كفسازي بازار در فصل مجامع
بازار سهام در روزها و هفتههاي اخير، تحت تاثير مجموعهاي از عوامل سياسي و رفتاري، وارد فاز اصلاحي شده؛ اصلاحي كه هر چند براي برخي فعالان بازار نگرانكننده به نظر ميرسد، اما از زاويهاي ديگر ميتواند بخشي طبيعي از فرآيند هضم رشدهاي قبلي و بازآرايي قيمتها باشد.
بازار سهام در روزها و هفتههاي اخير، تحت تاثير مجموعهاي از عوامل سياسي و رفتاري، وارد فاز اصلاحي شده؛ اصلاحي كه هر چند براي برخي فعالان بازار نگرانكننده به نظر ميرسد، اما از زاويهاي ديگر ميتواند بخشي طبيعي از فرآيند هضم رشدهاي قبلي و بازآرايي قيمتها باشد. در واقع، پس از آنكه بازار در ماههاي گذشته رشد قابل توجهي را تجربه كرد، افزايش تنشهاي منطقهاي و رخدادهايي كه ريسكهاي ژئوپليتيك را پررنگتر كرد، بهانهاي شد تا بخشي از نمادها، بهويژه در صنايع پرحجمتر، با فشار فروش و اصلاح قيمتي مواجه شوند.
در اين بين، برخي نمادها حتي بين ۲۰ تا ۲۵ درصد افت را تجربه كردند؛ افتي كه البته در همه گروهها به يك اندازه ديده نشد. براي نمونه، گروه دارويي و برخي نمادهاي مستعد كه از منظر بنيادي در موقعيت مناسبي قرار داشتند، به دليل محدود بودن عرضه يا تقاضاي حمايتي، كمتر از ساير گروهها تحت فشار قرار گرفتند. اين تفاوت رفتار بين صنايع نشان ميدهد كه بازار، برخلاف تصور عمومي، يكپارچه عمل نميكند و واكنش آن به اخبار و متغيرهاي بيروني، بيش از هر چيز به ويژگيهاي بنيادي هر سهم و انتظارات سرمايهگذاران وابسته است.
عامل ديگري كه در تشديد فشار فروش موثر بود، همزماني اين مقطع با فصل مجامع بود. در اين دوره، بسياري از سرمايهگذاران كوتاهمدت ترجيح ميدهند براي جلوگيري از خواب سرمايه، در مجامع شركت نكنند و به جاي آن، سهام خود را پيش از برگزاري مجمع واگذار كنند. اين رفتار، به خصوص زماني كه بازار ابزارهاي جايگزين نقدشوندهتري را پيش روي معاملهگران قرار ميدهد، شدت بيشتري پيدا ميكند. طبيعي است كه براي بخشي از سرمايهگذاران، خواب چند ماهه پول تا زمان دريافت سود نقدي، جذابيت چنداني نداشته باشد؛ بهويژه در شرايطي كه امكان جابهجايي سرمايه به ابزارهاي ديگر يا فرصتهاي كوتاهمدتتر وجود دارد.
در كنار اين موضوع، انتظار براي انتشار گزارشهاي فصلي نيز به تعويق افتادن تصميمهاي خريد را تشديد كرده است. بسياري از فعالان بازار ترجيح ميدهند پيش از ورود جدي، ابتدا تصوير روشنتري از عملكرد شركتها در فصل بهار داشته باشند. اين انتظار، هر چند در كوتاهمدت باعث كاهش تحرك تقاضا ميشود، اما در ميانمدت ميتواند به شكلگيري موج جديدي از خريد منجر شود؛ به خصوص اگر گزارشها مطابق انتظار يا حتي بهتر از برآوردها منتشر شوند.
از سوي ديگر، اين احتمال كه بازار در برخي نمادها پس از مجمع به كفهاي قيمتي جذابتري برسد، موضوعي است كه نميتوان آن را ناديده گرفت. تعديل ناشي از تقسيم سود در مجامع، در بسياري از موارد باعث ميشود قيمت سهم به محدودهاي برسد كه از منظر ارزندگي، دوباره مورد توجه سرمايهگذاران قرار گيرد. به همين دليل، آنچه امروز به عنوان فشار فروش ديده ميشود، الزاما نشانه ضعف بنيادي نيست، بلكه ميتواند بخشي از فرآيند طبيعي قيمتگذاري باشد كه بازار را براي مرحله بعدي آماده ميكند.
نكته مهم اين است كه با كاهش نسبي تنشها و مخابره اخبار مثبتتر درباره فضاي سياسي و امنيتي، انتظار ميرود بخشي از ريسكهاي رواني از بازار تخليه شود. بازار سهام بهطور سنتي نسبت به كاهش نااطميناني واكنش مثبت نشان ميدهد و در چنين فضايي، نمادهايي كه از منظر سودآوري و نسبتهاي ارزشي در وضعيت مطلوبتري قرار دارند، معمولا نخستين گزينههاي بازگشت تقاضا خواهند بود.
در اين چارچوب، اگر گزارشهاي سهماهه عملكرد مطلوبي را نشان دهند و همزمان فشارهاي بيروني نيز فروكش كند، ميتوان انتظار داشت بازار وارد مرحلهاي تازه شود؛ مرحلهاي كه در آن، اصلاحهاي اخير نهتنها مانع رشد نخواهند بود، بلكه ممكن است به عنوان بستري براي صعود بعدي عمل كنند. برآوردهايي كه از رسيدن نسبت قيمت به سود هر سهمِ دوازده ماهه به محدودههاي جذابتري مانند P/E پنج حكايت دارند، نشان ميدهد بازار از منظر ارزندگي هنوز ظرفيت توجه دارد.
بهطور كلي ميتوان گفت فضاي فعلي بازار بيش از آنكه نشانه پايان روند صعودي باشد، بازتابي از تركيب چند عامل همزمان است يعني ريسكهاي سياسي، رفتار احتياطي در فصل مجامع و انتظار براي گزارشهاي مالي. اگر اين متغيرها به نفع بازار تغيير كنند، اصلاح اخير ميتواند خيلي زود به فرصتي براي بازگشت و حتي ادامه روند تبديل شود؛ بهويژه براي سرمايهگذاراني كه افق ميانمدت و بلندمدت دارند و به جاي نوسانگيري روزانه، بر ارزندگي و چشمانداز سودآوري شركتها تمركز ميكنند.