برنامهاي براي بازسازي
امروز كشور بيش از هر زمان ديگري نيازمند شكلگيري يك ساختار حرفهاي و ملي براي بازسازي و توسعه است؛ ساختاري كه بتواند ظرفيتهاي بخش خصوصي، نخبگان و ايرانيان خارج از كشور را براي ساخت آينده در كنار يكديگر قرار دهد.
امروز كشور بيش از هر زمان ديگري نيازمند شكلگيري يك ساختار حرفهاي و ملي براي بازسازي و توسعه است؛ ساختاري كه بتواند ظرفيتهاي بخش خصوصي، نخبگان و ايرانيان خارج از كشور را براي ساخت آينده در كنار يكديگر قرار دهد. تجربه جنگ اخير نشان داد ايران بايد نگاه تازهاي به مفهوم توسعه و تابآوري ملي داشته باشد، بازسازي فقط به معناي ترميم خرابيها نيست، بلكه فرصتي تاريخي براي نوسازي زيرساختهاي كشور بر اساس استانداردهاي جهاني و طراحي آيندهاي رقابتپذير براي ايران است.
در همين چارچوب، ايده تاسيس «دبيرخانه بازسازي و توسعه ايران» از سوي كميسيون خدمات فني مهندسي و احداث اتاق ايران مطرح شد؛ دبيرخانهاي كه ميتواند به اتاق فكر و مركز هماهنگي ملي براي بازسازي، جذب سرمايه، انتقال فناوري، تعريف پروژههاي اولويتدار و شكلدهي مشاركت ميان دولت، بخش خصوصي و ايرانيان خارج از كشور تبديل شود. اين دبيرخانه يك ساختار اداري نخواهد بود، بلكه بايد به يك نهاد توسعهگرا با رويكرد حرفهاي و بينالمللي تبديل شود؛ نهادي كه بتواند ظرفيت شركتهاي ايراني، تشكلهاي تخصصي، دانشگاهها، سرمايهگذاران و شبكه ايرانيان موفق خارج از كشور را در مسير توسعه ملي همافزا كند.
ايران امروز بيش از هر زمان ديگري به همگرايي ملي و مشاركت واقعي بخش خصوصي نياز دارد. دولت به دليل حجم گسترده مسائل اجرايي و شرايط پيچيده اقتصادي و سياسي، به تنهايي قادر به پيشبرد پروژه بزرگ بازسازي و توسعه كشور نيست و در چنين شرايطي، اتاق ايران به عنوان بزرگترين نهاد بخش خصوصي كشور ميتواند نقش يك نهاد توسعهگر ملي را برعهده بگيرد. شبكه گسترده فعالان اقتصادي و تشكلهاي تخصصي، ارتباطات بينالمللي اتاق ايران و همچنين سرمايه انساني كه در قالب جامعه ايرانيان مقيم خارج از كشور شكل گرفته و سالهاست در اقتصاد جهاني، فناوري، صنعت و بازارهاي بينالمللي نقشآفريني ميكنند، سه مزيت بزرگ براي شكلگيري يك مسير حرفهاي توسعه در كشور است. امروز بيش از هر زمان ديگري، بخش قابل توجهي از ايرانيان خارج از كشور آمادگي دارند در مسير توسعه و بازسازي ايران مشاركت كنند. در جريان جنگ تحميلي اخير نيز بازگشت بسياري از ايرانيان به كشور، نشانهاي روشن از ميهندوستي، احساس تعلق و علاقه عميق آنان به ساختن آينده ايران بود. اگر سازوكارهاي حرفهاي، امن و اعتمادساز براي مشاركت اين ظرفيت عظيم ايجاد شود، ميتوان بخشي از روند بازسازي و توسعه كشور را با اتكا به همين سرمايه انساني و مالي پيش برد.
بسياري از كشورهايي كه امروز به قدرتهاي اقتصادي تبديل شدهاند، مسير توسعه خود را از دل بحران آغاز كردند. كرهجنوبي پس از جنگ، با همكاري نزديك دولت و بخش خصوصي و استفاده از ظرفيت نخبگان خارج از كشور، به يكي از قدرتهاي صنعتي جهان تبديل شد. چين و هند نيز با فعالسازي اين ظرفيت توانستند جهشهاي بزرگ اقتصادي و فناوري را تجربه كنند.