منابع صندوق كجا ميروند؟
اما بخش مهمتر ماجرا سمت ديگر اين صندوقهاست؛ يعني جايي كه ارزهاي جمعآوريشده قرار است سرمايهگذاري شوند. طبق مقررات، صندوقهاي ارزي ميتوانند در اوراق ارزي و گواهي سپرده مدتدار ويژه سرمايهگذاري خاص ارزي سرمايهگذاري كنند و بخشي از منابع نيز ميتواند در سپردههاي ارزي قرار گيرد. همچنين صندوقها ميتوانند در برخي ابزارهاي ارزي نقش متعهد پذيرهنويسي يا متعهد خريد را ايفا كنند.
اما بخش مهمتر ماجرا سمت ديگر اين صندوقهاست؛ يعني جايي كه ارزهاي جمعآوريشده قرار است سرمايهگذاري شوند. طبق مقررات، صندوقهاي ارزي ميتوانند در اوراق ارزي و گواهي سپرده مدتدار ويژه سرمايهگذاري خاص ارزي سرمايهگذاري كنند و بخشي از منابع نيز ميتواند در سپردههاي ارزي قرار گيرد. همچنين صندوقها ميتوانند در برخي ابزارهاي ارزي نقش متعهد پذيرهنويسي يا متعهد خريد را ايفا كنند.
هدف سياستگذار از طراحي اين سازوكار، صرفاً ايجاد يك محصول جديد براي سرمايهگذار نيست. در واقع قرار است ارز موجود در دست مردم و فعالان اقتصادي به منابع تأمين مالي تبديل شود.اين موضوع به خصوص براي صنايع صادراتمحور اهميت دارد. شركتي كه براي توسعه ظرفيت توليد خود به ارز نياز دارد، ميتواند از طريق انتشار اوراق ارزي يا ساير ابزارهاي مجاز، منابع لازم را جذب كند و صندوقهاي ارزي نيز يكي از مسيرهاي تأمين اين منابع باشند.يكي از نخستين پرسشها درباره اين ابزار جديد، احتمال رقابت آن با صندوقهاي طلاست؛ به ويژه در شرايطي كه صندوقهاي طلا طي سالهاي اخير به يكي از ابزارهاي پرطرفدار سرمايهگذاري در ايران تبديل شدهاند. اما كارشناسان صراحتا اين دو ابزار را قابل مقايسه نميدانند.اين تفكيك از نظر اقتصادي نيز قابل دفاع است. صندوق طلا درنهايت ابزاري براي قرار گرفتن در معرض قيمت طلاست و بازده سرمايهگذار ميتواند از افزايش قيمت طلا و عوامل موثر بر آن ناشي شود. در مقابل، صندوق ارزي عمدتاً براي سرمايهگذاري بر مبناي ارز و كسب بازده ارزي از داراييهاي با درآمد ثابت طراحي شده است.يك تحليل منتشرشده درباره اين ابزار نيز تأكيد ميكند كه صندوقهاي ارزي و صندوقهاي طلا لزوماً رقيب مستقيم يكديگر نيستند؛ چراكه گروهي از سرمايهگذاران به دنبال بازده ناشي از رشد قيمت طلا و ارز هستند و گروه ديگري ممكن است سود ارزي با نوسان كمتر را ترجيح دهند.اينجا يكي از مهمترين نقاط قوت و در عين حال چالشهاي صندوق ارزي ظاهر ميشود. سرمايهگذاري در اين صندوقها با ريال امكانپذير نيست. سرمايهگذار بايد ارز اسكناس يا حواله ارزي دراختيار داشته باشد. منابع ارزي غيرصادراتي مازاد بر تعهدات ارزي صادراتي و ارزهاي داراي منشأ خارجي نيز در چارچوب مقررات ميتوانند وارد اين صندوقها شوند؛ اما استفاده از ارز حاصل از صادرات كه مشمول تعهد ارزي است، ممنوع است.در نتيجه، مخاطب اصلي اين صندوقها در مرحله نخست كسي است كه از قبل ارز در اختيار دارد يا حاضر است براي سرمايهگذاري، ارز تهيه كند.همين مساله همان نكتهاي است كه همتي نيز به آن اشاره كرده است. وي معتقد است از آنجا كه صندوقها صرفاً با ارز كار ميكنند، افرادي كه علاقهمند به سرمايهگذاري در آنها هستند يا بايد از ارز موجود خود استفاده كنند يا اقدام به خريد ارز كنند؛ بنابراين افزايش تقاضا در بازار ارز در نتيجه راهاندازي اين صندوقها «دور از انتظار نخواهد بود.»