«تعادل» از كسري ۲ ميليارد بشكه‌اي بازار نفت تا اواخر جولای گزارش مي‌دهد

بشكه‌هاي پنهان، بحران آشكار

۱۴۰۵/۰۳/۱۶ - ۰۰:۴۸:۰۴
کد خبر: ۳۸۹۹۷۶

بازار جهاني نفت اين روزها در وضعيتي عجيب و كم‌سابقه ايستاده است؛ وضعيتي كه در ظاهر هنوز نشانه‌هاي يك بحران تمام‌عيار را روي تابلوي قيمت‌ها نشان نمي‌دهد، اما در لايه‌هاي پنهان خود حامل فشارهايي است كه مي‌تواند در هفته‌هاي آينده به شكل جهش‌هاي قيمتي، كمبود فرآورده‌ها، افزايش هزينه حمل‌ونقل و حتي كندي رشد اقتصاد جهاني بروز كند.

بازار جهاني نفت اين روزها در وضعيتي عجيب و كم‌سابقه ايستاده است؛ وضعيتي كه در ظاهر هنوز نشانه‌هاي يك بحران تمام‌عيار را روي تابلوي قيمت‌ها نشان نمي‌دهد، اما در لايه‌هاي پنهان خود حامل فشارهايي است كه مي‌تواند در هفته‌هاي آينده به شكل جهش‌هاي قيمتي، كمبود فرآورده‌ها، افزايش هزينه حمل‌ونقل و حتي كندي رشد اقتصاد جهاني بروز كند. بحران تنگه هرمز، فقط يك اختلال جغرافيايي در مسير عبور نفتكش‌ها نيست؛ اين بحران عملا يكي از مهم‌ترين رگ‌هاي حياتي اقتصاد جهاني را تحت فشار قرار داده است. با اين حال، بازار نفت همچنان بيش از آنكه واقعيت ميداني را قيمت‌گذاري كند  با روايت‌ها، اميدها و پيام‌هاي رواني معامله  مي‌شود.

در نگاه اول، پرسش اصلي اين است: اگر روزانه بخش قابل‌توجهي از نفت خام، گاز مايع، فرآورده‌هاي نفتي و محصولات پتروشيمي از مسير تنگه هرمز عبور مي‌كرده و اكنون اين مسير با اختلال جدي روبه‌رو شده، چرا قيمت نفت آن گونه كه بسياري انتظار داشتند، منفجر نشده است؟ پاسخ را بايد در يك كلمه جست‌وجو كرد: ذخاير. ذخاير استراتژيك و تجاري كشورهاي مصرف‌كننده در ماه‌هاي گذشته، مهم‌ترين ضربه‌گير بحران بوده‌اند. اين ذخاير اجازه داده‌اند بازار، كمبود  واقعي عرضه را با  تأخير احساس كند. اما مساله مهم اينجاست كه ذخاير، منبع دائمي  عرضه  نيستند؛ آنها   فقط  زمان مي‌خرند.

جهان هنوز به نقطه قحطي فيزيكي نفت نرسيده، اما نشانه‌هاي فرسايش ظرفيت‌هاي پنهان كنترل بحران به‌وضوح ديده مي‌شود. بازار نفت فقط به بشكه‌هاي نفت خام وابسته نيست. پشت هر بشكه نفت، شبكه‌اي پيچيده از بيمه، حمل‌ونقل، پالايش، ذخيره‌سازي، قراردادهاي مالي، بنادر، ترمينال‌ها و اعتماد بازار قرار دارد. وقتي بحران طولاني مي‌شود، همه اين حلقه‌ها يكي‌يكي تحت فشار قرار مي‌گيرند. ممكن است نفت هنوز در برخي مخازن موجود باشد، اما انتقال آن، بيمه آن، پالايش آن و رساندن آن به مصرف‌كننده نهايي با هزينه  و ريسك بسيار  بيشتري انجام  شود.

نكته نگران‌كننده اين است كه بازار فعلا بخشي از اين واقعيت را ناديده گرفته است. قيمت نفت در هفته‌هاي اخير بيش از آنكه بازتاب‌دهنده انسداد طولاني‌مدت يك مسير حياتي باشد، نشان‌دهنده اميد به بازگشت سريع شرايط عادي بوده است. گويي معامله‌گران هنوز باور دارند كه بحران، موقتي است و تنگه هرمز به زودي به چرخه عادي تجارت جهاني بازمي‌گردد. همين باور، مانع از آن شده كه قيمت‌ها متناسب با عمق اختلال بالا بروند. اما اگر اين خوش‌بيني فرسوده شود، واكنش بازار مي‌تواند ناگهاني  و شديد  باشد.

برآوردها نشان مي‌دهد اگر روند كنوني ادامه يابد، بازار جهاني نفت تا اواخر جولای با كسري حدود ۲ ميليارد بشكه‌اي روبه‌رو خواهد شد. اين عدد فقط يك رقم بزرگ در گزارش‌هاي انرژي نيست؛ معناي عملي آن، اين است كه بخش مهمي از نفتي كه از ذخاير استراتژيك و تجاري برداشت شده، بايد دوباره جايگزين شود. بازسازي ذخاير خود به تقاضاي تازه تبديل مي‌شود و همين مساله مي‌تواند موج دوم بحران را شكل بدهد. به بيان ساده، بازار امروز با مصرف ذخاير آرام مانده، اما فردا بايد همان ذخاير را دوباره پر كند؛ آن هم در شرايطي كه عرضه همچنان با محدوديت روبه‌روست.

در چنين شرايطي، بحران نفت فقط در قالب افزايش قيمت بنزين يا نفت برنت ديده نخواهد شد. اثر اصلي مي‌تواند در زنجيره‌اي گسترده‌تر ظاهر شود؛ از افزايش هزينه حمل‌ونقل دريايي و زميني گرفته تا رشد قيمت مواد غذايي، بالا رفتن هزينه توليد صنعتي، افزايش قيمت انرژي خانگي و گران‌تر شدن محصولات پتروشيمي. بسياري از كالاهايي كه در زندگي روزمره مصرف مي‌شوند، مستقيم يا غيرمستقيم به نفت و گاز وابسته‌اند. بسته‌بندي مواد غذايي، كودهاي كشاورزي، قطعات خودرو، تجهيزات پزشكي، پنل‌هاي خورشيدي،  لوازم خانگي  و حتي بخشي از كالاهاي  فناورانه،  همگي در نقطه‌اي  از  زنجيره  توليد خود به محصولات نفتي  و پتروشيميايي   متصلند.

از همين منظر، شايد بحران پتروشيمي حتي خطرناك‌تر از بحران نفت خام باشد. نفت فقط سوخت خودروها و نيروگاه‌ها نيست؛ نفت ماده خام بسياري از صنايع است. اگر عرضه نفت خام خاورميانه و فرآورده‌هاي وابسته به آن براي مدت طولاني مختل شود، صنايع پايين‌دستي در نقاط مختلف جهان با افزايش هزينه، كمبود مواد اوليه و تأخير در توليد مواجه مي‌شوند. اين يعني بحران انرژي مي‌تواند به بحران توليد تبديل شود؛ بحراني كه آثار آن آرام‌تر اما گسترده‌تر  از جهش قيمت نفت خام  خواهد بود.

وجه ديگر ماجرا، وضعيت ذخاير كشورهاي بزرگ مصرف‌كننده است. پيش از آغاز بحران، بسياري از كشورها سطح ذخاير خود را به بالاترين ميزان در سال‌هاي اخير رسانده بودند. اين رفتار نشان مي‌داد كه بازيگران بزرگ بازار، احتمال وقوع يك اختلال بزرگ در عرضه انرژي را جدي گرفته بودند. اما اكنون، پس از گذشت چند ماه از بحران، بخش مهمي از اين ذخاير مصرف شده است. كشورهايي كه تا ديروز با انبارهاي پر وارد بحران شدند، امروز با اين پرسش روبه‌رو هستند كه اگر اختلال ادامه پيدا كند، تا چه زماني مي‌توانند با برداشت از ذخاير، بازار داخلي و صنايع خود را سرپا نگه دارند؟

بازار نفت از نظر رواني نيز وارد مرحله‌اي خطرناك شده است. در بحران‌هاي گذشته، قيمت‌ها معمولا سريع‌تر واقعيت كمبود را منعكس مي‌كردند، اما اكنون بازار به‌شدت تحت تأثير پيام‌ها، سيگنال‌ها و روايت‌هاي سياسي و رسانه‌اي است. گاهي يك خبر، يك اظهارنظر يا حتي يك پيام كوتاه مي‌تواند قيمت‌ها را چند درصد جابه‌جا كند. اين رفتار نشان مي‌دهد بازار بيش از حد به انتظار و گمان وابسته شده و كمتر به داده‌هاي سخت ميداني توجه مي‌كند. چنين بازاري ممكن است براي مدتي آرام بماند، اما وقتي ناگهان با واقعيت روبه‌رو شود، واكنشي تند و بي‌ثبات نشان خواهد داد.حتي اگر در هفته‌هاي آينده توافقي سياسي حاصل شود و مسير تنگه هرمز دوباره باز شود، بازگشت بازار به وضعيت عادي فوري نخواهد بود. توقف يا كاهش توليد در برخي چاه‌ها مي‌تواند به افت ظرفيت منجر شده باشد. تأسيسات، ترمينال‌ها، بنادر و زيرساخت‌هاي انرژي ممكن است نيازمند بازسازي باشند. مسيرهاي دريايي بايد از نظر امنيتي، فني و بيمه‌اي دوباره ارزيابي شوند. شركت‌هاي حمل‌ونقل، بيمه‌گران و خريداران نفت نيز براي بازگشت كامل به شرايط عادي، به تضمين‌هاي عملي نياز دارند. بنابراين پايان بحران سياسي، الزاماً به معناي پايان بحران انرژي نيست. پيامد بلندمدت اين وضعيت مي‌تواند تغيير مسير سرمايه‌گذاري در صنعت انرژي باشد. سرمايه‌گذاران معمولا از مناطقي كه ريسك ژئوپليتيك بالايي دارند فاصله مي‌گيرند و به سمت مناطقي مي‌روند كه امنيت عرضه و ثبات قراردادي بيشتري ارائه مي‌دهند. اگر بحران كنوني ادامه يابد يا حتي پس از پايان، خاطره آن در ذهن بازار باقي بماند، بخشي از سرمايه‌گذاري‌هاي آينده ممكن است از منطقه خليج فارس به سمت امريكاي جنوبي، آفريقا يا ساير منابع جايگزين حركت كند. اين تغيير نه فوري خواهد بود و نه ساده، اما مي‌تواند نقشه انرژي جهان را در سال‌هاي آينده تغيير بدهد.

در كنار اين موضوع، بحران فعلي احتمالا روند حركت به سمت انرژي‌هاي جايگزين را نيز سرعت مي‌دهد. كشورهايي كه امروز با فشار تأمين نفت و گاز روبه‌رو هستند، بيش از گذشته به انرژي خورشيدي، هسته‌اي، زغال‌سنگ و منابع داخلي فكر خواهند كرد. البته اين چرخش به معناي پايان نفت نيست؛ جهان هنوز به نفت نياز دارد و اين نياز در كوتاه‌مدت از بين نمي‌رود. اما تجربه بحران‌هاي بزرگ نشان داده است كه  هر  شوك  انرژي،  رفتار مصرف‌كنندگان، دولت‌ها  و سرمايه‌گذاران  را تغيير مي‌دهد.

در نهايت، بازار نفت اكنون در نقطه‌اي ايستاده كه آرامش ظاهري آن نبايد با ثبات واقعي اشتباه گرفته شود. تابلوي قيمت شايد هنوز همه عمق بحران را نشان ندهد، اما فشار در زير پوست بازار در حال افزايش است. ذخاير مصرف شده‌اند، مسيرهاي حمل‌ونقل پرريسك شده‌اند، هزينه‌هاي پنهان بالا رفته و اعتماد بازار شكننده‌تر از گذشته است. اگر بحران تا اواخر ژوئيه ادامه پيدا كند، جهان نه فقط با كمبود نفت، بلكه با كمبود زمان، اعتماد و ظرفيت جبران روبه‌رو خواهد شد.

بحران تنگه هرمز يادآوري مي‌كند كه اقتصاد جهاني، هرچقدر هم ديجيتالي، فناورانه و متنوع شده باشد، هنوز به مسيرهاي فيزيكي و گلوگاه‌هاي ژئوپليتيك وابسته است. نفت ممكن است ديگر تنها فرمانرواي اقتصاد جهاني نباشد، اما هنوز يكي از ستون‌هاي اصلي آن است. وقتي اين ستون بلرزد، لرزش آن فقط در بازار انرژي احساس نمي‌شود؛ از كارخانه تا مزرعه، از بندر تا خانه، و از بازارهاي مالي تا سفره مردم امتداد پيدا مي‌كند. اين همان واقعيتي است كه بازار شايد هنوز كامل نپذيرفته، اما دير يا زود ناچار به قيمت‌گذاري آن خواهد شد.

بیمه ملت