دولت نمره قبولي ميگيرد
هفته دولت در هر سال، فقط يك مناسبت تقويمي براي ارايه گزارش عملكرد نيست؛ فرصتي است براي ارزيابي واقعبينانه از اينكه دولت در چه نقطهاي ايستاده، چه موانعي را پشتسر گذاشته و براي عبور از كاستيها چه تصميمهايي بايد بگيرد.
هفته دولت در هر سال، فقط يك مناسبت تقويمي براي ارايه گزارش عملكرد نيست؛ فرصتي است براي ارزيابي واقعبينانه از اينكه دولت در چه نقطهاي ايستاده، چه موانعي را پشتسر گذاشته و براي عبور از كاستيها چه تصميمهايي بايد بگيرد. در شرايطي كه كشور با مجموعهاي از فشارهاي بيروني و داخلي روبهرو است، كار دولت را نميتوان تنها با معيارهاي عادي سنجيد. اگر دولتي در ميانه جنگ، بحران منطقهاي و فشارهاي چندلايه اقتصادي توانسته ثباتي نسبي را در برخي حوزهها حفظ كند، همين امر نشان ميدهد كه در برابر تهديدها زمينگير نشده و از كار نيفتاده است، بنابراين دولت در كل نمره قبولي ميگيرد. يكي از مهمترين نقاطي كه در ارزيابي دولت بايد موردتوجه قرار گيرد، وضعيت سياست خارجي و نحوه مواجهه با بحرانهاي امنيتي و منطقهاي است. دولت چهاردهم در دورهاي آغاز به كار كرده كه كشور با شرايط عادي روبهرو نبوده است؛ جنگ، تهديدهاي مستقيم و غيرمستقيم و فضاي پرتنش منطقهاي، هر كدام ميتوانستند يك دولت را دچار بحرانهاي مستمر كنند. با اين حال، دولت چهاردهم توانسته در اين شرايط از افتادن در دام بيثباتي گسترده جلوگيري كند. اين نكته به ويژه در حفظ انسجام عمومي و جلوگيري از تحقق اهداف اعلامي دشمنان، اهميت دارد. وقتي دشمنان در پي فشار، براندازي يا تضعيف ساختارهاي كشور باشند و دولت بتواند ايستادگي كند و اجازه ندهد كشور به سمت فروپاشي سياسي يا امنيتي سوق داده شود، اين خود يك نوع موفقيت به شمار ميآيد. البته اين موفقيت به معناي آن نيست كه دولت از همه ضعفهاي داخلي عبور كرده يا بر ناكارآمديهاي مزمن غلبه كرده است. تفاوت ميان «دولت قوي» و «دولت بينقص» را بايد جدي گرفت. دولت ممكن است در سطح سياست خارجي يا مديريت بحرانهاي بزرگ عملكرد قابل قبولي داشته باشد، اما همزمان در عرصه اقتصاد، معيشت و برخي حوزههاي اجرايي با نارساييهايي روبهرو باشد. همين واقعيت سبب ميشود كه هفته دولت به جاي آنكه صرفا محل ستايش باشد، به ميدان بازبيني و اصلاح نيز تبديل شود. دولت اگر واقعا بخواهد از عنوان موفقيت دفاع كند، بايد نشان دهد كه در برابر انتقادها هم آمادگي ترميم دارد. از اين منظر، يكي از مهمترين نيازهاي امروز دولت، بازنگري در تركيب و كاركرد كابينه است. دولت با تيمي كه بر سر كار آمده، طبيعتا بايد متناسب با شرايط روز خود را بازسازي كند. هيچ كابينهاي نبايد دُگم، ثابت و غيرقابل تغيير تلقي شود، به ويژه وقتي شرايط كشور با ماههاي آغازين استقرار دولت تفاوت كرده باشد. دولت جنگ، دولت سازندگي و دولت روزهاي عادي، هر كدام نيازمند تعريف خاص خود هستند.
آنچه در سال اول اهميت داشت، ممكن است در سالهاي بعد ديگر پاسخگو نباشد، بنابراين تغيير و ترميم، نشانه ضعف نيست؛ نشانه فهم واقعيتهاي تازه و مسووليتپذيري سياسي است. رييسجمهور در اين ميان نقش محوري دارد. او فقط يك مقام اجرايي نيست؛ هماهنگكننده كل دولت است و كارنامه نهايي، بيش از همه به نام او ثبت ميشود. اگرچه وزرا مسوول اجراي بخشي از برنامهها هستند، اما اين رييسجمهور است كه بايد جهت كلي حركت دولت را تعيين كند، اولويتها را بچيند و در لحظههاي حساس تصميم بگيرد. از همين رو، انتظار افكار عمومي و حاميان دولت اين است كه رييسجمهور بيش از درگير شدن در امور روزمره و جزيي، بر مسائل راهبردي تمركز كند. در دولتهاي موفق، رييسجمهور نقش تنظيمكننده كلان را ايفا ميكند، نه صرفا مدير جزييات اداري.
در حوزه اقتصاد نيز نياز به اين بازنگري بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود. مردم انتظار ندارند دولت معجزه كند، اما انتظار دارند تصميمهايش هماهنگ، دقيق و متناسب با واقعيتهاي زندگي آنها باشد. وقتي تورم، نوسان بازار و فشار هزينههاي معيشتي، زندگي طبقات مختلف را تحتتاثير قرار داده، كوچكترين خطا در تيم اقتصادي ميتواند اعتماد عمومي را فرسوده كند. از اينرو، دولت اگر ميخواهد كارنامهاش در هفته دولت با نگاه مثبتتري ديده شود، بايد از سطح شعار عبور كند و به اصلاحات ملموس برسد. يكي از مهمترين معيارهاي سنجش كارآمدي دولت، ميزان توجه آن به شأن و تابآوري مردم است. ملت ايران در سالهاي اخير بار سنگيني از فشارها را تحمل كردهاند و همين تابآوري، سرمايه اصلي كشور است. دولت بايد بداند كه اين سرمايه اجتماعي، با تكرار وعدهها حفظ نميشود، بلكه با تصميمهاي درست، شفافيت و جديت در اصلاح امور تقويت ميشود. اگر مردم احساس كنند دولت فقط به گزارشخواني بسنده مردم احساس كنند دولت فقط به گزارشخواني بسنده فاصله ميان جامعه و دولت افزايش خواهد يافت. به همين دليل، هفته دولت بايد بيش از هر چيز، زمان صداقت در ارزيابي باشد. دولت چهاردهم در برخي عرصهها، به ويژه در حوزه ديپلماسي و حفظ ثبات، دستاوردهايي داشته و نميتوان آنها را ناديده گرفت، اما اين دستاوردها زماني ارزشمندتر ميشوند كه دولت همزمان نشان دهد در برابر ضعفها منفعل نيست و آماده ترميم ساختار اجرايي خود است. در واقع، دولت موفق دولتي است كه هم بتواند از خود دفاع كند و هم از اصلاح خود نترسد.