بازگشت به تالار تحتالشعاع حبس ۸۰ روزه
بازگشايي بازار سرمايه پس از يك وقفه طولاني و كم سابقه، اگرچه در نگاه اول با تعادلي نسبي و چاشني اخبار مثبت سياسي همراه بود، اما زخمي عميق بر پيكره اعتماد سهامداران برجاي گذاشته است.
بازگشايي بازار سرمايه پس از يك وقفه طولاني و كم سابقه، اگرچه در نگاه اول با تعادلي نسبي و چاشني اخبار مثبت سياسي همراه بود، اما زخمي عميق بر پيكره اعتماد سهامداران برجاي گذاشته است. در تحليلي جامع به بررسي تبعات اين توقف ۸۰ روزه بايد گفت كه كه خدشهدار شدن اصل «نقدشوندگي» ميتواند موج جديدي از كوچ سرمايههاي خرد (زير يك ميليارد تومان) را به سمت بازارهاي موازي همچون طلا و ارز رقم بزند. بازارهايي كه برخلاف بورس، در بحرانيترين شرايط نيز راه نقد كردن دارايي را براي صاحبانش باز نگه داشتند.
پس از گذشت ۸۰ روز از توقف معاملات و تعليق حضور سرمايهگذاران در تالار شيشهاي، سرانجام بورس تهران در روزهاي اخير فعاليت خود را از سر گرفت. نگاهي به تابلوي معاملات در روز بازگشايي نشان ميدهد كه بازار بهرغم فشارهاي سنگين فروش در برخي نمادهاي استراتژيك موفق شد تعادلي نسبي را تجربه كند. اين تعادل مديون دو فاكتور اصلي بود: نخست، حمايتهاي سازمانيافته از نمادهاي شاخصساز كه مانع از ريزش دومينويي قيمتها شد و دوم، رشد درآمدي برخي شركتها در دوران توقف كه منجر به بازگشايي سبز آنها شد. با اين حال، وراي اين اعداد و ارقام، پرسشي كليدي در ذهن فعالان اقتصادي نقش بسته است: بورس پس از اين غيبت طولاني چه پيامي براي سرمايهگذار دارد؟
1) ديپلماسي، سوخت موتور محرك بورس: يكي از عوامل اصلي كه در روزهاي اخير به ياري بازار سرمايه آمد، وزيدن بادهاي موافق از سوي مرزهاي ديپلماتيك بود. اخبار مثبت از روند مذاكرات و مخابره سيگنالهايي مبني بر تمايل طرفين براي پرهيز از درگيري نظامي، اتمسفر بازار را تغيير داد. واقعيت اين است كه بورس تهران به شدت نسبت به تحولات سياسي حساسيت نشان ميدهد. در شرايطي كه سايه جنگ كمرنگ ميشود، خوشبيني به آينده اقتصادي جايگزين ترسهاي لحظهاي شده و سهامداران را به حفظ داراييهاي خود ترغيب ميكند. اما نبايد فراموش كرد كه تكيه بر اخبار سياسي، به تنهايي نميتواند ضامن بقاي بلندمدت بازار باشد.
2) بحران نقدشوندگي؛ سمي در رگهاي بازار: بزرگترين چالش پيش روي بورس، نه نوسان قيمت، بلكه خدشهدار شدن مفهوم «نقدشوندگي» است. نقدشوندگي به معناي امكان تبديل سريع دارايي به نقد با كمترين هزينه، سنگبناي جذابيت هر بازار مالي است. توقف ۸۰ روزه معاملات، اين پيام نگرانكننده را به سهامدار مخابره كرد كه «ممكن است در روزهاي بحران، دارايي شما از دسترستان خارج شود».
در حالي كه در همين مدت، بازارهايي نظير طلا، ارز و حتي املاك (با وجود ركود)، امكان معامله و نقد كردن دارايي را براي صاحبان خود فراهم ميكردند، انحصار معاملات در بستر سامانه معاملاتي بورس باعث شد تا سهامداران با نوعي «حبس دارايي» مواجه شوند. اين اتفاق، نقدشوندگي بورس را كه همواره مزيت رقابتي آن نسبت به بازار مسكن يا خودرو بود، زير سوال برده است. اگر سرمايهگذار به اين نتيجه برسد كه در زمان نياز مبرم، قادر به فروش سهام خود نيست، بهطور طبيعي بخشي از منابع خود را به بازارهايي منتقل ميكند كه نقدشوندگي آنها در شرايط بحراني تضمين شده باشد.
3) پارادوكس سهامداران خرد؛ مقصد بعدي كجاست؟ آمارهاي اخير سازمان بورس نشاندهنده يك واقعيت تاملبرانگيز است: ۹۵ درصد از سرمايهگذاران حاضر در بازار، دارايي زير يك ميليارد تومان دارند. اين عدد به ما ميگويد كه بدنه اصلي بورس را طبقه متوسط و سهامداران خرد تشكيل ميدهند. حال اگر اين گروه تحت تاثير نااطمينانيهاي ناشي از تعطيلات طولاني بورس، تصميم به خروج بگيرند، مقصد نهايي آنها كجاست؟با پول زير يك ميليارد تومان، امكان ورود به بازار مسكن عملا منتفي است. بازار خودرو نيز با توجه به محدوديتهاي عرضه و قيمتهاي كنوني، پذيراي حجم وسيعي از اين سرمايهها نخواهد بود. بنابراين تنها دو گزينه روي ميز باقي ميماند: «طلا» و «ارز». اين بازارها به دليل قابليت سرمايهگذاري با مبالغ خرد و نقدشوندگي بالا در هر لحظه، جذابترين پناهگاه براي سرمايههاي خارج شده از بورس خواهند بود. گسيل شدن اين حجم از نقدينگي به سمت بازار طلا و ارز، نهتنها بورس را ضعيف ميكند، بلكه ميتواند منجر به ايجاد تلاطمهاي جديد در نرخ ارز و تورم شود.
4) صبر استراتژيك براي تحليل آمارها: اگرچه در روزهاي نخست بازگشايي، خروج بزرگي ثبت نشده، اما براي قضاوت نهايي هنوز زود است. بايد حداقل دو تا سه هفته از روند معاملات بگذرد تا بتوان بر اساس آمارهاي دقيق خروجي و ورودي پول حقيقي، قضاوت كرد كه آيا اعتماد سهامداران بازگشته است يا خير. مديريت بازار بايد در اين بازه زماني، با اقداماتي نظير افزايش ضريب اعتبار كارگزاريها و جلوگيري از عرضههاي سنگين توسط حقوقيها، فضاي اطمينانبخشي را ايجاد كند. بازار سرمايه در پيچ تاريخي مهمي قرار دارد. بازگشت به مدار معاملات در كنار طرحهاي حمايتي نظير «طرح نقدينه» و وام ۲۰۰ ميليوني، گامهاي مثبتي هستند، اما درمان اصلي بورس، بازگرداندن اعتماد به «نقدشوندگي» آن است. سياستگذاران بايد بدانند كه تعطيلي بورس در زمان بحران، شايد در كوتاهمدت از ريزش قيمت جلوگيري كند، اما در ميانمدت، با فراري دادن سرمايهگذاران خرد به سمت بازارهاي غيرمولد، هزينههاي به مراتب سنگينتري را به كل اقتصاد كشور تحميل خواهد كرد. اكنون زمان آن است كه با شفافيت و ثبات در تصميمگيري، به سهامدار اطمينان داده شود كه بورس همچنان نقدشوندهترين و شفافترين بازار براي سرمايههاي خرد ايرانيان است.