بورس در سايه جنگ
با بازگشت ريسكهاي ژئوپليتيك و ورود دوباره كشور به فضاي جنگي، طبيعي است كه نخستين واكنش در بازارهاي مالي، تغيير رفتار سرمايهگذاران باشد.
بهمن فلاح
با بازگشت ريسكهاي ژئوپليتيك و ورود دوباره كشور به فضاي جنگي، طبيعي است كه نخستين واكنش در بازارهاي مالي، تغيير رفتار سرمايهگذاران باشد. تجربه نشان داده هر زمان سطح نااطمينانيهاي سياسي و امنيتي افزايش پيدا ميكند، افق تصميمگيري فعالان اقتصادي كوتاهتر ميشود و سرمايهگذاران بيش از هر چيز به حفظ اصل سرمايه فكر ميكنند. آنچه اين روزها در بازار سهام ايران مشاهده ميشود نيز دقيقا در همين چارچوب قابل تحليل است؛ بازاري كه طي روزهاي اخير با فشار عرضه، افت قيمتها و غلبه فضاي احتياط مواجه شده است.
در چنين شرايطي، استراتژي زماني سرمايهگذاران به شدت كوتاهمدت ميشود. وقتي ريسكهاي سيستماتيك افزايش پيدا ميكند، سهامداري ميانمدت و بلندمدت جذابيت خود را از دست ميدهد و فعالان بازار ترجيح ميدهند يا در موقعيتهاي كوتاهمدت معامله كنند يا اساسا بخشي از سرمايه خود را از بازار سهام خارج سازند. نتيجه اين رفتار، افزايش شدت عرضه و شكلگيري موجهاي فروش در بازار است؛ وضعيتي كه طي هفت روز معاملاتي گذشته به روشني قابل مشاهده بوده است.
نكته مهم اينجاست كه در فضاي فعلي، حتي ارزندگي نيز به تنهايي نميتواند مانع افت قيمتها شود. به بيان ديگر، بازار در حال حاضر كمتر به متغيرهاي كلاسيك ارزشگذاري توجه ميكند. اينكه حتي سهمهايي با نسبت قيمت به درآمد ۲ يا ۳ نيز در مدار منفي معامله ميشوند، نشان ميدهد نگاه غالب در بازار ديگر نگاه تحليلي يكساله يا حتي چند ماهه نيست، بلكه نگاه بسيار كوتاهمدتي است كه بيش از هر چيز از ريسكهاي بيروني تاثير ميپذيرد. اين مساله به خوبي گوياي آن است كه معاملهگران فعلا ترجيح ميدهند در برابر نااطمينانيهاي موجود، محافظهكارانهتر رفتار كنند.
از سوي ديگر، در دورههاي جنگي يا در زمان اوجگيري تنشهاي منطقهاي، الگوي تخصيص دارايي نيز تغيير ميكند. در اين وضعيت، بخش مهمي از سبد سرمايهگذاران به سمت داراييهاي امن حركت ميكند؛ داراييهايي مانند طلا، ارز و تا حدي صندوقهاي درآمد ثابت. اين جابهجايي نقدينگي كاملا قابل انتظار است، زيرا سرمايهگذاران در دورههاي پرريسك معمولا به دنبال پناهگاههايي هستند كه يا از تورم و نااطميناني اثر مثبت ميگيرند يا حداقل نوسان و ريسك كمتري دارند. بر همين اساس، خروج پول از سهام و شركتهاي توليدي و حركت آن به سمت بازارهاي امن، يكي از عوامل اصلي فشار فروش در بورس به شمار ميرود. البته نكته قابل توجه اين است كه با وجود منفي بودن فضاي بازار، همچنان سطح ارزش معاملات قابل توجه است و اين به معني آن است كه نقدينگي از بين نرفته، بلكه در حال جابهجايي ميان طبقات مختلف دارايي است. به بيان ديگر، بازار با كمبود مطلق پول مواجه نيست، بلكه مساله اصلي تغيير ترجيحات سرمايهگذاران است. در مقطع فعلي، عرضه در بازار سهام بر تقاضا غلبه كرده، اما در همان حال بخشي از اين منابع مالي در حال ورود به بازار طلا، ارز و صندوقهاي درآمد ثابت است. حتي صندوقهاي درآمد ثابت نيز در چنين فضايي به يك انتخاب قابل اتكا براي بخشي از سرمايهگذاران تبديل ميشوند؛ بهويژه براي افرادي كه مايلند ضمن حفظ نقدشوندگي، مديريت بهتري بر جريان نقدينگي و نيازهاي اقتصادي خود داشته باشند.
اگر بخواهيم از شرايط فعلي جمعبندي روشني ارايه دهيم، بايد گفت كه بازار سهام درگير افزايش ريسكهاي سيستماتيك، غلبه نگاه كوتاهمدت و تشديد رفتارهاي محافظهكارانه شده است. در اين فضا، فشار فروش تنها ناشي از بدبيني به سودآوري شركتها نيست، بلكه بيش از آن به نياز سرمايهگذاران براي پوشش ريسك و متعادلسازي سبد داراييهايشان بازميگردد. به همين دليل است كه بخشي از عرضههاي فعلي، ريشه در انتقال منابع به سمت طلا، ارز و ابزارهاي كمريسكتر دارد.
با اين حال، در سمت مقابل بازار نيز تقاضا بهطور كامل از بين نرفته است. بخشي از خريداران را سرمايهگذاران ريسكپذيري تشكيل ميدهند كه معتقدند بازار پس از اين افت قابل توجه، به محدودههاي ارزنده نزديك شده و ميتوان با پذيرش ريسك، از فرصتهاي ايجاد شده بهره برد. بخشي ديگر از تقاضا نيز معمولا از سوي حقوقيها و صندوقهايي شكل ميگيرد كه در چنين مقاطعي نقش حمايتي ايفا ميكنند و تلاش دارند از تشديد هيجان منفي جلوگيري شود.
بر همين اساس، ميتوان انتظار داشت بازار در روزها و هفته آينده به تدريج به سمت تعادل حركت كند. واقعيت اين است كه بورس افت قابل ملاحظهاي را تجربه كرده و از اين جهت، بخشي از ريسكها در قيمتها منعكس شده است. با اين حال، مسير بعدي بازار همچنان تا حد زيادي به سمتوسوي ريسكهاي سيستماتيك وابسته است؛ ريسكهايي كه در حال حاضر نه بهطور كامل تشديد شدهاند و نه بهطور قطعي فروكش كردهاند. در واقع، بازار در سطحي از ابهام قرار دارد كه هم احتمال كاهش تنشها وجود دارد و هم احتمال افزايش آنها.
با وجود بالا بودن تنشها در منطقه و داخل كشور، همچنان ديپلماسي فعال است و همين موضوع ميتواند مانع از شكلگيري بدترين سناريوها شود. علاوه بر اين، تجربه اقتصاد ايران در مقاطع مشابه نيز نشان ميدهد كه بسياري از اين تنشها در نهايت به سمت فروكش كردن، مذاكره و راهحلهاي ديپلماتيك حركت كردهاند.