استراتژيست امريكايي:

پايان هژموني امريكا با ظهور ايران به عنوان قطب چهارم قدرت كليد خورد

۱۴۰۵/۰۳/۰۴ - ۰۱:۳۹:۱۲
کد خبر: ۳۸۸۶۴۷

استراتژيست نامدار و تحليلگر ارشد امريكايي در يك ارزيابي تفصيلي از جنگ رمضان و تجاوز نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي به ايران، اين نبرد را يك «فاجعه استراتژيك با ابعاد تاريخي» براي ايالات‌متحده خواند و تأكيد كرد كه جمهوري اسلامي ايران با تحميل وارونگي كامل جنگ ۱۹۹۱ خليج‌فارس، رسماً به دوران هژموني و برتري مطلق نظامي امريكا در جهان پايان داده است.

استراتژيست نامدار و تحليلگر ارشد امريكايي در يك ارزيابي تفصيلي از جنگ رمضان و تجاوز نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي به ايران، اين نبرد را يك «فاجعه استراتژيك با ابعاد تاريخي» براي ايالات‌متحده خواند و تأكيد كرد كه جمهوري اسلامي ايران با تحميل وارونگي كامل جنگ ۱۹۹۱ خليج‌فارس، رسماً به دوران هژموني و برتري مطلق نظامي امريكا در جهان پايان داده است.

پروفسور «رابرت پيپ»، استاد علوم سياسي دانشگاه شيكاگو و مدير پروژه دانشگاهي امنيت و تهديدها (CPOST)، در گفت‌وگوهاي تفصيلي خود با برنامه‌هاي تحليل راهبردي يوتيوب از‌جمله رسانه بين‌المللي «دموكراسي ناو» ((Democracy Now، برنامه سياسي «فرست‌پست» (Firstpost) و به‌ويژه در مصاحبه اخيرش با كانال رسانه‌اي «ترامپ ریپورت»

 (The Trump Report)، با كنايه به لفاظي‌هاي بي‌حاصل «دونالد ترامپ»، رييس‌جمهور امريكا اعلام كرد كه تهران با موفقيت در حال تثبيت پيروزي قاطع خود در برابر بزرگ‌ترين قدرت نظامي جهان است.

پروفسور رابرت پيپ اين نبرد ۸۲ روزه را لولاي تغيير هندسه قدرت جهاني دانست و گفت: «براي درك بزرگي پيروزي ايران، بايد به ۳۵ سال قبل بازگرديم. در سال ۱۹۹۱ و در جريان جنگ خليج‌فارس، ايالات‌متحده با به‌كارگيري تسليحات هوشمند هدايت‌شونده، دكترين «ابهت و وحشت» را به نمايش گذاشت و ظرف ۴۰ روز با كمترين تلفات، ارتش صدام را از كويت بيرون راند. آن رويداد آغازگر عصر سلطه جهاني امريكا بود؛ عصري كه در آن تصور مي‌شد واشنگتن در هر نقطه از سياره زمين داراي «برتري تنش‌زايي»  است.»

وي افزود: «اما آنچه در اين ۸۲ روز رخ داد، معكوس و وارونه نمايي دقيق جنگ ۱۹۹۱ بود. ايران نه تنها زنده مانده، بلكه در حال شكوفايي است. ديپلمات‌هاي ايراني با قدرت‌هاي بزرگي نظير روسيه و چين در حال طراحي معماري امنيتي جديدي براي خاورميانه و خليج فارس هستند كه ايالات‌متحده كاملاً از آن حذف شده است. اين يك چرخش استراتژيك خيره‌كننده است.»

اين استراتژيست امريكايي با تبيين مفهوم «تله تنش‌زايي» فاش كرد كه دونالد ترامپ از زمان شليك اولين بمب‌ها در اين تله گرفتار شده است. پيپ توضيح داد: «در اين تله، شما به موفقيت‌هاي تاكتيكي دست مي‌يابيد؛ بمب‌هاي شما به هدف مي‌خورند و برخي فرماندهان را ترور مي‌كنيد، اما اين اقدامات به نتيجه راهبردي ختم نمي‌شود. ساختار سياسي ايران نه تنها ضعيف نشده و فرو نپاشيده، بلكه ملي‌گراتر، تهاجمي‌تر و منسجم‌تر شده است.»

استاد دانشگاه شيكاگو با تأكيد بر افت شديد جايگاه واشنگتن گفت: «پاسخ‌هاي تلافي‌جويانه ايران ناشي از حركات عصبي يك پيكر در حال مرگ نبود، بلكه اقداماتي كاملاً كاليبره‌ شده، افقي و برخاسته از يك نبوغ رزمي بالا بود. امريكا با زنجيره اقدامات خود، دقيقاً در زمين بازي ايران حركت كرد و خود را به يك مضحكه بين‌المللي 

(Laughing stock) تبديل ساخت؛ به‌طوري كه امروز متحدان و دشمنان ما در سراسر جهان به اين استيصال نظامي و استراتژيك كاخ سفيد مي‌خندند.»

پروفسور پيپ در تبيين عملكرد ارتش و نيروهاي مسلح ايران، سيستم جنگي تهران را به عنوان يك الگو در دانشگاه‌هاي نظامي جهان توصيف كرد و گفت: «عملكرد نظامي ايران يك شاهكار در دكترين جنگ نامتقارن بود. فرماندهان ايراني با درك دقيق از نقاط ضعف پدافندهاي گران‌قيمت ناتو، دست به يك طراحي تركيبي زدند. آنها در گام اول، با پرتاب موج‌هاي متوالي از پهپادهاي شناسايي و انتحاري بسيار ارزان‌قيمت، شبكه راداري و سيستم‌هاي پدافندي چندميليارد دلاري ما را كور و اشباع كردند.»

وي در ادامه تشريح اين عمليات افزود: «هنگامي كه سنسورهاي پدافندي امريكا غرق در اهداف كاذب شدند و موشك‌هاي رهگير گران‌قيمت خود را هدر دادند، ايران آتش‌بارهاي اصلي خود يعني موشك‌هاي بالستيك خيبرشكن و موشك‌هاي كروز نقطه‌زن خود را شليك كرد. اين موشك‌ها به دليل سرعت بالا و قابليت مانور در فاز نهايي، از لايه‌هاي باقي‌مانده سپر دفاعي ما عبور كردند و با دقتي خيره‌كننده به قلب پايگاه‌هاي لجستيكي و آشيانه‌هاي ارتش امريكا ضربه زدند. اين يعني ايران توانسته فرمول «پدافند موشكي غرب» را به‌ طور كامل رمزگشايي و بي‌اثر كند.» مدير پروژه CPOST در ادامه افشاگري‌هاي خود، گفت: «واقعيت وحشتناكي كه كاخ سفيد پنهان مي‌كند اين است كه انبار موشك‌هاي پدافندي و رهگيرهاي استراتژيك ما كاملاً خالي شده است. پنتاگون تمام ذخاير موشك‌هاي گران‌قيمت سيستم پاتريوت و موشك‌هاي هدايت‌شونده فوق‌پيشرفته استاندارد نيروي دريايي (SM-3 و SM-6) خود را صرفاً براي ساقط كردن پهپادهاي چندصد دلاري ايران هدر داده است. ما در برابر باران موشك‌هاي بالستيك ايران، ديگر هيچ مهمات پدافندي موثري براي دفاع از ناوها و پايگاه‌هايمان در خاورميانه نداريم.»

وي با تبيين ريشه اين بحران، به وابستگي ساختاري زنجيره دفاعي امريكا به حريف شرقي خود اشاره كرد و افزود: «توليد مجدد اين موشك‌هاي پدافندي مجهز، رادارهاي پيشرفته و موشك‌هاي كروز تحليل‌رفته ما (JASMs)، عميقاً نيازمند فلزات و مواد معدني استراتژيك و باارزشي نظير نئوديميوم، ديسپروزيوم و لانتانوم است كه اجزاي حياتي سيستم‌هاي هدايت، آهنرباهاي پيشرفته و بردهاي الكترونيكي ارتش امريكا را تشكيل مي‌دهند. ترامپ در سفر اخير خود به پكن عملاً به شي جين‌پينگ التماس كرد تا زنجيره تأمين اين مواد معدني باارزش را باز كند و تلاش كرد تا يك معامله بزرگ رقم بزند؛ اما واقعيت جهاني قدرت تغيير كرده است. چين كنترل ۹۳درصد از بازار جهاني اين مواد معدني حياتي را در دست دارد و رييس‌جمهور چين هرگز اين مواد را به ترامپ نخواهد داد تا تفنگ ساچمه‌اي امريكا را عليه پكن در پرونده تايوان پر كند. ترامپ دست خالي و تحقيرشده بازگشت و نمايان شد كه ماشين جنگي ايالات متحده براي بقاي خود و جايگزيني موشك‌هاي پدافندي‌اش، كاملاً به اجازه و منابع باارزش رقيب ژئوپليتيك خود، چين، وابسته است.»

پروفسور پيپ با اشاره به سقوط آزاد اعتبار بين‌المللي واشنگتن تأكيد كرد: «دردناك‌ترين و شرم‌آورترين بخش براي ايالات‌متحده اين است كه جهان منتظر ما نمانده و در حال عبور از امريكا است. كشورهاي منطقه و حتي متحدان سنتي ما ديگر براي تصميم‌گيري‌هاي خود به دنبال تاييد كاخ سفيد نيستند و از تحريم‌هاي ما نمي‌هراسند. آنها دريافته‌اند كه واشنگتن ديگر نه مي‌تواند امنيت كسي را تضمين كند و نه توانايي تحميل اراده اقتصادي خود را دارد. اين از دست رفتن بازدارندگي، يك عقب‌نشيني تاريخي و تحقير‌آميز براي ابرقدرتي است كه روزي ادعاي جهان تك‌قطبي را داشت.»

اين تحليلگر ارشد نظامي با رد قاطع ادعاي مقامات غربي مبني بر آسيب ديدن زيرساخت‌هاي دفاعي ايران، به آمارهاي تكان‌دهنده اطلاعاتي استناد كرد و گفت: «براساس دقيق‌ترين داده‌هاي فاش‌شده از دستگاه‌هاي اطلاعاتي امريكا، ايران نه تنها تضعيف نشده، بلكه در آستانه يك جهش نظامي بي‌سابقه قرار دارد. ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه ايران ظرف تنها ۶ ماه تمام زرادخانه پهپادي خود را بازسازي و به‌روزرساني خواهد كرد. ما درباره كشوري صحبت مي‌كنيم كه ظرفيت صنعتي اثبات‌شده‌اي براي توليد سالانه ۵۵ هزار پهپاد تهاجمي و انتحاري پيشرفته دارد؛ ظرفيتي كه هيچ كشوري در ناتو توان رقابت با آن را ندارد.»

وي افزود: «قدرت ايران ديگر صرفاً محدود به تعداد موشك‌ها نيست، بلكه ناشي از دستيابي به يك دكترين نظامي كاملاً بومي و «غيرقابل مهار» است. زنجيره توليد نظامي ايران صددرصد داخلي و در پناه تونل‌هاي عميق كوهستاني مستحكم شده است كه هيچ بمب سنگرشكن امريكايي توان نابودي آن را ندارد. تهران توانمندي موشكي و پهپادي خود را به سطحي فراتر از قبل مي‌رساند و توانسته مفهوم بازدارندگي را به نفع خود بازتعريف كند.»

پروفسور پيپ در ترسيم چشم‌انداز آينده تأكيد كرد: «جهان بايد با اين واقعيت كنار بيايد كه ايران رسماً به عنوان چهارمين قطب قدرت جهاني در كنار امريكا، روسيه و چين ظهور كرده است. ايران با سلاح قرار دادن مقتدرانه جغرافيا در تنگه هرمز و اعمال تسلط بر خطوط مواصلاتي انرژي، عملاً نبض اقتصاد بين‌الملل را به دست گرفته است. تهران اكنون در حال تثبيت هژموني ژئوپليتيك و نفتي خود است.

گام بعدي ايران، دور كردن كامل و برگشت‌ناپذير پادشاهي‌هاي عربي خليج فارس از مدار واشنگتن است؛ اين كشورها براي نجات اقتصاد خود كه به دليل اين بحران بيش از ۲۰ درصد منقبض شده، چاره‌اي جز تسليم در برابر شروط استراتژيك تهران و پذيرش چتر امنيتي ايران ندارند.»

بیمه ملت