فرسودگي شغلي؛ آغازگر بيخوابي مزمن در كارمندان
فرسودگي شغلي ناشي از استرس مزمن مديريتنشده، يكي از عوامل اصلي بيخوابي در كارمندان است كه سازمانها ميتوانند با اقداماتي نظير استعداديابي، مديريت منطقي حجم كار و ارتقاي برنامههاي رفاهي واقعي، از بروز آن پيشگيري كنند.
فرسودگي شغلي ناشي از استرس مزمن مديريتنشده، يكي از عوامل اصلي بيخوابي در كارمندان است كه سازمانها ميتوانند با اقداماتي نظير استعداديابي، مديريت منطقي حجم كار و ارتقاي برنامههاي رفاهي واقعي، از بروز آن پيشگيري كنند. گوهريسنا انزاني، روانشناس با اشاره به اينكه استرس شغلي عامل بيخوابي است، به ايسنا گفت: بيخوابي ناشي از استرس شغلي با بيخوابي ناشي از فرسودگي شغلي علايم مشابهي دارد، اما يكسان نيست. در بيخوابي ناشي از استرس شغلي، مشكل اصلي خود خواب است؛ مثلا فكر كردن مداوم به كار، سخت به خواب رفتن، بيدارشدن در نيمهشب يا احساس تنش قبل از روز كاري كه معمولا در تعطيلات و مرخصيها بهبود مييابد. اما فرسودگي شغلي نتيجه استرس مزمن و مديريتنشده است كه بيخوابي تنها يكي از نشانههاي آن است؛ مثلا خستگي عميق جسمي و ذهني، فاصله گرفتن عاطفي از كار، كاهش تمركز، افت عملكرد و احساس بيانگيزگي. اگر اين علايم ادامهدار شوند و كيفيت زندگي را مختل كنند، مراجعه به مشاور و متخصص ضروري است. اين روانشناس درباره نقش فرسودگي شغلي در بروز بيخوابي كارمندان گفت: اگر فردي براي مدت طولاني تحت فشار كاري، حجم زياد وظايف يا استرس مزمن باشد، بدن و ذهنش فرصت كافي براي بازيابي پيدا نميكند. در نتيجه، ذهن پس از پايان ساعت كاري همچنان فعال ميماند و فرد دايم درگير وظايف، اشتباهات يا كارهاي ناتمام است؛ در واقع، فرد رها كردن مسائل كاري را در زمان استراحت بلد نيست و به دليل افزايش برانگيختگي بدني و فعال ماندن سيستم استرس، با دشواري در آرام شدن قبل از خواب مواجه ميشود.
بيخوابي خود باعث تشديد خستگي كاهش تمركز و تحريكپذيري ميشود
انزاني اضافه كرد: افراد دچار فرسودگي شغلي، بهرغم خستگي شديد، خواب عميق و باكيفيتي ندارند. در اين وضعيت، خواب فرد سبك است و بهطور مكرر بيدار ميشود. اين بيخوابي خود باعث تشديد خستگي، كاهش تمركز و تحريكپذيري ميشود و علايم فرسودگي شغلي را به همراه دارد تا جايي كه فرد با وجود خوابيدن، احساس شادابي نميكند، حافظهاش ضعيف ميشود، زود عصباني و نااميد ميشود و احساس ميكند توان انجام وظايفش را ندارد. در شرايطي كه حجم كار زياد باشد، ساعات كاري طولاني شود، نقش و وظايف فرد شفاف نباشد و حمايت مديريتي وجود نداشته باشد، اين عوامل با شدت بيشتري بروز ميكند. به گفته او، فرد بايد حتما برنامه خواب منظم داشته باشد، ساعات كاري خود را محدود كند، تكنيكهاي مديريت استرس و آرامسازي را بياموزد، فعاليت بدني منظم داشته باشد، از مرخصي براي استراحت استفاده كند و با مديريت منطقي حجم كار، به زمان استراحت خود احترام بگذارد، چرا كه فرسودگي شغلي ميتواند آغازگر بيخوابي باشد.
برگزاري كارگاههاي آموزشي براي تمامي كارمندان ضروري است
انزاني با بيان اينكه فردي كه بدون استعداديابي وارد شغلي شده و اكنون با اختلال خواب مواجه است، سازمان بايد به او كمك كند، گفت: در چنين شرايطي بايد كاركنان را تشويق كنيم تا بدون ترس، اضطراب و استرس، درباره مشكلات خواب خود صحبت كنند. در بسياري از موارد، ترسهاي دروني خود باعث افزايش اضطراب و استرس ميشوند. علاوه بر اين، بايد انگ مراجعه به روانشناس را در محيطهاي كاري كاهش دهيم و مديران را براي شناسايي علايم اوليه فرسودگي، افسردگي، اضطراب و بيخوابي آموزش دهيم. برگزاري كلاسها و كارگاههاي آموزشي براي تمامي كارمندان ضروري است تا روي كيفيت خواب خود كار كنند و استرسها و فرسودگيهاي شغلي را مديريت كنند. او ادامه داد: يكي از مهمترين كارها، مديريت منطقي حجم كار است. به نظر ميرسد اگر قبل از استخدام، سنجشي انجام شود تا مشخص شود هر فرد براي چه جايگاهي مناسب است و چه توانمنديهايي دارد، استرس كاري بسيار كاهش مييابد. وظايف محوله بايد در حد توانمندي افراد باشد. مديران بايد از تحميل اضافهكاريهاي افراطي خودداري كنند و نيروي انساني كافي براي انجام كارها در نظر بگيرند. احترام به زمان استراحت و مرخصي كارمندان، محدود كردن تماسها و پيامها در خارج از ساعات كاري و اجتناب از برگزاري جلسات خيلي زود يا خيلي دير كه به زمان استراحت فرد آسيب ميزند، از اصول اساسي است. مرخصي و خواب كافي، بازدهي كارمند را بهشدت بالا ميبرد. اين روانشناس درباره اينكه مديران و سازمانها چگونه ميتوانند از بروز بيخوابي در كاركنان پيشگيري كنند؟ تصريح كرد: اولين چيزي كه لازم است درباره آن فكر كنيم، مساله «استعداديابي» است. اگر افراد در حيطه استعداديابي قرار بگيرند، ويژگيها، توانمنديها و محدوديتهاي خود را بشناسند و در جايگاه مناسب قرار بگيرند، اصلا در كار خود احساس فرسودگي، افسردگي و اضطراب نخواهند كرد. متاسفانه در كشور ما موضوع استعداديابي شغلي هنوز خيلي جا نيفتاده است. وقتي فرد خودش را بهدرستي نشناسد و در جايگاه غيرمرتبط قرار بگيرد، عواملي مانند حجم كار، شيفتهاي نامنظم و فرهنگهاي سازماني نادرست دست به دست هم ميدهند تا بر كيفيت خواب او اثر منفي بگذارند.
پخش موسيقيهاي آرامبخش در فضاي كاري
به گفته انزاني، بهبود محيط فيزيكي كار اهميت زيادي دارد. كاهش سروصداهاي غيرضروري، تامين نور مناسب، ايجاد فرصتهاي كوتاه براي استراحت در حين كار، تشويق به فعاليتهاي بدني، پخش موسيقيهاي آرامبخش در فضاي كاري و آموزش تكنيكهاي تمركز و آرامسازي ذهن از اين موارد است. وجود زمان كافي براي استراحت بين شيفتهاي كاري، بهويژه براي مشاغل نوبتي، ضروري است. مديران مستقيم به دليل ارتباط نزديكتر با كاركنان، نقش پررنگتري دارند؛ آنها بايد علايم خستگي را زودتر تشخيص دهند، درباره حجم كار با كارمندان گفتوگو كنند، بازخوردهاي مناسب ارايه دهند و از اين طريق براي ارتقاي بهرهوري سازمان تلاش كنند.
نقش برنامههاي رفاهي در بهبود خواب
او با بيان اينكه برنامههاي رفاهي سازماني ميتواند كيفيت خواب را بهبود دهد، گفت: اين موضوع ميتواند به شكل قابل توجهي كيفيت خواب را بهتر كند؛ كاهش استرس شغلي، مثلا دسترسي به مشاوره، آموزش مديريت استرس، حمايت در بحرانهاي كاري، زماني كه سازمان حجم كار را منطقي كند، مرز كار و زندگي فرد رعايت شود، مرخصيهاي واقعي تشويق شود، احتمال فرسودگي شغلي كم شود، آموزش بهداشت خواب، تشويق به ورزش، تغذيه سالم، مرخصيهايي كه بتوانند مثلا از يك هتل يا امكاناتي استفاده كنند، مديريت مصرف كافئين، غذاي خوب سركار، كاهش كار خارج از ساعت اداري و پيامها و ايميلهاي كاري، همگي كمك ميكند فرد احساس بهتري تجربه كند.
چه زماني بيخوابي خطرناك است و بايد به پزشك مراجعه شود؟
انزاني درباره اينكه چه زماني لازم است كارمند براي بيخوابي به روانشناس يا روانپزشك مراجعه كند؟ اظهار كرد: اگر بيخوابي يا كمخوابي در زندگي روزمره، كار يا روابط فرد اختلال ايجاد كند، بسته به نوع مساله، مراجعه به روانشناس، روانپزشك يا متخصص طب خواب ضروري است. مراجعه به روانشناس زماني توصيه ميشود كه مشكل اصلي فقط بيخوابي، استرس، ناتواني در استراحت، نگراني يا نشخوار فكري باشد يا فرد بخواهد بدون مصرف دارو علت بيخوابي خود را بررسي و درمان كند. در چنين شرايطي ممكن است فشار كاري دليل بيخوابي باشد و يكي از موثرترين درمانهاي غيردارويي، درمان شناختي - رفتاري يا همان CBT است.