ارزش دلاري بورس در محاصره ريسكهاي سيستماتيك
ارزش دلاري بازار سهام طي هفتههاي اخير به حدود ۸۳ ميليارد دلار رسيده بود؛ عددي كه وقتي در مقياس اقتصاد سنجيده ميشود، نهتنها عجيب نيست، بلكه تا حد زيادي بازتاب مستقيم ريسكهاي مزمن، نااطمينانيهاي سياسي و شوكهاي مكرر اقتصاد كلان است.
ارزش دلاري بازار سهام طي هفتههاي اخير به حدود ۸۳ ميليارد دلار رسيده بود؛ عددي كه وقتي در مقياس اقتصاد سنجيده ميشود، نهتنها عجيب نيست، بلكه تا حد زيادي بازتاب مستقيم ريسكهاي مزمن، نااطمينانيهاي سياسي و شوكهاي مكرر اقتصاد كلان است. اگرچه برخي از پايين بودن ارزش دلاري بورس گلايه ميكنند، اما واقعيت اين است كه بازار سرمايه در خلأ حركت نميكند و رفتار آن آينهاي از شرايط واقعي اقتصاد است. در كشوري كه طي دو سال گذشته با دو جنگ و مجموعهاي از تنشهاي ژئوپليتيك، اختلالهاي عملياتي و نااطمينانيهاي گسترده مواجه بوده، طبيعي است كه بخشي از سرمايهگذاران عطاي حضور در بازار سهام را به لقايش ببخشند و بخشي ديگر نيز با هر موج ريسك، به سمت خروج از بازار متمايل شوند.
به همين دليل، پايين بودن ارزش دلاري بورس را نميتوان صرفا به ضعف بازار نسبت داد. بازار سهام، بهويژه در اقتصادهاي نوظهور و پرريسك، بهمحض افزايش احتمال بيثباتي، واكنش دفاعي نشان ميدهد. سرمايهگذار در چنين فضايي پيش از آنكه به سودآوري شركتها يا رشد شاخص نگاه كند، ابتدا به اين فكر ميكند كه آيا اصلا ميتواند سرمايه خود را حفظ كند يا نه. همين مساله باعث ميشود ارزش دلاري بازار سهام در دورههاي پرريسك، حتي با وجود رشد اسمي شاخصها، همچنان پايين بماند.
از سوي ديگر، مقايسه سطح فعلي بازار با ميانگين ۱۰ سال گذشته نيز نشان ميدهد كه افت ارزش دلاري بورس پديدهاي مقطعي نيست. متوسط ارزش دلاري بازار سرمايه در يك دهه اخير حدود ۱۶۰ ميليارد دلار بوده، در حالي كه اكنون اين رقم به حوالي ۸۳ ميليارد دلار رسيده است. اين كاهش در شرايطي رخ داده كه طي همين دوره، تعداد شركتهاي پذيرفته شده در بازار سرمايه نيز افزايش يافته و ابزارها و صنايع متنوعتري وارد بورس شدهاند. بنابراين فاصله با ميانگين تاريخي تنها به معناي افت قيمتها نيست، بلكه نشان ميدهد وزن ريسكهاي سيستماتيك و خروج سرمايه تا چه اندازه بر ارزشگذاري بازار سايه انداخته است. با اين حال نبايد فراموش كرد كه ارزش دلاري بازار سرمايه ايران در سالهاي اخير نوسانهاي شديدي را تجربه كرده است. در مقاطعي اين عدد تا حدود ۸۰ ميليارد دلار نيز پايين آمده بود، اما سپس با رشد شاخص و اثر جهش نرخ ارز، دوباره تا نزديكي ۱۰۰ ميليارد دلار بالا رفت. اين تغييرات نشان ميدهد كه ارزش دلاري بورس ايران نه يك عدد ثابت، بلكه تابعي از چند متغير اصلي است: رشد سودآوري شركتها، تورم داخلي، نرخ ارز، انتظارات سرمايهگذاران و البته سطح ريسكهاي سياسي و امنيتي. به بيان ديگر، وقتي دلار افزايش مييابد، حتي اگر ارزش واقعي شركتها تغييري نكرده باشد، ارزش دلاري بازار در محاسبات اسمي جابهجا ميشود. با اين وجود، اگر ريسكها كاهش پيدا كنند، ظرفيت رشد ارزش دلاري بورس بسيار بيشتر از وضعيت فعلي خواهد بود و حتي ميتواند به راحتي دوبرابر شود. نكته مهم اينجاست كه رشد اسمي فروش شركتها به تنهايي معيار مناسبي براي قضاوت درباره عملكرد بازار نيست. آنچه در نهايت اهميت دارد، حفظ و تقويت حاشيه سود است. بررسي عملكرد فصلي شركتها نشان ميدهد كه بخش بزرگي از بنگاههاي بورسي توانستهاند فروش خود را همپاي تورم رشد دهند. اين در شرايطي است كه افزايش نرخهاي فروش در بسياري از صنايع، بيشتر از آنكه ناشي از رونق حقيقي باشد، نتيجه افزايش سطح عمومي قيمتها بوده است.
با اين حال، نكته اميدواركننده آن است كه اكثر شركتها نهتنها حاشيه سود خود را از دست ندادهاند، بلكه در برخي صنايع مانند گروه غذايي، شاهد بهبود حاشيه سود نيز بودهايم. اين موضوع نشان ميدهد كه افزايش فروش صرفا در حد رشد عددي باقي نمانده و در بسياري از موارد به رشد سودآوري نيز تبديل شده است. البته همه صنايع به يك اندازه از اين وضعيت منتفع نشدهاند. برخي گروهها مانند دارويي و لوازم خانگي در سه ماهه نخست سال عملكرد ضعيفتري ثبت كردهاند كه بخشي از آن مستقيما به آثار جنگ و تعطيليهاي تحميلي بر فعاليت بنگاهها بازميگردد. در چنين صنايعي، اختلال در زنجيره تامين، كاهش فروش فصلي و افت تقاضا، بيش از ساير بخشها خود را نشان داده است. اين تفاوت عملكرد بار ديگر ثابت ميكند كه اقتصاد ايران يكدست نيست و اثر ريسكها به صورت نامتقارن ميان صنايع توزيع ميشود. در جمعبندي ميتوان گفت پايين بودن ارزش دلاري بورس، نه پديدهاي عجيب است و نه صرفا نشانه ضعف دروني بازار. اين وضعيت بيشتر محصول يك اقتصاد پرريسك، سرمايهگذاري محتاط، شوكهاي سياسي-امنيتي و نوسانات شديد متغيرهاي كلان است. از اين منظر، اگر ريسكهاي سيستماتيك كاهش يابد، بازار سرمايه ظرفيت آن را دارد كه به سرعت ارزش دلاري خود را بازسازي كند. اما تا زماني كه نااطمينانيها پابرجاست، انتظار جهش پايدار در ارزش دلاري بورس، بدون اصلاح بسترهاي بنيادي اقتصاد، چندان واقعبينانه نخواهد بود.