سه فناوري كه زندگي ما را دگرگون كرده است
امروزه در كنار اينترنت اشيا، با اينترنت 5G و هوش مصنوعي مواجه هستيم؛ سه فناوري و قابليتي كه زندگي ما را دگرگون كردهاند.خيليها فكر ميكنند اين سه فناوري سه چيز جدا از هم هستند اما واقعيت اين است كه اينترنت اشيا چشم و گوش اين سيستم است، 5G رگ و پي آن و هوش مصنوعي هم مغزش.
امروزه در كنار اينترنت اشيا، با اينترنت 5G و هوش مصنوعي مواجه هستيم؛ سه فناوري و قابليتي كه زندگي ما را دگرگون كردهاند.خيليها فكر ميكنند اين سه فناوري سه چيز جدا از هم هستند اما واقعيت اين است كه اينترنت اشيا چشم و گوش اين سيستم است، 5G رگ و پي آن و هوش مصنوعي هم مغزش. به گزارش ايسنا، تا چند سال قبل وقتي واژه «هوشمند» را ميشنيديم ناخودآگاه ياد گوشيهاي موبايل ميافتاديم ولي امروز با ظهور تكنولوژيهاي جديد، وضعيت بازار و كيفيت زندگيها تغيير كرده و تجهيزات خط توليد و ماشينهاي پخش در حال تبادل اطلاعات با يكديگرند، اين نقطه دقيقا همان جايي است كه از اينترنت اشيا صحبت ميشود. با كمك اين فناوري بخش اعظمي از سيستمها از حالت سنتي خارج و هوشمند شدهاند. شما ميتوانيد با كمك اينترنت اشيا در خانههاي هوشمند از راه دور آباژور و چراغها را خاموش يا دماي اتاق و يخچال و وسايل برقي را كنترل كنيد اما كاربرد اينترنت اشيا تنها به مديريت خانههاي هوشمند محدود نميشود بلكه از اينترنت اشيا ميتوان در مديريت ترافيك يا مصرف انرژي استفاده كرد.بنابر اين، اينترنت اشيا، شبكهاي بزرگ و گسترده از دستگاهها و اشياست كه با تبادل دادهها، تصميمگيري را سريعتر و دقيقتر ميكنند.
اينترنت اشيا چيست؟
اينترنت اشيا (Internet of Things) مفهومي است كه به اتصال دستگاههاي فيزيكي به اينترنت اشاره دارد؛ به نحوي كه اين دستگاهها بتوانند با يكديگر و با انسانها ارتباط برقرار و دادهها را بهطور هوشمند رد و بدل كنند.اشيا تنها گوشي موبايل يا لپتاپ نيستند.بسياري از وسايل روزمره مثل خودرو، يخچال، ساعت، دوربين، حتي گلدان هم ميتواند با داشتن سنسور و قابليت اتصال به اينترنت، بخشي از اين شبكه هوشمند باشد مثلاً يك يخچال هوشمند كه موجودي مواد غذايي را بررسي ميكند. با تمام شدن شير به شما هشدار ميدهد يا ساعتي كه هنگام خواب كيفيت تنفس را ارزيابي و دادهها را به برنامه سلامتي شما انتقال ميدهد. به اعتقاد كارشناسان، اينترنت اشيا پل ارتباطي بين دنياي فيزيكي و فضاي ديجيتال است. اشياي اطراف ما در اين حالت ديگر تنها ابزار نيستند، بلكه موجوداتي هوشمند هستند كه در مديريت بهرهوري، صرفه جويي، گرفتن تصميمات درست و بهبود كيفيت زندگي نقش بسزايي دارند. امروزه در كنار اينترنت اشيا، با اينترنت 5G و هوش مصنوعي مواجه هستيم؛ سه فناوري و قابليتي كه زندگي ما را دگرگون كردهاند. خيليها فكر ميكنند اين سه فناوري، سه چيز جدا از هم هستند كه تصادفي همزمان مطرح شدهاند؛ اما واقعيت اين است كه يك زنجيره را تشكيل ميدهند. اينترنت اشيا داده جمع ميكند، مثلاً از يك حسگر دما يا يك دوربين. شبكه 5G همان داده را سريع و بدون تأخير جابهجا ميكند و هوش مصنوعي است كه آن داده خام را به يك تصميم يا پيشبيني معنادار تبديل ميكند. اگر يكي از اين حلقهها نباشد، دو حلقه ديگر هم چندان به كار نميآيند لذا ميشود گفت اينترنت اشيا چشم و گوش اين سيستم است، 5G رگ و پي آن، و هوش مصنوعي هم مغزش. اين اصطلاح را نخستينبار كوين اشتون، پژوهشگر دانشگاه MIT، در سال ۱۹۹۹ به كار برد؛ او درباره برچسبهاي RFID صحبت ميكرد. پيش از آن هم در دهه هشتاد ميلادي، گروهي از دانشجويان دانشگاه كارنگي ملون يك دستگاه فروش نوشابه را به شبكه دانشگاه وصل كرده بودند تا از راه دور ببينند نوشابه سرد هست يا نه. بسياري همين را نخستين نمونه واقعي اينترنت اشيا ميدانند، هرچند در آن زمان كسي اين نام را رويش نگذاشته بود، با اين حال، اينترنت اشيا تا پيش از گسترش شبكههاي نسل سوم و چهارم در دهه ۲۰۱۰ عملاً كاربرد گستردهاي در زندگي روزمره پيدا نكرد.
شبكههاي موبايل از نسل اول تا پنجم
نسل اول كاملاً آنالوگ بود و فقط مكالمه صوتي بدون هيچ رمزنگاري را پشتيباني ميكرد. نسل دوم با استاندارد GSM آمد و پيامك و مكالمه ديجيتال را ممكن كرد. نسل سوم اينترنت موبايل را وارد زندگي روزمره كرد و همانجا بود كه نخستين آزمايشهاي جدي اينترنت اشيا هم شكل گرفت. نسل چهارم يا همان LTE سرعت را بسيار بالا برد، پخش ويدئو را روان كرد و زمينهساز رشد اپليكيشنهاي موبايل شد. اما ۵G يك تفاوت اساسي دارد: تأخيرش بسيار پايينتر است، تا حدي كه ميتواند به يك ميليثانيه هم برسد و ميتواند ميليونها دستگاه را همزمان در يك منطقه به شبكه متصل نگه دارد.همين دو ويژگي است كه به اينترنت اشيا اجازه ميدهد از مقياس آزمايشگاهي به مقياس شهري و صنعتي برسد. البته مثالهاي ديگري هم وجود دارد. ترموستاتهاي هوشمند مثل Nest را در نظر بگيريد؛ دماي اتاق را ميسنجند، از طريق وايفاي خانه داده ميفرستند و كمكم ياد ميگيرند ساكنان خانه چه دمايي را ترجيح ميدهند يا دستيارهاي صوتي مثل گوگل اسيستنت كه وقتي فرمان روشنكردن چراغ داده ميشود، صدا را دريافت، پردازش و اجرا ميكنند. در مقياس بزرگتر، چراغهاي راهنمايي هوشمند در برخي شهرها با تحليل حجم ترافيك، زمانبندي خود را براي كاهش شلوغي تغيير ميدهند.اين يكي از حوزههايي است كه كاربرد آن به سرعت گسترش پيدا كرده است.
سه فناوري كه زندگي ما را
دگرگون كرده است
در همين راستا، علياصغر زارعي - مدرس دانشگاه و كارشناس ارشد فناوري اطلاعات - در گفتوگو با ايسنا، درباره مزاياي استفاده از اينترنت اشيا اظهار كرد: مهمترين مزيت را ميتوان آزاد شدن وقت و ذهن افراد دانست. كارهاي تكراري مانند تنظيم دما، روشن و خاموشكردن چراغ يا حتي يادآوري خريد نيازهاي خانه، ديگر نيازي به فكر كردن ندارند. مزيت مهم ديگر اين است كه بسياري از مسائل، پيش از آنكه خودمان متوجه شويم، شناسايي ميشوند؛ مانند همان مثال هشدار سلامت. اين پيشگيري، ارزشي دارد كه با پول قابل اندازهگيري نيست. وي با بيان اينكه بزرگترين فرصتها را ميتوان در حوزه خدمات متناسبسازيشده يافت، به كسبوكارهايي كه بر پايه داده واقعي رفتار مشتري، خدمت را شخصيسازي ميكنند، اشاره كرد و گفت: براي نمونه، يك استارتاپ كشاورزي ميتواند با حسگرهاي ارزانقيمت رطوبت خاك، به كشاورز بگويد دقيقاً چه زماني و چه ميزان آب بدهد؛ اين كار هم در مصرف آب صرفهجويي ميكند و هم كيفيت محصول را بهبود ميدهد. در حوزه خردهفروشي نيز تحليل رفتار مشتري با داده اينترنت اشيا ميتواند به مديريت بهينهتر موجودي كمك كند. اينها بازارهايي هستند كه هنوز اشباع نشدهاند. اين مدرس دانشگاه در عين حال مهمترين نگراني را از دست دادن كنترل بر داده شخصي دانست و گفت: با وجود اينهمه دستگاه كه پيوسته اطلاعات جمع ميكنند، بسياري از كاربران نميدانند دقيقاً چه دادهاي، كجا و براي چه مدت نگهداري ميشود. نگراني ديگر امنيت سايبري است؛ هرچه تعداد دستگاههاي متصل بيشتر شود، راههاي نفوذ هم بيشتر ميشود. موارد متعددي گزارش شده كه دوربينهاي خانگي ارزانقيمت، بدون آگاهي صاحبخانه، هدف نفوذ قرار گرفتهاند. زارعي متذكر شد: اكثر كاربران دقيقاً نميدانند چه ريسكي را ميپذيرند وقتي يك دستيار صوتي ميخرند يا يك اپليكيشن سلامت نصب ميكنند؛ بيشتر افراد تنظيمات حريم خصوصي را نميخوانند و مستقيم آن را تأييد ميكنند. اين يك مسووليت دوسويه است؛ هم شركتهاي سازنده بايد شفافتر عمل كنند، هم كاربران بايد نسبت به دادهاي كه دستگاههايشان جمعآوري ميكنند، كنجكاوتر باشند. وي با بيان اينكه در مناطقي كه پوشش اينترنت پرسرعت يا ۵G ضعيف است، امكان استفاده از بسياري از اين خدمات اصلاً وجود ندارد؛ چه رسد به بهرهمندي از مزاياي اقتصادي آنها گفت: همين موضوع باعث ميشود فاصله ميان شهر و روستا يا حتي ميان مناطق مختلف يك شهر بزرگ، بيشتر شود و اين يكي از مسائلي است كه بايد در سياستگذاري زيرساختي كشور جديتر ديده شود. به گفته اين استاد دانشگاه در حال حاضر ۵G بيشتر در برخي مناطق شهرهاي بزرگ و بهصورت محدود در دسترس است.موانع اصلي چند مورد هستند: نخست، هزينه بالاي تجهيزات و آنتنهاي موردنياز، چراكه ۵G به تراكم بيشتري نسبت به ۴G نياز دارد. دوم، محدوديتهاي دسترسي به تجهيزات و تراشههاي بهروز كه كار اپراتورها را دشوارتر ميكند و توسعه كامل اين زيرساخت بيشتر به يك برنامه بلندمدت و سرمايهگذاري پايدار نياز دارد تا يك جهش ناگهاني. وي به تاثيرگذاري ورود اينترنت اشيا به زندگي اشاره كرد و گفت: ساعتهاي هوشمند مانند Apple Watch يا دستبندهاي سلامتي، ضربان قلب، اكسيژن خون و كيفيت خواب را پيوسته ثبت ميكنند.اگر الگوريتم چيز غيرعادي مانند ريتم نامنظم قلب تشخيص دهد، بلافاصله هشدار ميدهد.نمونههاي واقعي متعددي هم گزارش شده كه همين قابليت جان افراد را نجات داده؛ كسي كه از مشكل قلبي خود بيخبر بوده، با هشدار ساعتش متوجه شده و بهموقع به پزشك مراجعه كرده است.اين دقيقاً همان نقطهاي است كه اينترنت اشيا و هوش مصنوعي در كنار هم يك ارزش واقعي خلق ميكنند. زارعي تاكيد كرد: هنوز در مراحل نسبتاً اوليه هستيم. تجهيزات خانه هوشمند وارد بازار شدهاند، اما قيمت آنها براي بسياري از خانوادهها همچنان بالاست. از طرف ديگر، بسياري از اين محصولات وابسته به سرويسهاي ابري خارجي هستند كه گاهي با محدوديت دسترسي مواجه ميشوند. در حوزه خودرو هم وضعيت مشابهي وجود دارد؛ خودروهاي واقعاً متصل و هوشمند هنوز در كشور گسترش چنداني نيافتهاند و بيشتر در حد سامانههاي كمكي ساده مانند هشدار سرعت يا كمكپارك هستيم. با گسترش پوشش ۵G و كاهش هزينه تجهيزات، انتظار ميرود اين وضعيت طي چند سال آينده تغيير كند. هوش مصنوعي بهتدريج مستقيماً درون شبكه جاي ميگيرد، نه فقط در لايه بالايي كه داده را تحليل ميكند؛ يعني خود شبكه هم ياد ميگيرد و عملكرد خود را بهينه ميكند.اين يعني دستگاههاي اطراف ما نهتنها هوشمندتر ميشوند، بلكه سريعتر و با مصرف انرژي كمتر هم كار خواهند كرد.البته اين يك روند جهاني چندساله است و نبايد انتظار داشت طي مدت كوتاهي همهچيز تغيير كند. به گزارش ايسنا، در حال حاضر اين فناوريها وارد زندگي ما شدهاند ولي ابزار هستند، نه هدف. صرف وجود يك وسيله هوشمند دليلي براي خريد يا استفاده از آن نيست پس بهتر است هر فرد بر اساس نياز واقعي خود تصميم بگيرد و همواره نگاهي نقادانه به حريم خصوصي و امنيت داده خود داشته باشد. تنها با چنين رويكرد متعادلي ميتوان از مزاياي واقعي اين فناوريها بهره برد، بدون آنكه قرباني معايب آن شد.