روايت بحران پزشكي به بهانه روز پزشك؛ از خروج پزشكان عمومي تا مهاجرت دستياران

زندگي پزشكان زير سايه فشار اقتصادي و فرسودگي شغلي

۱۴۰۵/۰۶/۰۲ - ۰۳:۰۶:۵۹
کد خبر: ۴۰۰۴۳۹

 خروج بيش از ۴۰ هزار پزشك عمومي از چرخه طبابت، افزايش تمايل دستياران پزشكي به مهاجرت، توزيع نامتوازن پزشكان ميان مناطق مختلف كشور و خالي ماندن ظرفيت برخي رشته‌هاي تخصصي، نشانه‌هايي از تغييرات عميق در بازار و ساختار نيروي انساني نظام سلامت ايران است؛ تغييراتي كه اگر با اصلاح سياست‌هاي تعرفه‌گذاري، تأمين مالي سلامت و مشوق‌هاي ماندگاري همراه نشود، مي‌تواند در سال‌هاي آينده به بحران جدي‌تري تبديل شود.

ماندگاري پزشك در مناطق محروم، پيش از آنكه اداري باشد، يك مساله اجتماعي و اقتصادي است

گلي ماندگار|

 خروج بيش از ۴۰ هزار پزشك عمومي از چرخه طبابت، افزايش تمايل دستياران پزشكي به مهاجرت، توزيع نامتوازن پزشكان ميان مناطق مختلف كشور و خالي ماندن ظرفيت برخي رشتههاي تخصصي، نشانههايي از تغييرات عميق در بازار و ساختار نيروي انساني نظام سلامت ايران است؛ تغييراتي كه اگر با اصلاح سياستهاي تعرفهگذاري، تأمين مالي سلامت و مشوقهاي ماندگاري همراه نشود، ميتواند در سالهاي آينده به بحران جديتري تبديل شود. سالهاست كه وقتي از كمبود پزشك سخن گفته ميشود، نخستين راهكار مطرحشده افزايش ظرفيت پذيرش دانشجوي پزشكي است. تعداد صندليهاي دانشگاههاي علوم پزشكي افزايش پيدا ميكند و مسوولان از ضرورت تربيت پزشك بيشتر براي جبران كمبود نيروي انساني ميگويند. اما در سوي ديگر ماجرا، واقعيتي وجود دارد كه كمتر مورد توجه قرار ميگيرد: پزشكي كه تربيت ميشود الزاماً پزشكي نيست كه در چرخه ارايه خدمات باقي بماند. اگر پزشك پس از سالها تحصيل، گذراندن دوره طرح، تحمل هزينههاي آموزشي و در بسياري موارد ادامه تحصيل در تخصص، با درآمد نامتناسب، تأخير در پرداخت مطالبات، هزينههاي بالاي مطب، ماليات، بيمه و مسووليت سنگين حرفهاي مواجه شود، طبيعي است كه بخشي از اين نيروها به دنبال مسيرهاي ديگري براي ادامه زندگي خود باشند. در همين چارچوب، سخنگوي سازمان نظام پزشكي، دكترلاريپور با اشاره به خروج بيش از ۴۰ هزار پزشك عمومي از چرخه طبابت، نسبت به سياست افزايش بيضابطه ظرفيت پزشكي هشدار ميدهد. از نگاه او، اگر نظام سلامت همزمان با تربيت پزشك، براي جذب، نگهداشت و اشتغال اين نيروها برنامه نداشته باشد، افزايش تعداد فارغالتحصيلان ميتواند در نهايت به افزايش بيكاري يا مهاجرت جامعه پزشكي منجر شود.

 

   پزشك بيشتر؛ بدون زيرساخت

پزشكي تنها به معناي تربيت دانشجو نيست. يك پزشك براي فعاليت حرفهاي به شبكه درمان، بيمارستان، تجهيزات، بيمه، نظام ارجاع، تعرفه منطقي و سازوكار پرداخت منظم نياز دارد. در غير اين صورت، افزايش ظرفيت آموزشي به تنهايي نميتواند مشكل نظام سلامت را حل كند. عليرضا متكي، پزشك عمومي كه چند سال از عمر خود را صرف تحصيل كرده است، در اين باره به «تعادل» ميگويد: مساله امروز بسياري از پزشكان، صرفاً ميزان درآمد نيست؛ بلكه مساله، نسبت ميان درآمد، مسووليت و هزينههاي زندگي است. او در تشريح شرايط كاري خود ميافزايد: پزشك عمومي بعد از سالها درس خواندن، تازه بايد براي پيدا كردن يك موقعيت شغلي مناسب تلاش كند. بسياري از فرصتهاي شغلي يا درآمد ثابتي ندارند يا پرداختهاي آنها با تأخير انجام ميشود. اگر پزشك بخواهد مطب مستقل راهاندازي كند نيز بايد هزينههاي سنگيني را بپردازد؛ از اجاره و تجهيزات گرفته تا ماليات و هزينههاي جاري. در چنين شرايطي، خيليها احساس ميكنند آينده شغليشان آن چيزي نيست كه در ابتداي ورود به دانشگاه تصور ميكردند. اين پزشك عمومي خاطرنشان ميكند: تصور مردم درباره زندگي پزشكان نيز با واقعيت بخش قابل توجهي از جامعه پزشكي فاصله دارد. اين تصور كه هركس پزشك است حتماً زندگي مرفهي دارد، ديگر با واقعيت بسياري از پزشكان جوان و حتي پزشكان باسابقه همخواني ندارد. بخشي از پزشكان عمومي كارهاي مختلف انجام ميدهند، در چند مركز درماني فعاليت ميكنند و بعضي حتي شغل دوم دارند. مساله اين است كه پزشك براي رسيدن به درآمد قابل قبول مجبور است ساعتهاي طولاني كار كند .

 

   مهاجرت؛ خروج سرمايه انساني

 پس از سالها هزينه

تربيت يك پزشك سالها زمان ميبرد. جامعه براي آموزش او هزينه ميكند و خود فرد نيز بخش قابل توجهي از بهترين سالهاي زندگياش را صرف تحصيل ميكند. بنابراين مهاجرت پزشك فقط خروج يك نيروي كار نيست؛ خروج بخشي از سرمايه انساني انباشتهشده كشور است. موضوع زماني جديتر ميشود كه صحبت از دستياران پزشكي به ميان ميآيد؛ افرادي كه پس از سالها تحصيل پزشكي عمومي، وارد دوره تخصص شدهاند اما بخشي از آنها آينده خود را خارج از كشور جستوجو ميكنند. دكتر احمدرضا ميرزايي، متخصص بيماريهاي عفوني نيز در اين باره به تعادل ميگويد: دستيار پزشكي در يكي از سختترين دورههاي زندگي حرفهاي خود قرار دارد. ساعت كاري طولاني، فشار رواني بالا، مسووليت سنگين و در بسياري موارد درآمدي كه با حجم كار تناسب ندارد، باعث شده بخشي از دستياران نسبت به آينده شغلي خود دچار ترديد شوند. وقتي يك دستيار ميبيند همكارانش در كشورهاي ديگر از نظر شرايط كاري و درآمدي وضعيت متفاوتي دارند، طبيعي است كه مهاجرت براي او به يك گزينه جدي تبديل شود. او تأكيد ميكند: مساله مهاجرت را نميتوان تنها با توصيه اخلاقي يا تأكيد بر تعهد پزشكان حل كرد. اگر ميخواهيم پزشك بماند، بايد شرايط ماندن را فراهم كنيم. نميشود از يك پزشك جوان انتظار داشت سالها با فشار اقتصادي و شغلي زندگي كند و در عين حال از او خواست كه به فكر آينده خودش و خانوادهاش نباشد.

 

   صندليهايي كه ديگر پر نميشوند

در كنار افزايش ظرفيت پزشكي، اتفاق ديگري نيز در حال رخ دادن است: برخي رشتههاي تخصصي با استقبال كافي مواجه نميشوند. اين مساله از آن جهت اهميت دارد كه كشور ممكن است از يك سو با افزايش تعداد پزشكان مواجه باشد و از سوي ديگر در بعضي رشتهها همچنان با كمبود متخصص روبرو شود. علت اين تناقض را بايد در جذابيت نسبي رشتهها جستوجو كرد. مدت دوره آموزشي، ميزان درآمد، شرايط كاري، احتمال شكايت، فشار كاري، امكان فعاليت در بخش خصوصي و حتي امكان مهاجرت، همگي در انتخاب رشته تخصصي موثرند. دكتر ميرزايي كه با وضعيت دستياران آشناست، ميگويد: وقتي يك رشته تخصصي سختي زيادي دارد اما درآمد و شرايط كاري آن متناسب نيست، طبيعي است كه داوطلب به سراغ رشته ديگري برود. نميتوان انتظار داشت همه رشتهها صرفاً بر اساس نياز نظام سلامت انتخاب شوند. پزشك هم انسان است و آينده حرفهاي خودش را در نظر ميگيرد. او ميافزايد: اگر سياستگذار واقعاً به رشتههاي مورد نياز كشور احتياج دارد، بايد براي آنها مشوقهاي مشخص ايجاد كند؛ از افزايش تعرفه و درآمد گرفته تا تسهيلات شغلي، حمايت از تأسيس مطب، امكانات رفاهي و امنيت حرفهاي.

 

   پزشكان مناطق محروم؛ اجبار كافي نيست

يكي ديگر از چالشهاي جدي، توزيع نامتوازن پزشكان است. در برخي شهرهاي بزرگ، تعداد پزشكان و مراكز درماني بسيار بيشتر از مناطق محروم است؛ در حالي كه بخشهايي از كشور براي تأمين پزشك متخصص با مشكل مواجهاند. راهكار سالهاي گذشته در بسياري موارد استفاده از طرحهاي اجباري و تعهدات خدمت بوده است. اما تجربه نشان ميدهد اجبار به تنهايي نميتواند نيروي متخصص را براي مدت طولاني در يك منطقه نگه دارد. عليرضا متكي، پزشك عمومي در اين باره اظهار ميدارد: پزشك مناطق محروم براي ماندن به مشوق واقعي نياز دارد. قرار است پزشك در يك منطقه محروم بماند، بايد بتواند زندگي كند. فقط پرداخت حقوق پزشك كافي نيست. بايد براي همسر و فرزند او هم امكان زندگي مناسب وجود داشته باشد؛ مدرسه، مسكن، امكانات رفاهي، امنيت، مسير رفتوآمد و فرصت شغلي براي خانواده. نميتوان پزشك را مجبور كرد سالها در جايي بماند كه خودش و خانوادهاش هيچ افق روشني ندارند. او ميافزايد: در واقع، مساله ماندگاري پزشك در مناطق محروم، پيش از آنكه مسالهاي اداري باشد، يك مساله اجتماعي و اقتصادي است.

 

   سهم سلامت از اقتصاد؛ حلقه مفقوده بحران

كارشناسان حوزه سلامت بارها بر ضرورت افزايش سهم واقعي سلامت از منابع اقتصادي كشور تأكيد كردهاند. نظام سلامت بدون منابع پايدار نميتواند خدمات پايدار ارايه دهد. اگر منابع كافي براي سلامت وجود نداشته باشد، نخستين بخشهايي كه تحت فشار قرار ميگيرند، بيمارستانها، بيمهها، مراكز درماني و در نهايت نيروي انساني هستند. دكتر احمدرضا ميرزايي در اين باره تاكيد ميكند: وقتي پرداختها به بيمارستانها و مراكز درماني با تأخير انجام ميشود، اين تأخير در نهايت به پزشك و ساير كاركنان منتقل ميشود. نميتوان انتظار داشت يك سيستم درماني با منابع ناكافي، نيروي انساني باكيفيت خود را حفظ كند. او ميافزايد: از سوي ديگر، اصلاح تعرفهها نيز موضوعي جدي است. تعرفهاي كه با هزينه واقعي ارايه خدمت فاصله داشته باشد، ميتواند بخشي از خدمات را براي پزشك زيانده كند و پزشك را به سمت فعاليتهاي پردرآمدتر سوق دهد.

 

   بحران فقط اقتصادي نيست

اين پزشك متخصص در ادامه اظهار ميدارد: در نگاه اول، ممكن است تمام اين مشكلات به درآمد پزشكان نسبت داده شود، اما واقعيت پيچيدهتر است. فرسودگي شغلي، ساعات كاري طولاني، مسووليت حرفهاي، نگراني از شكايت، فشار رواني، نبود امنيت شغلي و دشواري ايجاد تعادل ميان زندگي شخصي و حرفهاي، مجموعه عواملي هستند كه تصميم پزشك براي ماندن يا مهاجرت را شكل ميدهند. او ميافزايد: پزشك هم مثل هر انسان ديگري نياز دارد بداند پنج يا ده سال آينده چه وضعيتي خواهد داشت. اگر بعد از سالها تحصيل هنوز نداند درآمدش چقدر است، كجا بايد كار كند و آيا ميتواند براي خانوادهاش برنامهريزي كند يا نه، طبيعي است كه دچار فرسودگي شود. دكتر ميرزايي تاكيد ميكند: اين مساله بهويژه درباره پزشكان جوان اهميت بيشتري دارد؛ نسلي كه انتخابهاي بيشتري براي مهاجرت و ادامه تحصيل در خارج از كشور دارد و مقايسه شرايط زندگي خود با همتايان خارجي نيز برايش آسانتر است.

 

بیمه ملت