تابآوري مردم در شرايط كنوني به عملكرد دولتمردان بستگي دارد
دولتهايي كه هوشمند هستند معمولا در چنين شرايطي سعي ميكنند تصميماتي اتخاذ كنند كه من آن را «بازتعريف در سياستها، رويكردها و اقدامات» مينامم. اين بازتعريف در شرايط تعليق، اگر هوشمندانه، آگاهانه و مبتني بر شواهد باشد، ميتواند فرصتهاي جديدتري براي مردم ايجاد كند.
دولتهايي كه هوشمند هستند معمولا در چنين شرايطي سعي ميكنند تصميماتي اتخاذ كنند كه من آن را «بازتعريف در سياستها، رويكردها و اقدامات» مينامم. اين بازتعريف در شرايط تعليق، اگر هوشمندانه، آگاهانه و مبتني بر شواهد باشد، ميتواند فرصتهاي جديدتري براي مردم ايجاد كند. حسن موسوي چلك، معاون سلامت اجتماعي بهزيستي كشور و رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران، با بيان مطلب فوق به ايلنا گفت: ما در حال تجربه وضعيت نه جنگ است و نه صلح هستيم. بهويژه پس از جنگ رمضان و طولاني شدن فرآيندي كه در عرصه ديپلماسي در جريان است و تاكنون به نتيجه مشخصي نرسيده، شرايطي پديد آمده كه در عرصههاي مختلف، نوعي بلاتكليفي را شاهد هستيم. مردم نيز چنين احساسي را به عنوان وضعيت بلاتكليف تجربه ميكنند. اين امر حتي در بُعد فردي نيز صادق است؛ بهگونهاي كه هنوز ممكن است بسياري در داخل خانههاي خود، همان شرايطي را كه در جنگ رمضان تجربه كرده بودند، همچنان احساس كنند.
او ادامه داد: برخي ميگويند: «مرگ يكبار و شيون يكبار» اما اين وضعيت، حوزههاي اقتصاد، اشتغال، بيكاري، و نيز فعاليت و عملكرد نهادها و دستگاهها را بهشدت تحت تأثير قرار داده است.اگرچه همگان در تلاشند تا فعاليت كنند و اقدامي انجام بدهند، اما نميتوان منكر اين واقعيت شد كه اين شرايط تعليق، تصميمگيريها و برنامهريزيها را با مشكل مواجه ساخته است. همين امر را در وضعيت بودجه نيز مشاهده ميكنيد. لذا ما در همه حوزهها ناچاريم اولويتبندياي بر مبناي ضرورتمحوري داشته باشيم.
وضعيت كنوني يك تعليق اجتماعي است
موسوي چلك خاطرنشان كرد: وضعيتي كه هماكنون در آن قرار داريم، بهنوعي ميتواند نشانه يك تعليق اجتماعي قلمداد شود؛ زيرا بسياري منتظرند تصميماتي را كه بايد براي زندگي خود اتخاذ كنند، به روزها يا زمانهاي آينده موكول نمايند. ريسك تصميمگيري در چنين شرايطي بسيار نگرانكننده ميشود و به همين دليل، تصميمات اساسي در حوزههاي مختلف گرفته نميشود و قادر نيستند تصميمات بلندمدت اتخاذ كنند. هنگامي كه نتوانيم تصميمات بلندمدت اتخاذ كنيم، اين امر ميتواند آثار منفي خود را بر همه بخشهاي يك جامعه بر جاي گذارد. از جمله حوزههايي كه ميتواند تحت تأثير اين وضعيت تعليق اجتماعي قرار بگيرد، حوزه سلامت روان مردم است كه معمولا در شرايط بلاتكليفي، بسيار نگرانكنندهتر و سختتر ميشود. به گفته او به همين دليل، همه سازمانهايي كه در حوزه سلامت رواني و اجتماعي فعاليت ميكنند، لازم است سازوكارهاي ضروري را براي ارائه خدمات اتخاذ كنند و خود را براي ارائه خدمات فوري در چنين شرايطي آماده سازند تا بتوانند متناسب با تأثيري كه اين وضعيت تعليق بر همه مردم ميگذارد، پاسخگو باشند.
كاهش رونق اقتصادي زير سايه عدم سرمايهگذاري
رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران در ادامه تصريح كرد: اين وضعيت بر طبقه متوسط اثر منفي ميگذارد. در چنين شرايطي كه وضعيت اقتصادي مطلوب نباشد، فقر گسترش يابد، سرمايهگذاري بلندمدت انجام نشود يا مردم در سرمايهگذاري محافظهكارتر شوند و توليدي صورت نگيرد و سرمايههاي خود را به طلا، ارز، زمين يا چيزهايي تبديل كنند كه منجر به توليد نشود، طبيعتاً رونق اقتصادي جامعه كاهش مييابد. هنگامي كه رونق اقتصادي كمتر باشد، همه گروهها، بهويژه طبقه متوسط و طبقه فقير، تحت تأثير اين شرايط قرار ميگيرند. موسوي چلك با بيان اينكه جامعه تا چه اندازه ميتواند در برابر اين شرايط تاب آورد، بستگي به ارزيابي مردم از عملكرد دولتها در چنين شرايطي دارد، گفت: اگر مردم اعتماد بيشتري به دولت داشته باشند، روند حركت و اقدامات دولت را در چنين شرايطي مثبت قلمداد كنند و احساس نمايند كه دولت در كنار مردم است، در اولويتبندي نيازها و مشكلات و پاسخگويي به آنها هوشمندانهتر عمل ميكند و بهنوعي چشمانداز بهتري از خود نشان ميدهد، مردم احساس خواهند كرد كه دولت عقبنشيني نكرده، تمام انرژي خود را براي مديريت و كنترل اين شرايط بهكار گرفته است. او در ادامه توضيح داد: عكس اين وضعيت نيز صادق است؛ يعني اگر سرمايه اجتماعي پايين باشد، اقدامات اعتمادساز كمتر صورت بگيرد و مردم نشانهاي از همگرايي، انسجام و وحدت در تصميمگيري و موارد مشابه مشاهده نكنند، طبيعتا اميدشان به خروج از اين شرايط كمتر شده و نگرانيهايشان بهمراتب افزايش مييابد . رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران خاطرنشان كرد: از اينرو دولت بايد اولويتبندي دقيقي انجام بدهد. در نهايت، موضوع اين مذاكرات يا اقداماتي كه در عرصه ديپلماسي در حال انجام است، بايد تعيين تكليف شود؛ زيرا ادامه اين روند با توجه به وضعيت اقتصادي موجود و آثاري كه بر جاي ميگذارد، ميتواند بر آستانه تحمل مردم تأثير منفي بگذارد.واكنشهاي مردم به عملكرد دولت و حاكميت در چنين شرايطي بازميگردد. رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران اظهار كرد: اين بلاتكليفي در هر حوزهاي، شرايط زندگي و تصميمگيري را دشوار ميسازد و بهنوعي زيستن در تعليق را ايجاد ميكند؛ وضعيتي كه مردم در هر جامعهاي نسبت به افق آينده دچار ابهام و ترديد ميشوند. حال در جامعهاي كه بهواسطه بحرانهاي مختلف - اعم از طبيعي يا غيرطبيعي - و اكنون با بحران جنگ نيز مواجه است، اگر اين شرايط با مشكلات ديگري همچون فشارهاي اقتصادي تلفيق و تركيب شود، طبيعتا نگراني نسبت به آينده افزايش خواهد يافت. موسوي چلك ادامه داد: طبيعتا در چنين جامعهاي حتي اگر نگاه كنيد، فردي كه ميخواهد ازدواج كند دچار ترديد ميشود؛ كسي كه قصد راهاندازي كسبوكاري دارد دچار ترديد ميگردد؛ فردي كه ميخواهد براي مهاجرت تصميم بگيرد نيز دچار ترديد ميشود. بهعبارت ديگر، حتي در مسائل روزمره خود نيز هنگام تصميمگيري دچار ترديد ميگردد؛ زيرا هر نوع تصميمگيري در واقع وابسته به خروج از اين شرايط تعليق است. در چنين جامعهاي نحوه عملكرد دولتها و تصميمگيري براي خروج از اين شرايط بسيار تعيينكننده است. او در پايان تاكيد كرد: دولتهايي كه هوشمند هستند معمولا در چنين شرايطي سعي ميكنند تصميماتي اتخاذ كنند كه من آن را «بازتعريف در سياستها، رويكردها و اقدامات» مينامم. اين بازتعريف در شرايط تعليق، اگر هوشمندانه، آگاهانه و مبتني بر شواهد باشد، ميتواند فرصتهاي جديدتري براي مردم ايجاد كند؛ فرصتهايي كه از دل همين شرايط تعليق و تغيير رويكردها و استراتژيهايي كه دولتها اتخاذ ميكنند، نشأت ميگيرد و ميتواند آينده بهتري را براي مردم ترسيم كند. بهعبارت ديگر، قرار گرفتن در اين شرايط ميتواند فرصتي باشد براي انجام كارهايي كه شايد پيش از دوره تعليق، امكان انجام آنها در جهت منافع مردم در كشورهايي كه با چنين شرايطي روبهرو هستند، فراهم نبوده است.