در ميانه بازدارندگي ، پيام‌هاي غيرمستقيم و نبود چشم‌انداز روشن براي مذاكره

سايه ابهام در منطقه

۱۴۰۵/۰۵/۱۱ - ۰۰:۱۶:۲۷
کد خبر: ۳۹۷۵۶۴

با گذشت چند هفته از كاهش نسبي درگيري‌هاي مستقيم ميان ايران و ايالات متحده، فضاي روابط دو كشور همچنان در وضعيت شكننده و مبهمي قرار دارد؛ نه نشانه‌اي از بازگشت به يك رويارويي تمام‌عيار ديده مي‌شود و نه چشم‌انداز روشني براي آغاز دوباره مذاكرات رسمي وجود دارد.

با گذشت چند هفته از كاهش نسبي درگيري‌هاي مستقيم ميان ايران و ايالات متحده، فضاي روابط دو كشور همچنان در وضعيت شكننده و مبهمي قرار دارد؛ نه نشانه‌اي از بازگشت به يك رويارويي تمام‌عيار ديده مي‌شود و نه چشم‌انداز روشني براي آغاز دوباره مذاكرات رسمي وجود دارد. در چنين شرايطي، آنچه بيش از هر چيز بر فضاي سياسي و امنيتي منطقه سايه انداخته، افزايش گمانه‌زني‌ها، انتشار گزارش‌هاي ضد و نقيض رسانه‌اي و ادامه جنگ رواني ميان دو طرف است؛ وضعيتي كه باعث شده تحليل آينده روابط تهران و واشنگتن بيش از هر زمان ديگري دشوار باشد.

در هفته‌هاي اخير رسانه‌هاي غربي بار ديگر از احتمال اقدام نظامي جديد امريكا عليه ايران سخن گفته‌اند. برخي گزارش‌ها مدعي شده‌اند كه در واشنگتن گزينه حمله محدود به برخي زيرساخت‌هاي ايران همچنان روي ميز قرار دارد و مقامات امريكايي در حال بررسي سناريوهاي مختلف هستند،  هرچند هيچ تصميم نهايي در اين خصوص اعلام نشده است. 

همزمان، برخي تحليل‌ها و گزارش‌هاي رسانه‌اي از احتمال تشديد فشارهاي اقتصادي و حتي سناريوهايي مانند تشديد محاصره اقتصادي ايران سخن گفته‌اند؛ ادعاهايي كه بيش از آنكه مبتني بر واقعيت‌هاي اجرايي باشند، بخشي از فضاي رسانه‌اي و جنگ رواني ميان دو كشور تلقي مي‌شوند. بسياري از كارشناسان معتقدند اجراي يك محاصره كامل عليه كشوري با ابعاد جغرافيايي، ظرفيت‌هاي منطقه‌اي و ارتباطات اقتصادي ايران، نه از منظر عملياتي ساده است و نه از نظر هزينه‌هاي سياسي و اقتصادي براي امريكا و متحدانش تصميمي كم‌هزينه محسوب مي‌شود. از همين رو، بخش مهمي از اين گزارش‌ها را بايد در چارچوب افزايش فشار رواني و تلاش براي ارسال پيام بازدارنده ارزيابي كرد، نه الزاما بيانگر تصميم قطعي براي اقدام نظامي يا اقتصادي جديد.

در مقابل، مواضع ايران نيز طي هفته‌هاي گذشته تقريبا بدون تغيير باقي مانده است. مقام‌هاي مختلف ايراني، چه از طريق اظهارنظرهاي رسمي و چه از مسير پيام‌هاي غيرمستقيم، بارها تأكيد كرده‌اند كه هرگونه اقدام نظامي جديد عليه ايران با پاسخ متقابل و جدي مواجه خواهد شد. اين پيام در سخنان مسوولان سياسي، نظامي و امنيتي به شكل‌هاي مختلف تكرار شده و نشان مي‌دهد راهبرد تهران همچنان بر پايه حفظ بازدارندگي و افزايش هزينه هرگونه اقدام احتمالي طرف مقابل  استوار است.

همين مساله باعث شده فضاي كنوني بيش از آنكه شبيه دوره‌اي از آرامش پايدار باشد، به نوعي «توقف موقت تنش» شباهت داشته باشد؛ وضعيتي كه در آن هر دو طرف فعلا از گسترش درگيري مستقيم پرهيز مي‌كنند اما همزمان گزينه‌هاي خود را  نيز كنار  نگذاشته‌اند.

در اين ميان، آنچه بيش از همه جلب‌توجه مي‌كند، شكاف ميان فضاي رسانه‌اي و واقعيت ديپلماتيك است. طي روزهاي گذشته بارها گزارش‌هايي درباره احتمال تبادل پيام ميان تهران و واشنگتن، نقش‌آفريني برخي كشورهاي منطقه و حتي تلاش ميانجي‌ها براي كاهش تنش منتشر شده است. برخي رسانه‌ها از ادامه تماس‌هاي غيرمستقيم سخن گفته‌اند و برخي ديگر از احتمال فراهم شدن مقدمات گفت‌وگو در آينده خبر داده‌اند. 

با اين حال، واقعيت موجود نشان مي‌دهد تاكنون هيچ مذاكره رسمي ميان ايران و امريكا آغاز نشده و هيچ جدول زماني مشخصي نيز براي از سرگيري گفت‌وگوها اعلام نشده است. حتي مقام‌هاي ايراني نيز به صراحت اعلام كرده‌اند كه در شرايط فعلي مذاكراتي با امريكا در جريان نيست و آنچه از سوي برخي رسانه‌ها مطرح مي‌شود، بيشتر به تبادل پيام از طريق ميانجي‌ها محدود است. 

اين وضعيت سبب شده روابط دو كشور در نوعي وضعيت «نه جنگ، نه مذاكره» باقي بماند؛ شرايطي كه در آن نه بحران به‌طور كامل مهار شده و نه مسير روشني براي حل اختلافات شكل گرفته است. در چنين فضايي، عامل بازدارندگي همچنان مهم‌ترين عنصر تعيين‌كننده رفتار دو طرف محسوب مي‌شود. واشنگتن تلاش مي‌كند با حفظ فشار سياسي، اقتصادي و نظامي، قدرت چانه‌زني خود را افزايش بدهد و تهران نيز با تأكيد بر آمادگي براي پاسخ متقابل، سعي دارد هزينه هرگونه اقدام احتمالي را براي طرف مقابل بالا  نگه  دارد.

از سوي ديگر، تحولات منطقه‌اي نيز بر پيچيدگي اين معادله افزوده است. امنيت انرژي، وضعيت آبراه‌هاي راهبردي، تحولات خليج فارس و نقش بازيگران منطقه‌اي باعث شده هرگونه تصميم درباره تشديد تنش، پيامدهايي فراتر از روابط دوجانبه ايران و امريكا داشته باشد. به همين دليل بسياري از تحليلگران معتقدند حتي اگر دو طرف در مقاطع مختلف از ادبيات تند استفاده كنند، تصميم‌گيري براي ورود به يك رويارويي گسترده، به سادگي امكان‌پذير نخواهد بود. آنچه امروز بيش از هر چيز مشاهده مي‌شود، ادامه رقابت در حوزه فشارهاي سياسي، عمليات رواني، بازدارندگي نظامي و ارسال پيام‌هاي غيرمستقيم است؛ فضايي كه هر خبر يا گزارش رسانه‌اي مي‌تواند انتظارات بازارها  و معادلات منطقه را تحت تأثير قرار  بدهد.

در مجموع، اگرچه سطح درگيري مستقيم نسبت به هفته‌هاي گذشته كاهش يافته، اما نمي‌توان از بازگشت ثبات كامل سخن گفت. فضاي روابط تهران و واشنگتن همچنان غبارآلود و غيرقابل پيش‌بيني است؛ از يك سو گزارش‌هايي درباره احتمال تشديد فشارها يا حتي گزينه‌هاي نظامي منتشر مي‌شود و از سوي ديگر، نشانه‌هايي از تلاش ميانجي‌ها براي جلوگيري از بازگشت بحران ديده مي‌شود. در اين ميان، نه مذاكره رسمي آغاز شده و نه توافقي براي از سرگيري گفت‌وگوها وجود دارد. بنابراين به نظر مي‌رسد حداقل در كوتاه‌مدت، روابط دو كشور همچنان در همين وضعيت شكننده باقي بماند؛ وضعيتي كه در آن بازدارندگي، پيام‌هاي غيرمستقيم و مديريت تنش، جايگزين گفت‌وگوي رسمي شده و آينده آن همچنان به تصميمات سياسي و امنيتي دو طرف گره خورده است. در كنار همه اين متغيرها، يك نكته ديگر نيز در تحليل فضاي كنوني اهميت زيادي دارد؛ اينكه نه تهران و نه واشنگتن در شرايط فعلي نشانه‌اي از تمايل براي ورود به يك رويارويي تمام‌عيار از خود بروز نداده‌اند. تجربه ماه‌هاي گذشته نشان داد هرچند سطح تنش‌ها به شكل بي‌سابقه‌اي افزايش يافت، اما در نهايت هر دو طرف تلاش كردند دامنه درگيري از يك نقطه مشخص فراتر نرود. اين موضوع اگرچه به معناي پايان اختلافات نيست، اما نشان مي‌دهد همچنان نوعي موازنه بازدارنده ميان دو طرف برقرار است؛ موازنه‌اي كه هر لحظه ممكن است با يك خطاي محاسباتي، يك حادثه ميداني يا يك تصميم سياسي دستخوش تغيير شود. در همين چارچوب، بسياري از تحليلگران غربي معتقدند كه ايالات متحده اكنون بيش از آنكه به دنبال آغاز يك عمليات نظامي گسترده باشد، تلاش مي‌كند از طريق فشارهاي سياسي، اقتصادي و امنيتي، هزينه‌هاي منطقه‌اي ايران را  افزايش بدهد. تشديد تحريم‌ها، تلاش براي محدودسازي مسيرهاي تجاري، افزايش فشار بر شبكه‌هاي مالي و ايجاد اجماع سياسي عليه تهران، همچنان ابزارهاي اصلي واشنگتن محسوب مي‌شوند؛ ابزارهايي كه هزينه كمتري نسبت به جنگ مستقيم دارند و در عين حال مي‌توانند فشار مستمري بر اقتصاد ايران وارد كنند. از سوي ديگر، ايران نيز طي هفته‌هاي گذشته تلاش كرده نشان دهد كه معادلات منطقه‌اي صرفا از مسير قدرت نظامي تعريف نمي‌شود. پيام‌هاي منتشرشده از سوي مقامات سياسي، نظامي و امنيتي كشور بر يك محور مشترك استوار بوده است؛ اينكه هرگونه اقدام نظامي جديد، پاسخ متناسب و فراتر از انتظار به دنبال خواهد داشت و تصور پايان يافتن توان بازدارندگي ايران، برداشتي نادرست از تحولات اخير است. اين موضع‌گيري‌ها بيش از آنكه براي مصرف داخلي باشد، بخشي از پيام بازدارندگي تهران به طرف مقابل تلقي مي‌شود.

همين مساله موجب شده فضاي رسانه‌اي نيز بيش از گذشته به ميدان جنگ روايت‌ها تبديل شود. در هفته‌هاي اخير تقريبا هر روز اخباري درباره احتمال آغاز دور جديد درگيري‌ها، حملات محدود، عمليات پيشگيرانه يا تشديد فشارهاي اقتصادي منتشر شده كه بخش قابل توجهي از آنها هيچگاه به مرحله اجرا نرسيده‌اند. اين حجم از اخبار ضدونقيض، بيش از هر چيز نشان‌دهنده فضاي پرابهام موجود است؛ فضايي كه در آن  انتشار شايعات و گمانه‌زني‌ها خود به ابزاري براي اعمال فشار رواني تبديل شده است.

در همين شرايط، برخي رسانه‌هاي امريكايي و اروپايي همچنان از احتمال بازگشت گزينه نظامي سخن مي‌گويند، اما همزمان گزارش‌هاي متعددي نيز منتشر شده كه نشان مي‌دهد بخش مهمي از نهادهاي امنيتي و نظامي امريكا نسبت به تبعات چنين اقدامي هشدار داده‌اند. تجربه درگيري اخير نشان داد هرگونه حمله مستقيم به ايران مي‌تواند دامنه بحران را به كل منطقه گسترش بدهد؛ موضوعي كه نه تنها امنيت انرژي جهان بلكه وضعيت پايگاه‌هاي امريكا در منطقه و حتي اقتصاد جهاني را نيز تحت تأثير قرار خواهد داد. در مقابل، ايده‌هايي مانند محاصره كامل ايران نيز با موانع جدي عملياتي و حقوقي روبرو است. اجراي چنين سناريويي مستلزم حضور گسترده نظامي، همراهي كامل قدرت‌هاي بين‌المللي و پذيرش هزينه‌هاي سنگين اقتصادي از سوي كشورهاي مختلف است؛ شرايطي كه در وضعيت فعلي نظام بين‌الملل چندان واقع‌بينانه به نظر نمي‌رسد. علاوه بر اين، هرگونه تلاش براي محدودسازي كامل مسيرهاي تجاري ايران مي‌تواند واكنش‌هاي متقابل در منطقه ايجاد كند و امنيت خطوط كشتيراني و بازار جهاني انرژي را با مخاطرات جديد مواجه سازد. همزمان، كشورهاي منطقه نيز تلاش كرده‌اند از تبديل شدن تنش‌ها به يك بحران فراگير جلوگيري كنند. بسياري از دولت‌هاي عربي كه در سال‌هاي اخير روابط خود با تهران را تا حدي ترميم كرده‌اند، اكنون بيش از هر زمان ديگري نگران بي‌ثباتي جديد هستند. براي اين كشورها، بازگشت درگيري مستقيم ميان ايران و امريكا مي‌تواند به معناي تهديد سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ، اختلال در تجارت و كاهش امنيت منطقه‌اي باشد؛ از همين رو، در هفته‌هاي گذشته پيام‌هاي متعددي از سوي بازيگران منطقه‌اي براي حفظ كانال‌هاي ارتباطي ميان دو طرف مخابره شده است.

با وجود اين تلاش‌ها، هنوز نمي‌توان از آغاز يك روند سياسي جديد سخن گفت. برخلاف دوره‌هايي كه اخبار مربوط به مذاكرات غيرمستقيم يا تبادل پيام‌ها با سرعت بيشتري منتشر مي‌شد، اكنون نشانه‌اي از شكل‌گيري يك فرآيند رسمي ديده نمي‌شود. نه تاريخي براي آغاز گفت‌وگوها اعلام شده، نه دستوركار مشخصي مطرح است و نه دو طرف از آمادگي براي بازگشت به ميز مذاكره سخن گفته‌اند. اگرچه ممكن است ارتباطات غيرعلني از طريق واسطه‌ها ادامه داشته باشد، اما اين ارتباطات را نمي‌توان به معناي آغاز مذاكرات جديد تلقي كرد. در مجموع، فضاي حاكم بر روابط تهران و واشنگتن همچنان ميان بازدارندگي، فشار و انتظار در نوسان است. نه شرايط به سمت جنگي فراگير حركت كرده و نه زمينه‌اي براي يك توافق سياسي قابل مشاهده است. در چنين وضعيتي، هر تحول ميداني، هر تصميم سياسي يا حتي هر پيام رسانه‌اي مي‌تواند بر روند تحولات اثر بگذارد. به همين دليل، بسياري از ناظران معتقدند مهم‌ترين ويژگي مقطع كنوني، نه آرامش و نه تشديد بحران، بلكه تداوم ابهام و عدم قطعيتي است كه همچنان بر روابط دو كشور سايه انداخته و آينده اين پرونده را بيش از هر زمان ديگري به تصميمات روزها و هفته‌هاي پيش رو گره زده است.

بیمه ملت