در نشست «نقش بنگاه‌ها و صنايع بزرگ در كاربردسازي هوش‌مصنوعي» مطرح شد

هوش‌مصنوعي در بن‌بست حكمراني

۱۴۰۵/۰۳/۲۷ - ۰۱:۱۴:۵۲
کد خبر: ۳۹۱۶۰۲

در شرايطي كه هوش‌مصنوعي به مهم‌ترين موتور تحول اقتصاد و صنعت جهان تبديل شده، فعالان اين حوزه معتقدند مشكل اصلي ايران نه كمبود دانش فني و نيروي انساني، بلكه ضعف در حكمراني، سياستگذاري و بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي موجود است.

در شرايطي كه هوش‌مصنوعي به مهم‌ترين موتور تحول اقتصاد و صنعت جهان تبديل شده، فعالان اين حوزه معتقدند مشكل اصلي ايران نه كمبود دانش فني و نيروي انساني، بلكه ضعف در حكمراني، سياستگذاري و بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي موجود است. از شكاف ميان دانشگاه و صنعت تا كمبود داده و زيرساخت‌هاي لازم، مجموعه‌اي از چالش‌ها باعث شده‌اند ايران با وجود جايگاه قابل‌قبول علمي، در حوزه كاربردسازي هوش‌مصنوعي همچنان فاصله‌اي قابل‌توجه با كشورهاي پيشرو داشته باشد. هوش‌مصنوعي ديگر صرفاً يك  فناوري نوظهور نيست؛ پديده‌اي است كه بسياري از كارشناسان آن را «مگاترند» عصر جديد مي‌دانند؛ جرياني كه مي‌تواند شيوه حكمراني، اقتصاد، صنعت و زندگي روزمره را دگرگون كند. با اين حال، كارشناسان حاضر در نشست «نقش بنگاه‌ها و صنايع بزرگ در كاربردسازي هوش‌مصنوعي» معتقدند ايران با وجود برخورداري از ظرفيت‌هاي علمي قابل‌توجه، هنوز نتوانسته اين توانمندي را به مزيت اقتصادي  و صنعتي تبديل كند و بخش مهمي از اين عقب‌ماندگي به ضعف در حكمراني و سياست‌گذاري بازمي‌گردد .

   حكمراني؛ حلقه مفقوده توسعه هوش‌مصنوعي

داوود اديب، رييس كانون هماهنگي فاوا، با اشاره به شاخص‌هاي بين‌المللي ارزيابي كشورها در حوزه هوش‌مصنوعي توضيح داد كه از سال ۲۰۲۶ شاخص آمادگي هوش‌مصنوعي كشورها را در شش لايه شامل حكمراني، توان سياست‌گذاري، ميزان پذيرش در بخش عمومي، زيرساخت‌هاي هوش‌مصنوعي، توسعه و انتشار فناوري و همچنين پايه‌هاي اين فناوري مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. به گفته او، بررسي جايگاه ايران در اين شاخص‌ها نشان مي‌دهد چالش اصلي كشور بيش از آنكه در حوزه علمي باشد، به ضعف در حكمراني نوآوري و سياست‌گذاري مربوط است. اديب معتقد است يكي از خطاهاي رايج در نگاه به توسعه هوش‌مصنوعي، تقليل اين فناوري به خريد تجهيزات پردازشي و سخت‌افزار است. به باور او، تجربه كشورهاي مختلف نشان مي‌دهد هر كشور متناسب با مزيت‌هاي خود مسير متفاوتي را براي توسعه اين فناوري انتخاب كرده است. برخي كشورها بر تدوين سياست‌هاي حمايتي و تنظيم‌گري تمركز كرده‌اند و برخي ديگر توسعه آموزش و مهارت‌آموزي را در اولويت قرار داده‌اند. از اين منظر، ايران اگرچه در حوزه علمي وضعيت نسبتاً مناسبي دارد، اما در بخش كاربردسازي و تبديل دانش به محصول و خدمت، عملكرد مطلوبي نداشته است.

   داده؛ سرمايه‌اي كه هنوز جدي گرفته نمي‌شود

رييس كانون هماهنگي فاوا تأكيد كرد كه بدون شكل‌گيري نظام موثر حكمراني داده و دسترسي به داده‌هاي باكيفيت، حتي برخورداري از ظرفيت‌هاي علمي نيز نمي‌تواند به توسعه واقعي هوش‌مصنوعي منجر شود. به گفته او، داده مهم‌ترين دارايي اين حوزه است و هرگونه مزيت در ساير بخش‌ها بدون دسترسي مناسب به داده كارايي خود را از دست مي‌دهد. در ادامه اين نشست، علي‌اصغر انصاري، مشاور مديرعامل شركت مخابرات ايران در حوزه هوشمندسازي، ضمن تأكيد بر ضرورت استانداردسازي و تدوين چارچوب‌هاي سياستي براي هوش‌مصنوعي، بر اين نكته تأكيد كرد كه توسعه اين فناوري بدون ايجاد فضاي كافي براي نوآوري و فعاليت آزادانه امكان‌پذير نيست. او معتقد است اگرچه تنظيم‌گري ضروري است، اما نبايد به مانعي براي رشد و بلوغ فناوري تبديل شود. انصاري همچنين به نقش زيرساخت‌هايي همچون اينترنت اشيا، رايانش ابري و پردازش ابري در توسعه هوش‌مصنوعي پرداخت و آنها را از ملزومات اصلي اين حوزه دانست. به گفته او، توسعه شبكه فيبر نوري بايد همزمان با گسترش خدمات مبتني بر اينترنت اشيا دنبال شود؛ مسيري كه هنوز در بسياري از صنايع كشور به‌طور كامل طي نشده است.

   شكاف ميان مقاله و بازار

مشاور مديرعامل شركت مخابرات ايران با اشاره به نتايج مطالعات انجام‌شده در حوزه پژوهش‌هاي هوش‌مصنوعي گفت بخش قابل‌توجهي از توليدات علمي كشور ارتباط مستقيمي با نيازهاي واقعي صنعت و جامعه ندارد. بررسي‌هاي انجام‌شده در سال‌هاي ۱۳۹۹ و ۱۴۰۱ نيز نشان داده‌اند كه فاصله ميان دانشگاه و صنعت همچنان پابرجاست و بخش زيادي از تحقيقات به حل مسائل واقعي كشور منجر نمي‌شود. او در ادامه به وضعيت صنايع كشور اشاره كرد و توضيح داد كه بسياري از بنگاه‌ها هنوز ابزارهاي لازم براي توليد و جمع‌آوري داده را در اختيار ندارند. در چنين شرايطي، صحبت از توسعه هوش‌مصنوعي بدون فراهم شدن زيرساخت‌هاي داده‌اي، بيشتر شبيه يك هدف‌گذاري بلندپروازانه است تا يك برنامه عملياتي. به اعتقاد انصاري، توسعه هوش‌مصنوعي صرفاً با برگزاري همايش‌ها و نشست‌هاي متعدد محقق نمي‌شود و لازم است ابتدا چالش‌هاي واقعي اين حوزه شناسايي و براي آنها راهكارهاي اجرايي طراحي شود.

   دولت؛ تسهيلگر يا مانع توسعه؟

در بخش ديگري از اين نشست، فرامرز رستگار، مشاور توسعه فناوري انجمن شركت‌هاي فناور هوش‌مصنوعي، مهم‌ترين مانع توسعه اين فناوري در ايران را ضعف در حكمراني و سياستگذاري دانست. او معتقد است در صورتي كه دولت بتواند چارچوب‌هاي مناسبي براي حكمراني و تنظيم‌گري ايجاد كند، بخش خصوصي و زنجيره تأمين به سرعت خود را با تحولات جهاني هماهنگ خواهند كرد. رستگار با اشاره به تغيير الگوي همكاري‌هاي اقتصادي در جهان توضيح داد كه اقتصاد ديجيتال بيش از هر زمان ديگري بر پايه مشاركت و همكاري شكل گرفته است. به باور او، بخش خصوصي اين واقعيت را بهتر از ساير بخش‌ها درك كرده و به همين دليل نيز توانسته سريع‌تر خود را با تحولات جهاني تطبيق دهد. از اين رو، اصلاح ساختارهاي حكمراني و فاصله گرفتن از نگاه‌هاي سنتي را بايد يكي از پيش‌شرط‌هاي اصلي توسعه فناوري در كشور دانست. او همچنين تجربه تعاملات بين‌المللي را عاملي موثر در توسعه فناوري عنوان كرد و گفت همكاري با بازيگران خارجي، در صورت رعايت توازن و حفظ منافع ملي، مي‌تواند فرصت‌هاي ارزشمندي براي كشور ايجاد كند.

   درس اوكراين براي اقتصاد ايران

همزمان با اين مباحث، برخي كارشناسان با اشاره به تجربه كشورهايي كه در شرايط بحران قرار داشته‌اند، بر اهميت اقتصاد ديجيتال و فناوري‌هاي نوين در حفظ پايداري اقتصادي تأكيد كردند. صابر خسروي، دانش‌آموخته دكتراي مديريت تكنولوژي، تجربه اوكراين را نمونه‌اي قابل‌توجه در اين زمينه دانست. او با اشاره به جنگ اوكراين كه بزرگ‌ترين درگيري نظامي اروپا پس از جنگ جهاني دوم محسوب مي‌شود، توضيح داد كه اقتصاد ديجيتال اين كشور در سه سال نخست جنگ حدود پنج درصد رشد كرده است. به گفته او، اين تجربه نشان مي‌دهد فناوري‌هاي ديجيتال مي‌توانند حتي در شرايط بحراني نيز نقش مهمي در حفظ فعاليت‌هاي اقتصادي ايفا كنند. خسروي همچنين به وضعيت اينترنت در ايران اشاره كرد و گفت محدوديت‌ها و اختلال‌هاي گسترده اينترنتي طي دو سال اخير بر زيست‌بوم ديجيتال كشور تأثير محسوسي گذاشته است. او با استناد به كتاب «موجي كه مي‌آيد» نوشته مصطفي سليمان، توضيح داد كه فناوري‌هاي نوظهور به دليل ويژگي‌هايي همچون اثرگذاري نامتقارن، استقلال بيشتر از زيرساخت‌هاي متمركز و كاربردهاي فراگير، قواعد سنتي قدرت و تاب‌آوري را دگرگون كرده‌اند.

   وقتي دارايي‌هاي نامشهود  به تكيه‌گاه اقتصاد تبديل مي‌شوند

به گفته خسروي، مفهوم تاب‌آوري در عصر ديجيتال ديگر صرفاً به معناي ايجاد سپرهاي فيزيكي و دفاعي نيست، بلكه به چابكي، توزيع‌شدگي و هوشمندي شبكه‌ها وابسته است. تجربه اوكراين نيز نشان داد كه در حالي كه توليد ناخالص داخلي اين كشور كاهش قابل‌توجهي را تجربه كرد و بخشي از ظرفيت‌هاي صنعتي آن از بين رفت، صادرات خدمات فناوري اطلاعات رشد كرد و شركت‌هاي فناوري توانستند بخش عمده قراردادهاي بين‌المللي خود را حفظ كنند. او نتيجه گرفت كه در دوران بحران، دارايي‌هاي نامشهود و ديجيتال مي‌توانند به مهم‌ترين پشتوانه ثبات اقتصادي تبديل شوند. از همين رو، توسعه هوش‌مصنوعي در ايران نيز بيش از هر چيز به اصلاح نگاه سياستگذاران، تقويت زيرساخت‌هايي مانند مراكز داده، تأمين پايدار انرژي و دسترسي به منابع پردازشي وابسته است؛ عواملي كه مي‌توانند آينده اقتصاد ديجيتال كشور را رقم بزنند.

بیمه ملت