روايت تلخ كودك‌آزاري در سكوت

خشونت عليه كودكان بحراني پنهان در دل خانواده‌ها

۱۴۰۵/۰۳/۱۶ - ۰۱:۲۳:۱۱
کد خبر: ۳۹۰۰۰۶

 انتشار تصاوير و روايت‌هاي دردناك از كودك‌آزاري در سنندج، بار ديگر افكار عمومي را با واقعيتي تلخ روبه‌رو كرد؛ اينكه خشونت عليه كودكان همچنان در پشت ديوار خانه‌ها جريان دارد و بسياري از قربانيان آن حتي توان فرياد زدن ندارند.

گلي ماندگار|

 انتشار تصاوير و روايت‌هاي دردناك از كودك‌آزاري در سنندج، بار ديگر افكار عمومي را با واقعيتي تلخ روبه‌رو كرد؛ اينكه خشونت عليه كودكان همچنان در پشت ديوار خانه‌ها جريان دارد و بسياري از قربانيان آن حتي توان فرياد زدن ندارند. ماجراي دو دختر ۷ و ۱۵ ساله‌اي كه بنا بر گزارش‌ها در شرايطي غيرانساني تحت شكنجه و آزار قرار گرفته بودند، تنها يك پرونده جنايي نيست، بلكه نشانه‌اي از بحراني اجتماعي و رواني است كه سال‌هاست در لايه‌هاي پنهان جامعه جريان دارد. در حالي كه هر سال چهارم ژوئن به عنوان «روز جهاني كودكان قرباني خشونت» گرامي داشته مي‌شود، كارشناسان معتقدند هنوز بخش بزرگي از خشونت عليه كودكان در ايران نه ديده و نه جدي گرفته مي‌شود. خشونتي كه فقط به ضرب و جرح محدود نيست و گاه در قالب تحقير، بي‌توجهي، تهديد، محروميت عاطفي و ناامني رواني خود را نشان مي‌دهد.

   كودك‌آزاري فقط كبودي روي بدن نيست

دكتر بهاره سلطاني، روانشناس كودك و نوجوان در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: وقتي از كودك‌آزاري صحبت مي‌كنيم، بسياري از افراد تنها به خشونت فيزيكي فكر مي‌كنند؛ در حالي كه خشونت رواني و عاطفي در بسياري موارد آثار مخرب‌تري نسبت به تنبيه بدني دارد. كودكي، حساس‌ترين مرحله شكل‌گيري شخصيت انسان است و هرگونه تجربه خشونت در اين دوره مي‌تواند ساختار رواني فرد را تا سال‌ها تحت تاثير قرار دهد. او مي‌افزايد: كودكاني كه در محيط‌هاي خشونت‌آميز رشد مي‌كنند معمولا با مشكلاتي مانند اضطراب مزمن، افسردگي، اختلالات خواب، احساس ناامني، افت تحصيلي، پرخاشگري يا انزواي اجتماعي مواجه مي‌شوند. از سوي ديگر برخي كودكان قرباني خشونت، در آينده خود به افرادي خشن تبديل مي‌شوند، چون خشونت را به عنوان شيوه حل مساله ياد گرفته‌اند. برخي ديگر نيز دچار احساس بي‌ارزشي شديد مي‌شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهند. اين روانشناس كودك تاكيد مي‌كند: آثار كودك‌آزاري تنها محدود به دوران كودكي نيست و ممكن است در بزرگسالي به شكل اختلالات شخصيتي، ناتواني در برقراري روابط سالم، اعتياد، خودآزاري يا حتي تمايل به خودكشي بروز پيدا كند.

     سكوت كودكان؛ خطرناك‌ترين  بخش ماجرا

يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي كودك‌آزاري، پنهان بودن آن است. بسياري از كودكان قرباني به دليل ترس، وابستگي عاطفي يا ناآگاهي قادر به بيان آنچه بر آنها مي‌گذرد، نيستند. بهاره سلطاني اظهار مي‌دارد: كودكان معمولا آزارگر را فردي نزديك مي‌بينند؛ پدر، مادر، ناپدري، نامادري يا يكي از بستگان. همين موضوع باعث مي‌شود كودك احساس كند اگر حرف بزند امنيتش بيشتر به خطر مي‌افتد يا كسي حرفش را باور نمي‌كند.» او خاطرنشان مي‌كند: جامعه بايد نسبت به نشانه‌هاي كودك‌آزاري حساس‌تر شود. تغيير ناگهاني رفتار كودك، ترس شديد، افت تحصيلي، انزوا، اضطراب، فرار از خانه، كبودي‌هاي مكرر يا حتي سكوت بيش از حد مي‌تواند زنگ خطري براي اطرافيان باشد. اين روانشناس همچنين نقش مدارس را بسيار مهم دانسته و اظهار مي‌دارد: معلمان و مشاوران مدارس گاهي اولين افرادي هستند كه متوجه نشانه‌هاي خشونت مي‌شوند. اما متاسفانه هنوز آموزش كافي براي شناسايي و گزارش كودك‌آزاري وجود ندارد.

   فقر، اعتياد و فشارهاي اجتماعي  زمينه‌ساز خشونت

در كنار ابعاد رواني، بسياري از كارشناسان معتقدند كودك‌آزاري ريشه‌هاي اجتماعي و اقتصادي نيز دارد. 

پرويز محبي، جامعه‌شناس و پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: خشونت عليه كودكان را نمي‌توان صرفا يك مساله فردي دانست. بخش مهمي از اين رفتارها محصول فشارهاي اقتصادي، بحران‌هاي خانوادگي، اعتياد، بيكاري، فقر و فرسودگي رواني والدين است. همچنين در سال‌هاي اخير فشارهاي معيشتي باعث افزايش تنش در خانواده‌ها شده و بسياري از والدين به دليل مشكلات اقتصادي، توان مديريت هيجانات خود را از دست داده‌اند. او مي‌افزايد: وقتي خانواده‌اي درگير فقر شديد، بيكاري، حاشيه‌نشيني يا اعتياد است، احتمال بروز خشونت در آن افزايش پيدا مي‌كند. كودكان در چنين شرايطي نخستين قربانيان بحران‌هاي اجتماعي هستند. از سوي ديگر كاهش تاب‌آوري اجتماعي نيز در افزايش خشونت نقش مهمي دارد. جامعه‌اي كه در آن خشم، نااميدي و اضطراب افزايش پيدا كند، به تدريج شاهد رشد رفتارهاي پرخاشگرانه در محيط خانواده خواهد بود.

    عادي‌سازي خشونت در تربيت كودكان

اين جامعه شناس ادامه مي‌دهد: متاسفانه برخي رفتارهاي خشونت‌آميز در فرهنگ عمومي عادي‌سازي شده‌اند. جملاتي مانند «بچه را بايد زد تا آدم شود» يا «تنبيه براي تربيت لازم است» هنوز در بخشي از جامعه وجود دارد و همين نگاه باعث تداوم چرخه خشونت مي‌شود. كودكي كه در فضاي خشونت رشد مي‌كنند، همان الگوها را در آينده بازتوليد مي‌كنند و به اين ترتيب خشونت از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود.

   كودك‌آزاري؛ آسيبي كه جامعه را  تهديد مي‌كند

محبي در بخش ديگري از سخنان خود هشدار مي‌دهد: كودك‌آزاري فقط آسيب به يك فرد نيست، بلكه تهديدي عليه سلامت اجتماعي جامعه محسوب مي‌شود. كودكاني كه در محيط‌هاي ناامن رشد مي‌كنند، در آينده ممكن است با مشكلات جدي رواني، اجتماعي و رفتاري روبه‌رو شوند و اين مساله هزينه‌هاي سنگيني به جامعه تحميل مي‌كند. امروز براي حمايت از كودكان سرمايه‌گذاري نكنيم، فردا بايد هزينه‌هاي سنگين درمان اختلالات رواني، خشونت اجتماعي، بزهكاري و آسيب‌هاي اجتماعي را بپردازيم. او مي‌افزايد: حمايت از كودكان بايد از سطح شعار فراتر برود و به سياستگذاري عملي تبديل شود؛ از آموزش مهارت‌هاي فرزندپروري گرفته تا تقويت خدمات مشاوره، افزايش نظارت اجتماعي و حمايت از خانواده‌هاي آسيب‌پذير.

    خلأ آموزش مهارت‌هاي فرزندپروري

اين جامعه شناس ادامه مي‌دهد: در بسياري از كشورها آموزش مهارت‌هاي فرزندپروري بخشي از نظام آموزشي و خدمات اجتماعي است، اما در ايران هنوز اين آموزش‌ها محدود و ناكافي است. والديني كه توان مديريت خشم، حل مساله و كنترل هيجانات خود را ندارند، بيشتر در معرض رفتارهاي خشونت‌آميز قرار مي‌گيرند.

    ضرورت تقويت حمايت‌هاي اجتماعي

محبي خاطرنشان مي‌كند: مقابله با كودك‌آزاري تنها وظيفه خانواده نيست و نيازمند همكاري همه نهادهاي اجتماعي است؛ از مدارس و رسانه‌ها گرفته تا دستگاه‌هاي قضايي، سازمان‌هاي حمايتي و نظام سلامت. كودكان بايد احساس كنند اگر در معرض خشونت قرار گرفتند، جايي امن براي پناه بردن وجود دارد. بسياري از قربانيان به دليل ترس از بي‌پناهي سكوت مي‌كنند.

   كودكان؛ قربانيان خاموش بحران‌هاي بزرگسالان

پرونده تلخ سنندج بار ديگر اين واقعيت را يادآوري كرد كه كودكان اغلب قرباني بحران‌هايي هستند كه خود هيچ نقشي در شكل‌گيري آن ندارند؛ از طلاق و اعتياد گرفته تا فقر، خشونت خانوادگي و نابساماني‌هاي رواني والدين. در جهاني كه كودكان بايد در امنيت، آرامش و محبت رشد كنند، هنوز بسياري از آنها در خانه‌هايي زندگي مي‌كنند كه به جاي پناهگاه، به محل ترس و رنج تبديل شده است. شايد مهم‌ترين پرسش اين باشد كه جامعه تا چه زماني مي‌خواهد صداي خاموش كودكاني را نشنود كه قرباني خشونتند؛ كودكاني كه زخم‌هايشان فقط روي بدنشان نيست، بلكه تا عمق روح و آينده‌شان امتداد پيدا مي‌كند.

     وقتي كودك ميانجي دعواي بزرگ‌ترها  مي‌شود

اما شكل ديگري از خشونت كه كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد، درگير كردن كودكان در اختلافات خانوادگي است. در بسياري از خانواده‌هاي داراي تعارض شديد يا خانواده‌هاي طلاق، كودك ناخواسته به واسطه ارتباطي ميان پدر و مادر تبديل مي‌شود؛ براي مثال از او خواسته مي‌شود پيام‌هاي مالي يا اختلافات والدين را منتقل كند. اين وضعيت فشار رواني سنگيني بر كودك وارد مي‌كند و او را در جايگاهي قرار مي‌دهد كه متناسب با سن و توانايي‌هايش نيست.

    خانه ناامن؛ آغاز اضطراب‌هاي ماندگار

كارشناسان معتقدند حتي اگر كودكي مستقيما مورد ضرب و جرح قرار نگيرد، صرف مشاهده خشونت ميان والدين مي‌تواند آثار عميقي بر سلامت روان او بر جاي بگذارد. خانه و والدين مهم‌ترين پايگاه امن كودك هستند. زماني كه اين پايگاه امن به محيطي پر از تنش، فرياد و خشونت تبديل مي‌شود، كودك احساس امنيت خود را از دست مي‌دهد و در معرض اضطراب مزمن قرار مي‌گيرد. كودكاني كه به‌طور مداوم شاهد خشونت خانگي هستند، بيشتر در معرض افسردگي، اضطراب، كاهش عزت نفس و مشكلات ارتباطي قرار دارند. اين آسيب‌ها گاهي به شكل نشانه‌هاي جسمي و رفتاري مانند پرخاشگري، ناخن جويدن، شب‌ادراري، دندان‌قروچه و افت عملكرد تحصيلي بروز مي‌كند.

     اورژانس اجتماعي؛ خطي براي نجات  كودكان

در بسياري از موارد، كودك قرباني توان دفاع از خود را ندارد و اينجاست كه نقش جامعه و نهادهاي حمايتي اهميت پيدا مي‌كند. رييس مركز فوريت‌هاي اجتماعي سازمان بهزيستي با اشاره به خدمات اورژانس اجتماعي به تسنيم گفت: اين برنامه از سه بخش اصلي شامل مراكز اورژانس اجتماعي، خط تلفن 123 و تيم‌هاي خدمات سيار تشكيل شده و خدمات آن به صورت تخصصي، فوري و در دسترس ارايه مي‌شود. به گفته حسيني، كودكان آزار ديده يكي از مهم‌ترين گروه‌هاي هدف اورژانس اجتماعي هستند و تمامي گزارش‌هاي مرتبط با كودك‌آزاري به صورت تخصصي بررسي و در صورت نياز مداخلات لازم انجام مي‌شود. او تاكيد كرد: هر شهروندي كه با موارد كودك‌آزاري مواجه شود يا نسبت به آن ظن معقول داشته باشد، مي‌تواند از طريق شماره 123 موضوع را گزارش كند تا كارشناسان مداخله لازم را انجام دهند.

    كودك‌آزاري فقط كتك زدن نيست

حسيني با اشاره به مصاديق مختلف خشونت عليه كودكان مي‌گويد: غفلت و بي‌توجهي نسبت به كودك يكي از مهم‌ترين اشكال خشونت است. همچنين خشونت‌هاي جسمي و حتي محروم كردن كودك از خدمات آموزشي نيز از مصاديق كودك‌آزاري محسوب مي‌شود. او معتقد است آمارهاي ثبت‌شده در اورژانس اجتماعي تنها بخشي از واقعيت موجود را نشان مي‌دهد و براي دستيابي به تصويري دقيق‌تر از وضعيت كودك‌آزاري در كشور، بايد داده‌هاي دستگاه‌هاي مختلف از جمله بهزيستي، نيروي انتظامي و پزشكي قانوني به صورت يكپارچه مورد 

بررسي قرار گيرد.

بیمه ملت