بازار سهام ميان ترس و طمع

۱۴۰۵/۰۵/۱۴ - ۲۳:۴۴:۵۹
کد خبر: ۳۹۸۱۳۲

اين روزها نشانه‌هايي از فروكش‌ كردن هيجانات و كاهش عدم قطعيت در بازارهاي مالي مشاهده مي‌شود؛ با اين‌ حال هنوز متغير مشخص و قطعي‌اي شكل نگرفته است كه بتوان بر اساس آن وزن قابل‌ توجهي به سمت خريد يا فروش داد.

هابيل خاوري

اين روزها نشانه‌هايي از فروكش‌ كردن هيجانات و كاهش عدم قطعيت در بازارهاي مالي مشاهده مي‌شود؛ با اين‌ حال هنوز متغير مشخص و قطعي‌اي شكل نگرفته است كه بتوان بر اساس آن وزن قابل‌ توجهي به سمت خريد يا فروش داد. با وجود اين، يك واقعيت بار ديگر براي فعالان بازار روشن شد كه كاهش تنش‌هاي سياسي و انتشار اخبار مثبت، حتي در كوتاه‌مدت مي‌تواند فضاي معاملات بورس را تغيير دهد و شاخص‌ها را به محدوده مثبت بازگرداند. بازار سهام در هفته جاري نشان داد كه بخش مهمي از ريسك‌هاي منفي را پيش‌خور كرده است. به همين دليل، هر خبري كه احتمال وقوع سناريوهاي بسيار منفي را كاهش دهد، از نگاه معامله‌گران به عنوان يك محرك مثبت تلقي مي‌شود، حتي اگر اين اخبار هنوز به توافق نهايي يا رفع كامل تحريم‌ها منجر نشده باشند. البته شدت و دوام اين واكنش مثبت، به ميزان اعتبار اخبار و چشم‌انداز ادامه مسير بستگي دارد. در شرايط فعلي مي‌توان چهار سناريو را براي آينده بازار و اقتصاد در نظر گرفت. سناريوي نخست، ادامه روند كاهش تهديدها، پرهيز از جنگ، تداوم مذاكرات، برقراري آتش‌بس و تعيين زمان براي دور بعدي گفت‌وگوهاست. در اين سناريو، بازار كه پيش‌تر بخش قابل‌توجهي از ريسك جنگ و آسيب به زيرساخت‌ها را در قيمت‌ها لحاظ كرده، انتشار هر خبر مثبت را به عنوان يك اتفاق مطلوب ارزيابي مي‌كند. طبيعي است كه واكنش بازار به چنين اخباري مي‌تواند در ابتدا پرقدرت باشد، اما در صورت نبود نشانه‌هاي بنيادي و عملياتي، احتمال كوتاه‌مدت بودن موج صعودي وجود دارد. سناريوي دوم، بدترين حالت ممكن براي اقتصاد و بازار سرمايه است؛ يعني وقوع يك جنگ گسترده و زيرساختي كه بدون چشم‌انداز روشن پايان ادامه پيدا كند. در چنين شرايطي، اقتصاد، شركت‌ها و بازار سرمايه با آسيب‌هاي جدي مواجه خواهند شد. طرفداران اين ديدگاه معتقدند تداوم مذاكرات و انتشار اخبار مربوط به توافق ممكن است صرفا به معناي خريد زمان و كنترل انتظارات در بازارهاي مالي باشد. تحقق اين سناريو، ريسك قابل ‌توجهي براي تمام بازارها ايجاد مي‌كند و بورس نيز به‌طور طبيعي در صدر بازارهاي آسيب‌پذير قرار خواهد گرفت. سناريوي سوم، ادامه وضعيت نوساني و محدود درگيري‌هاست؛ وضعيتي كه در آن حملات پراكنده، تهديدهاي متقابل و آسيب به برخي زيرساخت‌هاي نظامي يا هسته‌اي ادامه پيدا مي‌كند، اما شدت آن به ‌اندازه‌اي نيست كه بازار را با يك شوك بزرگ و پايدار مواجه كند. در اين وضعيت، بازار ممكن است ابتدا واكنش منفي نشان دهد، اما در مدت كوتاهي با شرايط جديد سازگار شود. تجربه هفته‌هاي گذشته نيز نشان داد كه حتي در شرايط پرتنش، بازار مي‌تواند پس از يك واكنش اوليه، مسير عادي معاملات خود را دنبال كند.

سناريوي چهارم، از منظر اقتصادي شايد فرسايشي‌ترين حالت باشد؛ نه جنگ گسترده و نه توافق موثر، بلكه ادامه فشارهاي اقتصادي، محدود شدن روابط خارجي، تشديد محاصره اقتصادي و منزوي ماندن كشور. اين سناريو ممكن است در كوتاه‌مدت شوك شديدي مانند حمله به زيرساخت‌ها ايجاد نكند، اما به‌ تدريج توان اقتصاد و بازار سرمايه را تحليل مي‌برد. در چنين شرايطي، كاهش سرمايه‌گذاري، افت چشم‌انداز سودآوري شركت‌ها و فرسايش اعتماد سرمايه‌گذاران مي‌تواند آثار عميقي بر بازار داشته باشد. در حال حاضر، به نظر مي‌رسد بازار بيشتر ميان سناريوي نخست و دوم در حال حركت است و سناريوهاي سوم و چهارم كمتر در محاسبات روزانه معامله‌گران ديده مي‌شوند. تابلوي معاملات هفته جاري نيز بيشتر بر مبناي احتمال كاهش تنش‌ها و حركت به سمت مذاكره و تفاهم شكل گرفت. انتشار مواضع مثبت درباره نزديك ‌شدن به توافق، گفت‌وگو درباره مسائل مرتبط با تنگه هرمز، تاكيد بر اصل توافق و انتشار اخبار اميدواركننده درباره مذاكرات، فضاي بازار را به سمت خوشبيني نسبي سوق داده است. با اين‌ حال، براي تبديل اين خوشبيني به يك‌روند پايدار، نشانه‌هاي بيشتري لازم است. هنوز متغيرهاي اصلي توافق، نحوه اجراي آن، زمانبندي مذاكرات و آثار اقتصادي احتمالي آن براي بازار روشن نيست. به همين دليل، بازار در حال حاضر به اين اخبار وزن قطعي نمي‌دهد و همچنان بااحتياط رفتار مي‌كند. باز شدن مسيرهاي تجاري، روان‌تر شدن رفت‌وآمدها، كاهش محدوديت‌هاي اقتصادي و احتمال رفع بخشي از فشارهاي خارجي مي‌تواند در صورت تحقق، زمينه‌ساز يك رالي كوتاه‌مدت تابستاني در بورس باشد. در چنين شرايطي، گروه‌ها و نمادهايي بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند كه ظرفيت رشد سودآوري در آينده را داشته باشند. مهم‌ترين عاملي كه بازار در نهايت به آن وزن مي‌دهد، سودآوري شركت‌هاست. اخبار سياسي زماني براي بازار اهميت بنيادي پيدا مي‌كند كه بتواند چشم‌انداز درآمد و سود شركت‌ها را بهبود دهد؛ بنابراين نخستين گروه مورد توجه، نمادهايي هستند كه با داده‌هاي فعلي از نسبت قيمت به سود آينده كمتر از چهار برخوردارند يا مي‌توانند چنين نسبتي را توجيه كنند. اين نمادها الزاما در يك صنعت خاص متمركز نيستند و ممكن است در صنايع مختلف بازار حضور داشته باشند. دسته دوم، نمادهايي هستند كه طي ماه‌هاي اخير از رشد عمومي بازار عقب مانده‌اند. اين شركت‌ها به دليل نگراني از جنگ، تداوم فشار اقتصادي، آسيب‌هاي احتمالي و نبود چشم‌انداز روشن، با كاهش تقاضا مواجه بودند. در صورت روشن‌تر شدن افق مذاكرات، بخشي از هلدينگ‌ها، پتروشيمي‌ها، شركت‌هاي حمل‌ونقل، بانك‌ها، خودروسازان و برخي صنايع ديگر مي‌توانند مورد توجه قرار گيرند. اين گروه‌ها از يك سو از بازدهي اخير بازار عقب مانده‌اند و از سوي ‌ديگر، در صورت كاهش ريسك‌هاي سياسي، امكان ترسيم چشم‌انداز روشن‌تري براي فعاليت خود خواهند داشت. با اين‌ حال، تحليلگر نبايد درگير پيش‌بيني سياسي شود. وظيفه اصلي در بازار، شناسايي گزينه‌هايي است كه در صورت تحقق يك سناريوي مثبت، بيشترين ظرفيت سودآوري و بازدهي را دارند. انتخاب سهم بايد بر اساس تركيبي از سودآوري، ارزش‌گذاري، نقدشوندگي، چشم‌انداز صنعت و ميزان عقب‌ماندگي از بازار انجام شود. يكي ديگر از متغيرهاي مهم بازار، افزايش تدريجي و منطقي نرخ دلار حواله همراه با تورم است. نرخ دلار حواله كه در ابتداي سال در محدوده ۱۳۵ هزار تومان قرار داشت، اكنون به حدود ۱۵۴ هزار تومان رسيده است. اين رشد، هرچند اندكي كمتر از نرخ تورم بوده، اما نشان مي‌دهد فاصله ميان نرخ حواله و بازار آزاد تا حدودي حفظ يا حتي كاهش‌ يافته است. اين روند دو پيام مهم براي فعالان بازار دارد؛ نخست آنكه به نظر مي‌رسد سياست‌هاي سركوب ارزي در حال كاهش است و احتمال پايين نگه‌داشتن مصنوعي نرخ ارز به نفع واردكنندگان كمتر شده است. در صورت تداوم اين سياست، درآمد و سود شركت‌هاي صادرات‌محور مي‌تواند بيش از نرخ تورم رشد كند. پيام دوم اهميت بيشتري دارد، با نزديك ‌شدن به نيمه دوم سال، ديگر استفاده از دلار ۱۵۰ هزارتوماني در مدل‌هاي ارزش‌گذاري كفايت نمي‌كند. برآوردها بايد به‌روزرساني شوند و احتمال حركت نرخ دلار حواله به محدوده ۱۸۲ تا ۱۹۰ هزار تومان تا پايان سال در محاسبات لحاظ شود. چنين تغييري مي‌تواند چشم‌انداز درآمد شركت‌ها را دگرگون كند؛ موضوعي كه شايد در شرايط فعلي زير سايه اخبار سياسي قرار گرفته باشد، اما با آرام‌تر شدن فضاي بازار، دوباره موردتوجه قرار خواهد گرفت. از نظر تكنيكال، بازار در يك‌روند صعودي ميان‌مدت قرار دارد، اما شاخص‌ها به محدوده‌اي نزديك شده‌اند كه احتمال افزايش عرضه در آن وجود دارد. در اين مرحله، بازار با دو مسير روبه‌رو است، عبور قدرتمند از مقاومت با ورود نقدينگي جديد و افزايش ارزش معاملات يا ناتواني در عبور و تجربه يك اصلاح كوتاه‌مدت براي تجديد قوا.

بیمه ملت