زيرساختهاي انرژي ميراث ملي و خط قرمز منافع عمومي
زيرساختهاي راهبردي انرژي در ايران، فراتر از يك دارايي فيزيكي يا مجموعهاي از تاسيسات صنعتي، ستون فقرات اقتصاد ملي و ميراثي است كه طي قرنها و دههها تلاش، سرمايهگذاري صدها ميليارد دلاري و مجاهدت هزاران متخصص ايراني براي نسلهاي آينده ذخيره شده است. صيانت از اين زيرساختها، در شرايطي كه سايه تهديدات خارجي بر سر كشور سنگيني ميكند، نه يك انتخاب مديريتي، بلكه يك وظيفه ملي و اخلاقي براي تمامي شهروندان و مسوولان در هر جايگاه و سطحي است.
زيرساختهاي راهبردي انرژي در ايران، فراتر از يك دارايي فيزيكي يا مجموعهاي از تاسيسات صنعتي، ستون فقرات اقتصاد ملي و ميراثي است كه طي قرنها و دههها تلاش، سرمايهگذاري صدها ميليارد دلاري و مجاهدت هزاران متخصص ايراني براي نسلهاي آينده ذخيره شده است. صيانت از اين زيرساختها، در شرايطي كه سايه تهديدات خارجي بر سر كشور سنگيني ميكند، نه يك انتخاب مديريتي، بلكه يك وظيفه ملي و اخلاقي براي تمامي شهروندان و مسوولان در هر جايگاه و سطحي است. هر ايراني كه دل در گرو توسعه و اعتلاي كشور دارد، به درستي دريافته است كه اين داشتههاي ملي، شريانهاي حياتي معاش مردم و موتور محرك صنايع و فعاليتهاي اقتصادي هستند كه آسيب به آنها، مستقيما امنيت رواني و كيفيت زندگي عمومي را نشانه ميرود. در روزهاي اخير، تهديدهاي مطرح شده از سوي مقامات امريكايي مبني بر هدف قرار دادن زيرساختهاي انرژي ايران، بيش از هر چيز نمايانگر رويكردي است كه با ابتداييترين موازين حقوق بينالملل و اخلاق جنگ در تضاد قرار دارد. در ادبيات حقوقي و عرف جهاني، زيرساختهاي انرژي كه معاش و حيات روزمره مردم به آنها گره خورده است، نه اهداف نظامي، بلكه داراييهاي غيرنظامي محسوب ميشوند كه بايد در تمامي شرايط، از دايره درگيريها مصون بمانند. تهديد به هدفگيري اين داراييها، در واقع تهديد به هدفگيري مستقيم زندگي مردم و معيشت خانوارهاست. اينگونه اقدامات، نهتنها ناقض تعهدات بينالمللي است، بلكه نشاندهنده بنبستي است كه برخي جريانهاي سياسي در واشنگتن با آن دست به گريبانند، چراكه تقليل درگيريهاي سياسي به تخريب زيرساختهاي رفاهي يك ملت، هرگز به معناي پيروزي راهبردي نيست و تنها تنش را به سطوح غيرقابل كنترلي سوق ميدهد كه ميتواند دامنهاش نه فقط براي ايران، بلكه براي كل منطقه و بازارهاي انرژي جهان پيامدهاي سنگيني داشته باشد. در تحليل وضعيت موجود، بايد به اين نكته توجه داشت كه شبكه انرژي ايران يك شبكه سراسري، بههم پيوسته و يكپارچه است. اگرچه تدابير پدافند غيرعامل، بهرهگيري از توان نيروگاههاي برق، ورود انرژيهاي تجديدپذير به مدار و امكان جابهجايي يا جايگزيني واحدهاي توليدي، همگي ظرفيتهاي قابلتوجهي براي تابآوري ايجاد كردهاند، اما نبايد دچار خطاي محاسباتي شد. حقيقت اين است كه هيچ كدام از اين تمهيدات، به معناي جايگزيني كامل ظرفيتها نيست. آسيب به زيرساختها در مناطق حساسي مانند عسلويه يا پارس جنوبي، صرفا به معناي تخريب چند واحد پتروشيمي يا پالايشگاه نيست، بلكه به معناي ايجاد اختلال در زنجيرهاي است كه به سختي و با صرف هزاران ساعت كارِ تخصصي ساخته شده است. اگرچه در نوبتهاي گذشته، مديريت هوشمندانه توانست از وقوع بحرانهاي بزرگ جلوگيري كند و تابآوري ملي را به رخ بكشد، اما عقلانيت حكم ميكند كه استراتژي اصلي نه بر «ترميم پس از حمله»، بلكه بر «پيشگيري از حمله» متمركز باشد. تكيه صرف بر توان احياي زيرساختها، نوعي سادهانگاري است، چراكه اين ظرفيتها محدوديتهاي فني و عملياتي خود را دارند. بنابراين در شرايطي كه كشور با چالشهاي انرژي و ناترازيهاي احتمالي در بخشهاي خانگي و صنعتي روبهرو است، هرگونه تعرض خارجي به اين زيرساختها ميتواند فشاري مضاعف بر دوش مردم بگذارد. حفاظت از اين داراييها، مستلزم يك رويكرد چندلايه است؛ از يكسو، ديپلماسي فعال براي منزوي كردن گفتمان تهديد و يادآوري هزينههاي سنگينِ عبور از اين خط قرمز و از سوي ديگر، تقويت زيرساختهاي حفاظتي و پدافندي در داخل. در نهايت بايد تاكيد كرد كه سرمايه انرژي، دارايي بيننسلي است. هيچ دولت يا نيروي خارجي حق ندارد با تهديد اين داراييها، سرنوشت اقتصادي و آرامش اجتماعي يك ملت را به گروگان بگيرد. وظيفه امروز ما، فارغ از تمامي ديدگاههاي سياسي، ايجاد اجماعي ملي بر سر «مصونيت زيرساختهاي حياتي» است. اميدواريم با اتخاذ تدابير پيشگيرانه و مديريت دقيقتر موضوعات، از اين دوران پرچالش با سربلندي عبور كنيم. آنچه امروز در اولويت است، حفظ وحدت كلمه براي حراست از داشتههايي است كه متعلق به همه ايرانيان است؛ داراييهايي كه بايد براي نسلهاي آتي حفظ شود، نه اينكه در بازيهاي سياسي يا تنشهاي نظامي، دستخوش آسيب و نابودي شود. عبور از اين تهديدات ممكن است، مشروط بر آنكه درك درستي از ماهيت اين سرمايهها و ضرورت پاسداري از آنها در ميان مسوولان و مردم وجود داشته باشد. آنچه ساخته شده است، حاصل خون دل خوردنها و تخصصورزيهاي طولانيمدت است و پاسداري از آن، رسالت امروز ماست.