خشكسالي عمدي و دستكاري آب و هوا؟
داستانها و تئوريهايي درباره ارتباط بارندگيهاي امسال (۱۴۰۵) با از كار افتادن رادارهاي نظامي يا تغييرات عمدي آبوهوايي، كاملا شايعه و از نظر علمي بياساس هستند. دانشمندان و محافل آكادميك اين ادعاها را بهطور رسمي رد كردهاند.
داستانها و تئوريهايي درباره ارتباط بارندگيهاي امسال (۱۴۰۵) با از كار افتادن رادارهاي نظامي يا تغييرات عمدي آبوهوايي، كاملا شايعه و از نظر علمي بياساس هستند. دانشمندان و محافل آكادميك اين ادعاها را بهطور رسمي رد كردهاند. تئوري «سيستمهاي خشكسالي عمدي» غلط است. رادارهاي نظامي يا سامانههايي مانند هارپ (HAARP)، از امواج الكترومغناطيسي استفاده ميكنند. اين امواج انرژي بسيار ناچيزي در مقايسه با انرژي عظيمي كه در يك جبهه هوايي يا سامانه بارشي جريان دارد، توليد ميكنند. توان اين سامانهها هرگز به اندازهاي نيست كه بتواند مسير تودههاي هوايي را در مقياس چند هزار كيلومتري تغيير دهد يا ابري را نابود كند. ايده اينكه «چون رادار آسيب ديده، ابرها وارد كشور شدهاند»، يك همزماني تصادفي بارشها با جنگ اخير است كه در فضاي مجازي به عنوان رابطه علت و معلولي قالب شده است. رادارهاي هواشناسي و نظامي حتي در صورت آسيب، هيچ سازوكاري براي يونيزه كردن يا تبخير تودههاي عظيمي از هواي مرطوب ندارند. ايران در يك منطقه خشك و نيمهخشك قرار دارد. ويژگي اصلي اين مناطق، «تغييرپذيري شديد اقليمي» است. يعني جابهجايي طبيعي از يكسال به شدت خشك (مثل سال گذشته ۱۴۰۴) به يكسال مرطوب، كاملا عادي و بخشي از چرخه طبيعي زمين است، نه دستكاريهاي ماورايي يا نظامي. دلايل علمي بارندگيهاي شديد در سال جاري (۱۴۰۵) و تغيير چشمگير وضعيت آبوهواي امسال حاصل چندين پديده بزرگمقياس جوي و تغييرات اقليمي است: فاز نوسانات كلان جوي (شاخص انسو - ENSO) تغييرات دماي آب در اقيانوس آرام نقش مستقيمي در وضعيت جوي ايران دارد. جابهجايي الگوها و ورود به فازهاي قوي اقليمي سوپر النينوي ۲۰۲۶ جريانهاي رطوبتي جهاني را دگرگون كرده است. تغيير فاز اين نوسانات باعث شد مسير بادهاي غربي و تودههاي بارانآور دچار ناهنجاريهاي مثبتي به نفع منطقه ما شود. امسال كانالهاي انتقال رطوبت از سمت درياي سرخ، درياي مديترانه و حتي اقيانوس هند به سمت فلات ايران به شكل بيسابقهاي تقويت شدند.
وقتي سامانههاي كمفشار غربي با اين حجم عظيم از رطوبت جنوبي تركيب ميشوند، بارشهاي شديد و سيلآسايي را در مناطقي مثل زاگرس، جنوب و مركز ايران ايجاد ميكنند. يكي از پيامدهاي تغييرات اقليمي بارشهاي حدي است. يكي از اصليترين آثار گرمايش جهاني، افزايش رفتارها و بارشهاي «حدي» است. در شرايط تغيير اقليم، اتمسفر گرمتر توانايي حفظ رطوبت بيشتري دارد. اين يعني ممكن است ماهها باران نبارد مثل پاييز فوقالعاده خشك سال ۱۴۰۴ ، اما وقتي شرايط بارشي فراهم ميشود، رطوبت به صورت ناگهاني، متمركز و در قالب سيلابهاي شديد تخليه ميشود.
اگرچه بارشهاي فروردين و ارديبهشت ۱۴۰۵ ميانگين بارندگي كشور را حدود ۵ درصد بالاتر از خط نرمال بلندمدت برده و تصاوير درياچه اروميه يا سدهاي جنوبي اميدواركننده شده است، اما «بحران خشكسالي چند ده ساله ايران با يكسال ترسالي حل نميشود.»
سفرههاي آب زيرزميني ايران طي سالها برداشت بيرويه چنان دچار كسري شدهاند كه براي جبران آنها به دههها بارندگي مداوم نياز است؛ علاوه بر اين، در برخي مناطق مانند حوضه آبريز تهران، ميزان بارشها هنوز نسبت به ميانگين بلندمدت عقبماندگي جدي دارد. از نظر علمي راهحلها و روشهايي براي «دستكاري در آبوهوا» وجود دارد كه دهههاست در سراسر جهان مورد مطالعه و اجرا قرار ميگيرند. با اين حال، تفاوت بسيار بزرگي بين آنچه در آزمايشگاهها و پروژههاي واقعي انجام ميشود، با آنچه در فيلمهاي سينمايي يا شايعات فضاي مجازي مثل خلق توفانهاي سهمگين يا خشكساليهاي عمدي ادعا ميشود، وجود دارد. فناوريهاي علمي موجود، همگي محدود، محلي و وابسته به شرايط طبيعي جو هستند. روشهاي علمي و عملياتي سالهاست كه از سوي كشورهاي مختلف از جمله ايران، چين، روسيه و امارات براي اهداف بارانزايي استفاده ميشوند. بارورسازي ابرها (Cloud Seeding) شناختهشدهترين و رايجترين روش علمي دستكاري آبوهواست.
در اين روش موادي مانند يدور نقره يخ خشك يا نمكهاي خاص توسط هواپيما، پهپاد يا ژنراتورهاي زميني به داخل ابرهايي كه مستعد بارندگي هستند، تزريق ميشود. اين ذرات به عنوان «هستههاي ميعان» عمل ميكنند. رطوبت موجود در ابر به دور اين ذرات منجمد شده، سنگين ميشود و به صورت باران يا برف فرود ميآيد. بارورسازي ابرها نميتواند در يك آسمان صاف و بدون ابر، باران ايجاد كند. اين روش تنها بازدهي بارشي ابرهاي موجود را حداكثر ۱۰ تا ۲۰ درصد افزايش ميدهد. در برخي مناطق كشاورزي، از راكتها يا ژنراتورهاي صوتي براي شليك به درون ابرهاي تگرگزا استفاده ميشود. هدف اين است كه با ايجاد ارتعاش يا تزريق مواد، ابعاد دانههاي تگرگ را كوچكتر كنند تا قبل از رسيدن به زمين ذوب شوند و به محصولات آسيب نزنند. در برخي فرودگاههاي پيشرفته جهان، از تكنيكهاي حرارتي يا پاشش مواد شيميايي براي باز كردن لايههاي مه غليظ در اطراف باند فرودگاه استفاده ميشود تا ديد افقي خلبانان افزايش يابد. روشهاي نظري كلان مهندسي زمين در مقياس سيارهاي براي مقابله با گرمايش زمين هستند. اين روشها هنوز به مرحله اجراي انبوه نرسيدهاند و بسيار چالشبرانگيز هستند: مديريت تابش خورشيد ايده اصلي اين طرح است كه با بازتاب دادن بخشي از نور خورشيد به فضا براي خنك كردن زمين عمل خواهد كرد. يكي از روشهاي پيشنهادي، تزريق ذرات آيروسل (مانند گوگرد) به لايه استراتوسفر زمين است تا عملكردي مشابه خاكسترهاي يك آتشفشان بزرگ داشته باشند و زمين را خنك كنند. روشنسازي ابرهاي دريايي ايدهاي در همين راستاست تا با پاشيدن ذرات نمك دريا به درون ابرهاي روي اقيانوسها براي سفيدتر و متراكمتر كردن آنها، تا بتوانند نور خورشيد بيشتري را منعكس و بدين ترتيب در آينده با گرمايش زمين مقابله كنند.