بررسي آلودگي نفتي سواحل هرمزگان؛ خطري براي آبزيان، صيادان و اقتصاد محلي

زخم نفت بر تن خليج فارس

۱۴۰۵/۰۴/۱۱ - ۰۲:۲۴:۲۳
کد خبر: ۳۹۳۶۲۷

گزارش‌هاي اوليه از آلودگي نفتي بيش از ۲۵۰ كيلومتر از سواحل هرمزگان، بار ديگر اهميت شكنندگي اكوسيستم خليج فارس را به صدر نگراني‌هاي زيست‌محيطي بازگردانده است.

آلودگي ۲۵۰ كيلومتر از سواحل هرمزگان چه پيامدهايي دارد؟

گلي ماندگار|

گزارش‌هاي اوليه از آلودگي نفتي بيش از ۲۵۰ كيلومتر از سواحل هرمزگان، بار ديگر اهميت شكنندگي اكوسيستم خليج فارس را به صدر نگراني‌هاي زيست‌محيطي بازگردانده است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، بخش‌هايي از سواحل بندرعباس، قشم، جاسك، سيريك، بندرلنگه و تعدادي از جزاير خليج فارس تحت تأثير آلودگي‌هاي نفتي قرار گرفته‌اند و همزمان بررسي وضعيت مناطق ساحلي بوشهر و خوزستان نيز ادامه دارد. اگرچه هنوز برآورد نهايي از ميزان خسارت‌ها منتشر نشده، اما كارشناسان معتقدند حتي نشت محدود نفت در خليج فارس نيز مي‌تواند پيامدهايي طولاني‌مدت بر آبزيان، زيستگاه‌هاي حساس، صنعت شيلات، گردشگري و سلامت جوامع ساحلي داشته باشد. ويژگي نيمه‌بسته بودن خليج فارس موجب مي‌شود تبادل آب با آب‌هاي آزاد به كندي انجام شود و به همين دليل آلاينده‌هاي نفتي براي مدت طولاني‌تري در اين پهنه آبي باقي بمانند.

آنچه نگراني‌ها را افزايش داده، همزماني اين آلودگي با فصل گرم سال است؛ فصلي كه بسياري از گونه‌هاي آبزي در حال تخم‌ريزي يا رشد اوليه هستند و كوچك‌ترين تغيير در كيفيت آب مي‌تواند چرخه طبيعي آنها را مختل كند.

   نفت چگونه اكوسيستم دريا را تخريب مي‌كند؟

كارشناسان محيط زيست تأكيد مي‌كنند آلودگي نفتي صرفاً به سياه شدن آب يا سواحل محدود نمي‌شود. نفت پس از ورود به دريا، بخشي از سطح آب را مي‌پوشاند و مانع تبادل اكسيژن ميان آب و هوا مي‌شود. بخش ديگري از آن به صورت قطرات ريز در ستون آب پخش شده و وارد زنجيره غذايي مي‌شود.

در چنين شرايطي، پلانكتون‌ها كه پايه اصلي چرخه غذايي دريا هستند آسيب مي‌بينند. كاهش جمعيت پلانكتون‌ها به معناي كاهش منابع غذايي براي ماهيان كوچك و در نهايت گونه‌هاي بزرگ‌تر خواهد بود. همچنين تخم و لارو بسياري از آبزيان نسبت به تركيبات نفتي حساسيت بسيار بالايي دارند و حتي غلظت‌هاي پايين آلودگي نيز مي‌تواند موجب مرگ آنها شود.

از سوي ديگر، پرندگان دريايي با نشستن روي آب آلوده، پرهاي خود را از دست مي‌دهند و توانايي پرواز يا حفظ دماي بدنشان كاهش مي‌يابد. لاك‌پشت‌هاي دريايي، دلفين‌ها و ساير پستانداران دريايي نيز در معرض مسموميت يا اختلالات تنفسي قرار مي‌گيرند.

   خليج فارس توان تحمل آلودگي‌هاي مكرر را ندارد

اميررضا محمدي، كارشناس محيط زيست دريايي، در اين باره به تعادل مي‌گويد: خليج فارس از نظر بوم‌شناسي يكي از حساس‌ترين اكوسيستم‌هاي دريايي جهان است. اين پهنه آبي عمق متوسط كمي دارد و به دليل تبادل محدود آب با درياي عمان، فرآيند خودپالايي آن بسيار كندتر از درياهاي آزاد است. بنابراين هرگونه آلودگي نفتي مي‌تواند براي مدت طولاني در محيط باقي بماند.

او ادامه مي‌دهد: نفت خام مجموعه‌اي از صدها تركيب شيميايي است كه برخي از آنها بسيار سمي هستند. اين تركيبات ابتدا موجودات ميكروسكوپي را هدف قرار مي‌دهند، سپس وارد بدن ماهيان، سخت‌پوستان، نرم‌تنان و در نهايت انسان مي‌شوند. به همين دليل آلودگي نفتي تنها يك مساله محيط زيستي نيست بلكه يك موضوع سلامت عمومي نيز محسوب مي‌شود.

اين كارشناس با اشاره به آسيب‌هاي اقتصادي مي‌گويد: اگر آلودگي گسترده باشد، نخستين گروهي كه آسيب مي‌بينند صيادان محلي هستند. كاهش ذخاير آبزي، ممنوعيت احتمالي صيد در برخي مناطق و كاهش اعتماد مصرف‌كنندگان به محصولات دريايي مي‌تواند خسارت اقتصادي قابل توجهي ايجاد كند.

محمدي مي‌افزايد: موضوع ديگري كه معمولاً كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد، تخريب زيستگاه‌هاي ساحلي مانند جنگل‌هاي حرا، بسترهاي جلبكي و مناطق مرجاني است. پاكسازي سطحي سواحل لزوماً به معناي پايان آلودگي نيست. بخش زيادي از نفت وارد رسوبات مي‌شود و ممكن است سال‌ها در محيط باقي بماند و به تدريج دوباره وارد آب شود.

او تأكيد مي‌كند: ضروري است پايش مستمر كيفيت آب، رسوبات، آبزيان و حتي محصولات شيلاتي براي ماه‌ها و شايد سال‌ها ادامه داشته باشد. تجربه‌هاي جهاني نشان داده كه اثرات برخي نشت‌هاي نفتي حتي پس از يك دهه نيز قابل مشاهده بوده است.

   جنگل‌هاي حرا و مرجان‌ها در معرض خطر

يكي از مهم‌ترين نگراني‌ها، احتمال رسيدن لكه‌هاي نفتي به جنگل‌هاي حرا و زيستگاه‌هاي مرجاني است. اين مناطق محل تخم‌ريزي و رشد بسياري از گونه‌هاي آبزي هستند. چنانچه نفت وارد ريشه‌هاي درختان حرا شود، تبادل اكسيژن در خاك مختل شده و احتمال خشك شدن درختان افزايش مي‌يابد. مرجان‌ها نيز به دليل حساسيت بالا نسبت به تغييرات كيفيت آب، ممكن است با سفيدشدگي يا مرگ گسترده مواجه شوند. تخريب اين زيستگاه‌ها تنها به از بين رفتن چند گونه محدود نمي‌شود بلكه كل زنجيره غذايي منطقه را تحت تأثير قرار خواهد داد.

   خسارت واقعي اين بحران شايد تا سال‌ها بعد آشكار شود

سينا باني، فعال محيط زيست نيز با اشاره به اينكه آثار آلودگي‌هاي نفتي تنها به روزها و هفته‌هاي نخست حادثه محدود نمي‌شود، به تعادل مي‌گويد: در بسياري از حوادث مشابه، آنچه افكار عمومي در روزهاي ابتدايي مشاهده مي‌كند تنها بخش كوچكي از بحران است. مردم معمولاً لكه‌هاي نفتي روي سطح آب، سواحل سياه‌شده يا پرندگان آلوده به نفت را مي‌بينند، اما بخش عمده خسارت‌ها در زير سطح آب و در رسوبات كف دريا اتفاق مي‌افتد؛ جايي كه ميليون‌ها موجود ميكروسكوپي، پلانكتون‌ها، كرم‌هاي دريايي، نرم‌تنان و ساير جانداران ريز زندگي مي‌كنند و پايه اصلي زنجيره غذايي دريايي را تشكيل مي‌دهند. اگر اين حلقه‌هاي ابتدايي زنجيره غذايي آسيب ببينند، در واقع كل اكوسيستم دچار اختلال خواهد شد.

او با اشاره به ماندگاري طولاني آلاينده‌هاي نفتي در محيط‌هاي دريايي نيمه‌بسته مانند خليج فارس ادامه مي‌دهد: بسياري تصور مي‌كنند وقتي لكه‌هاي نفتي از روي آب جمع‌آوري شد يا ظاهر ساحل تميز شد، بحران پايان يافته است، در حالي كه تجربه‌هاي جهاني نشان مي‌دهد تركيبات سمي نفت مي‌توانند سال‌ها در رسوبات باقي بمانند و به تدريج دوباره وارد آب شوند. اين مواد در بدن آبزيان تجمع پيدا مي‌كنند و از طريق زنجيره غذايي به گونه‌هاي بزرگ‌تر منتقل مي‌شوند. به همين دليل ممكن است خسارت واقعي اين حادثه نه امروز، بلكه چند سال بعد و در قالب كاهش ذخاير آبزي، كاهش موفقيت توليدمثل گونه‌ها يا حتي افزايش بيماري‌ها در برخي جمعيت‌هاي جانوري خود را نشان دهد.

باني با تأكيد بر حساسيت ويژه اكوسيستم خليج فارس مي‌گويد: خليج فارس يكي از شكننده‌ترين پهنه‌هاي آبي جهان است. عمق كم، تبادل محدود آب با درياي عمان، دماي بالاي آب و فشار ناشي از فعاليت‌هاي صنعتي و دريايي باعث شده اين اكوسيستم ظرفيت محدودي براي تحمل شوك‌هاي زيست‌محيطي داشته باشد. اين منطقه سال‌هاست با مشكلاتي مانند آلودگي‌هاي نفتي، پساب‌هاي صنعتي، تخريب زيستگاه‌ها، صيد بي‌رويه و تغييرات اقليمي دست‌وپنجه نرم مي‌كند و وقوع چنين حادثه‌اي مي‌تواند اين فشارها را چند برابر كند. اين فعال محيط زيست درباره تأثير آلودگي نفتي بر گونه‌هاي ارزشمند دريايي توضيح مي‌دهد: بسياري از گونه‌هاي ارزشمند خليج فارس مانند لاك‌پشت‌هاي دريايي، دلفين‌ها، مرجان‌ها، جنگل‌هاي حرا، پرندگان مهاجر و آبزيان اقتصادي نسبت به آلودگي نفتي حساس هستند. نفت مي‌تواند روي تخم و لارو ماهيان اثر مستقيم بگذارد و نرخ بقا را كاهش دهد. همچنين پرندگان دريايي با آغشته شدن پرهايشان به نفت، توانايي پرواز، شنا و حفظ دماي بدن خود را از دست مي‌دهند. مرجان‌ها نيز در برابر تغيير كيفيت آب بسيار آسيب‌پذير هستند و ممكن است فرآيند رشد يا بازسازي آنها براي سال‌ها مختل شود. او با اشاره به پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي اين آلودگي مي‌افزايد: نبايد تصور كنيم اين بحران فقط يك مساله محيط زيستي است. هزاران خانواده در استان‌هاي جنوبي از طريق صيادي، گردشگري دريايي و فعاليت‌هاي وابسته به دريا امرار معاش مي‌كنند. اگر آلودگي ادامه پيدا كند يا اعتماد مردم به سلامت آبزيان كاهش يابد، درآمد صيادان، بازار فروش محصولات دريايي و حتي صنعت گردشگري منطقه نيز با آسيب جدي روبرو خواهد شد. در چنين شرايطي، حفاظت از محيط زيست در واقع حفاظت از معيشت مردم نيز هست.

باني با انتقاد از كمبود اطلاعات شفاف در حوادث زيست‌محيطي اظهار مي‌كند: در چنين بحران‌هايي اطلاع‌رساني دقيق و مستمر اهميت بسيار زيادي دارد. مردم، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و سازمان‌هاي مردم‌نهاد بايد بدانند وسعت واقعي آلودگي چقدر است، چه مناطقي درگير شده‌اند، كيفيت آب و رسوبات در چه وضعيتي قرار دارد و برنامه پاكسازي چگونه پيش مي‌رود. انتشار منظم نتايج نمونه‌برداري‌ها علاوه بر افزايش اعتماد عمومي، به پژوهشگران نيز كمك مي‌كند تا ارزيابي دقيق‌تري از پيامدهاي حادثه داشته باشند.

او همچنين بر نقش جوامع محلي در مديريت بحران تأكيد كرده و مي‌گويد: صيادان، ساحل‌نشينان و ساكنان جزاير نخستين افرادي هستند كه تغييرات دريا را مشاهده مي‌كنند. آنها سال‌ها با اين اكوسيستم زندگي كرده‌اند و كوچك‌ترين تغيير در رنگ آب، رفتار آبزيان يا وضعيت سواحل را تشخيص مي‌دهند. مشاركت دادن اين افراد در برنامه‌هاي پايش و گزارش‌دهي مي‌تواند به شناسايي سريع‌تر مناطق آلوده و تصميم‌گيري دقيق‌تر كمك كند.

اين فعال محيط زيست درباره شيوه پاكسازي نيز هشدار مي‌دهد: پاكسازي نبايد تنها به جمع‌آوري لكه‌هاي نفتي روي سطح آب محدود شود. لازم است رسوبات كف دريا، خورها، تالاب‌هاي ساحلي، جنگل‌هاي حرا، زيستگاه‌هاي مرجاني و مناطق حفاظت‌شده نيز به‌صورت علمي و مستمر پايش شوند. در بسياري از موارد، بخش عمده آلودگي در همين مناطق باقي مي‌ماند و اگر ناديده گرفته شود، سال‌ها بعد دوباره مشكلات زيست‌محيطي ايجاد خواهد كرد.

سينا باني در پايان تأكيد مي‌كند: اكنون بيش از هر زمان ديگري بايد نگاه بلندمدت به حفاظت از خليج فارس داشت. اين حادثه نبايد صرفاً به يك عمليات كوتاه‌مدت براي پاكسازي سواحل محدود شود. لازم است يك برنامه جامع براي احياي اكوسيستم، پايش مستمر كيفيت آب، حمايت از پژوهش‌هاي علمي، جبران خسارت جوامع محلي و افزايش آمادگي براي مقابله با حوادث مشابه تدوين شود. 

   اقتصاد محلي نيز آسيب مي‌بيند

آلودگي نفتي تنها محيط زيست را تهديد نمي‌كند بلكه معيشت هزاران خانوار ساحل‌نشين را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. صيادي، گردشگري دريايي، حمل‌ونقل ساحلي و صنايع وابسته به دريا از جمله بخش‌هايي هستند كه ممكن است در صورت تداوم آلودگي با كاهش درآمد مواجه شوند.

كارشناسان معتقدند در صورت اثبات آلودگي آبزيان، احتمال كاهش تقاضا براي محصولات شيلاتي نيز وجود خواهد داشت؛ موضوعي كه مستقيماً درآمد صيادان و فعالان بازار آبزيان را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

بیمه ملت