پايان عصر رشد بيچونوچراي غولهاي فناوري
بازارهاي جهاني در نيمه نخست سال پيام تازهاي به سرمايهگذاران دادند؛ عصر رشد بيچونوچراي غولهاي فناوري دستكم فعلا به پايان رسيده و حالا برندگان اصلي تب هوش مصنوعي، شركتهايي هستند كه زيرساختهاي اين انقلاب را ميسازند.
بازارهاي جهاني در نيمه نخست سال پيام تازهاي به سرمايهگذاران دادند؛ عصر رشد بيچونوچراي غولهاي فناوري دستكم فعلا به پايان رسيده و حالا برندگان اصلي تب هوش مصنوعي، شركتهايي هستند كه زيرساختهاي اين انقلاب را ميسازند. رشد چشمگير توليدكنندگان تراشه و تجهيزات نيمههادي در كنار عقبنشيني نسبي «هفت شگفتانگيز» نشان ميدهد بازار بيش از آنكه روي برندگان نهايي رقابت هوش مصنوعي شرطبندي كند، به دنبال كسب سود از ستونهاي اصلي اين فناوري است؛ روندي كه ميتواند در نيمه دوم سال نيز با تصميمهاي فدرال رزرو و گزارشهاي مالي شركتها ادامه پيدا كند.
در حالي كه طي دو سال گذشته موج سرمايهگذاري در هوش مصنوعي مهمترين محرك رشد بازارهاي مالي جهان بوده، عملكرد بازار سهام در نيمه نخست سال نشان داد همه شركتهاي فعال در اين حوزه به يك اندازه از اين رونق بهرهمند نشدهاند. اگرچه همچنان رقابت بر سر توسعه مدلهاي هوش مصنوعي، مراكز داده و سرويسهاي مبتني بر AI ادامه دارد، اما سرمايهگذاران در عمل ترجيح دادهاند به جاي خريد سهام شركتهايي كه در خط مقدم توسعه مدلهاي هوش مصنوعي قرار دارند، سرمايه خود را به سمت شركتهايي هدايت كنند كه زيرساختهاي اين تحول را تأمين ميكنند؛ شركتهايي كه تراشه، حافظه، تجهيزات توليد نيمههادي، انرژي و مراكز داده را در اختيار بازار قرار ميدهند. اين تغيير جهت سرمايهگذاري، يكي از مهمترين ويژگيهاي بازارهاي جهاني در نيمه نخست سال بود. در حالي كه بسياري انتظار داشتند غولهاي فناوري امريكا همچنان موتور اصلي رشد بازار باشند، عملكرد آنها نسبت به شركتهاي نيمههادي و تأمينكنندگان زيرساخت بهمراتب ضعيفتر بود؛ موضوعي كه نشان ميدهد بازار وارد مرحله تازهاي از چرخه هوش مصنوعي شده است. براي بسياري از تحليلگران، اين تغيير رفتار سرمايهگذاران چندان هم غيرمنتظره نبود. در ماههاي اخير نگرانيها درباره هزينههاي سنگين توسعه هوش مصنوعي، سرعت بازگشت سرمايه، سياستهاي انقباضي بانك مركزي امريكا و همچنين افزايش ريسكهاي ژئوپليتيكي، فشار قابل توجهي بر ارزش سهام شركتهاي بزرگ فناوري وارد كرده است. در همين شرايط، شركتهايي كه تجهيزات لازم براي توسعه هوش مصنوعي را توليد ميكنند، به اصليترين برندگان بازار تبديل شدند.
سرمايهگذاران به دنبال فروشندگان
«بيل و كلنگ» هوش مصنوعي
بررسي عملكرد بازارها نشان ميدهد شركتهاي فعال در صنعت نيمههادي عملكردي بهمراتب بهتر از غولهاي نرمافزاري و فناوري ثبت كردهاند. اگرچه سهام انويديا همچنان رشد مثبتي را تجربه كرده و طي شش ماه نخست سال حدود ۷.۳ درصد افزايش يافته، اما اين ميزان در مقايسه با رشدهاي خيرهكننده سالهاي گذشته بسيار محدودتر است. در مقابل، برخي از بزرگترين شركتهاي فناوري امريكا حتي با افت ارزش بازار مواجه شدند. براي نمونه، ارزش سهام مايكروسافت در همين بازه زماني حدود ۲۲.۹ درصد كاهش يافت؛ افتي كه بسياري آن را ناشي از افزايش نگرانيها نسبت به هزينههاي سنگين سرمايهگذاري در توسعه هوش مصنوعي و ابهام درباره زمان سوددهي اين سرمايهگذاريها ميدانند. در سوي ديگر بازار، توليدكنندگان تراشه و تجهيزات ساخت نيمههادي عملكردي كاملا متفاوت داشتند. شركت توليد نيمههادي تايوان (TSMC) بيش از ۵۵ درصد رشد ارزش بازار را تجربه كرد و اسكي هاينيكس، يكي از بزرگترين توليدكنندگان حافظه جهان، رشدي نزديك به ۳۰۰ درصد را به ثبت رساند. در اروپا نيز شركتهاي فعال در زنجيره توليد تراشه عملكرد بسيار درخشاني داشتند. سهام اياسامآي حدود ۹۳ درصد افزايش يافت، اياسامال نزديك به ۸۷ درصد رشد كرد و بياي سميكنداكتر نيز بيش از دو برابر شد؛ آماري كه بهخوبي نشان ميدهد سرمايهگذاران فعلا ترجيح ميدهند روي تأمينكنندگان ابزارهاي لازم براي انقلاب هوش مصنوعي سرمايهگذاري كنند، نه لزوما شركتهايي كه مدلهاي هوش مصنوعي را توسعه ميدهند.
تغيير استراتژي بازار؛ تمركز بر زيرساخت
به جاي مدلهاي هوش مصنوعي
همين تغيير رفتار سرمايهگذاران در گزارش ميانسال موسسه سرمايهگذاري بلكراك نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. اين موسسه معتقد است هوش مصنوعي همچنان يكي از مهمترين موتورهاي رشد اقتصاد جهاني در سالهاي آينده خواهد بود، اما تحقق اين ظرفيت نيازمند توسعه گسترده زيرساختهاست. به اعتقاد تحليلگران بلكراك، بازار اكنون با سه پرسش اساسي روبروست؛ آيا تب هوش مصنوعي به يك حباب سرمايهگذاري تبديل شده است؟ هزينه واقعي رقابت ميان شركتهاي فناوري چقدر خواهد بود؟ و در نهايت كدام شركتها قادر خواهند بود بيشترين ارزش اقتصادي را از اين تحول استخراج كنند؟ سرمايهگذاران به جاي تمركز بر انتخاب برندگان رقابت ميان مدلهاي هوش مصنوعي، به سراغ شركتهايي بروند كه صرفنظر از برنده نهايي اين رقابت، از افزايش تقاضا براي زيرساختها سود خواهند برد. از نگاه اين موسسه، حوزههايي مانند توليد برق، شبكههاي انتقال انرژي، مراكز داده، تجهيزات نيمههادي، حافظههاي پيشرفته و تراشههاي هوش مصنوعي همچنان ظرفيت رشد بالايي دارند. همچنين نسل جديدي از كاربردهاي هوش مصنوعي موسوم به «هوش مصنوعي فيزيكي» شامل رباتهاي هوشمند، خودروهاي خودران و خطوط توليد خودكار، ميتواند موج بعدي رشد اين صنعت را رقم بزند.
نيمه دوم سال
همه نگاهها به فدرال رزرو و سود شركتها
در كنار روند توسعه هوش مصنوعي، سياست پولي امريكا همچنان يكي از مهمترين متغيرهاي اثرگذار بر بازارهاي جهاني باقي مانده است. آنتوني ويليس، اقتصاددان ارشد شركت سرمايهگذاري كلمبيا تردنيدل، معتقد است بخش قابل توجهي از فشارهاي ناشي از نااطمينانيهاي اقتصادي در نيمه نخست سال تا حدي كاهش يافته، اما در ادامه سال تصميمهاي بانك مركزي امريكا نقش تعيينكنندهتري در جهت بازارها خواهد داشت. به گفته او، اگر سرمايهگذاران به اين نتيجه برسند كه فدرال رزرو ناچار به ادامه سياستهاي انقباضي و افزايش مجدد نرخ بهره خواهد شد، بازارها نسبت به هر داده اقتصادي و حتي كوچكترين اظهارنظر مقامهاي پولي واكنشهاي شديدي نشان خواهند داد. در حال حاضر نيز انتظارات بازار نشان ميدهد معاملهگران همچنان با احتياط به آينده نگاه ميكنند. بر اساس دادههاي ابزار FedWatch متعلق به گروه CME، احتمال تثبيت نرخ بهره در نشست ماه ژوئيه حدود ۶۶ درصد برآورد شده است، اما براي نشست سپتامبر نيز بازارها احتمال قابل توجهي براي افزايش دوباره نرخ بهره در نظر گرفتهاند. در كنار سياستهاي پولي، فصل انتشار گزارشهاي مالي شركتها نيز اهميت ويژهاي پيدا كرده است. تحليلگران معتقدند اكنون مهمترين سوال بازار اين نيست كه شركتها چه ميزان براي توسعه هوش مصنوعي هزينه ميكنند، بلكه اين است كه اين هزينهها چه زماني به درآمد و سود واقعي تبديل خواهد شد. در واقع، انتظارات سرمايهگذاران از درآمدهاي مرتبط با هوش مصنوعي به سطح بسيار بالايي رسيده و هرگونه نااميدي در گزارشهاي مالي ميتواند موجب اصلاح قيمت سهام شود.
چرا «هفت شگفتانگيز» از بازار عقب افتادند؟
عملكرد ضعيف گروه موسوم به «هفت شگفتانگيز» نيز يكي از مهمترين اتفاقات ماههاي اخير بازار بود. اين گروه شامل اپل، مايكروسافت، انويديا، آمازون، آلفابت، متا و تسلا است؛ شركتهايي كه طي سالهاي گذشته موتور اصلي رشد شاخصهاي بورس امريكا، بهويژه نزدك و اساندپي ۵۰۰، محسوب ميشدند. جيم ريد، استراتژيست دويچه بانك، چهار عامل را در عقبماندن اين شركتها موثر ميداند؛ خروج بخشي از سرمايهگذاران از موقعيتهاي معاملاتي بزرگ، نگراني نسبت به افزايش هزينههاي سرمايهاي مرتبط با توسعه هوش مصنوعي، رويكرد انقباضيتر فدرال رزرو و افزايش هزينه تأمين تراشهها. به اعتقاد او، اگرچه تب هوش مصنوعي همچنان فروكش نكرده و حتي بازارهايي مانند كرهجنوبي رشد قابل توجهي را تجربه كردهاند، اما رهبري بازار از شركتهاي توسعهدهنده مدلهاي هوش مصنوعي به سمت شركتهاي زيرساختي منتقل شده است. اين جابهجايي، در واقع بازتاب تغيير نگاه سرمايهگذاران است. آنها اكنون ترجيح ميدهند به جاي شرطبندي روي اينكه كدام شركت برنده رقابت هوش مصنوعي خواهد بود، روي كسبوكارهايي سرمايهگذاري كنند كه بدون توجه به برنده نهايي، از رشد تقاضا براي تراشه، حافظه، برق، انرژي، تجهيزات توليد نيمههادي و مراكز داده منتفع خواهند شد. به نظر ميرسد بازار جهاني وارد مرحله تازهاي از چرخه سرمايهگذاري در هوش مصنوعي شده است؛ مرحلهاي كه در آن زيرساختها بيش از نرمافزارها ارزشگذاري ميشوند. تا زماني كه شركتهاي بزرگ فناوري نتوانند ثابت كنند سرمايهگذاريهاي چندصد ميليارد دلاري آنها به سودآوري پايدار منجر خواهد شد، احتمالا اين روند ادامه خواهد داشت و توليدكنندگان تراشه، حافظه، تجهيزات نيمههادي و مراكز داده همچنان جايگاه خود را به عنوان برندگان اصلي موج هوش مصنوعي حفظ خواهند كرد.