فعال‌سازي دوباره ديپلماسي نهادي و منطقه‌اي

۱۴۰۵/۰۵/۰۲ - ۲۳:۱۳:۴۰
کد خبر: ۳۹۶۳۹۵

دو سفر مهم در حوزه ديپلماسي در روزهاي اخير بار ديگر نشان داد كه كانون‌هاي ديپلماسي در منطقه به ‌تدريج فعال شده‌اند. نخست سفر نخست‌وزير عراق به تهران و سپس حضور وزير امور خارجه ايران در نشست شانگهاي و ديدارهاي او با مقام‌هاي روسيه، چين، ازبكستان و چند كشور ديگر. ب

حسن هاني‌زاده

دو سفر مهم در حوزه ديپلماسي در روزهاي اخير بار ديگر نشان داد كه كانون‌هاي ديپلماسي در منطقه به ‌تدريج فعال شده‌اند. نخست سفر نخست‌وزير عراق به تهران و سپس حضور وزير امور خارجه ايران در نشست شانگهاي و ديدارهاي او با مقام‌هاي روسيه، چين، ازبكستان و چند كشور ديگر. به نظر مي‌‌رسد پس از ناكامي امريكا و رژيم صهيونيستي در تغيير معادلات ميداني به سود خود، مرحله تازه‌اي از تلاش‌هاي سياسي و ديپلماتيك براي مديريت بحران‌ها در حال شكل‌گيري است؛ تلاشي كه عراق، كشورهاي عضو شانگهاي و چند بازيگر منطقه‌اي ديگر در آن نقش‌آفريني مي‌كنند.

1) سفر علي الزيدي، نخست‌وزير عراق، به ايران را بايد فراتر از يك ديدار رسمي معمولي ارزيابي كرد. اين سفر در شرايطي انجام شد كه تحولات منطقه‌اي، تنش‌‌هاي مرتبط با جنگ غزه، فشارهاي واشنگتن بر بازيگران مستقل منطقه و نيز نگراني‌هاي امنيتي در مرزهاي غربي ايران، اهميت رايزني مستقيم تهران و بغداد را دوچندان كرده است. از همين رو، ديدار نخست‌وزير عراق با مقامات ايران را مي‌توان نشانه‌اي از تبادل مجموعه‌اي از پيام‌هاي غيرمستقيم ميان تهران و واشنگتن نيز دانست.عراق در ماه‌هاي اخير تلاش كرده نقش واسطه‌اي ميان ايران و امريكا ايفا كند، اما اين نقش تنها در صورتي مي‌تواند موفق باشد كه با واقعيت‌هاي اجتماعي و سياسي داخل عراق هماهنگ باشد. حقيقت آن است كه دولت بغداد نمي‌تواند بدون توجه به اراده و احساسات عمومي مردم عراق، وارد مسير يك رابطه تنگاتنگ و بي‌هزينه با امريكا شود. تجربه‌هاي سال‌هاي گذشته، از حضور نظامي امريكا تا اعتراضات گسترده ضد اشغالگري، نشان داده كه بخش مهمي از جامعه عراق نسبت به سياست‌هاي واشنگتن حساس و حتي معترض است. در چنين فضايي، هر نوع ميانجيگري بغداد بايد بر پايه موازنه‌اي دقيق ميان منافع ملي عراق، مطالبات افكار عمومي و ضرورت‌هاي امنيتي منطقه صورت گيرد. اين همان نقطه‌اي است كه سفر السوداني به تهران را مهم مي‌كند؛ سفري كه مي‌تواند حامل پيام كاهش تنش، حفظ ثبات و جلوگيري از ورود منطقه به دور تازه‌اي از بي‌ثباتي باشد.

2) پيام اجتماعي عراقي‌ها به امريكا: نبايد فراموش كرد كه ايران در عراق تنها يك موضوع سياسي نيست، بلكه بخشي از يك پيوند عميق اجتماعي، فرهنگي و مذهبي نيز محسوب مي‌شود. حضور ميليوني مردم عراق در مراسم تشييع رهبري شهيد، شهيدان مقاومت و همچنين واكنش‌هاي گسترده مردمي نسبت به تحولات منطقه‌‌اي، نشان مي‌دهد كه دولت عراق نمي‌تواند بدون در نظر گرفتن اين پشتوانه اجتماعي، سياست خارجي خود را تنظيم كند. برآوردهايي كه از مشاركت گسترده مردم عراق در اين مراسم‌‌ها ارايه شده، حامل يك پيام روشن براي دولت بغداد و نيز براي واشنگتن است: رابطه با ايران، براي جامعه عراق موضوعي حاشيه‌اي نيست و هرگونه تلاش براي ناديده گرفتن اين واقعيت با هزينه سياسي همراه خواهد بود.از اين منظر، عراق نه فقط يك همسايه، بلكه يك گره‌ حساس در معادلات امنيتي و سياسي منطقه است. هرگونه تنش در ايران، به‌طور مستقيم بر امنيت، اقتصاد و ثبات عراق نيز اثر مي‌گذارد. بغداد به‌ خوبي مي‌داند كه بدون آرامش در محيط پيراموني خود، امكان بازسازي اقتصادي و تثبيت سياسي نخواهد داشت. بنابراين، تلاش براي كاهش تنش ميان تهران و واشنگتن، براي دولت عراق يك انتخاب صرفا ديپلماتيك نيست، بلكه ضرورتي راهبردي است.

3) امنيت، اقتصاد و مساله اقليم كردستان: اهميت سفر نخست‌وزير عراق به تهران تنها به ابعاد سياسي آن محدود نمي‌شود. مسائل امنيتي، به ‌ويژه فعاليت برخي گروهك‌هاي تروريستي و تجزيه‌‌طلب در اقليم كردستان، از جمله موضوعات جدي ميان دو كشور است. ايران بارها نسبت به تحركات اين گروه‌ها هشدار داده و انتظار دارد بغداد در عمل نيز مانع از تبديل شدن خاك عراق به پايگاهي براي تهديد امنيت ملي ايران شود.در كنار اين ملاحظات، همكاري‌هاي اقتصادي نيز بخش مهمي از روابط دو كشور را تشكيل مي‌دهد. حجم مبادلات تجاري ايران و عراق اكنون از ۱۲ ميليارد دلار عبور كرده و اين رقم نشان مي‌دهد كه رابطه دو كشور از سطح مناسبات سياسي فراتر رفته و به يك پيوند اقتصادي اثرگذار تبديل شده است. افزايش اين حجم مبادلات، توسعه زيرساخت‌ها، تسهيل تجارت مرزي و تقويت اتصال‌هاي بانكي و حمل‌ونقلي مي‌تواند به سود هر دو كشور باشد. اما تحقق اين هدف، مستلزم ثبات سياسي و امنيتي در منطقه است؛ ثباتي كه بغداد و تهران هر دو در حفظ آن ذي‌نفع هستند.

4) شانگهاي و كمرنگ شدن هژموني دلار: در كنار سفر نخست‌وزير عراق، حضور عباس عراقچي در نشست وزراي خارجه سازمان همكاري شانگهاي نيز از منظر راهبردي اهميت ويژه‌اي دارد. سازمان شانگهاي در سال‌هاي اخير تلاش كرده نقش فعال‌تري در نظم نوظهور جهاني ايفا كند؛ نظمي كه در آن وابستگي به دلار امريكا كاهش يابد و ظرفيت‌هاي مالي و ارزي جديدي در سطح منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي شكل بگيرد.اين روند براي ايالات متحده به‌طور طبيعي نگران‌كننده است، زيرا هر اندازه كشورهاي عضو شانگهاي به سمت استفاده از ارزهاي ملي، سازوكارهاي پرداخت مستقل و همكاري‌هاي اقتصادي غير وابسته به دلار حركت كنند، ابزازهاي فشار واشنگتن نيز محدودتر مي‌شود. از اين رو، حضور فعال ديپلماتيك ايران در اين نشست، تنها يك مشاركت تشريفاتي نبود، بلكه بخشي از راهبرد تهران براي تنوع‌بخشي به روابط خارجي و كاهش اثرگذاري فشارهاي مالي و سياسي امريكا محسوب مي‌شود.عراقچي در ديدار با وزراي خارجه كشورهاي عضو، از جمله وزير امور خارجه روسيه، درباره مسائل منطقه‌اي و همچنين جنگ تحميلي امريكا عليه ايران گفت‌وگو كرد. اين گفت‌وگوها نشان مي‌دهد كه ايران همچنان در حال پيگيري يك ديپلماسي چندلايه است؛ ديپلماسي‌اي كه همزمان امنيت ملي، همكاري اقتصادي و ائتلاف‌هاي سياسي را دنبال مي‌كند.

5) تحرك منطقه‌اي براي كاهش بحران: نكته مهم ديگر آن است كه در كنار عراق و كشورهاي عضو شانگهاي، بازيگراني مانند قطر، پاكستان و عمان نيز در مسير كاهش تنش فعال شده‌اند. اين تحرك نشان مي‌دهد كه در منطقه، گرايشي جدي به سمت مهار بحران و جلوگيري از گسترش درگيري‌ها وجود دارد. اين كشورها دريافته‌اند كه تداوم تنش نه‌تنها امنيت جمعي را تهديد مي‌كند، بلكه توسعه اقتصادي و همكاري‌هاي بلندمدت را نيز مختل خواهد كرد.از اين جهت، مي‌توان گفت سفر نخست‌وزير عراق به تهران و حضور وزير خارجه ايران در نشست شانگهاي، دو حلقه از يك زنجيره واحد هستند: زنجيره‌اي كه هدف آن بازگرداندن ديپلماسي به مركز تصميم‌سازي منطقه‌اي است. اگر اين روند با واقع‌بيني، درك متقابل و احترام به منافع ملت‌ها ادامه يابد، شايد بتوان اميدوار بود كه بخشي از بحران‌هاي انباشته منطقه از مسير گفت‌وگو و نه تقابل حل‌وفصل شود.

بیمه ملت