رزيدنتها؛ ستون فراموششده نظام درمان
بيمارستانهاي آموزشي كشور سالهاست بر دوش رزيدنتها ميچرخند؛ پزشكان جواني كه در سختترين بخشهاي درماني حضور دارند، شيفتهاي طولاني ميدهند، بار اصلي ويزيت و مراقبت بيماران را برعهده دارند و در بسياري از مواقع نخستين خط مواجهه با بحرانهاي درماني محسوب ميشوند.
مهاجرت؛ روياي نجات يا فرار از فرسودگي؟
گلی ماندگار|
بيمارستانهاي آموزشي كشور سالهاست بر دوش رزيدنتها ميچرخند؛ پزشكان جواني كه در سختترين بخشهاي درماني حضور دارند، شيفتهاي طولاني ميدهند، بار اصلي ويزيت و مراقبت بيماران را برعهده دارند و در بسياري از مواقع نخستين خط مواجهه با بحرانهاي درماني محسوب ميشوند. با اين حال، همين گروه كه ستون پنهان نظام سلامت به شمار ميروند، امروز خود درگير بحراني عميق شدهاند؛ بحراني كه نشانههاي آن را ميتوان در افزايش مهاجرت پزشكان، كاهش استقبال از برخي رشتههاي تخصصي و حتي انصراف از ادامه تحصيل در دوره رزيدنتي مشاهده كرد. در سالهاي اخير بارها اخبار مربوط به فرسودگي رواني رزيدنتها، فشار كاري شديد، حقوق پايين، شيفتهاي فرساينده و حتي مرگ و خودكشي برخي دستياران تخصصي افكار عمومي را شوكه كرده است. اگرچه پس از هر موج رسانهاي وعدههايي براي بهبود شرايط داده ميشود، اما بسياري از پزشكان جوان معتقدند مشكلات ساختاري همچنان پابرجاست و آينده شغلي آنان در هالهاي از ابهام قرار دارد. كارشناسان حوزه سلامت هشدار ميدهند كه ادامه اين روند ميتواند در سالهاي آينده نظام درمان كشور را با كمبود متخصص در برخي رشتههاي حياتي مواجه كند؛ موضوعي كه در نهايت كيفيت خدمات درماني را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد.
پزشكان جوان مهاجرت را به گذراندن دوره رزيدنتي ترجيح ميدهند
امير حسين جلالي ندوشن، سخنگوي انجمن روانپزشكان ايران با اشاره به نتايج يك نظرسنجي از رزيدنتها به ايلنا گفت: بررسي چند مركزي كه در چهار دانشگاه علوم پزشكي ايران انجام شده است، تصويري نگرانكننده از وضعيت دستياران پزشكي ارائه ميدهد. اين افراد پس از پايان دوره دستياري و گذراندن طرح شروع به كار ميكنند. در اين پژوهش از ميان ۲۵۴ دستيار پزشكي، 5/81 درصد اعلام كردهاند كه تمايل به مهاجرت دارند. همچنين 5/79 درصد بيان كردهاند كه اگر پيش از ورود به دوره تخصص، شناخت امروز خود را از شرايط دستياري داشتند، مهاجرت را به ورود به رزيدنتي ترجيح ميدادند.
رزيدنتها؛ پزشك يا نيروي كار ارزان؟
دوره رزيدنتي در بسياري از كشورهاي جهان يكي از دشوارترين مراحل آموزش پزشكي محسوب ميشود، اما تفاوت اصلي در ميزان حمايت از دستياران تخصصي است. در ايران، بسياري از رزيدنتها معتقدند كه نقش آموزشي اين دوره به تدريج كمرنگ و آنان به نيروي كار ارزان بيمارستانها تبديل شدهاند.
شيفتهاي ۳۶ ساعته، مسووليت سنگين درمان بيماران، حضور مستمر در اورژانسها و بخشهاي بحراني، فشار رواني ناشي از خطاهاي احتمالي و در عين حال دريافتي محدود، بخشي از واقعيت روزمره رزيدنتهاست. آرمان كه رزيدنت سال سوم داخلي در يكي از دانشگاههاي علوم پزشكي تهران است، در اين باره به «تعادل» ميگويد: بسياري از مردم تصور ميكنند رزيدنتها پزشكان پردرآمدي هستند، در حالي كه واقعيت كاملا متفاوت است. ما عملا بيشتر زمان زندگيمان را در بيمارستان ميگذرانيم. گاهي در يك ماه بيش از ۱۵ شيفت سنگين داريم و حتي فرصت خواب يا رسيدگي به زندگي شخصي وجود ندارد.
او ادامه ميدهد: فشار رواني اين دوره بسيار زياد است. شما بايد هم درس بخوانيد، هم مسوول جان بيمار باشيد و هم از پس مشكلات مالي بربياييد. بسياري از رزيدنتها دچار فرسودگي شديد ميشوند، اما كمتر كسي اين وضعيت را ميبيند.
اين رزيدنت جوان يكي از مهمترين دلايل كاهش تمايل به ورود به برخي رشتههاي تخصصي، نبود تناسب ميان سختي كار و كيفيت زندگي است، دانسته و تاكيد ميكند: وقتي يك پزشك عمومي ميبيند كه بايد چند سال از عمرش را با اين حجم فشار سپري كند، طبيعي است كه ترجيح بدهد يا مهاجرت كند يا اصلا وارد دوره رزيدنتي نشود.
صندليهاي خالي در رشتههاي تخصصي
در سالهاي اخير آمارهاي منتشرشده درباره ظرفيتهاي خالي برخي رشتههاي تخصصي زنگ خطر را براي نظام سلامت به صدا درآورده است. رشتههايي مانند بيهوشي، طب اورژانس، اطفال و برخي تخصصهاي جراحي كه روزگاري رقابت شديدي براي ورود به آنها وجود داشت، اكنون با كاهش متقاضي مواجه شدهاند. كارشناسان معتقدند بخشي از اين مساله به تغيير نگاه نسل جديد پزشكان نسبت به مفهوم «موفقيت شغلي» بازميگردد. پزشكان جوان امروز بيش از گذشته به كيفيت زندگي، امنيت رواني و تعادل ميان كار و زندگي اهميت ميدهند و حاضر نيستند به هر قيمتي وارد دورههاي فرساينده شوند. دكتر امير انوشه، متخصص داخلي و عضو هيات علمي دانشگاه، نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: واقعيت اين است كه شرايط رزيدنتي در ايران براي بسياري از جوانان جذاب نيست. شما با نسلي روبهرو هستيد كه شاهد فشارهاي شديد روي رزيدنتها بوده و طبيعي است كه درباره آينده خود نگران باشد.» او اضافه ميكند: در گذشته پزشكان با اين اميد سختيها را تحمل ميكردند كه در آينده امنيت شغلي و رفاه مناسبي خواهند داشت، اما امروز حتي اين چشمانداز هم تضعيف شده. تورم، مشكلات اقتصادي و محدوديتهاي شغلي باعث شده بسياري از پزشكان احساس كنند زحماتشان با كيفيت زندگي مطلوب جبران نميشود. اين پزشك متخصص، اظهار ميدارد: كاهش استقبال از برخي رشتهها ميتواند در آينده بحرانساز شود. اگر امروز براي اصلاح وضعيت اقدام نكنيم، چند سال بعد با كمبود متخصص در رشتههاي حياتي مواجه خواهيم شد؛ كمبودي كه مستقيماروي سلامت مردم اثر ميگذارد.
مهاجرت؛ روياي نجات يا فرار از فرسودگي؟
يكي از مهمترين پيامدهاي نارضايتي رزيدنتها، افزايش تمايل به مهاجرت است. بسياري از پزشكان جوان معتقدند در كشورهاي ديگر، علاوه بر درآمد بهتر، احترام شغلي، امنيت رواني و شرايط كاري انسانيتري وجود دارد. در سالهاي اخير شبكههاي اجتماعي و گروههاي مهاجرتي به يكي از پرمخاطبترين فضاها در ميان دانشجويان پزشكي و رزيدنتها تبديل شدهاند. آزمونهاي معادلسازي پزشكي، دورههاي زبان و برنامهريزي براي خروج از كشور حالا بخشي از دغدغه روزمره بسياري از پزشكان جوان است. آرمان در اين باره ميگويد: تقريبا در هر بخشي كه كار ميكنيم، تعدادي از رزيدنتها به مهاجرت فكر ميكنند. بعضيها حتي از همان سال اول براي آزمونهاي خارج از كشور آماده ميشوند. دليلش فقط پول نيست؛ خيليها ميخواهند در محيطي كار كنند كه كمتر فرسوده شوند و احساس امنيت بيشتري داشته باشند. او ادامه ميدهد: وقتي ميبينيد بعد از سالها درس خواندن هنوز براي مسائل اوليه زندگي مشكل داريد، طبيعي است كه به رفتن فكر كنيد. از سوي ديگر فضاي رقابتي شديد و نگاه سلسلهمراتبي در بيمارستانها، فشار رواني را تشديد ميكند.
بحران فرسودگي رواني در بيمارستانها
يكي از ابعاد كمتر ديده شده زندگي رزيدنتها، بحران سلامت روان است. فشار كاري شديد، مسووليت سنگين، كمبود خواب، استرس ناشي از خطاهاي پزشكي و نبود حمايت كافي، بسياري از دستياران تخصصي را در معرض افسردگي و فرسودگي شغلي قرار داده است. دكتر انوشه در اين باره ميگويد: رزيدنتها در حساسترين دوران حرفهاي خود قرار دارند. آنها همزمان بايد ياد بگيرند، تصميمگيري كنند و با جان بيماران سروكار داشته باشند. اگر حمايت رواني و رفاهي كافي وجود نداشته باشد، فرسودگي اجتنابناپذير خواهد بود. او تاكيد ميكند: در بسياري از كشورها ساعات كاري رزيدنتها محدود و خدمات مشاوره رواني براي آنان فراهم است، اما در ايران هنوز نگاه سنتي بر اين دوره حاكم است؛ گويي سختي كشيدن بخشي طبيعي و اجتنابناپذير از پزشك شدن است.
آيا افزايش حقوق كافي است؟
در ماههاي گذشته بارها بحث افزايش كمكهزينه رزيدنتها مطرح شده، اما بسياري از پزشكان معتقدند مشكل فقط دستمزد نيست. آنها ميگويند اصلاح ساختار آموزشي، كاهش فشار كاري، تامين خوابگاه مناسب، حمايت رواني و ايجاد امنيت شغلي نيز ضروري است. دكتر امير انوشه در اين باره ميگويد: افزايش دريافتي رزيدنتها لازم است، اما كافي نيست. بايد نگاه كلي به دوره رزيدنتي تغيير كند. وقتي يك رزيدنت ماهها فرصت استراحت ندارد، صرفا با افزايش حقوق نميتوان بحران فرسودگي را حل كرد. او ادامه ميدهد: بايد تعادل ميان آموزش و كار اجرايي برقرار شود. رزيدنت نبايد فقط نيروي جبران كمبود كادر درمان باشد.
آيندهاي كه نظام سلامت را تهديد ميكند
اين پزشك متخصص هشدار ميدهد: ادامه روند فعلي ميتواند پيامدهايي فراتر از جامعه پزشكي داشته باشد. كاهش تمايل به ورود به برخي رشتههاي تخصصي، مهاجرت پزشكان و فرسودگي نيروهاي جوان، در نهايت دسترسي مردم به خدمات درماني را تحت تاثير قرار خواهد داد. دكتر انوشه خاطرنشان ميكند: اگر رشتههايي مانند بيهوشي، طب اورژانس يا اطفال با كمبود متخصص مواجه شوند، بيمارستانها در ارائه خدمات حياتي دچار مشكل خواهند شد. اين بحران در مناطق محروم شديدتر خواهد بود؛ جايي كه حتي امروز نيز كمبود پزشك متخصص يكي از چالشهاي جدي نظام سلامت است. او ميافزايد: نظام درمان بدون نيروي انساني انگيزهمند نميتواند پايدار بماند. اگر پزشكان جوان احساس كنند آيندهاي برايشان وجود ندارد، طبيعي است كه يا مهاجرت ميكنند يا مسير ديگري را انتخاب خواهند كرد. حل اين بحران نيازمند تصميمات جدي و بلندمدت است، نه اقدامات مقطعي و تبليغاتي.
ضرورت بازنگري در نگاه به پزشكان جوان
بسياري از تحليلگران معتقدند بحران رزيدنتها صرفا يك مساله صنفي نيست، بلكه بخشي از بحران گستردهتر سرمايه انساني در كشور است؛ بحراني كه در آن نيروهاي متخصص احساس نااميدي و بيثباتي ميكنند. رزيدنتها در حالي ستون اصلي بيمارستانهاي آموزشي هستند كه خود از ابتداييترين حمايتهاي رفاهي و رواني گلايه دارند. ادامه اين وضعيت ميتواند نسل جديد پزشكان را بيش از پيش از ماندن در نظام درمان دلسرد كند. امروز پرسش اصلي اين است كه آيا سياستگذاران حوزه سلامت پيش از عميقتر شدن بحران، صداي رزيدنتها را خواهند شنيد يا نه. زيرا اگر روند كنوني ادامه پيدا كند، شايد در آينده نه چندان دور، بيمارستانها با كمبود پزشكاني مواجه شوند كه زماني با انگيزه خدمت وارد اين مسير شده بودند، اما در ميانه راه، فرسودگي و نااميدي آنان را از ادامه مسير منصرف كرد.