تفاوتهاي استاني و چالش سالخوردگي جمعيت
آمارهاي تازه سالنامه آماري زنان ۱۴۰۳ درباره افزايش ميانگين سن مادري و پدري بهويژه در استان تهران، بحثهاي تازهاي درباره تغيير الگوي فرزندآوري در كشور ايجاد كرده است.
آمارهاي تازه سالنامه آماري زنان ۱۴۰۳ درباره افزايش ميانگين سن مادري و پدري بهويژه در استان تهران، بحثهاي تازهاي درباره تغيير الگوي فرزندآوري در كشور ايجاد كرده است. با اين حال يك جمعيتشناس با تاكيد بر اينكه اين آمارها نيازمند تفسير دقيق هستند، ميگويد: افزايش ميانگين سن فرزندآوري بيش از آنكه ناشي از تغيير رفتار همه خانوادهها باشد، بازتاب ساختار سني جمعيت است.
به گزارش ايسنا، هفته گذشته بود كه مهدي شيرزاد- مشاور معاون امور زنان و خانواده رياستجمهوري در رونمايي از سالنامه آماري زنان۱۴۰۳ درخصوص ولادتهاي ثبت شده اعلام كرد كه در سال ۱۴۰۳ كمترين نرخ خام ولادت در استان گيلان بوده است. در اين استان، به ازاي هر ۱۰۰۰ نفر جمعيت ۶.۷ نوزاد به دنيا آمده است. بيشترين هم مربوط به استان سيستان و بلوچستان بوده كه به ازاي هر ۱۰۰۰ نفر ۲۵.۴ نوزاد متولد شده است. ميانگين كشور نيز ۱۱.۶ نوزاد است. وي همچنين اعلام كرد كه ميانگين سن مادران در زمان تولد فرزند اول در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۷.۵ و ميانگين سن پدران حدود ۳۲ سال بوده است.
در اين شاخص استان سيستان و بلوچستان، با فاصله از ديگر استانهاي كشور اعداد پايينتري دارد. همچنين بالاترين ميانگين مربوط به استانهاي تهران، فارس و البرز بوده است. بهطوري كه در استان تهران ميانگين سن مادران ۳۰.۶ سال و براي پدران ۳۴.۷ سال بوده است. اگر سن جواني را بنا بر تعريف ۱۵ تا ۲۹ سال در نظر بگيريم در دهه اخير در كشور ما، غير از سيستان و بلوچستان، در ديگر استانها تجربه پدري خارج از سن جواني است و در استان تهران تجربه مادري نيز خارج از سن جواني است.
اين درحالي است كه شهلا كاظميپور- جمعيتشناس و جامعهشناس در واكنش به اين آمارها به ايسنا ميگويد: بايد توجه داشت آماري كه منتشر شده، «ميانگين سن فرزندآوري» است و نبايد از آن چنين برداشت كرد كه همه يا اغلب زنان پس از پايان دوره جواني صاحب فرزند ميشوند. اينكه گفته ميشود در استان تهران ميانگين سن مادران ۳۰.۶ سال و براي پدران ۳۴.۷ سال بوده، به معناي آن نيست كه زنان يا مردان پس از عبور از سن جواني براي نخستينبار صاحب فرزند ميشوند؛ اين برداشت از نظر آماري صحيح نيست، چراكه وقتي از ميانگين صحبت ميكنيم، به اين معناست كه حدود نيمي از مادران پيش از ۳۰ سالگي و نيمي ديگر پس از ۳۰ سالگي فرزنددار ميشوند.
بنابراين نميتوان نتيجه گرفت كه زنانِ تهراني بهطور كلي تجربه مادري را پس از سن جواني پشت سر ميگذارند. كاظميپور با بيان اينكه ميانگين سن فرزندآوري تحت تاثير ساختار سني جمعيت قرار دارد، ميافزايد: هرچه نسل متولد دهه ۶۰ سن بالاتري پيدا ميكند و نسلهاي دهه ۷۰ و ۸۰ كه جمعيت كمتري دارند وارد سن باروري ميشوند، ميانگين سن فرزندآوري نيز به سمت سنين بالاتر متمايل ميشود. بنابراين بخشي از اين تغيير، حاصل ساختار جمعيتي كشور است و الزاما به معناي تغيير رفتار همه خانوادهها نيست.
وي با اشاره به تفاوتهاي استاني در سن فرزندآوري اظهار ميكند: استانهاي توسعهيافتهتر مانند تهران، گيلان، مازندران و مركزي به دليل سالخوردهتر بودن ساختار جمعيت، ميانگين سن ازدواج و فرزندآوري بالاتري دارند. در مقابل، استانهايي مانند سيستان و بلوچستان، هرمزگان و خوزستان كه جمعيت جوانتر و باروري بالاتري دارند، بهطور طبيعي ميانگين سن ازدواج و فرزندآوري در آنها پايينتر است.
اين جامعهشناس درباره ميانگين سن پدري نيز يادآور ميشود: همين الگو در مورد پدران نيز صدق ميكند. در استانهايي كه جمعيت جوانتر است، ميانگين سن ازدواج و فرزندآوري پايينتر بوده و در استانهاي سالخوردهتر اين ميانگين افزايش پيدا ميكند.
كاظميپور در ادامه با اشاره به وضعيت جمعيتي استان تهران ميگويد: استان تهران به دليل سالخوردهتر بودن ساختار سني، زودتر از ساير استانها وارد مراحل سالمندي جمعيت ميشود و پنجره جمعيتي آن نيز زودتر بسته خواهد شد. برآوردها نشان ميدهد اگر پنجره جمعيتي كشور حدود سال ۱۴۲۵ بسته شود، اين اتفاق در استان تهران تقريبا پنج سال زودتر رخ خواهد داد؛ موضوعي كه بيش از هر چيز به ساختار سني و روند تحولات جمعيتي اين استان بازميگردد، نه صرفا افزايش سن فرزندآوري افراد.