راز رشد شاخص كل پس از جنگ

۱۴۰۵/۰۳/۲۰ - ۰۱:۱۳:۵۶
کد خبر: ۳۹۰۶۳۴

بورس تهران پس از عبور از روزهاي پرتنش جنگ و ورود به فضاي آتش‌بس، يكي از متفاوت‌ترين دوره‌هاي خود را تجربه مي‌كند. شاخص كل طي تنها ۱۴ روز كاري بيش از ۲۵ درصد رشد كرده، اما آيا اين رشد به معناي بهبود شرايط براي همه صنايع است؟ بررسي‌ها نشان مي‌دهد در شرايط فعلي، تصوير واقعي بازار ديگر در شاخص‌ها خلاصه نمي‌شود و برندگان و بازندگان اين دوره را بايد در دل صنايع جست‌وجو كرد.

نبض بورس| سعيد فدوي كارشناس بازار سرمايه نوشت: بورس تهران پس از عبور از روزهاي پرتنش جنگ و ورود به فضاي آتش‌بس، يكي از متفاوت‌ترين دوره‌هاي خود را تجربه مي‌كند. شاخص كل طي تنها ۱۴ روز كاري بيش از ۲۵ درصد رشد كرده، اما آيا اين رشد به معناي بهبود شرايط براي همه صنايع است؟ بررسي‌ها نشان مي‌دهد در شرايط فعلي، تصوير واقعي بازار ديگر در شاخص‌ها خلاصه نمي‌شود و برندگان و بازندگان اين دوره را بايد در دل صنايع جست‌وجو كرد.

بازار سرمايه در هفته‌هاي اخير وارد مرحله‌اي شده كه مي‌توان آن را دوره «بازتنظيم ريسك» ناميد. همزمان با آغاز جنگ تحميلي در ۹ اسفند، تبادل آتش ميان ايران و امريكا-اسراييل و سپس ورود به فضاي آتش‌بس، انتظارات فعالان اقتصادي دستخوش تغيير شده است.

در چنين فضايي، قضاوت درباره وضعيت بورس صرفاً بر مبناي شاخص كل يا حتي شاخص هم‌وزن مي‌تواند گمراه‌كننده باشد. واقعيت اين است كه اثر تحولات اخير بر صنايع مختلف يكسان نبوده و تفاوت‌هاي معناداري ميان گروه‌هاي بورسي ايجاد شده است.

شاخص كل بورس در زمان تعطيلي بازار روي سطح ۳ ميليون و ۵۹۶ هزار واحد قرار داشت. پس از بازگشايي بازار با حمايت‌هاي سازمان بورس و ساير نهادهاي متولي، اين شاخص طي ۱۴ روز معاملاتي به ۴ ميليون و ۴۹۳ هزار واحد رسيد كه بيانگر رشد حدود ۲۵ درصدي است.با اين حال، يك نكته مهم نبايد ناديده گرفته شود؛ در پي پيامدهاي مستقيم و غيرمستقيم جنگ، نماد معاملاتي ۴۲ شركت كه نزديك به ۳۰ درصد ارزش كل بازار را در اختيار دارند، متوقف شد. موضوعي كه مي‌تواند بر نحوه شكل‌گيري قيمت‌ها و همچنين تصوير ارايه‌شده از شاخص‌ها تأثيرگذار باشد.

شاخص‌هاي بورسي ذاتاً ميانگيني از عملكرد شركت‌ها هستند. در شرايط عادي، اين ميانگين مي‌تواند تصويري كلي از وضعيت بازار ارايه دهد، اما در دوره‌هاي پرابهام اقتصادي و سياسي، ميانگين‌ها قادر به نمايش تفاوت‌هاي عميق ميان صنايع نيستند.ممكن است شاخص كل تغيير محدودي را نشان دهد، اما در واقعيت برخي صنايع در مسير رشد قرار گرفته باشند و برخي ديگر با فشارهاي جدي مواجه شوند. به همين دليل، تحليل صنعت‌محور بيش از هر زمان ديگري اهميت پيدا كرده است.

يكي از مهم‌ترين كانال‌هاي اثرگذاري در شرايط فعلي، حوزه تجارت خارجي و حمل‌ونقل است.صنايع صادرات‌محور و واردات‌محور بيش از ساير گروه‌ها از تغيير هزينه‌هاي لجستيك، بيمه و دسترسي به مسيرهاي تجاري تأثير مي‌پذيرند. حتي در صورت كاهش تنش‌هاي سياسي، افزايش هزينه حمل‌ونقل يا محدوديت‌هاي بيمه‌اي مي‌تواند حاشيه سود بسياري از شركت‌ها را تحت فشار قرار دهد.

بنابراين، ارزيابي چشم‌انداز اين صنايع بدون توجه به تحولات حوزه تجارت خارجي امكان‌پذير نيست.

نرخ ارز همچنان يكي از مهم‌ترين متغيرهاي تعيين‌كننده سودآوري شركت‌ها محسوب مي‌شود.براي صنايع صادراتي، رشد نرخ ارز مي‌تواند درآمدهاي ريالي را افزايش دهد و سودآوري اسمي را بهبود بخشد. در مقابل، صنايع وابسته به مواد اوليه، تجهيزات و ماشين‌آلات وارداتي با افزايش هزينه توليد روبه‌رو مي‌شوند.

به همين دليل، تأثير نوسانات ارزي بر صنايع مختلف كاملاً متفاوت است و نمي‌توان تنها بر اساس روند كلي بازار درباره همه گروه‌ها قضاوت كرد.

بخش قابل توجهي از شركت‌هاي بزرگ بازار سرمايه، به‌ويژه صنايع كاموديتي‌محور، وابستگي بالايي به انرژي دارند.هرگونه تغيير در قيمت انرژي، محدوديت‌هاي تأمين يا سياست‌هاي تخصيص منابع مي‌تواند مستقيماً بر حاشيه سود اين شركت‌ها اثر بگذارد. از اين رو، حتي در شرايطي كه ريسك‌هاي سياسي كاهش يافته‌اند، ريسك‌هاي داخلي همچنان مي‌توانند عملكرد برخي صنايع را تحت تأثير قرار دهند.

گروهي ديگر از صنايع بيش از هر چيز به وضعيت تقاضاي داخلي وابسته هستند.افزايش نااطميناني اقتصادي معمولاً باعث احتياط بيشتر خانوارها و بنگاه‌ها در تصميم‌هاي مصرفي و سرمايه‌گذاري مي‌شود. در چنين شرايطي، فروش و جريان نقدي شركت‌هاي فعال در حوزه كالاها و خدمات مصرفي مي‌تواند تحت فشار قرار گيرد.در نتيجه، چشم‌انداز اين صنايع بيش از هر چيز به روند قدرت خريد خانوارها و انتظارات اقتصادي جامعه وابسته خواهد بود.

صنايع مالي نيز در اين دوره با مجموعه‌اي از متغيرهاي اختصاصي مواجه هستند.تغيير انتظارات تورمي، نوسانات نرخ بهره و ورود يا خروج نقدينگي از بازارها مي‌تواند عملكرد بانك‌ها، بيمه‌ها و ساير نهادهاي مالي را دستخوش تغيير كند. در اين گروه‌ها، بررسي متغيرهاي پولي و اثر آن بر ترازنامه و درآمد شركت‌ها اهميت ويژه‌اي دارد.

مجموعه تحولات اخير نشان مي‌دهد بازار سرمايه در يكي از حساس‌ترين دوره‌هاي خود قرار گرفته است؛ دوره‌اي كه تحليل صنعت‌محور مي‌تواند مزيت رقابتي مهمي براي سرمايه‌گذاران ايجاد كند.در شرايط فعلي، پيش‌بيني صرفِ جهت حركت شاخص كل نمي‌تواند مبناي مناسبي براي تصميم‌گيري باشد. آنچه اهميت بيشتري دارد، شناخت تفاوت‌هاي بنيادين ميان صنايع، بررسي ساختار هزينه و درآمد شركت‌ها و درك مسيرهاي متفاوت اثرگذاري متغيرهاي اقتصادي بر هر صنعت است. به نظر مي‌رسد در فضاي جديد بورس، شاخص‌ها تنها نقطه آغاز تحليل باشند؛ نه مقصد نهايي آن.

بیمه ملت