معادله كمبود برق ايران و پنلهاي خورشيدي
در روزهايي كه مشكل قطعي برق همچنان بسياري از خانوارها، صنايع و كسب و كارهاي ايراني را آزار ميدهد، تأكيد دوباره رييسجمهور بر ضرورت گسترش استفاده از پنلهاي خورشيدي، بار ديگر موضوع توسعه انرژيهاي تجديدپذير و نقش آن در كاهش ناترازي برق را به مركز توجه آورد.
در روزهايي كه مشكل قطعي برق همچنان بسياري از خانوارها، صنايع و كسب و كارهاي ايراني را آزار ميدهد، تأكيد دوباره رييسجمهور بر ضرورت گسترش استفاده از پنلهاي خورشيدي، بار ديگر موضوع توسعه انرژيهاي تجديدپذير و نقش آن در كاهش ناترازي برق را به مركز توجه آورد. اگرچه توليد برق خورشيدي در مقايسه با نيروگاههاي حرارتي به سرمايهگذاري اوليه كمتري نياز دارد و ايران نيز از ظرفيت بالايي براي بهرهگيري از تابش خورشيد برخوردار است، اما توسعه اين شيوه توليد برق تنها با نصب پنلها محقق نميشود. محدوديت زمين، ناپايداري توليد، ضعف شبكه انتقال و توزيع و هزينه اتصال نيروگاههاي دور از شبكه، مهمترين موانعي هستند كه بايد پيش از عموميسازي اين طرح از پيش روي اين بخش برداشته شوند. تأكيد دولت چهاردهم بر توسعه انرژيهاي تجديدپذير را ميتوان يكي از نقاط قوت سياستگذاري انرژي در شرايط كنوني دانست. اقتصاد برق ايران سالهاست با ناترازي ميان توليد و مصرف، فرسودگي نيروگاهها، كمبود سرمايهگذاري و رشد مستمر تقاضا مواجه است. نتيجه اين وضعيت نيز در ماههاي گرم سال، به شكل خاموشيهاي گسترده در بخش خانگي، صنعتي و خدماتي نمايان ميشود.
در چنين شرايطي، توسعه انرژي خورشيدي ميتواند بخشي از فشار موجود بر شبكه برق را كاهش دهد. برآوردهاي مطرحشده نشان ميدهد احداث هر هزار مگاوات ظرفيت توليد برق حرارتي، به حدود يك ميليارد دلار سرمايهگذاري نياز دارد؛ در حالي كه براي ايجاد ظرفيتي مشابه از طريق نيروگاههاي خورشيدي، ممكن است تنها بخش اندكي از اين منابع لازم باشد. همين تفاوت، انرژي خورشيدي را به گزينهاي جذاب براي كشوري تبديل ميكند كه با محدوديت منابع مالي و دشواري جذب سرمايه خارجي روبهرو است. با اين حال، مقايسه نيروگاههاي حرارتي و خورشيدي نبايد صرفاً بر اساس هزينه احداث انجام شود. نيروگاههاي حرارتي، در صورت تأمين سوخت و فعاليت بدون محدوديت فني، امكان توليد برق پايدار در تمام ساعات شبانه روز را دارند؛ اما توليد برق خورشيدي به ميزان تابش و شرايط جوي وابسته است و در ساعات شب يا زمان كاهش تابش، خروجي آن افت ميكند. بنابراين، توسعه خورشيدي بايد در كنار ايجاد ظرفيتهاي ذخيرهسازي برق، اصلاح الگوي مصرف و تقويت نيروگاههاي پشتيبان دنبال شود. در سالهاي اخير، برخي كارخانهها و واحدهاي صنعتي ايران براي تأمين بخشي از برق مورد نياز خود به سمت نصب پنلهاي خورشيدي حركت كردهاند. اين اقدام ميتواند در كاهش وابستگي واحدهاي توليدي به شبكه سراسري موثر باشد، اما تجربه برخي واحدها نشان داده است كه توسعه اين طرح بدون حمايت كافي، ساز وكار خريد تضميني برق، تسهيل تأمين تجهيزات و دسترسي به منابع مالي با دشواري همراه است. سرمايهگذار زماني وارد اين حوزه ميشود كه از بازگشت سرمايه، قيمت خريد برق و امكان اتصال پايدار به شبكه اطمينان داشته باشد. ايده استفاده گسترده از پنلهاي خورشيدي براي تأمين برق واحدهاي خانگي نيز از نظر اصولي قابل بررسي است، اما اجراي آن در شهرهاي بزرگ با موانع جدي روبه رو است. توليد برق خورشيدي براي يك واحد مسكوني، به سطح قابل توجهي از زمين يا فضاي مناسب براي نصب پنل نياز دارد. برآوردها حاكي از آن است كه براي توليد ميزان قابل توجهي برق، حدود ۶۰ تا ۷۰ مترمربع فضا لازم است؛ فضايي كه در بسياري از آپارتمانها و مجتمعهاي مسكوني وجود ندارد.
به همين دليل، استفاده از پنلهاي خورشيدي در ويلاها، خانههاي مستقل و ساختمانهايي كه بام يا زمين كافي دارند، عمليتر است. براي آپارتمانها نيز ميتوان به جاي نصب پنل براي هر واحد، مدل نيروگاههاي خورشيدي محلهاي يا منطقهاي را دنبال كرد. در اين الگو، زمينهايي در نزديكي مناطق مسكوني براي احداث نيروگاه اختصاص مييابد و برق توليد شده از طريق شبكه به مشتركان همان منطقه منتقل ميشود. البته اين راهحل نيز به شبكه برق مناسب نياز دارد. يكي از چالشهاي اصلي نيروگاههاي خورشيدي، فاصله آنها از شبكه انتقال و توزيع است. اگر نيروگاه در منطقهاي دور از شبكه احداث شود، هزينه ايجاد خطوط انتقال و اتصال به شبكه ميتواند بخش مهمي از صرفهجويي حاصل از سرمايهگذاري خورشيدي را از بين ببرد. در بسياري از موارد، هزينه احداث خط و تأسيسات اتصال بر عهده متقاضي است و همين مساله، جذابيت اقتصادي پروژه را كاهش ميدهد. در نتيجه، توسعه انرژي خورشيدي بايد بخشي از يك برنامه جامع براي اصلاح ساختار برق كشور باشد، نه راهكاري مقطعي براي عبور از فصل گرما. تسهيل سرمايهگذاري، تضمين خريد برق، توسعه باتري و فناوري ذخيرهسازي، نزديك كردن نيروگاهها به شبكه و طراحي مدلهاي محلهاي براي شهرها، پيششرطهاي موفقيت اين سياست هستند. خورشيد براي ايران يك مزيت طبيعي و راهبردي است، اما تبديل اين مزيت به برق پايدار، به سياستگذاري دقيق، زيرساخت مناسب و سرمايهگذاري مستمر نياز دارد.