هوشمندسازي، كليد عبور از ناترازي انرژي و تضمين امنيت پايدار شبكه برق
عضو كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي با تأكيد بر اينكه هوشمندسازي ديگر يك گزينه لوكس نيست، بلكه ضرورتي راهبردي براي مديريت ناترازي انرژي كشور محسوب ميشود، گفت: بدون استقرار سامانههاي هوشمند، مديريت ناترازي انرژي عملا امكانپذير نخواهد بود.
عضو كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي با تأكيد بر اينكه هوشمندسازي ديگر يك گزينه لوكس نيست، بلكه ضرورتي راهبردي براي مديريت ناترازي انرژي كشور محسوب ميشود، گفت: بدون استقرار سامانههاي هوشمند، مديريت ناترازي انرژي عملا امكانپذير نخواهد بود.
مهدي كوچكزاده در گفتوگو با ايسنا درباره نقش هوشمندسازي در مديريت ناترازي انرژي اظهار كرد: با تشديد ناترازي انرژي در سالهاي اخير، هوشمندسازي از يك گزينه لوكس به يك ضرورت راهبردي در سمت تقاضاي انرژي تبديل شده و ديگر نميتوان مديريت مصرف را بدون بهرهگيري از فناوريهاي نوين دنبال كرد.
وي اصلاح ساختار تعرفهها، يكپارچهسازي دادهها و توسعه زيرساختهاي هوشمند را از مهمترين پيشنيازهاي موفقيت اين مسير دانست و تأكيد كرد: اجراي كامل اين پروژهها ميتواند به شكلگيري شبكهاي خودترميمشونده، افزايش مشاركت مردم و صرفهجويي ميلياردها دلار در اقتصاد كشور منجر شود. كوچكزاده با بيان اينكه جايگاه هوشمندسازي را ميتوان در سه محور اساسي تبيين كرد، گفت: نخستين محور، مديريت پيك لحظهاي مصرف است. به جاي اعمال خاموشيهاي گسترده و مقطعي، سامانههاي هوشمند اين امكان را فراهم ميكنند كه محدوديتها به صورت هدفمند و هوشمند اعمال شود؛ به عنوان نمونه، توان مصرفي برخي لوازم پرمصرف در ساعات اوج بار كاهش مييابد، بدون آنكه اختلالي در زندگي عادي مردم ايجاد شود.
عضو كميسيون انرژي مجلس ادامه داد: محور دوم، اصلاح رفتار مصرفي از طريق افزايش شفافيت است. زماني كه مشتركان بتوانند اطلاعات لحظهاي از ميزان مصرف خود دريافت كنند و تعرفههاي پويا نيز اعمال شود، انگيزه اقتصادي لازم براي صرفهجويي و مديريت مصرف در ميان مردم ايجاد خواهد شد. كوچكزاده سومين محور را شناسايي خودكار نقاط ضعف شبكه اعلام و اظهار كرد: سامانههاي هوشمند قادر هستند انشعابات غيرمجاز، فرسودگي شبكه و نقاط هدررفت انرژي را كه در ساختار فعلي به دليل نبود دادههاي دقيق قابل مشاهده نيستند، به صورت خودكار شناسايي كنند و زمينه رفع اين مشكلات را فراهم آورند.
وي درباره مهمترين الزامات اجراي سامانههاي هوشمند مديريت انرژي گفت: اجراي چنين طرحهايي مستلزم ايجاد زيرساختهاي فني گسترده است. نصب كنتورهاي هوشمند و حسگرها در سطح مشتركان و پستهاي توزيع، ايجاد شبكه مخابراتي پايدار و پرسرعت براي انتقال دادههاي لحظهاي، راهاندازي مراكز پردازش دادههاي كلان و پلتفرمهاي مبتني بر رايانش ابري براي تحليل اطلاعات و صدور فرمانهاي كنترلي و همچنين بازنگري در قوانين تعرفهگذاري و ايجاد بازار برق خرد براي مشتركان خانگي و صنعتي از جمله مهمترين الزامات اين حوزه به شمار ميرود. عضو كميسيون انرژي مجلس در عين حال به موانع موجود بر سر راه اجراي اين طرحها اشاره و اظهار كرد: يكي از مهمترين چالشها، مسائل اقتصادي و مالي است. نوسازي تجهيزات فرسوده در مقياس ملي هزينه بسيار بالايي دارد و در شرايط فعلي منابع مالي كافي براي اجراي گسترده اين طرحها وجود ندارد. وي ادامه داد: از سوي ديگر، يارانههاي سنگين انرژي موجب شده قيمت برق و گاز براي مصرفكنندگان بسيار پايين باشد؛ بنابراين انگيزه اقتصادي لازم براي همراهي با سامانههاي هوشمند و اجراي برنامههايي مانند كاهش مصرف در ساعات اوج بار تقريباً از بين رفته است. كوچكزاده ناهماهنگي ميان دستگاههاي مسوول را از ديگر موانع دانست و تصريح كرد: در حال حاضر دادههاي مربوط به حوزه انرژي ميان وزارت نيرو، وزارت نفت و بخش خصوصي به صورت يكپارچه تبادل نميشود و هر مجموعه به شكل جزيرهاي عمل ميكند كه اين مساله يكي از موانع جدي تحقق هوشمندسازي است. وي با اشاره به اهميت امنيت سايبري گفت: توسعه شبكههاي هوشمند، سطح حملات سايبري را نيز افزايش ميدهد؛ از اين رو سرمايهگذاري گسترده در حوزه امنيت سايبري و حفاظت از زيرساختهاي حياتي كشور ضرورتي اجتنابناپذير خواهد بود.
عضو كميسيون انرژي مجلس درباره نقش فناوريهايي مانند اينترنت اشيا، دادههاي كلان و هوش مصنوعي در كاهش ناترازي انرژي اظهار كرد: تجربه كشورهاي مختلف نشان داده است كه در صورت فراهم بودن زيرساختها، اين فناوريها اثربخشي بسيار بالايي دارند و ميتوانند تا ۲۰ درصد از بار پيك مصرف را كاهش بدهند و تلفات شبكه را نيز تا حدود نصف كاهش بدهند.
وي با اشاره به كاربردهاي هوش مصنوعي در صنعت انرژي گفت: مدلهاي مبتني بر هوش مصنوعي قادرند با استفاده از اطلاعاتي مانند دما، رطوبت و الگوهاي تاريخي مصرف، ميزان تقاضاي روزهاي آينده را با دقتي بيش از ۹۰ درصد پيشبيني كنند و اين موضوع امكان برنامهريزي دقيقتر براي بهرهبرداري از نيروگاهها را فراهم ميسازد.
كوچكزاده افزود: يكي ديگر از كاربردهاي مهم اين فناوريها، نگهداري پيشبينيكننده تجهيزات است. با تحليل دادههايي مانند ارتعاشات و دماي تجهيزات، ميتوان خرابي ترانسفورماتورها و خطوط انتقال را پيش از وقوع خاموشي تشخيص داد و از بروز خسارتهاي گسترده جلوگيري كرد. وي با اشاره به ظرفيتهاي موجود كشور براي توسعه هوشمندسازي انرژي گفت: ايران از نيروي انساني متخصص و جوان در حوزه فناوري اطلاعات برخوردار است و اين ظرفيت ميتواند در طراحي و توسعه الگوريتمهاي بومي مديريت هوشمند انرژي نقش موثري ايفا كند. عضو كميسيون انرژي مجلس ادامه داد: همچنين اجراي طرحهاي پايلوت در برخي صنايع فولاد و پتروشيمي نشان داده است كه با بهينهسازي فرآيندها ميتوان بين ۱۰ تا ۱۵ درصد مصرف انرژي را كاهش داد كه اين تجربه ميتواند به ساير بخشهاي كشور نيز تعميم يابد.
وي با اشاره به ظرفيت بالاي انرژيهاي تجديدپذير در كشور تصريح كرد: ايران از توان قابل توجهي در حوزه انرژي خورشيدي و بادي برخوردار است و هوشمندسازي شبكه براي مديريت نوسانات ذاتي اين منابع، نقشي اساسي و تعيينكننده دارد.
كوچكزاده درباره چشمانداز اجراي كامل پروژههاي هوشمندسازي انرژي اظهار كرد: در صورت تحقق كامل اين برنامهها، شبكه انرژي كشور به سمت يك شبكه خودترميمشونده و مشاركتي حركت خواهد كرد. در چنين شرايطي، مديريت مصرف از خاموشيهاي دستوري فاصله ميگيرد و به سمت پاسخگويي بار پيش ميرود؛ به گونهاي كه لوازم هوشمند در ساعات اوج مصرف، به صورت خودكار توان مصرفي خود را كاهش ميدهند و در نتيجه پايداري شبكه حفظ ميشود.
عضو كميسيون انرژي مجلس افزود: در اين الگو، مردم نيز از مصرفكننده صرف به توليدكننده و مصرفكننده همزمان تبديل خواهند شد. خانوارها با نصب پنلهاي خورشيدي و باتريهاي خانگي علاوه بر مديريت مصرف خود، قادر خواهند بود انرژي مازاد را به شبكه بفروشند و از طريق اپليكيشنهاي هوشمند، پاداش صرفهجويي را به صورت لحظهاي دريافت كنند. وي تأكيد كرد: اجراي كامل هوشمندسازي همچنين موجب كاهش قابل توجه شدت انرژي كشور خواهد شد؛ شاخصي كه اكنون چندين برابر ميانگين جهاني است. كاهش اين شاخص به معناي صرفهجويي سالانه چندين ميليارد دلاري خواهد بود؛ منابعي كه ميتواند به جاي اتكا به فروش نفت خام براي توسعه زيرساختهاي انرژيهاي تجديدپذير و ارتقای صنعت انرژي كشور مورد استفاده قرار بگيرد.
كوچكزاده خاطرنشان كرد: نتيجه نهايي اين مسير، دستيابي به امنيت پايدار انرژي، افزايش بهرهوري، كاهش محسوس آلايندگيهاي زيستمحيطي و تقويت تابآوري شبكه انرژي كشور خواهد بود. هوشمندسازي اگرچه به تنهايي معجزه نميكند، اما بدون آن مديريت ناترازي انرژي عملاً غيرممكن است و موفقيت اين مسير بيش از آنكه به خريد تجهيزات وابسته باشد، به اصلاح ساختار تعرفهها و وجود اراده ملي براي يكپارچهسازي دادهها و همكاري ميان دستگاههاي مسوول بستگي دارد.