدري با بيان اينكه در سال ۲۰۲۵، مصرف جهاني نفت حدود ۱۰۷ ميليون بشكه در روز بوده و تقريباً ۲۰ تا ۲۱ درصد از اين مقدار از تنگه هرمز عبور ميكرده است، افزود: مشخصات و وضعيت تنگه هرمز به گونهاي است كه در كمترين عرض خود، ۲۱ مايل دريايي و در نقاط وسيعتر تا ۶۰ مايل دريايي پهنا دارد و طول آن ۱۶۷ كيلومتر است. شمال تنگه به ايران و جزاير ايراني و جنوب آن به خاك عمان تعلق دارد. پيش از جنگ رمضان و حمله امريكا به ايران، دو كريدور اصلي براي تردد در تنگه وجود داشت. كريدور شمالي براي ورود و كريدور جنوبي براي خروج.
وي ادامه داد: براساس توافقات پيشين بين ايران و عمان يعني پيش از سال ۱۳۵۷ يا ۱۹۷۹، هر دو مسير رفت و برگشت در آبهاي سرزميني عمان قرار داشت. ايران به دليل عدم الحاق به كنوانسيون ۱۹۸۲ مونتگوبي، همچنان عبور بيضرر را ميپذيرد، اما عمان به عنوان همسايه جنوبي، به اين كنوانسيون ملحق شده و عبور ترانزيت را پذيرفته كه تسهيلات بيشتري براي تردد فراهم ميكند. اين كارشناس حوزه راهبرد انرژي با اشاره به اعمال مديريت هوشمند ايران بر تنگه هرمز پس از شروع جنگ رمضان، بيان كرد: ما در پي تثبيت اعمال قدرتمان برآمديم و همچنان با طرف عماني به عنوان شريك اصلي خود در حال مذاكره هستيم. هدف ما در اين مذاكرات، ايجاد سيستمي است كه ورود به خليجفارس از طريق آبهاي سرزميني ايران و خروج از سمت آبهاي عمان انجام شود. اين امر به ما امكان ميدهد تا علاوه بر كنترل خروج، بر ورود نيز نظارت كامل داشته باشيم و در صورت قصد تجاوز يا ورود تجهيزات نظامي ازسوي طرفهاي متخاصم، بتوانيم اقدام بازدارنده انجام دهيم.
حيدري با اشاره به اختلال در عبور انرژي و تأثير آن بر صنايع جهاني پس از اعمال مديريت ايران بر تنگه هرمز، اظهار كرد: ميزان عبور نفت خام، فرآوردههاي نفتي، الانجي و هليوم بهطور قابلتوجهي مختل شد كه اين اختلال نهتنها كشورهاي صادركننده، بلكه مصرفكنندگان انرژي در سراسر جهان را با مشكل مواجه كرد. صنعت هوش مصنوعي و توليد تراشههاي پيشرفته نيز از اين موضوع متأثر شدند، زيرا بيشتر تراشههاي هايتك مصرفي در ديتا سنترها و صنعت هوش مصنوعي در تايوان، كرهجنوبي و ژاپن توليد ميشوند. وي با اشاره به ضربه سنگين به عرصه هوش مصنوعي در اثر اختلال در روند انتقال هليوم، افزود: به عنوان مثال، كره جنوبي ۶۵درصد هليوم موردنياز خود در فرآيند توليد تراشه را از قطر وارد و خود قطر نيز ۳۸ درصد هليوم جهان را توليد ميكند. هليوم گازي است كه به عنوان محصول جانبي فرآورش گاز طبيعي به دست ميآيد. در مراحل ساخت تراشه و ويفر سيليكوني با ضخامت كم استفاده ميشود و جايگزيني براي آن وجود ندارد. اين مساله ضربه سنگيني به مصرفكنندگان و صنعت هوش مصنوعي وارد كرده و هزينهها را بهطور چشمگيري افزايش داده است. شركتهاي بزرگي مانند TSMC تايوان، اسكيهاينيكس و سامسونگ كرهجنوبي ازجمله اصليترين توليدكنندگان اين حوزه هستند.
اين كارشناس حوزه راهبرد انرژي با اشاره به اقدامات امريكا براي خنثيسازي قدرت ايران بر تنگه هرمز، گفت: طرحهاي مختلفي براي احداث خطوط لوله انتقال نفت خام و فرآوردههاي نفتي جهت دور زدن تنگه هرمز در دست اجراست. خط لوله شرقي-غربي امارات يكي از آنهاست. اين خط لوله پيش از جنگ نيز وجود داشت و حبشان را به فجيره متصل ميكرد. ظرفيت انتقال آن حدود ۱.۸ ميليون بشكه در روز نفت خام است و نفت را بدون عبور از تنگه هرمز به فجيره ميرساند. حيدري اضافه كرد: خط لوله شرقي-غربي عربستانسعودي موسوم به پترولاين مورد ديگر است. اين خط لوله با ظرفيت ۷ ميليون بشكه در روز، نفت را از راسالتنوره در جنوب خليجفارس به ينبع در درياي سرخ منتقل ميكند. از اين مقدار، حدود ۲.۵ ميليون بشكه براي خوراك پالايشگاههاي نفت ينبع استفاده شده و ۴.۵ ميليون بشكه قابليت صادرات دارد. مورد سوم خط لوله جديد عراق است. در ماه گذشته، عراق با پيمانكاران امريكايي قراردادي براي احداث خط لولهاي استراتژيك از بصره به شهر حديثه، در شمال شرق عراق منعقد كرده است كه هماكنون در مرحله مطالعاتي است.
وي با بيان اينكه اين خط لوله با ظرفيت ۲.۵ ميليون بشكه در روز، نفت را به سه مقصد اصلي منتقل خواهد كرد، افزود: اين سه مقصد كركوك و سپس بندر جيحان در تركيه (واقع در كنار مديترانه)، بندر بانياس در سوريه (كه توافقات آن در ماههاي گذشته بين عراق و سوريه انجام شده است) و خليج عقبه در اردن (ورودي جنوبي كانال سوئز در درياي سرخ) هستند. اين طرح، عراق را از اختلالات احتمالي آينده در تنگه هرمز مصون ميكند و بازارهاي جهاني را از امنيت بيشتري در تأمين انرژي برخوردار ميسازد.
اين كارشناس حوزه راهبرد انرژي با اشاره به خط لوله ترنسعربين كه فعلا در مباحث تئوريك جاي دارد به عنوان راهكار ديگر امريكا براي پر كردن جاي خالي تنگه هرمز، گفت: اين طرح كه از حمايت امريكا برخوردار است، عربستان را از طريق اردن به خليج عقبه متصل كرده و از آنجا با خط لولهاي در خاك رژيم صهيونيستي به بندر مديترانهاي «اشكلون» در رژيم اسراييل و سپس به اروپا متصل ميشود. هرچند زيرساخت فعلي براي آن وجود ندارد، اما به عنوان آلترناتيو اقتصادي براي توافقهاي ابراهيم و عاديسازي روابط كشورهاي عربي با رژيم صهيونسيتي مطرح است.
حيدري با اشاره به خط لوله سومِد (SUMED)، ادامه داد: اين خط لوله از ورودي جنوبي كانال سوئز، نفت را دريافت و به بندر اسكندريه منتقل ميكند. دو خط لوله موازي ۴۲ اينچي با ظرفيت حدود ۲.۵ ميليون بشكه در روز وجود دارد. فلسفه وجودي اين خط لوله، تسهيل عبور كشتيهاي بزرگ نفتكش (VLCC) از كانال سوئز است. اين كشتيها به دليل آبخور بالا، احتمال بهگلنشستن دارند، بنابراين بخشي يا تمام محموله خود را در مخازن ورودي كانال تخليه كرده، از طريق خط لوله به اسكندريه منتقل و پس از عبور ايمن از كانال سوئز، مجدداً بارگيري ميكنند. وي با اشاره به مزيت دوگانه عمان براي نزديكي به اروپا و كل آسيا از طريق بابالمندب، اظهار كرد: راهكار ديگر آنان طرح پالايشگاه و تأسيسات جانبي در عمان است. در ماههاي اخير، توافقي ميان شركتهاي خصوصي امريكايي و عربي براي احداث پالايشگاهي با ظرفيت ۲۰۰ هزار بشكه در روز و همچنين تأسيسات ذخيرهسازي و اسكلههاي بارگيري با ظرفيت بالا مطرح شده است. اين طرح در اصل بهانهاي براي تثبيت حضور امنيتي و نظامي امريكا در شبهجزيره عربستان و حمايت از سرمايهگذاران امريكايي است. براي جايگذاري مكانهاي قبلي مانند فجيره يا جبلعلي در خليجفارس مدنظر بود، اما با تحولات اخير، گزينه عمان و بنادر اقيانوسي آنكه از تنگه هرمز دورتر هستند، محتملتر شده است.
اين كارشناس حوزه راهبرد انرژي با بيان اينكه كريدور آيمك (IMEC) نيز پس از جنگ با ايران به گزينه جذابي تبديل شده، اظهار كرد: در سال ۲۰۲۳، دولت بايدن ابتكار كريدور «اينديا - ميدل ايست - يورو» (IMEC) را به عنوان رقيبي براي كريدور كمربند و جاده چين مطرح كرد. براساس اين طرح، هندوستان از طريق امارات، عربستان، اردن، رژيم اسراييل و بندر حيفا و سپس انتقال دريايي به يونان، كالاهاي خود را به اروپا صادر ميكرد.
حيدري ادامه داد: با وجود اختلافات ميان كشورهاي عربي، اين كريدور چندان جدي گرفته نشد. اما پس از جنگ اخير، جذابيت آن افزايش يافته و اصلاحاتي در آن صورت گرفته است؛ به عنوان مثال، بهجاي امارات، از عمان به عنوان ورودي به شبهجزيره عربستان استفاده ميشود تا از تنگه هرمز و حوزه نفوذ نظامي ايران دور شود. با اين اقدام بيش از ۶۰درصد ترانزيت كانتينري عبوري از تنگه هرمز حذف ميشود. همچنين طرح «آيمك پلاس» براي سوريه پس از اسد و مصر نيز مطرح شده است، هرچند هماكنون صرفاً در حد طرح است.
حيدري با اشاره به وضعيت فعلي خطوط لوله فعال، اظهار كرد: خط لوله شرقي-غربي عربستان با ظرفيت ۷ ميليون بشكه در روز هماكنون بهطور كامل در حال بهرهبرداري است. خط لوله امارات از ابوظبي به فجيره با ظرفيت ۱.۸ ميليون بشكه در روز فعال است و خط لوله موازي ديگري نيز براي افزايش ظرفيت به ۳.۸ ميليون بشكه تا سال ۲۰۲۷ در حال احداث است. خط لوله كركوك-جيحان در شمال عراق نيز فعال بوده و روزانه بين ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار بشكه نفت انتقال ميدهد.