افزایش قیمت بستهبندی، تمامی اجناس را گران کرده است
جنگ به واحدهای بسیاری از چاپخانهداران آسیب وارد کرد اما حتی در شرایطی که بیشتر اصناف به دلیل جنگ تعطیل بودند، چاپخانهداران با قدرت به فعالیت خود ادامه میدادند.
به گزارش ایلنا، جنگ به واحدهای بسیاری از چاپخانهداران آسیب وارد کرد اما حتی در شرایطی که بیشتر اصناف به دلیل جنگ تعطیل بودند، چاپخانهداران با قدرت به فعالیت خود ادامه میدادند. با اینهمه مشکلاتی همچون گرانی روزافزون کاغذ و مواد اولیه نه تنها بر قیمت کتاب و لوازمالتحریر، بلکه تمامی اجناسی که به نوعی دراای بستهبندی هستند، تاثیر گذاشت.
بابک عابدین، رئیس صنف چاپخانهداران و صحاف تهران گفت: حدود 28 واحد فعال در زمینه چاپ و انتشارات در دوران جنگ آسیب دیدند. بسیاری از این واحدها دچار صدماتی همچون شکستگی درب و پنجرهها، صدمه به ماشین آلات و مورادی از این دست داشتند اما 5واحد به طور کامل تخریب شدند. به این معنا که 5 واحد چاپ کاملا ویران شدهاند.
او افزود: خسارتهای قابل توجهی به چاپخانهداران وارد شده است. بسیاری از واحدها با مشکلاتی مواجه شدهاند که دیگر توان ادامه فعالیت را نداشتند و بسیاری از کارمندان واحدهای چاپ نیز بیکار شدهاند. در طول جنگ بارها واحدهای چاپ آسیب دیدند و هربار مدیران به تعمیر وبازسازی واحد مربوطه پرداخته و فعالیت خود را از سرگرفتهاند.
عابدین گفت: برخی از واحدها توانستند آسیبهای وارده را ترمیم و دوباره راهاندازی کنند، اما خط تولید تعدادی دیگر به دلیل نبود قطعات یدکی در داخل کشور و قطع واردات در آن شرایط، همچنان متوقف مانده است. این واحدها نیز کماکان در حال تحمل خسارت هستند.
مشکلات تامین کالا
عابدین با اشاره به این که چنین اختلالهایی در تامین، کار چاپخانهها را با مشکل جدی مواجه کرد، بیان کرد: بسیاری از واحدها میتوانستند مانند برخی سوداگران، مواد اولیه موجود در انبارهای خود را احتکار کرده و با توقف کار، ماهها بعد همان مواد را با سودی چندبرابری به فروش برسانند. با این حال، چاپخانهداران کشور راه دیگری در پیش گرفتند. چاپخانهها در عمل ایثارگری کردند. آنها تصمیم گرفتند موجودی انبارهای خود را وارد چرخه تولید کنند تا بتوانند به تعهدات خود در قبال جامعه عمل کنند و جریان نشر و چاپ متوقف نشود.
عابدین ادامه داد: عرضه بستهبندی برای کالاها در فروشگاهها، داروخانهها، تولیدکنندگان شوینده، لوازم صنعتی و تجهیزات پزشکی، همه وابسته به صنعت چاپ است. این صنف در طول جنگ پای کار ایستاد، به تولید ادامه داد و تمام ذخایر خود را برای حفظ این چرخه حیاتی هزینه کرد. اما اکنون با افزایش شدید و ناگهانی قیمت مواد اولیه مانند کاغذ، مقوا و فیلمهای بستهبندی مواجه شدهاند و این فشار مالی ادامه فعالیت آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
او افزود: این افزایش قیمتها حتی ورقهای فلزی مورد نیاز برای قوطیسازی را نیز دربرگرفته است. قیمت موادی مانند آلومینیوم و ورقهای چاپپذیری که در بستهبندی استفاده میشوند، به سطح بیسابقهای رسیده است. این شرایط عملاً توانایی چاپخانهها برای انجام سفارشات مشتریان را از بین برده، چرا که از یک سو نقدینگی لازم برای خرید این مواد اولیه گرانقیمت را ندارند و از سوی دیگر، فروش محصول نهایی نیز با مشکل مواجه شده است.
عابدین گفت: همکاری با بخشهای دولتی و اطلاعرسانی گسترده درباره مشکلات این زنجیره صورت گرفته است. نمایندگان صنف تمام تلاش خود را کردهاند تا با ارائه اطلاعات دقیق از موانع موجود، از جمله اختلال در زنجیره ارزش و تامین نقدینگی، متولیان امر در دولت را در جریان کامل قرار دهند. این تمهیدات با هدف یافتن راهحلهای مشترک و پشتیبانی برای عبور از بحران فعلی انجام شده است.
او افزود: سهم صنعت چاپ و بستهبندی در اقتصاد جهانی ممکن است حدود یک تا دو درصد باشد، اما نباید این عدد، ما را از نقش حیاتی آن غافل کند. این صنعت زیرساخت نرم تمام صنایع دیگر است.هیچ محصولی، از یک آدامس یا بستنی ساده گرفته تا داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی استریل، بدون بستهبندی قابل عرضه و مصرف نیست. صنعت فرهنگ و نشر نیز کاملاً به آن وابسته است.
بسته بندی یک صنعت استراتژیک است
عابدین تأکید کرد: ارزش واقعی این صنعت در «ضریب تکثری» آن است. اگر چاپ و بستهبندی متوقف شود، زنجیره تأمین دهها صنعت استراتژیک دیگر نیز مختل میشود. بنابراین، این یک کالای استراتژیک زیرساختی است.
او گفت: نگرش به این صنعت باید از یک «صنعت خدماتی جانبی» به یک «صنعت زیرساخت ملی و امنیتی» تغییر کند. این امر مستلزم تخصیص سهمیه ارزی ترجیحی، ایجاد خطوط اعتباری ویژه، حمایت از تولید داخلی مواد اولیه و ثباتبخشی به قیمتها از طریق ابزارهای تنظیم بازار است. بدون این تغییر نگرش، راهحلها همیشه مقطعی و ناکافی خواهند بود.
عابدین در ادامه صحبتهای خود به موضوع تأثیر مستقیم هزینه بستهبندی بر تورم قیمت کالاهای اساسی اشاره کرد و گفت: ممکن است بپرسند بستهبندی چند درصد از قیمت یک کالا را تشکیل میدهد. برای مثال، آب معدنی را در نظر بگیرید. قیمت آن نسبت به سال گذشته چندین برابر شده است. بخش قابل توجهی از این افزایش قیمت، ناشی از هزینه بستهبندی است. ما در بخش چاپ افزایش قیمت چشمگیری نداشتیم، اما برای تهیه مواد اولیه بستهبندی مانند پلیمرها، آلومینیوم و کاغذ مجبور به پرداخت هزینههای چندبرابری هستیم. این هزینهها مستقیماً به صنایع مصرفی منتقل و در نهایت به صورت تورم شدید به مصرفکننده تحمیل میشود.
عابدین تأکید کرد: اینجا است که باید ارزش استراتژیک بستهبندی را دید. صنایع بزرگ مانند داروسازی یا تجهیزات پزشکی که سهم بزرگی در اقتصاد جهانی دارند، ۱۰۰٪ وابسته به چاپ و بستهبندی هستند. بنابراین نمیتوان گفت این صنعت استراتژیک نیست. همه چیز از مرکب و کلیشه تا بسترهای چاپی مانند کاغذ، مقوا، فلز و پلیمرها در این زنجیره حیاتی هستند.
او با ارائه آمار افزود: به عنوان مثال، حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد کل تولید پلیاتیلن و پلیپروپیلن در جهان صرف مصارف بستهبندی میشود و برای سایر مواد این رقم به بالای ۴۰ درصد میرسد. این حجم از مصرف نشان میدهد که بستهبندی یک صنعت زیرساختی کلان است، نه یک کالای فرعی. در حالی که هماکنون در فروشگاهها شاهد کمبود یا قیمتهای سرسامآور برای کالاهای بستهبندیشده مانند حبوبات و ماکارونی هستیم.
عابدین در ادامه درباره بحران فیلمهای پلیمری گفت: قیمت جهانی فیلم OPP یا BOPP که در بستهبندی محصولاتی مانند چیپس، پفک، شکلات و حبوبات استفاده میشود، بین یکدلار و نود سنت تا دو دلار است. یعنی حدود چهارصد هزار تومان. اما قیمت همان فیلم در بازار ایران به ششصد هزار تومان میرسد.
او با تأکید بر این شکاف قیمتی گفت: حملونقل و هزینههای گمرکی که برای تولید داخلی معنی ندارد. بسیاری از کشورهای تولیدکننده، خوراک پتروشیمی را از دیگران میخرند، تبدیل به فیلم میکنند و میفروشند. آنها به قیمت دو دلار میفروشند، ما مجبوریم سه دلار بخریم؛ یک دلار گرانتر. این اختلاف، رقابتپذیری و امکان صادرات را به کلی از بین میبرد.
عابدین با اشاره به ارائه این تحلیلها به مسئولان بیان کرد: ما همه این دادهها و تحلیلها را به مسئولان ارائه دادهایم. هضم این موضوع که صنعت چاپ و بستهبندی واقعاً یک صنعت استراتژیک است، برایشان دشوار به نظر میرسد.
او افزود: ما فقط به یک تغییر نگرش در سیستم اقتصادی دولت نیاز داریم؛ هم در بخش حمایت و هم در بخش تسهیلگری. این تغییر باید از تأمین تجهیزات تولید تا مواد مصرفی را در برگیرد.
عابدین در توضیح ساختار هزینهها گفت: ما از معدود صنایعی هستیم که سهم دستمزد و سودمان در قیمت تمامشده محصول ناچیز است. حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد قیمت، هزینه مواد اولیه است و سهم ما تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد. در حالی که قیمت مواد اولیه ۲۰۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش یافته، ما فقط ۳۰ تا ۴۰ درصد قیمت فروش را افزایش دادهایم. ما تنها برای همراهی با سایر صنایع و حفظ چرخه تولید، مدارا کردهایم.