چرا ايران هنوز تشنه است؟
افزايش بارندگيها در بهار ۱۴۰۵ بار ديگر اين پرسش را در افكار عمومي مطرح كرده است كه آيا ايران پس از سالها خشكسالي، وارد دورهاي از ترسالي شده است؟ تصاوير سدهاي پرآب، بارشهاي سيلابي در جنوب و غرب كشور و گزارشهاي اميدواركننده هواشناسي، بسياري را به اين باور رسانده كه شايد بحران كمآبي رو به پايان باشد.
افزايش بارندگيها در بهار ۱۴۰۵ بار ديگر اين پرسش را در افكار عمومي مطرح كرده است كه آيا ايران پس از سالها خشكسالي، وارد دورهاي از ترسالي شده است؟ تصاوير سدهاي پرآب، بارشهاي سيلابي در جنوب و غرب كشور و گزارشهاي اميدواركننده هواشناسي، بسياري را به اين باور رسانده كه شايد بحران كمآبي رو به پايان باشد. اما كارشناسان اقليم و هواشناسي نظر ديگري دارند؛ آنان ميگويند آنچه امروز در كشور ديده ميشود، بيش از آنكه نشانه آغاز ترسالي باشد، نوعي بازگشت موقت به شرايط نرمال بارشي است؛ آن هم نه در همه مناطق ايران. براساس تازهترين آمارهاي سازمان هواشناسي، از ابتداي سال آبي جاري، يعني اول مهر ۱۴۰۴، تا دوم خرداد ۱۴۰۵، مجموع بارندگي كشور به ۲۲۴.۹ ميليمتر رسيده است؛ رقمي كه نسبت به ميانگين بلندمدت، ۷.۷ ميليمتر بيشتر است و رشد ۳.۶ درصدي را نشان ميدهد. اين آمار در نگاه نخست اميدواركننده به نظر ميرسد، اما بررسي جزييات نشان ميدهد توزيع بارشها در كشور بهشدت نامتوازن بوده است.
بارش بيشتر؛ اما نه براي همه ايران
در حالي كه برخي استانها يكي از پربارشترين سالهاي اخير خود را تجربه كردهاند، مناطق مهمي از كشور همچنان درگير خشكسالي هستند. طبق آمار منتشرشده، ۱۴ استان از جمله هرمزگان، ايلام، كرمان، خوزستان، گلستان، آذربايجان شرقي و غربي، كرمانشاه و كردستان بارشهايي فراتر از ميانگين معمول داشتهاند. در اين ميان، هرمزگان با رشد ۷۷.۳ درصدي بارشها در صدر استانهاي پربارش قرار گرفته است؛ آماري كمسابقه كه براي استاني گرم و خشك، اهميت زيادي دارد. در مقابل، تهران با افت ۳۸.۲ درصدي بارندگي، همچنان يكي از خشكترين دورههاي خود را سپري ميكند. همين تفاوتها باعث شده كارشناسان از بهكار بردن واژه «ترسالي» براي كل كشور پرهيز كنند. زيرا ترسالي زماني معنا پيدا ميكند كه الگوي بارش در بخش عمدهاي از كشور و در چند سال متوالي بالاتر از نرمال باشد؛ نه اينكه برخي مناطق بارندگي مطلوب داشته باشند و برخي ديگر همچنان خشك بمانند.
ايران وارد ترسالي نشده است
احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي كشور، صراحتاً ميگويد كه وضعيت فعلي به معناي ورود ايران به ترسالي نيست. او در گفتوگو با ايرنا توضيح داد: در سال آبي جاري در برخي استانها همچون ايلام، كرمان، هرمزگان و حوضه آبريز درياچه اروميه بارشهاي مناسبي دريافت شد و اين مساله حاكي از ترسالي در اين مناطق است، با اين حال در مناطقي همچون تهران همچنان شاهد تداوم خشكسالي هستيم.اين اظهارات نشان ميدهد كه شرايط اقليمي كشور بهصورت منطقهاي تغيير ميكند و نميتوان يك نسخه واحد براي كل ايران پيچيد. حتي اگر بخشي از كشور سالي پربارش را تجربه كند، اين به معناي رفع بحران آب در ساير مناطق نيست. وظيفه در ادامه تأكيد كرد: در مجموع بارشها در هشت ماه گذشته از سال آبي جاري به گونهاي بوده كه كشور در نُرم آبي قرار دارد. اين جمله شايد مهمترين توصيف از وضعيت فعلي ايران باشد؛ نه خشكسالي شديد فراگير، نه ترسالي گسترده، بلكه بازگشت نسبي به شرايط نرمال. شايد مهمترين نشانه ادامه بحران آب در ايران، وضعيت تهران باشد؛ شهري كه ميليونها نفر جمعيت آن وابسته به منابع آبي محدود و شكننده است. كاهش ۳۸.۲ درصدي بارش در تهران، آن هم در شرايطي كه مصرف آب روزبهروز بيشتر ميشود، زنگ خطري جدي براي پايتخت به شمار ميرود. كارشناسان بارها هشدار دادهاند كه منابع زيرزميني تهران تحت فشار شديد قرار دارند و افت سفرههاي آب زيرزميني ميتواند در آينده بحران فرونشست زمين را تشديد كند. وظيفه در همين رابطه ميگويد: موضوع آب در كشور منطقهاي است و بهطور مثال كمبود آب در تهران ربطي به گيلان پربارش ندارد. اين جمله در واقع پاسخي به تصور رايجي است كه گمان ميكند افزايش بارندگي در بخشي از كشور ميتواند بحران آب را در كل ايران حل كند. در حالي كه ساختار جغرافيايي و اقليمي ايران بهگونهاي است كه هر حوضه آبريز شرايط خاص خود را دارد و انتقال آب ميان مناطق نيز هميشه راهكار موثري نيست. در ماههاي اخير، مطالبي در فضاي مجازي دستبه دست ميشود كه از آغاز يك دوره هفتساله ترسالي در ايران خبر ميدهند؛ ادعايي كه براي جامعه خسته از خشكسالي، بسيار اميدواركننده به نظر ميرسد. اما سازمان هواشناسي اين ادعاها را فاقد پشتوانه علمي ميداند. رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي در واكنش به اين شايعات تأكيد كرد: ادعاهاي مطرح شده در فضاي مجازي مبني بر پيشبيني هفت سال ترسالي در يك دهه پيشرو غيرواقعي و غيرعلمي است. كارشناسان اقليم معتقدند پيشبيني بلندمدت وضعيت بارش در بازههاي چندساله با دقت بالا تقريباً ناممكن است؛ بهويژه در منطقهاي مانند خاورميانه كه تحت تأثير تغييرات اقليمي جهاني قرار دارد. در سالهاي اخير، الگوهاي جوي بهشدت ناپايدار شدهاند؛ بهگونهاي كه ممكن است يك منطقه در فاصله كوتاهي هم خشكسالي شديد و هم سيلابهاي سنگين را تجربه كند. بنابراين افزايش بارندگي در يك يا دو فصل، لزوماً به معناي تغيير اقليم كشور به سمت ترسالي نيست.واقعيت اين است كه ايران همچنان يكي از كشورهاي در معرض تنش آبي شديد در جهان محسوب ميشود. افزايش دماي هوا، تبخير بالا، كاهش منابع آب زيرزميني و مصرف بيرويه، شرايط را پيچيدهتر كرده است.
حتي اگر ميزان بارندگي به حد نرمال برسد، باز هم لزوماً بحران آب حل نميشود؛ زيرا بخش بزرگي از منابع آبي كشور طي دهههاي گذشته مصرف يا نابود شدهاند. سدها، چاههاي عميق و برداشت بيرويه از سفرههاي زيرزميني، تعادل آبي بسياري از مناطق را بر هم زده است. از سوي ديگر، نوع بارشها نيز تغيير كرده است. بسياري از بارندگيهاي اخير به شكل رگبارهاي شديد و سيلابي رخ دادهاند؛ بارشهايي كه اگرچه حجم زيادي آب توليد ميكنند، اما فرصت نفوذ به زمين و تغذيه سفرههاي زيرزميني را ندارند و بخش عمده آن به سرعت از دسترس خارج ميشود. به همين دليل است كه كارشناسان تأكيد ميكنند مديريت منابع آب، مهمتر از خوشبيني به افزايش موقت بارشهاست.با وجود بارشهاي بهتر امسال، مسوولان همچنان بر ضرورت صرفهجويي در مصرف آب تأكيد دارند. زيرا شرايط منابع آبي كشور هنوز شكننده است و هرگونه افزايش مصرف ميتواند دوباره بحران را تشديد كند. فرهنگسازي براي مصرف بهينه آب، اصلاح الگوي كشاورزي، كاهش هدررفت شبكههاي انتقال و استفاده از فناوريهاي نوين آبياري، از جمله اقداماتي است كه كارشناسان براي عبور پايدار از بحران آب پيشنهاد ميكنند. واقعيت اين است كه ايران هنوز فاصله زيادي تا خروج كامل از تنش آبي دارد. بارشهاي خوب امسال اگرچه ميتواند بخشي از كمبودها را جبران كند، اما براي احياي منابع آب زيرزميني و بازگشت تعادل اقليمي، سالها مديريت دقيق و بارش مستمر لازم است. افزايش بارندگي در برخي استانها بدون تردصيد خبر خوبي براي ايران است؛ بهويژه براي مناطقي كه سالها با خشكسالي دستوپنجه نرم كردهاند.