سرزنش قرباني به مجرم جرأت ميدهد
انتشار تصاوير خصوصي، باجگيري اينترنتي، جعل تصاوير با هوش مصنوعي و نقض حريم خصوصي، ديگر جرايمي محدود به فضاي مجازي نيستند؛ اين آسيبها امروز به بحراني اجتماعي تبديل شدهاند كه ميتوانند زندگي، آبرو، سلامت روان و حتي جان قربانيان را تهديد كنند. با اين حال، آنچه در بسياري از موارد، رنج قرباني را چند برابر ميكند، نه صرفاً اقدام مجرمانه، بلكه واكنش خانواده و جامعه به اوست.
انتشار تصاوير خصوصي، باجگيري اينترنتي، جعل تصاوير با هوش مصنوعي و نقض حريم خصوصي، ديگر جرايمي محدود به فضاي مجازي نيستند؛ اين آسيبها امروز به بحراني اجتماعي تبديل شدهاند كه ميتوانند زندگي، آبرو، سلامت روان و حتي جان قربانيان را تهديد كنند. با اين حال، آنچه در بسياري از موارد، رنج قرباني را چند برابر ميكند، نه صرفاً اقدام مجرمانه، بلكه واكنش خانواده و جامعه به اوست. هنوز هم در بسياري از پروندهها، به جاي آنكه انگشت اتهام به سمت مرتكب جرم نشانه برود، قرباني با پرسشها، سرزنشها و قضاوتهايي روبرو ميشود كه گويي خود مسوول آنچه بر او گذشته، است. همين پديده كه در ادبيات حقوقي و اجتماعي از آن با عنوان «سرزنش قرباني» ياد ميشود، نهتنها مانع گزارشدهي و پيگيري قانوني جرايم ميشود، بلكه زمينه را براي تكرار و گسترش آنها نيز فراهم ميكند. كارشناسان معتقدند تا زماني كه فرهنگ حمايت از بزهديدگان جايگزين نگاه سرزنشگرانه نشود، تصويب قوانين سختگيرانه و افزايش مجازاتها به تنهايي نميتواند از وقوع اين جرايم جلوگيري كند. در بسياري از موارد، قربانيان از ترس واكنش خانواده، آبرو، طرد شدن يا قضاوتهاي اجتماعي، سكوت را به شكايت ترجيح ميدهند و همين سكوت، امنيت بيشتري براي مجرمان ايجاد ميكند.
برخورد با قرباني نبايد مانند مجرم باشد
فرخ فروزان، وكيل دادگستري، حقوقدان و جامعهشناس جرم گفت: بالاخره بايد فرهنگسازي شود تا خانوادهها متوجه شوند كه اگر فرزند و بهويژه دخترشان قرباني جرايمي شد، با او مانند مجرم برخورد نكنند. چنانكه بارها شاهد بودهايم كه گاهي خانواده، با قرباني جرم مانند مجرم برخورد كردهاند و به صورت سنگيني او را مورد مجازات قرار دادهاند.
فرخ فروزان درباره انتشار تصاوير خصوصي افراد و تاثير قوانين بر تكرار چنين جرايمي به ايلنا گفت: ما در حوزه چنين جرايمي قانون داريم مانند «قانون نحوه مجازات اشخاصي كه در امور سمعي و بصري فعاليتهاي غيرمجاز مينمايند» اما مساله اصلي اين است كه هميشه ميگذارند ابتدا حوادث رخ دهند و بعد برايش قانون تصويب ميكنند و رويكرد هم اين است كه بهترين مجازات، مجازات سالب حيات است.
او درباره مجازات انتشاردهندگان تصاوير خصوصي افراد هم ماجرايي را يادآوري كرد كه در اواسط دهه ۸۰ براي يك بازيگر زن جوان رخ داد: نخستينبار تصاوير خصوصي اين خانم بازيگر منتشر شد و در نهايت مشخص نشد سرنوشت آن خانم چه شد، اما هر چه بود زندگي او با چالش جدي مواجه شد و تا جايي كه آن زمان در رسانهها اعلام شد از صدا و سيما خارج شد. بعد از اين ماجرا و در سال ۱۳۸۶ بود كه تازه قانون «قانون نحوه مجازات اشخاصي كه در امور سمعي و بصري فعاليتهاي غيرمجاز مينمايند» به تصويب رسيد. اين قانون مجازاتهاي سختي حتي «اعدام» را براي مجرمان چنين جرايمي پيشبيني كرده است.
مجازات سنگين چاره كار نيست
اين جامعهشناس جرم معتقد است كه مجازات سنگين چاره كار نيست. قانونگذار و نظام حقوقي ما در همه زمينهها اينگونه فكر ميكند كه مجازات سنگين و سالب حيات ميتواند راهحل همه دردها باشد، اين درحالي است كه اين مجازاتها هرگز به نتيجه نرسيده و منجر به يك پاسخ منطقي نشده است. در واقع بايد براي پيشگيري از وقوع چنين جرايمي فرهنگسازي شده و بسترهاي لازم فراهم شود. فروزان تاكيد كرد: اگرچه سالها است گوشيهاي هوشمند در اختيار افراد قرار گرفته، اما فرهنگسازي و زمينهسازي براي پيشگيري از وقوع اينگونه جرايم به ميزان كافي توسعه نيافته است: اينگونه تصاوير به شيوههاي مختلفي به دست ميآيد، برخي افراد براي رسيدن به اهداف مالي اقدام به تهديد افراد در خصوص انتشار تصاوير خصوصي آنها ميكنند يا برخي ديگر با استفاده از فناوريهاي جديد يك تصوير عادي را تبديل به تصاوير قبيحه ميكنند، گاهي هم از طريق هك شدن گوشي افراد تصاوير خصوصي افراد را به دست ميآورند برخي هم بعد از بهم خوردن روابط دوستانه نسبت به انتشار تصاوير خصوصي دوست سابق خود اقدام ميكنند.
هر چقدر جامعه بستهتر باشد آثار منفي چنين اقداماتي خطرناكتر است
به گفته اين حقوقدان هر چقدر جامعهاي بستهتر و فرهنگ تعصب در آن توسعه بيشتري داشته باشد آثار منفي چنين اقداماتي خطرناكتر است از همين رو بايد بالاخره فرهنگسازي شود تا خانوادهها در اين جوامع متوجه شوند كه اگر فرزند و بهويژه دخترشان قرباني چنين جرايمي شود، با او مانند مجرم برخورد نكنند. چنانكه بارها شاهد بودهايم كه گاهي خانواده، با قرباني جرم مانند مجرم برخورد كردهاند و به صورت سنگيني او را مورد مجازات قرار دادهاند. به باور اين جامعهشناس جرم، خودكشي احتمالي قربانيان چنين جرايمي بهويژه اگر زن باشند، در جوامعي كه از آموزشها و فرهنگسازي مناسب محروم بودهاند، پديدهاي غيرطبيعي نيست: وقتي شاهد هستيم كه در جامعه قرباني را مجرم تلقي ميكنند، بايد منتظر چنين واكنشهايي از سوي قرباني جرم هم بود. يعني خودكشي احتمالي بزهديده در چنين وضعيتي، قابل پيشبيني است. زيرا در چنين جوامعي، در بسياري موارد قرباني به جاي مجرم قرار ميگيرد.
قربانيان شماتت و سرزنش ميشوند
فروزان در پاسخ به اين سوال كه مجرمانگاري قرباني به جاي مجرم آيا ميتواند باعث تقويت چنين جرايمي در جامعه شود، گفت: بله، بيش از نيمي از اتفاقاتي كه در ۱۰۰ سال گذشته در حوزه چنين جرايمي ثبت شده نتيجه همين نگاه و رويكرد غلط است كه قرباني را مجرم قلمداد ميكند. اگر قرباني را مجرم قلمداد نكنيم و خانواده و جامعه نگاه درست و عقلاني داشته باشد، قرباني جرمي كه درباره آن انجام شده را بازگو ميكند. او اضافه كرد: در بسياري از موارد شاهد بودهايم كه قربانيان، تجاوزها و آزارها را از ترس مواجه شدن با برخوردهاي بد، شماتت و سرزنش پنهان كردهاند. وقتي به قرباني گفته ميشود كه «چرا فلان رفتار را داشتي»، «حتماً تقصير خودت بوده»، «لابد دلت ميخواسته...»، متجاوز جرأت بيشتري در ارتكاب جرم پيدا ميكند يا حتي ميتواند خودش را حق به جانب جلوه دهد. مثلا با سوءاستفاده از چنين رويكردهايي در جامعه ميگويد «اگر فلان رفتار را نداشت من تحريك نميشدم»، يا اينكه ميگويد: «خودش دلش ميخواست» خودش ميخواهد. حتي نگاه مجرمانه به قرباني جرم گاهي اين تجري را به مجرم ميبخشد كه به رفتار مجرمانه يا رفتار خلاف استاندارد اجتماعياش افتخار كند. اين جامعه شناس جرم معتقد است كه خبرنگاران جامعه را ميسازند و اين گروه ميتوانند با شفافسازي و فرهنگسازي كمك كنند كه از بروز رفتارهاي خلاف و بزههاي كوچك تا بزرگ گرفته شود.