بازگشت ريسك به صدر تصميم‌گيري در بورس تهران

۱۴۰۵/۰۴/۲۸ - ۰۱:۱۳:۰۰
کد خبر: ۳۹۵۵۴۱

در روزهايي كه بازار سرمايه زير سايه سنگين تحولات سياسي و امنيتي قرار گرفته، منطق كلاسيك بورس بار ديگر به حاشيه رفته است؛ منطقي كه در حالت عادي بر پايه تحليل بنيادي، چشم‌انداز سودآوري شركت‌ها، نسبت‌هاي ارزش‌گذاري و متغيرهاي اقتصادي شكل مي‌گيرد، اما در دوره‌هاي افزايش نااطميناني جاي خود را به يك عامل تعيين‌كننده مي‌دهد؛ «ريسك».

در روزهايي كه بازار سرمايه زير سايه سنگين تحولات سياسي و امنيتي قرار گرفته، منطق كلاسيك بورس بار ديگر به حاشيه رفته است؛ منطقي كه در حالت عادي بر پايه تحليل بنيادي، چشم‌انداز سودآوري شركت‌ها، نسبت‌هاي ارزش‌گذاري و متغيرهاي اقتصادي شكل مي‌گيرد، اما در دوره‌هاي افزايش نااطميناني جاي خود را به يك عامل تعيين‌كننده مي‌دهد؛ «ريسك». تجربه هفته گذشته در بورس تهران نيز بار ديگر نشان داد كه هرگاه سطح نگراني‌ها در فضاي منطقه‌اي بالا مي‌رود، رفتار سرمايه‌گذاران بيش از آنكه تابع صورت‌هاي مالي و گزارش‌هاي عملكرد شركت‌ها باشد، به سرعت تحت تاثير ترس از آينده قرار مي‌گيرد.

براساس گزارش تسنيم، در چنين فضايي، معامله‌گران معمولا ترجيح مي‌دهند از موقعيت‌هاي پرريسك فاصله بگيرند، بخشي از دارايي‌هاي خود را نقد كنند يا دست‌كم خريدهاي جديد را به تعويق بيندازند تا تصوير روشن‌تري از شرايط به دست آورند. همين تغيير رفتار، فشار فروش را در بازار افزايش مي‌دهد و شاخص‌ها را در مسير نزولي قرار مي‌دهد؛ مسيري كه در هفته گذشته نيز به‌وضوح قابل مشاهده بود. تشديد تنش‌هاي منطقه‌اي، ابهام نسبت به چشم‌انداز سياسي و امنيتي و افزايش حساسيت فعالان بازار نسبت به اخبار غير اقتصادي، باعث شد فضاي احتياط بر تالار شيشه‌اي غلبه كند و جريان نقدينگي حقيقي از بازار سهام خارج شود.

آنچه در اين ميان بيش از همه توجه فعالان بازار را جلب كرد، فقط افت شاخص‌ها نبود، بلكه از دست رفتن يكي از سطوح رواني مهم بازار بود؛ سطحي كه شاخص كل را به زير مرز پنج ميليون واحد بازگرداند. هرچند بازارهاي مالي در ظاهر با اعداد و داده‌ها سنجيده مي‌شوند، اما در عمل سطوح رواني نقشي بسيار مهم‌تر از آنچه در نگاه نخست به نظر مي‌رسد، ايفا مي‌كنند. عبور از يك كانال تاريخي، معمولا فضاي خوشبيني و اعتماد ايجاد مي‌كند و افت به زير آن، پيام معكوسي به معامله‌گران مي‌دهد؛ پيامي كه مي‌تواند حتي بيش از گزارش‌هاي مالي يا متغيرهاي اقتصادي، بر تصميم خريد و فروش اثر بگذارد.

     شكست مرز رواني در بازار

در واقع، براي بسياري از سرمايه‌گذاران، شكسته شدن اين مرز رواني تنها يك اتفاق تكنيكي نبود، بلكه نشانه‌اي از تضعيف انتظارات و افزايش شكنندگي بازار تلقي شد. در چنين شرايطي، معامله‌گراني كه پيش‌تر بر تداوم روند صعودي حساب كرده بودند، با احتياط بيشتري به بازار نگاه كردند و بخشي از آنها ترجيح دادند در سمت فروش بايستند.

 نتيجه طبيعي چنين رفتاري، افزايش عرضه، افت بيشتر قيمت‌ها و تشديد خروج سرمايه حقيقي بود؛ پديده‌اي كه اين روزها به يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي فشار بر بازار سرمايه تبديل شده است.

با اين حال، كارشناسان بازار تاكيد مي‌كنند كه نبايد هر اصلاح قيمتي را به معناي پايان روند بلندمدت بورس تلقي كرد. آنچه امروز بيش از هر چيز بازار سهام را تحت فشار قرار داده، نه ضعف بنيادين شركت‌ها، بلكه افزايش ريسك‌هاي سيستماتيك است؛ ريسك‌هايي كه از بيرون بر بازار تحميل مي‌شوند و ارتباط مستقيمي با عملكرد عملياتي بنگاه‌ها ندارند. 

به بيان ديگر، ممكن است يك شركت از منظر سودآوري، فروش، جريان نقدي و حتي نسبت‌هاي ارزندگي در وضعيت مناسبي قرار داشته باشد، اما باز هم به دليل فضاي منفي حاكم بر كليت اقتصاد و بازار، با فشار فروش مواجه شود.

اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه در دوره‌هاي عادي، تحليل بنيادي و ارزيابي دقيق شركت‌ها مي‌تواند نقش اصلي را در جهت‌دهي به قيمت سهام ايفا كند، اما در زمان اوج‌گيري ريسك‌هاي سياسي و امنيتي، اين منطق تا حدودي تضعيف مي‌شود. سرمايه‌گذار در چنين فضايي ابتدا به دنبال حفظ اصل سرمايه است و سپس به بازدهي مي‌انديشد. از همين رو، حتي نمادهايي كه از منظر عملياتي در وضعيت مطلوبي قرار دارند، نمي‌توانند از موج عمومي احتياط مصون بمانند. بازار در اين مقاطع، كمتر به ترازنامه و بيشتر به تيتر خبرها واكنش نشان مي‌دهد.

خروج سرمايه حقيقي از بورس نيز بايد در همين چارچوب تحليل شود. زماني كه فضاي نااطميناني بالا مي‌رود، بخشي از فعالان حقيقي بازار كه معمولا حساسيت بيشتري نسبت به نوسانات كوتاه‌مدت دارند، ترجيح مي‌دهند در سمت نقدشوندگي حركت كنند. اين رفتار از يك سو به كاهش تقاضا و افت قيمت‌ها منجر مي‌شود و از سوي ديگر، شدت منفي بازار را افزايش مي‌دهد. با اين حال، چنين خروجي لزوما به معناي ترك دايمي بازار نيست. تجربه سال‌هاي گذشته نشان داده است كه در صورت كاهش تنش‌ها و بازگشت نسبي ثبات، همين نقدينگي مي‌تواند دوباره به سمت بازار سهام بازگردد؛ به‌ويژه اگر قيمت‌ها به سطوح جذاب‌تري رسيده باشند.

در واقع، رفتار سرمايه‌گذاران حقيقي در دوره‌هاي پرتنش را بايد بيشتر نوعي واكنش دفاعي دانست تا تصميمي مبتني بر بي‌اعتمادي دايمي به بازار. بسياري از فعالان خرد، در شرايط ابهام ترجيح مي‌دهند پول خود را موقتا از بازار خارج كنند و منتظر نشانه‌هاي روشن‌تري از ثبات بمانند. اين رويكرد اگرچه در كوتاه‌مدت به نفع بازار نيست، اما در منطق روانشناسي سرمايه‌گذاري قابل درك است. وقتي چشم‌انداز آينده مبهم مي‌شود، اولويت از «كسب سود» به «پرهيز از زيان» تغيير مي‌كند.

از اين زاويه، بورس تهران بيش از هر زمان ديگري به يك واژه كليدي نياز دارد يعني اعتماد. اما اعتماد در بازار سرمايه، مفهومي نيست كه صرفا با رشد شاخص يا مثبت شدن چند روزه معاملات شكل بگيرد. اعتماد زماني تقويت مي‌شود كه فعالان بازار بتوانند آينده را با درجه‌اي قابل قبول از اطمينان پيش‌بيني كنند. ثبات در سياستگذاري، كاهش نااطميناني‌هاي سياسي، شفافيت در تصميمات اقتصادي و قابل پيش‌بيني بودن متغيرهاي كلان، از جمله عواملي هستند كه مي‌توانند به بازگشت اين اعتماد كمك كنند.

در نبود چنين شرايطي، طبيعي است كه معامله‌گران با احتياط بيشتري رفتار كنند. در اين وضعيت، بازار بيش از آنكه به گزارش‌هاي فصلي شركت‌ها يا داده‌هاي توليد و فروش واكنش نشان دهد، به تحولات بيروني چشم مي‌دوزد. هر خبر سياسي يا امنيتي مي‌تواند سمت‌وسوي معاملات را تغيير دهد و انتظارات را جابه‌جا كند. به همين دليل است كه در مقاطع پرريسك، حتي خبرهاي مثبت اقتصادي نيز ممكن است اثر محدودي بر بازار داشته باشند، زيرا سايه نااطميناني بر ساير متغيرها سنگيني مي‌كند.

بر همين اساس، برخي تحليلگران معتقدند كه بازار سرمايه ايران هنوز تا رسيدن به مرحله‌اي كه در آن تحليل بنيادي به‌طور كامل نقش تعيين‌كننده داشته باشد، فاصله دارد. در اقتصادهايي كه ثبات سياسي و نهادي بيشتري دارند، قيمت سهام عمدتا بر پايه سودآوري شركت‌ها، نرخ بهره، رشد اقتصادي و چشم‌انداز صنايع حركت مي‌كند. اما در اقتصاد ايران، به‌ويژه در دوره‌هاي خاص، ريسك‌هاي سيستماتيك همچنان مهم‌ترين عامل اثرگذار بر رفتار سرمايه‌گذاران باقي مانده‌اند. اين ريسك‌ها مي‌توانند حتي سالم‌ترين صورت‌هاي مالي را هم موقتا بي‌اثر كنند.

     ريسك‌هاي كوتاه‌مدت در بازار سرمايه

با اين حال، واقعيت بازار نشان مي‌دهد كه چنين دوره‌هايي هميشگي نيستند. همان‌طور كه ريسك‌هاي بيروني مي‌توانند در كوتاه‌مدت بورس را تحت فشار قرار دهند، كاهش تنش‌ها و بهبود فضاي سياسي نيز مي‌تواند به سرعت ورق را برگرداند. در چنين شرايطي، ارزش ذاتي بسياري از سهام كه در دوره نااطميناني ناديده گرفته شده بود، دوباره مورد توجه قرار مي‌گيرد و پول‌هاي خارج‌شده امكان بازگشت پيدا مي‌كنند. از همين رو، تحليلگران توصيه مي‌كنند كه رفتار هيجاني در اين مقاطع جاي خود را به ارزيابي دقيق‌تري از متغيرهاي بنيادي بدهد.

با اين همه، تا زماني كه ريسك‌هاي بيروني در سطح بالايي قرار دارند، انتظار تغيير جهت پايدار در بازار دشوار است. بورس تهران در هفته‌هاي اخير نشان داده كه نسبت به اخبار سياسي بسيار حساس است و هر موج تازه‌اي از نگراني مي‌تواند به سرعت توازن عرضه و تقاضا را بر هم بزند. در چنين شرايطي، معامله‌گران حرفه‌اي نيز معمولا با احتياط بيشتري عمل مي‌كنند و ترجيح مي‌دهند بخشي از سرمايه خود را در موقعيت نقد نگه دارند تا از شدت نوسانات در امان بمانند.

در نهايت، آنچه از تحولات اخير بورس تهران مي‌توان نتيجه گرفت، اين است كه ريسك‌هاي سيستماتيك همچنان مهم‌ترين متغير اثرگذار بر بازار سرمايه ايران هستند. وقتي اين ريسك‌ها افزايش مي‌يابند، تحليل بنيادي هرچند ارزش خود را حفظ مي‌كند، اما موقتا از مركز توجه خارج مي‌شود. در مقابل، احتياط، حفظ سرمايه و واكنش به اخبار سياسي در اولويت قرار مي‌گيرد. بنابراين تا زماني كه فضاي كلي اقتصاد و سياست به ثبات بيشتري نرسد، انتظار بازگشت كامل منطق تحليلي به بازار، انتظاري زودهنگام خواهد بود.

بیمه ملت